برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

محمدرضا اظهری ١١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی corona: دژچین =دژ(بدی و رنج) چین(خاستگاه این بیماری)

علی باقری ١١:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی سبز آرنگ: سبز آرنگ : سبز رنگ بالکنایه سبز پوش ؛ سبز آرنج بالکنایه سبزه پوست
زان خرامنده سرو سبز آرنگ
خواست تا از شکر گشاید تنگ
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 526)

مهدی ١١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی adjustment: ابزار تنظیم مثل ولوم دستگاه

Figure ١١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی crack open: باز کردن(بویژه در بطری)

1. (To open something.especially a bottle or can of drink)
We cracked open a bottle of wine to celebrate finishing our first year of grad school.
The side of the mountain cracked open and molten lava flowed out
The egg cracked open and a chick worked its way out.
2) Fig. to expose and reveal some great wrongdoing
The police cracked the drug ring wide open.

milkyway ١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠

Mah ١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Arteriomalacia: Softening of the arteries

احمد مولا ١١:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی in real time: در لحظه

♥BTS♥ ١١:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Range: محدوده

Abolfaz ١١:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی contribute to: باعث شد ن

Braveheart ١١:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی catch: فهمیدن،متوجه شدن
معمولا برای جملات منفی استفاده میشه
I didn't quite catch what you said

shhs ١١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی tidal wave: sonami


very large wave in the sea

Amir ١١:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Deposit box: صندوق امانات (بانک)

سمانه سادات ١٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی ranting: داد و فریاد کردن

علی ١٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی دلجویی: دلداری، تسلی دادن

Faegheh ١٠:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی gentle hills: تپه های هموارو کم شیب

♥BTS♥ ١٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Show some body the ropes: کمک کردن، راهنمایی کردن

علی گودرزی ١٠:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی گودرزی: پرچم گودرزی ها بالاس ،دلاوری وغیرت وناموس پرستی توی خون همه ما گودرزی ها بوده وهست وادامه دارد .

شیدا ١٠:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی ill treated: سو استفاده

خیری ١٠:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی knucklehead: کسخل _ پخمه

مرجان فرجی ١٠:٣٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Pathologize: بیمارگونه انگاری
کژ انگاری
غیرعادی دانستن
نامتعارف دانستن

Afsun ١٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی produce: با توجه به متنی که ترجمه میکنید میتونید تحویل دادن هم بگید مثل جمله if our goal is to produce communicative users of the L2 ....
: اگر هدف ما تحویل کاربرانی ارتباطی از زبان دوم باشد

سیده خلود موسوی ١٠:١٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی المعتبر: پند گیرنده

فریــــــماه رفیعی ١٠:١٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی hostage: to hold hostage :ترجمه کمی ادبی در متونی که از نظری لغوی به گروگان گیری اشاره ندارند:
به حصار خود درآوردن

عادله ١٠:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی عادله: عادله=عدالت عدل

محمد حسین کوزه گران ١٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠

مهران مرتاض ١٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی پنوم: پنهان . در گويش رايج در يزد قديم كاربون فراوان داشته است

جواد مفرد کهلان ٠٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی تبرگ: تُبُرگ می تواند توَ-بُرج باشد یعنی بُرج نیرومند یا مانند بُرج نیرومند.

Sogand ٠٩:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی �المدن: المُدُن جمع کلمه" مدینه "هست.
مدینه به معنای شهر هست .
پس بنابراین المُدُن به معنی" شهرها " هست😊

کرام ٠٩:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠

رضا پرهیزگار ٠٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Thick and fast: بسیار زیاد، بی شمار

هما ٠٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی هوو: یعنی ثریا.یعنی پات بچرخه سنگسار.
خداریشتونا بکنه که با زن چه کردیدتوعالم براهوس وعبث

دیوانه ٠٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی سکسی: جذب کننده .ادم هوس میکنه ی بار انجام بده .هات

Mahdi 4G ٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی withdrawal: دوره ناخوشی پس از ترک مواد مخدر

رضا محمدزاده ٠٩:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی carfax: یک سایت قیمت ماشین های دست دوم امریکایی

Ati ٠٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Concurrently: همزمان,باهم

Afsun ٠٩:١٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Audiolingualism: در رشته اموزش زبان خارجی به صورت روش یا رویکرد شنیداری گفتاری ترجمه میشود

پریا ٠٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Unconscious drive: محرک ناخودآگاه

نسرین ٠٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی احدودب: کمر خمیده

شهناز ٠٨:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی سرپانتین: مار سنگ

فاطمه شیبانی ٠٨:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی تاول: تاول :
آسیب ناشی از تماس بدن با جسم یا بخار داغ

مهدی صباغ ٠٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی stunt man: Noun - countable :
بَدَل کار
کسی که در هنگام ساختن فیلم های سینمایی، در صحنه های خطرناک، به جای بازیگر اصلی ایفای نقش می کند.

مهدی صباغ ٠٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Risk taker: Noun-countable :
ریسک پذیر
اهل ریسک
اهل خطر کردن
Adventurer
Stuntman
Madcap

نرجس ٠٨:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Self maintenance: خودمراقبتی

مهدی صباغ ٠٨:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Hard work pays off: Proverb :

تلاش کردن به نتیجه خواهد رسید.

با کار و تلاش کردن به همه چیز می توان رسید.

معادل با ضرب المثل فارسی :

زِ کوشش به هر چیز خواهی رسید
به هر چیز که خواهی، کماهی رسید

Zafar ٠٨:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی قمچی: قمچی اصلاً واژه ترکی است. این واژه به زبان ترکی کهن از فعل "qam" ضربه زدن و پسوند "čı" ساخته شده است یعنی چیزی که ضربه می‌زند. ولی امروز این فعل - "qam" در حال کاربرد نیست. پارسی اش تازیانه است.

سعيد ٠٧:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی سامیار: آریا بزارم خانوم نرگس هم به عرشیا میاد هم چون تو خارجی، آریا اصیل تره

Rouqa ٠٧:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی bring somebody up: اشتباه نشه

①. پول و غذا و خونه دادن به کسی:
support =
help sb live =

******

②. مراقبت کردن و تربیت کردن یه بچه:
Bring sb up =

بابااحمدی ٠٧:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی ایل چهاربری لر بختیاری: ایل دورکی به طوایف زیرتقسیم میشود
بابااحمدی
زراسوند
آسترکی
گندلی
اسیوند
موری
صالح بابری
چهاربری
علاسوند
عربکمری
مشایخ
شیخ رباط
چهرازی
شهماروند

بابااحمدی ٠٧:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی آسترکی: ایل دورکی به طوایف زیرتقسیم میشود

بابااحمدی
زراسوند
آسترکی
گندلی
اسیوند
موری
علاسوند
صالح بابری
چاربری
عرب وکمری
مشایخ
چهرازی
شیخ روباط
بیشترین تجمع ایل دورکی دراستان خوزستان وچهارمحال وبختیاری است

علی گودرزی ٠٧:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی hyperlapse: دور تند