انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نجمه ٢٢:٠٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Sceptical: شک و شبهه

ماریا ٢٢:٠١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی ماریا: دریای تلخی

Ailin ٢٢:٠٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی distance: فاصله

سانیا ٢١:٥٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Register: ثبت نام کردن

عاطفه ٢١:٥٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی مهدیار: زیبا ترین اسمی که تا به حال شنیدم مهدیار بود ینی یارو یاور امام عصر مهدی صاحب الزمان،اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

Aniya ٢١:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی آنیا: من خودم اسمم آنیا هست و از بچگی به من گفتن معنی اسمم یعنی مادر مادرها
یعنی روشنایی
و این اسم به من روحیه میده

علیزاده ٢١:٥١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Get in touch: Get in touch=keep in touch=be in touch=be in contact
در تماس بودن، تماس داشتن، در ارتباط بودن، تماس خود را حفظ کردن

! ٢١:٤٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی tight: تنگ بودن کفش

صالحی ٢١:٣٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی mochi: ورقه های چسبناک برنجی ژاپنی

حجت ٢١:٣٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی tvc: واژه درمورد بیماری توده حنجره

Mobina ٢١:٢٧ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی My soul: جانان من

حمیده ٢١:١٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Seasonal temperatur variations: تغییرات فصلی دما

مجید ٢١:١٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی reimbursement: پوشش
reimbursement authorizations
مجوزهای پوشش،

محدثه مهری ٢١:١١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧

دیاکو ابڕاهیمی ٢١:٠٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی shrapnel: ترکش

سروش دباغی ٢١:٠٧ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی ارتفاع: بلندا

سعیده ٢١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Mediterraneus: Extremenly healty

قائمی ٢١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی punch list: لیست نهائی نواقص

pegah ٢٠:٥٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی provenance: A list of the people who have owned a work of art

😂آذین😂 ٢٠:٤٦ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی آذین: آذین به معنای نام یکی از سرداران بابک خرمدین عه ک نشون میده آذین اسمی دخترانه و پسرانه است

ali ٢٠:٣٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Lossless: بی وقفه

فریبرز رسولی ٢٠:٢٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی فریبرز: به معنی بزرگ زاده. و فرا تر از برگ برز یعنی بزرگ فر به معنای فرا =فریبرز

سجاد مصلحی ٢٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Beauty products: لوازم آرایشی

محمد امین عظیم زادگان ٢٠:٠٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Take for granted: مسلم فرض کردن چیزی بدون تحقیق.
توجه کمی به../سرسری گرفتن/دست کم گرفتن

محسن یزدان پرست ١٩:٥٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی gear span: در گیربکس های پاورشیفت به وضعیت گیربکس بین دو دنده مثلاً دنده 4 و 5 گفته می شود

آسا ١٩:٥٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی work: work one's way
برای حرکت کردن به آرامی و به سختی به موقعیتی خاص
.I worked my way to the center of the crowd

Sunflower ١٩:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی escalating: در حال زیاد شدن، در حال افزایش یافتن، در حال صعود کردن، در حال بالا رفتن، در حال اوج گرفتن،


در حال تشدید شدن، در حال شدت یافتن، در حال شدید شدن

ریتا ١٩:٥٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی ریتا: مروارید درخشان
لاتین

هستی 😘 ١٩:٤٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی هستی: هستی یعنی تمام وجود😘

افشین حاجی طرخانی ١٩:٤٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی back in the day: (اصطلاح): برای صبحت در مورد گذشته استفاده می شود ، مخصوصاً زمانی که شما خاطرات خوبی یا نوستالژی را از آن زمان به یاد می آورید.

https://idioms.thefreedictionary.com/back in the day

خشایار نوروزی ١٩:٣٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی bad optics: وجه بد (بویژه برای یک سیاستمدار)

نسرین ١٩:٣٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی carry coals to newcastle: زیره به کرمان بردن

Miss.Linda ١٩:٢٦ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Movie star: بازیگر نقش اول

parsa ١٩:٢٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی chocoholic: شکلات خور

نیما وکیل زاده ١٩:٢٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی screen out: حذف کردن، بیرون کشیدن، فیلتر کردن، بیختن

مصطفا ١٩:١٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Expelled: اخراج شدن

Sunflower ١٩:١٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Side with: طرف کسی را گرفتن.

نیما وکیل زاده ١٩:١٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی disinhibition: روانشناسى : بازدارى زدايی، مهارگسیختگی
در روانشناسی به دو معنای زیر بکار می‌رود:
1- رفع اثر مهاری مغز بر رفتار فرد، مانند کاهش عملکرد مهاری قشر مغز توسط الکل.
2- آزادی بیشتر در عمل مطابق با سائق‌ها یا احساسات درونی و کم‌توجه بودن نسبت به مهارهای تلقین‌شده توسط هنجارهای فرهنگی یا سوپرایگوی فرد.

Fatemeh ١٩:١١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Ever: در جملات معنی تاکنون رو میدهد مانند :
Do you ever drive sports car
اما معنی خود کلمه رامیشود :همیشه ،همواره ،هرگز و اصلا نامید

كيميا صادقي ١٩:١١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Burned out: احساس تباهي
خستگي ناشي از كار زياد
سوزاندن زندگي
Geting burned out

مصطفا ١٩:٠٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی toiletries: Cosmetic باهاش مترادفه وباهم بکار میرن

رویا ١٩:٠٧ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی found out: از جایی که find معنی پیدا کردن رو میده فکر کنم اونم از شاخه های همین باشه و معنی یافتن یا پیدا کردن نتیجه برای یک جستجو رو بده


آناهیتا ایوبی ١٨:٥١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی سی سال اخیر: Thirty recent years

پوریا فروتن ١٨:٣٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی midbrain: مغز میانی (پزشکی)

پوریا فروتن ١٨:٣٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی pons: پل مغزی (پزشکی)

Yazdan ١٨:٣٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Flooding: غوطه ور

احسان جعفری نیا پاریزی ١٨:٣٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی Confectionary: واژه confectionary به معنای شیرینی فروشی نیست بلکه خود شیرینی است، که شما به آن اشاره کرده اید لطفا در دیکشنری لانگمن و آکسفورد چک بفرمایید و در صورت تایید حرف بنده تصحیح نمایید

احسان جعفری نیا پاریزی ١٨:٢٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی شیرینی فروشی: واژه confectionary به معنای شیرینی فروشی نیست بلکه خود شیرینی است، لطفا در دیکشنری لانگمن و آکسفورد چک بفرمایید و در صورت تایید حرف بنده تصحیح نمایید

آتیلا نورزاده ١٨:٢٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی بانو: بانو یک اسم صددرصد تورک است

Zahra ١٨:١١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
معنی for ages: For a long time