انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مریم رمضانی ١٣:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Factor into: وارد کردن (لحاظ کردن) یک عامل در محاسبات

نگین ١٣:٤٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣

زهرا بلوچ ١٣:٤٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Brachoradialis: عضله بازویی قدامی

مهدی صباغ ١٣:٤٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی speaking of someone: این یک اصطلاح است و وقتی به کار می رود که گوینده ی دوم می خواهد به بخشی از موضوع صحبت گوینده اول اشاره کرده و درباره آن صحبت کند به عنوان مثال:
A : some people talk aloud.
B: speak of this talker, i should say they are rude.

ترجمه:
A: برخی از مردم با صدای بلند صحبت میکنند.
B:صحبت از این جور آدم ها که میشه، باید بگم آنها انسانهای بی ادبی هستند.

همان طور که در مثال بالا نیز دیده می شود، این اصطلاح را به صورت های زیر می توان ترجمه کرد:

پیرو صحبت تو درباره ی موضوع ..... باید بگم که .....

صحبت این جور آدم ها(چیزها) که میشه، باید بگم‌ که ........


zakie ١٣:٤٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی working out: کار کردن، انجام دادن

محمدسجاد آذری ١٣:٤٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣

ICE FLOWER ١٣:٤٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی دفرمه: خارج از فُرم و خلاف شکل واقعی و فُرم واقعی

پ ص ر parviz13371348@gmail.com ١٣:٤١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی treachery: دوروئی

درسا ١٣:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی درسا: درسا اسم خیلی قشنگیه هر کی شنیده عاشقش شده یعنی مانند مروارید

ابوالفضل پورعبدالله ١٣:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی miss the bus stop: از دست دادن اتوبوس

مریم خوئینی ١٣:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی marketability: قابلیت بازاریابی

روژین ١٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی روژین: روژ یعنی روز، ژین یعنی زندگی و روژین یعنی روز زندگی و روزی که شادی و خوشی داره

مریم خوئینی ١٣:٢٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Make: کردن_ساختن _ موجب شدن

مریم خوئینی ١٣:٢٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی What: چیزی که

محدثه فرومدی ١٣:٢٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی westward: رو به باختر، رو به غرب

کوثر ١٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی اغواگر: اغواگر یعنی
وسوسه گر

کوثر ١٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی اغواگر: وسوسه گر

رضا آزاد ١٣:٢١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Almohad: موحدون (نام سلسله ای اسلامی در شمال آفریقا که در قرن دوازدهم میلادی تأسیس شد)

شیراز ١٣:١١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی تخمه آفتاب گردان: تخمه افتاب گردان به چه منظو ری به شخص داده میشود

تقی قیصری ١٣:١١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی plume: دوده
[توضیح: پلوم بیش‌تر به معنی دودغلیظ اس.ت پلوم عموماً دارای جِرم مرئی و مانند دانه‌ی برف ورقه‌ای (فَلسی) یا به صورت ذرت بوداده (پفکی) و معمولاً غلیظ است (سیاه مثل دوده‌ی کربنی یا آبی مثل دوده‌ی روغنی)]
Exhaust plume
دوده‌ی اگزوز

AA360c ١٣:١٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی including: containing as part of the whole being considered

سهیل بهزادی ۱۳۶۵ ١٣:١٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی For all I care: تا جایی که به من مربوطه

سهیل بهزادی ١٣:٠١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Rather: I’m in a rather hole
بدجوری گیر کردم

محمد بهلولی ١٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی عدم: در اشعار اورده شده برای مثال کار بررد لطفا این بیت ازدیوان شمس بگذارید متشکر

محمد حسین کریمی ١٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Potato: سیب زمینی

محمد حسین کریمی ١٢:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی couch: مبل
به انگلیسی:sofa

صدیقه ١٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی صدیقه: صدیقه یعنی راستگو لقب های حضرت فاطمه وعایشه.همسر پیامبر وحضرت مریم . مادر حضزت عیسی است

Raha ١٢:٥٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی num: در اکسل وقتی داده ورودی اشتباه باشه منظور منفی بودن داده است این پیغام میاد#num

رضا آزاد ١٢:٤٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Almoravid: مرابطون

nafad ١٢:٤٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی facial: relating to your face.....مثل ماسکهای مراقبتی برای پوست

مسعود موسوی ١٢:٤٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی well now: این عبارت زمانی به کار میره که در پاسخ به جمله ای که شنیدید درستAlex: I have to admitt I really like the taste of�dog food.
Cristin: Well now�
نمیدونید چی جواب بدید مثال:

sogaand ١٢:٤٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی p.e: مخفف physical Education
ورزش،تربیت بدنی

مریم خوئینی ١٢:٤٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی functional: کاربردی

میثم علیزاده ١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی land crab: خرچنگ خشکی

ضحئ ١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی یوکابد: یعنی شکوه فراوان
مربوط به شخصیت ومقام وهنر می باشد
یک شخصیت باشکوه مثل مادر یک مقام باشکوه مثل شهید ویک هنر باشکوه مثل یک تابلوی نقاشی ویایک موسیقی بسیارموزون

رضا آزاد ١٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی material culture: آثار فرهنگی

مریم خوئینی ١٢:٣٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Under: طبق

مریم خوئینی ١٢:٣٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Under: مطابق

تیبا ١٢:٣٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی trustworthiness: وثوق، قابلیت اعتماد

رضا آزاد ١٢:٣٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Emporia: جمع emporium به معنی بازار بزرگ؛ مرکز فروش

فاطیما ١٢:٣٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی یوکابد: یوکابدیعنی نهایت شکوه وعظمت که مخصوص وجودنورانی خداونداست
یعنی هرچیزوهرکسی که بی نهایت باشکوه است

میثم علیزاده ١٢:٣٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی crustacean: سخت پوست، مثل خرچنگ

sogaand ١٢:٣٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی work hard: تمرین سخت،سعی و تلاش،کوشش

فرضی ١٢:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی مولده: مولده یعنی ابزار و نیروی کار حتی اگر ابزار دست انسان باشد در واقع علم در مغز انسان متولد می شود و از طریق ابزار به بوجود می اید

سحر ١٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی intransparent: غیر شفاف
تاریک
ناواضح
غیر روشن

مها سالمی ١٢:١٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Immune: You're immune to sports
نسبت به ورزش مقاومت نشون میدی

Ali ١٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی semester: تایپ شده

محدثه فرومدی ١٢:١١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی show: نمایانگر/نشانگر/بیانگر/مبین/نشان دهنده/آشکارکننده/ روشنگر/گویای چیزی بودن

مها سالمی ١٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی Interrupt: به معنی وسط حرف پریدن هم هست. موقع گفتن حرفی که فعلا جاش نیست گفته میشه.

غزل ١٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
معنی زرنگ: زرنگ سه حرفی درجدول