کنسل

/kansel/

برابر پارسی: رها شده، دور ریخته، افکنده، افتاده

فرهنگ معین

(کَ س ) [ انگ . ] (اِ. ) لغو، فسخ .
(کُ سُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - پیش آمدگی بنا به داخل پیاده رو، تیری که یک سر آن درگیر و سر دیگر آن آزاد باشد. ۲ - میزی کم عرض در کنار دیوار و چسبیده به آن که معمولاً آیینه ای بر روی آن یا دیوار مقابل آن قرار دارد. ۳ - قسمتی از جلو داشبورد ماشین در فاصلة بین د

پیشنهاد کاربران

واژه دلکَن و البته واژه کند دل ( کندل ) هم بسیار زیبا و هم آوای کنسل است و میتوان به جای همه نمونه سان ها بکار برد.
من از او منصرف شدم => من از او دلکن/کندل شدم
اینکارو کنسلش کن = اینکارو دلکَنش کن
...
[مشاهده متن کامل]

چرا کنسل شد؟ = چرا دلکَن شد؟
من از انجامش منصرف شدم = من از انجامش دلکن شدم
انصراف داد = دلکن/کندل داد
رد کردن بیشتر برای نپذیرفتن یا گذشتن از چیزی بکار میره => نیکو نیست
بی خیال بیشتر برای فکر نکردن و گذشتن فکری از چیزی بکار میره => نیکو نیست
پس دادن از گذر دادن آمده یعنی چیزی را در خود پذیرفتن و پذیرش کردن و برابر لاتین آن pass میشود به به چم پاس دادن و امانت سپاریست و از شاخه های چمیدن آن به accept و پذیرش و چیزی را از خود عبور دادن هم می باشد پس نمیتواند با کنسل همچم باشد=> نیکو نیست

🇮🇷 واژه ی برنهاده: ناکَرد 🇮🇷
بهترین معنی کنسل در فارسی یعنی لغو کردن فسخ کردن
کنسل کردن قرارداد یعنی بر هم خوردن و لغو آن
کنسل شدن ملاقات و یا بر هم خوردن جلسه یعنی برهم خوردن آن لغو آن
کنسل کن یعنی لغو کن
کنسل کن یعنی آن چیز را نادیده بگیر
...
[مشاهده متن کامل]

کنسل کردن. یعنی نادیده گرفتن چیزی و یا قرار و معامله ای با تصمیم قبلی

کنسل کردن = به هم زدن
کنسل شدن = به هم خوردن
پارسی را پاس بداریم : )
پیهودن: باطل کردن، لغو کردن، کنسل کردن
پیهایش=لغو ، ابطال
ریشه پهلوی: pathutan و pathunitan : پیهودن و پیهونیدن
پس دادن، پاک کردن،
بلیت را پس داد، چند قلم جنس را از لیست پاک کرد،
وازده_به هم خورد پارسی است بهتر است همتراز زبان پارسی باشد نه عربی
فاتَره ⬅️ کنسل . فسخ
کرواز ⬅️فاتَریدن .
زمان اکنون ⬅️می فاتَرم. می فاتَری. میفاتَرد
گذشته ⬅️ فاتَریدم . فاتَریدی. فاتَدید.
نمونه در سهان زیر
من پیمان نامه خانه را فاتَریدم.
میخوام این دادوستد را بفاتَرم

بی خیال، انصراف
رد - عدم انجام - انصراف - ناموافق
رد کردن ، کنار کشیدن از عملی یا کاری
کنسل :وقفه ایجاد کردن در کاری
کَنسِل - واژه ای انگلیسی ( cancel ) و در فارسی به این معنا کاربرد دارد:
حذف، نقض، باطل، رد، لغو، فسخ، به هم زدن!، وا دادن! -
به شمار نیامدن، حساب نکردن، نادیده گرفتن ( ندید گرفتن ) ، خط زدن، از قلم انداختن!
...
[مشاهده متن کامل]

مثال: پرواز های امروزم را همشون رو "کنسل کن" >>> لغو کن
رابطه دوستم با من "کنسل شد" >>> به هم خورد
فعلاً این جنسو "کنسلش کن" >>> فعلاً این جنسو ندید بگیر

مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)

بپرس