انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

- ١٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦

روشویی های لبه نازک ١٠:٤٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی دور استایل: روشویی های لبه نازک که روی کابینت قرار بگیرند

علیرضااا ١٠:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی Throw a tantrum: مثل بچه ها لجبازی کردن

روبا ١٠:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی آریانا: آریانا اسمی‌ست که وابسته به جنسیت نیست.

میلان ١٠:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی تاوریژ: تاوریژ یک کلمه کردیست
تاو در زبان کردی یعنی خورشید
ریژ یعنی مقدس تاوریژ ینی افتاب مقدس

Abolfaz ١٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی Volition: قصد و اراده

#yasy@ ١٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی arrive: Arrive=reach=رسیدن 😎🙂

ماندانا ١٠:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی senorita: جذاب

يار دلواري ١٠:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی Genius: نابغه
suit yourself هرجور عشقته

يار دلواري ٠٩:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی you rock: توفوق العاده اي
l cont get enough of you
ازت سير نميشم

میرزایی ٠٩:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی heat of the moment: گرماگرم

... ٠٩:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی sleep through: Continue sleeping while there is a lot of noise around you

علی ٠٩:٤٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی resubmission: ارسال مجدد

Ali ٠٩:٣١ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی on our own: خودمان تنها

سمیرا ٠٩:٢٦ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦

سعدی محمدی ٠٩:٢٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی بوز: بوز : در زبان کردی نام یک درخت سخت و محکم هست که بیشتر درمناطق سرد سیر رشد میکند ودر اکثر ماه سال سبز میباشد که تنه های ان بریدبرید و داخل چوب مایل به سیاه میباشد که در زبان فارسی به ان (آبنوس)گفته میشود که در صنعت هواپیما و مبلمان سخت و آلات موسیقی کاربرد زیادی دارد حتا یک روستا از توابع آذربایجان غربی .شهرستان بو کان بخش سیمینه روستای اربنوس که تی گویش محلی تغییر کرده ودر اصل اسم روستا ( ار بوز ) بوده محل رویش این نوع درخت گرانبها میباشد

Toohid sharifi ٠٩:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی Jitteriness: حالت مستی

آذر ٠٩:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی in depth interview: مصاحبه عمقی

s.iman shahangian ٠٩:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی jerry can: دبه بنزین، ظرف در دار مخصوص حمل و نگهداری مایعات و سوخت

يار دلواري ٠٩:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی you're a charm: خيلي دلبري❤️
just say the word
فقط لب تر كن 💋

يار دلواري ٠٩:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی you're one in million: يدونه اي♾♥️
you mean the world to me
همه چيز مني

TH ٠٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی sweethearts: یار ، دلبر ، معشوقه

بامری ٠٨:٥٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی طوایف بمپور: سلام آقای محمد حرف شما کاملا اشتباه است ما شجره نامه قوم بامری را داریم که از نسل میرچاکر رند بلوچ هستیم و اصل بلوچ قوم بامری می باشد، از ترکمنستان اومدند اینها همه حرف های جدید و من درآوردی هست

Abolfaz ٠٨:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی Forfeiture: زیان ضرر خسارت

mehdi ٠٨:٣٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی expecting: متوقع

مسعوده دانشمند ٠٧:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی self assessment: خودآزمایی

navid ٠٧:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی popular culture: فرهنگ عمومی

آرسام ٠٧:٣٦ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی self directive: خود-پیش‌بَرَنده

abolfaz ٠٧:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی Probation: آزادی به قید التزام

نیازعلی شمس ٠٧:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی appeared: به دیده می‌آید

Sir syp ٠٧:١٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی not be up to much: not be very good زیاد خوب نیست

مجتبی ٠٧:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی هرگاهی: همیشگی،جاودانگی

محسن ٠٦:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی فرو کاستن: ختم شدن
منتهی شدن

علی جلالی ٠٦:٠٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦

ارینه ٠٥:٣٦ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی ارینه: یعنی شهری در مدینه

رزیتا جلیلوند ٠٥:١٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی move around: جابجا کردن عوض کردن

مریم ٠٥:٠٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦

علیرضا ٠٤:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی علیرضا: علیرضا رونام پسرم گذاشتم و معنی علیرضا اینکه بخشنده علی باشدمزخرف هست،مرادمعنی کامل این دونام باهم مدنظرم بوده یعنی برترین بخشنده،چراهمه چی رودرگیر شک وشبهه میکنید!؟

محمد محمدبیگی سلخوری ٠٤:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی سیلاخوری: ما از لک های تبعید شده به قزوین هستیم برام همیشه سوال بود که شهرت ما به کدام قسمت از منطقه لک و لر نشین برمیگرده

فارس پارس ٠٣:٣٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی قلعه خلیلی: قلعه خلیلی در زمان حدود ۷۰سال قبل مالک یا خانی به نام خلیلی داشته است و روستای خلیلی خود به چند روستا تقسیم میشود به اسمهای احمداباد قلعه ی خلیلی یک دانگهی باقر اباد تُل گر تل گرد چنار نمازگاه و فکرکنم چند روستای دیگر هم باشد .و توجه که پسوند نام خانوادگی افرادی که انجا ساکنند یا بدنیا می ایند قلعه خلیلی و خلیلی میباشد. و خود شخص خلیلی. برای هر روستا یا چند روستا یک نفر کدخدا تائین میکرده و مالک ان قسمت بوده است.قبر خلیلی در همان روستای خلیلی میباشد.روستای خلیلی در شمال غرب فارس ۶۰کیلومتری شیراز و جزو شهرستان سپیدان (اردکان)میباشد و سر سبز و سرد سیر میباشد و لهجه ی لری دارنند اما لری ساده صحبت میکنند و دارای جاذبه ی گردگشری میباشد .و در انجا باغهای سیب گردو ،و هلو بیشترین است و در کشاورزی هم لوبیا عدس نخد گندم کشت میشود و از لحاظ سرسبزی مخصوصا در تابستان مانند استانهای شمالی کشور میباشد و مردمی خونگرم و مهمانواز دارد .

Fahim ٠٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦

علی اکبر ملک محمدی گله ٠٣:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی کوله جاز: سلام کوله جاز به معنای کالج و کالجه ارتش بوده است درزمینهای با درختچه های جاز بوده است ومتعلق به دیمچه بوده ومحل مانورهای نظامی ارتش بوده است ودرزمان دفاع مقدس در تپه روستا پادگان شهیدقلی پور بود کالج اسم بهتری است.

صدیقه ٠٣:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦

کامران ٠٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی look out not to hit it: مراقب باش نشکونیش.

Zarymeidany ٠٢:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی keep mum: به کسی چیزی نگو

حسنا ٠٢:٥٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی دینا: دینا : دیندار ، بهشت ، پسندیده

اکبر قلی پور ٠٢:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی built up: در رشته عمران سازه بعضی از اندازه ها ی پروفیلهای ساختمانی در کارخانه های تولیدی فولاد تولید نمیشوند را بایستی با دست ساخت لذا به مقاطع یا پروفیلهای ساخته شده با دست را Built-up sections می گویند.

Yasamin ٠١:٥٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
معنی یاسمین: پرنسس بهشت ، اما خيليا میگن ریشه اسم یاسمین آلمانی هست و از اسم (zhasmin) ژسمين میاد ، اما نمیدونم ک درسته یا ن

علی ٠١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦

حصین ٠١:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦