برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عذرا ١٦:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی قزوین: حروف قاف و غین در زبان فارسی نیست .وقاف،و غین حروف مشترک بین عربی وترکی است قاف را عربها ازپشت زبان کوچک وما ترکها از جلوی زبان کوچک ادا می کنیم. در کلمه ی ترکی قاشقچی عربها نمی توانند دوتا ق را در یک کلمه بگویند .ومی گویند خاشقچی و اما ما ترکها اگر غ در اول یک کلمه بیاید بصورت ق تلفظ می کنیم مثلا به غذا ( قذا)و به غاز(قاز می گوییم) و به این حالت قزوین یعنی غزوین با تلفظ قزوین( قاز اوینgazoyun)یعنی جایی که غازها می رقصند.وبازی می کنند(یه مه میسن غاز اتینی بیل مه میسن لذتینی)(در ضمن در کلمه ی گوموش قیه(صخره ی نقره ایی) و قره گوز(سیه چشم) طرز تلفظ ق وگ در ترکی مشخص می شود)

الهه ١٦:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی walk away with: به این نتیجه میرسید

محدثه فرومدی ١٦:٢٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی culpability: مسئولیت

نلی ١٦:٢٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی block out: طرح ریزی کردن

محدثه فرومدی ١٦:٢١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی incredulous: باور نکردنی، غیر قابل باور، باورناپذیر، غیر قابل‌قبول

حسین ١٦:٢٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی biking: دوچرخه

مینی ١٦:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی romer: عاشقانه

نویسنده ١٦:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی رحلت: متضاد ولادت

رها ١٦:١٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی moveaway: کنار رفتن

مهران ١٦:١٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی invite over: دعوت کردن

محدثه فرومدی ١٦:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی make profit: سودآوری

محدثه فرومدی ١٦:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی make loss: ضرردهی

محدثه فرومدی ١٦:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی show a profit: سود دادن، سوددهی، سودآوری
if a company, project, etc show a profit, it makes a profit= macmillandictionary.com/dictionary/british/show-a-profit-loss

محدثه فرومدی ١٦:١٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی show a loss: ضرر دادن
if a company, project, etc show a loss, it makes a loss= macmillandictionary.com/dictionary/british/show-a-profit-loss

s.g ١٦:٠٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی ger: روییدن-نقش بستن

رضا ١٥:٥٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی اثر جمال زاده: نمک گندیده

م مصطفی ١٥:٥٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Regenerative medicine: شاخه‌ای از علم نوین پزشکی است که هدف آن ترمیم و احیا بافت یا اندام آسیب دیده یا از دست رفته می‌باشد که باتوجه به نوع رویکرد و روش درمانی به انواع گوناگونی شاخه بندی می‌گردد

محمد جواد ١٥:٤٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی somehow: یک جوری، به یک شکلی

Alix - Endrow ١٥:٤٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی move away: مهاجرت کردن (v)

محمد ١٥:٤٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی beadsman: کسی را خبیث کردن

Samane ١٥:٣٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی veil: تور، مثلا تور عروس

YASIN ١٥:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی fairly cold: تقریبا سرد

دیوث ١٥:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی diary: دفترچه خاطرات

k lover ١٥:٢٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Vocational: فنی حرفه ای

Ali ١٥:٢٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Camputer lab: آزمایشگاه کمپوت

آرین ١٥:٢٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Fortnite: یا حاصار پلیدی یا جنگ ابدی

حمید ١٥:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی grooming: خود ارایی

Samane ١٥:٢٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی gavel: چکشی ک قاضی روی میز می زند

Arshiya ١٥:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی witcher: افرادی که تمرینات بسیار زیادی میبینند و آزمایش های زیادی روی آنها صورت میگیردو در نهایت از 10 نفر 3 نفر به طور میانگین تبدیل به این افراد میشوند که ما به انها ٌWITCHER میگوییم یا به عبارت ساده تر تقریبا جادوگر

........ ١٥:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی fan: ترفتار

وحید سعیدی ١٥:١٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی بروبد: جارو کند

مريم جواهري ١٥:١٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی junk food: غذاهاي آت و آشغال

مريم جواهري ١٥:١٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی as well as: ب همان اندازه

Amirhossein ١٥:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی sterdam: برایه آسودگی درک تحصیل

وحید محمودزاده ١٥:٠٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Welcome Break: استراحت و تنفس دلپذیر وسط روزمرگی

سعید ترابی ١٥:٠٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی inspiration: مشوق، انگیزه، ایده

مهشید ١٤:٥١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی برف و بوران: برف سنگین ،برف شدید،برف همراه سرمای زیاد،برف با سوز و سرمای زیاد

سعید ترابی ١٤:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی pursuit: 1. به دنبال
2. تعقیب
3. سرگرمی و فعالیت های شخصی

الناز ١٤:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨

تورج ١٤:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی firm: قاطع - قاطعانه

عبدالرضا ١٤:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی لامپ برق: من کارخانه لامپ ال ای دی دارم میخوام ماشین الات از چین بخرم

ماندانا مظاهری ١٤:٣٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی immediate predecessor: اسلاف بلافصل

اری ١٤:٣٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی lol: , hello how are you
LOLیک اسباب بازی منم دارم ازش

🌠MM93🌠 ١٤:٠٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Go to the hounds: مخروبه شدن،به ویرانه‌ای تبدیل شدن

soheil noroozi ١٤:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی do not kill him: او را نکش

علی ١٣:٥٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨

AMIR ١٣:٥٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی VLTN: گرگ نما

محدثه فرومدی ١٣:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی arrogant: خودپرست، مستکبر

مهدی ١٣:٤٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی نیاکو: اسم منطقه ای است مابین شهر آستانه اشرفیه و لاهیجان در استان گیلان

محدثه فرومدی ١٣:٤٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی mistake: guardians mistaking Chinese supply as eradicating economic cycles :
متولیانی که عرضه چین را به اشتباه ریشه‌کن‌کننده چرخه‌های اقتصادی می‌دانند