انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

علی سیریزی ٠٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
معنی مصطبه: واژه مصطبه در زبان عربی به معنای نیمکت است، چرا که این ساختمان‌ها از دور به شکل نیمکت به نظر می‌رسیدند.
نوعی آرامگاه در مصر باستان بوده‌است که به صورت ساختمانی با سقف صاف و دیوارهای شیب‌دار به سوی بیرون ساخته می‌شده. این سازه مکان به خاکسپاری تعداد زیادی از شخصیت‌های مهم در تاریخ کهن مصر بوده است.

سجاد ٠٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢

ابراهیم ٠٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢

میثم علیزاده ٠٠:٢٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
معنی Bear: معانی مهم( معانی زیادی دارد):
فعل:
1. تاب آوررن ، تحمل کردن
2. حاوی چیزی بودن، در خود( به همراه خود)داشتن

اسم:
1. خرس
2. خفن( در سختی و مشکل بودن)

* یک اصطلاح مهم:
Bear with me
یعنی "اجازه بدید" ، معمولا وقتی از کسی مودبانه فرصت میخوای تا کاری رو انجام بدی ( مخصوصا برای خود همون شخص)

میلاد علی پور ٠٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
معنی heavily: جدّا، واقعا، کاملا، شدیدا

حمید رمضی ٠٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
معنی Scrunchie: پریشان

محدثه فرومدی ٠٠:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
معنی traditional: دیرپا، دارای قدمت

میلاد رحیمی ٠٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
معنی خوا قزات: فدات شم (کوردی)

Marina ٢٣:٥٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اکیپ: گروه

زانیار ٢٣:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی زانیار: من خودم اسمم زانیاره و به خودم افتخار میکنم که اسمم زانیاره و ریشه آن کردی است

AVA ٢٣:٥٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی the flu: بیماری ، مریضی ، سرماخوردگیnoun

سروناز ٢٣:٥١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی macchiato: یک لیوان بزرگ قهوه

علی ٢٣:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی نوشین: نوشین اسم مردانه نیز هست، مثلاً اسم یکی از همکلاسیهای من نوشین حیدری بود.

پریسا ٢٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ماهانا: ماهانا یعنی همچون ماه زیبا

میلاد علی پور ٢٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی make noise: صحبت کردن، شکایت کردن، اعتراض کردن

آریوبرز ن ٢٣:٢٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی بهداروند: درود خسته نباشید پرسشی که از خدمت شما داشتم این است که کا بهرامی دشتکی هستیم و از طایفه بهداروند اما راجب به اینکه منجزی هستیم یا دیگر طوایف زیر مجموعه نمیدانم خواستم در این راستا کمک کنید با سپاس

حسین بلوچ ٢٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی گراناز: یعنی کسی که زیاد ناز می کند،اسمی دخترانه و بلوچی

اسماعیل مجدم ٢٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

Tatality ٢٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی observe: Obey پیروی کردن یا follow

ایوان ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی آرمین: به معنی انسان کامل

حمیدرضاداعی ٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اثر ساموئل بکت:
در انتظار گودو
دست آخر
آخرین نوار کراپ
بازی
فاجعه
چی کجا
چرکنویس برای یک نمایشنامه
آخر بازی
روزهای خوش
همهٔ افتادگان
وات
مالون می‌میرد
گم‌گشتگان

Zaza ٢٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Moderate: کاهش دادن, پایین آوردن

اسدالهی ٢٣:٠١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ایل کولیوند: باسلام...جناب آقای لطفی شما دراین مقاله فقط به مصاحبه با افرادی که نامشان ذکر شده بسنده نموده اید بعنوان مثال در ایل اسدالهی، اسدالهی ها را به مشهدی زکی اسدالهی و فرزندانش منتهی کرده اید در حالی بزرگ خاندان اسدالهی حاج ملک حسین اسدالهی بوده و از شجره ایشان در همین روستا فعلا سکونت دارند اما باتوجه به اینکه آقای اسد اسدالهی بااین خانواده خصومت داشته اسمی از بزرگ خاندان یعنی حاج ملک حسین اسدالهی و فرزندان ایشان نبرده است ...سخن پایانی اینکه ا گر ایملتان را در این مقاله اضافه کنید با استناد به مدرک و تصویر صحت گفته های خویش را به عرضتان می رسانم..شاد باشید

fatemeh ٢٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Vet: دامپزشک یا دکتر حیوانات

fatemeh ٢٢:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی take care of people: کمک کردن به افراد بیمار

فاطمه جون ٢٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی take care of people: کمک کردن به افراد مریض

رامونا😃☠☠☠☠ ٢٢:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Entertainment: سرگرمی

Arshiya ٢٢:٣٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی illness: مریضی

نیما ٢٢:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی failed: از میان رفته

دکتر مظفر ٢٢:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

Arshiya ٢٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی bitter: تلخ

میلاد علی پور ٢٢:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی shock: تکان دهنده بودن

نیما ٢٢:٣١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی failed: از کار افتاده

Abolfazl ٢٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی بقلمه: بوقلمون را میگذارند که بیات شود پس از آن شکمش را با آلو قیصی خشک پر میکنند

Hana ٢٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Keep in: بستری کردن ( در بیمارستان )

Zaza ٢٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Recommend: مناسب دانستن

نیما ٢٢:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Part of speech: [رشته روانشناسی]نقش دستوری [مثل اسم،فعل،صفت،ضمیر و......]،ادات سخن [مانند اسم ، صفت ، ضمیر وغیره]

تارش ٢٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اسپیل: اسبی ولی. اسبیلی یعنی منطقه چشمهای آب گوارا. آب شفاف. سفید. مردمان اسبیلی، سفید پوستان. احتمالا ریشه اسلاوها(روس ها) اسبیلی است. که 20الی 40 هزارسال پیش به روسیه واروپا شرقی مهاجرت کردند(درجریان کشور گشایی گالش های کاسی تبار). اسپیلی یااسبیلی تره دوس دارم تی خوجیر نوم عشق.

سرداری ٢٢:٠٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Back up: برای ترافیک:پس زدن حجم ماشین ها

راضیه ٢١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی run out of gas: تحیل رفتن انرژی، بریدن، خسته شدن

بهزاد محاسنی ٢١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اثری از توماس مان: یادداشتهای پاریس

سرداری ٢١:٥١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Harsh: بی رحمانه

علی بهجو ٢١:٤٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی تاثیر: واکنش

عبدالسلام ویسی ٢١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اولیوس: در زبان یونانی به معنی خورشید است

سرداری ٢١:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Something's not adding up: یه چیزی جور در نمیاد

فاطمه ٢١:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی kinesiophobia: حرکت هراسی

مرضیه امیدی ٢١:٢٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی گاف دادن: اشتباه و یا سوتی دادن

صدرا ٢١:٢٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی صدرا: بالاترین نقطه ای که می توان بود.

ایلخانی ٢١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی آوج: آوج فارسی شده کلمه آوا می باشد خود اهالی منطقه بیشتر آوا صدا میزنند و به احتمال زیاد به دلیل کوهستان ها یا دره ها ی بزرگ مثل شاه دره آوج که صدا می پیچد آوا نامیده می شود

عاطفه موسوی ٢٠:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Come after: دنبال کسی آمدن یا رفتن