فکر کردن


برابر پارسی: اندیشیدن

معنی انگلیسی:
believe, calculate, cerebrate, consider, judge, think, trow, trust, puzzle, ween, feel, figure, reckon, mull, reflect, to think, to reflect

لغت نامه دهخدا

فکر کردن. [ ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اندیشه کردن. اندیشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فکر شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اندیشه کردن اندیشیدن .

مترادف ها

reflect (فعل)
بر گرداندن، تامل کردن، فکر کردن، معکوس کردن، منعکس کردن، بازتابیدن، بازتاب دادن یا یافتن

cerebrate (فعل)
فکر کردن، فعالیت مغزی را نشان دادن

think (فعل)
عقیده داشتن، فکر کردن، اندیشیدن، خیال کردن، خیال داشتن، گمان کردن، فکر چیزی را کردن

ween (فعل)
فکر کردن، تصور کردن، بر آن بودن

ideate (فعل)
فکر کردن، تصور کردن

فارسی به عربی

اعتقد

پیشنهاد کاربران

حساب کردن شماره کردن
واژه های عربی زیر ریشه اوستایی دارند:
فکر: Ava Kara
ذکر: Adhiri Kara
نکر: Ni Kara
بکر: Aipi Kara
سکر: Os kara
شکر: Asha Kara
مکر: Aiwi Kara
حکر: Akh Kara
عکر: A Kara
وکر: Vi Kara
پی رس: Paarsitek@
فکر کردن از اندیشیدن می اید چرا چون فکر کردن 2 جور است مثل من برای مثال میگم میز شما در فکر وعقل خود هزاران میز در تفکر شما می آید ولی اگر من برای مثال بگم خدا شما هیچ تصاویری از ایشان به ذهن نمی توانی بی آوری چرا
چون بعضی از کلمات و اجسام تصویر در عقل و تفکر ما ندارد
تله ی حذف فکر
برخی از نویسندگان خودشناسی و معلمان معنوی، مخاطب را به حذف اندیشه توصیه می کنند و توقف فکر را راه خلاصی از رنج های روحی و تضادهای درونی می دانند.
این در حالی است که اصولا انسان، موجودی اندیشنده است و حذف تفکر برای او سخنی بی معنی است.
...
[مشاهده متن کامل]

به علاوه، توقف فکر در دنیای پر از شتاب و کار و مسؤولیت که هر عمل شخص، اثرات دور و نزدیک بی شماری در زندگی خود و دیگران دارد، نه عاقلانه است، نه عملی و نه حتی اخلاقی.
گذشته از آن، اتخاذ هرگونه تصمیم اخلاقی و انسانی، نیازمند تفکر، دقت و سنجش گری است ( حتی تصمیم به حذف فکر! ) .
برخورداری از قدرت اندیشه مشکل انسان نیست، بلکه مزیت اوست. راه آسودگی آدمی در کنار گذاشتن این موهبت عظیم و فروکاستن خویش به حد گیاهان و جمادات نیست، بلکه در جلوگیری از هرزرفتن فکر و اجتناب از استفاده غلط از این نیروی بزرگ است.

پنداشتن
اندیشیدن

اندیشیدن
فرایندی است که در آن با استفاده از معلوماتمان، مجهولی را معلوم میسازیم و به نوعی از مجهولات خویش می کاهییم و به معلوماتمان می افزاییم که این مطلوب تنها با نظم دادن به معلومات سهل می گردد.

بپرس