برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Tahour ٢٠:١١ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی mother in law: مادرزن یا مادر شوهر

پری سیما ٢٠:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی فعل: شوربختانه در پارسی نوین دگرسانی ای میان Act فعل و Do عمل نیست و هر دو در فارسی به "کردن" برگردانده میشوند. این دو بسیار به هم نزدیکند ولی نا همسان اند و یک سان نیستند. از این رو باید فرهنگستان زبان و ادب پارسی چاره ای بیندیشد. در اوستایی ژیرا به مینو active (فعال) بوده که امروزه زیرک از آن گرفته شده و مینوی باهوش و زرنگ نیز میدهد. پس ژیر به مینوی act بوده (هم چون دانا و دان برای دانستن)، ازین رو میتواون این واژه را به کار گرفت و Do را کردن خواند و Act را ژیریدن.

علی باقری ٢٠:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی عیبه: عیبه : در زبان آذری به آن هیبه گفته می شود . که یک نوع کیسه ی کوچک دسته دار بود که به جای زنبیل استفاده می شد .

مثل هیچکس ٢٠:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی قرعلیوند: آن کس که بدم گفت بدی سیرت اوست،وان کس که مرا گفت نکوست خود نیکوست،حال متکلم از کلامش پیداست،از کوره همان برون تراود که در اوست.

مهدیار ٢٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی مهدی یار: یار حضرت مهدی

علی باقری ٢٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی پوست: پوست از چیزی برگشادن: آن را آشکار کردن
من که جان دوستم نه جانان دوست
با تو از عیبه برگشادم پوست
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 521)

علیرضا ٢٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Thresholds: درگاه ها
پاشنه در ها
آستانه ها

.... ٢٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Mess: Something that looks dirty (کثیف_ بهم ریخته)

سحر بانو ٢٠:٠٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Consolidating: تثبیت، ثابت شدن

SonRez ١٩:٥٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی simulacrum: وانموده

پری سیما ١٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی ژیرا: در اوستایی به مینوی Active انگلیسی بوده.

علیرضا ١٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Cliques: گلام
بدبین ها
جماعت نرو

Afsun ١٩:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی controlled: معین شده ، معین

علی باقری ١٩:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی تسدیس: زهر در تسدیس : دوست زهره ستاره ی زحل است ، چنانچه زاویه ی این دو از نظر ناظر زمینی 60 درجه باشد در حال تسدیس اند و نظر نیمه دوستی نسبت به هم دارند .
گفت وقتی چو زهره در تسدیس
با سلیمان نشسته بد بلقیس
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 520)

قندی ١٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی حکمت الهی: اعتقاد داشتن به حکیم بودن خداوند به این معنا نیست که بدون چون و چرا و بدون هیچ قید و شرطی نظریه ها و باور های دینی را پذیرا شویم و گردن و کول و دوش خود را زیر یوغ شریعت این یا آن پیامبر بگذاریم و خود را اسیر زنجیره ظلمانی تقلید نمائیم. باور های دینی در پیرامون آفرینش جهان و پیدایش انسان در طبیعت در طول تاریخ بشریت اندیشه و افکار انسان را به انحراف و گمراهی کشیده اند و هنوز از این عمل گمراه کننده دست بردار نیستند. خداوند متعال جهان را ظرف شش روز نیآفریده است و آدم را از گل خلق نکرده و از روح خود در او ندمیده است و حوا را هم از دنده های آدم نیآفریده است. بلکه جهان را از طریق انقباض و انبساط بخش محدود و متناهی از وجود نامتناهی خویش خلق نموده است و انسان و موجودات زنده را از طریق تکامل طبیعت آفریده است. خداوند متعال برای هر فرد انسانی از پیش هفت زندگی و پنج سرنوشت جنسی و عشقی تعیین نموده است. این زندگی و این عالم، اولین زندگی و عالم مادی و روحی است توسط خداوند آفریده شده و شش زندگی های بعدی هرکدام به ترتیب و نظمی خارالقعاده از طریق انقباض و انبساط کیهان ایجاد می شوند. مفسرین آیات و روایات، متکلمین و فقیهان، حکیمان و فلاسفه و شاعران و ادیبان و عارفان عصرهای نزدیک و دور به علت پایین بودن سطح آگاهی و ناچیز بودن شناخت علوم تجربی در اعصار گذشته فقط به معرف دینی، فلسفی و عرفانی اکتفا کرده و نظریات خودرا در پیرامون وجود انسان و جهان و خداوند بطور ناقص بیان داشته اند. در عصر جدید باید با استفاده از اکتشافات علمی، وجود انسان و هدف و معنای زندگی او و شناخت جزئیات طرح خلقت و معرفت خداوند از نو آغاز کرد و خودرا از دست معارف گمراه کننده دینی رها نمود. علاوه بر موارد اشاره شده در بالا، یکی از گمراه کننده ترین باور های دینی بر پایی روز قیامت و بر انگیخته شدن مردگان از قبور می باشد. انسان به همراه کیهان از طریق انقباض ها و انبساط های متوالی به سمت حالت اولیه ملکوتی در چهار چوب ثابت و پایدار جهان در حال سیر و سلوک می باشد و این سیر و سلوک تکاملی هرگز با بر پایی روز قیامت متوقف نمیگردد، به این معنا که قیامت هر گز اتفاق نمی افتد. یک باور گمراه کننده دیگر ، برپایی دادگاه عدل الاهی است. حقیقت این است که این دادگاه هرگز برقرار نمیگردد و هیچ انسانی توسط خداوند مورد استنطاق، بازپرسی و بازجوئی و سرزنش قرار نمیگیرد و هیچ انسانی به عذاب آتش جهنم محکوم نمیگردد. بعضی از دین داران در طول تاریخ مخالف فلسفه و فیلسوفان بوده اند، دلیل آن این است که در نظام های فلسفی وعده های کیفر و عقاب و عذاب جهنمی به چشم آنها نخورده است. انسان های انتقام جو میل دارند که قدرت داشته باشند که بتوانند حریفان و مخالفان و دشمنان خودرا به جهنم بیندازند و وجود اورا ذوب نمایند. به ذوب شدن اکتفا نمیکنند بلکه دوست دارند که بدن و پوست دشمن طوری ساخته شده باشد که پس از ذوب شدن دوباره و سه باره و بطور دائم ازنو ساخته شود تا از این طریق جاودانه زجر و عذاب بکشد.
خداوند متعال از این گونه غرض ورزی ها و انتقام جویی ها مبرا و منزه می باشد و باور و اعتقادی که چنین صفاتی را به خداوند چسبانده است یک باور انحرافی و گمراه کننده میباشد و خوش به حال انسان هایی که خودرا از اسارت چنین باور هایی رها نموده اند.

مژگان ١٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی tracheostomy: نای بری، نای شکافی

علیرضا ١٩:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Beatniks: بیتل
بجنبون

young person in the 1950s and early 1960s belonging to a subculture associated with the beat generation.
"her long black hair and comfortable clothes are the badge of the artist and beatnik"

مژگان ١٩:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی patellectomy: کشکک برداری

زهره ١٩:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Appropriation laws: قوانین تخصیص بودجه به نهادهای خاص برای اهداف خاص

Afsun ١٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی expand: به متن بستگی داره ، اگر به همچین چیزی برخوردید students expand their answers بنظرم میشه گفت : دانش آموزان جواب هایشان را می شکافند

علیرضا ١٩:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی teenybopper: شنگول
دافی
جیگز

عباس اکبری پسند ١٩:٤٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی sodding: موقعی استفاده میشود که میخواهید نشان دهید از چیزی عصبانی یا ناراحت هستید

سجّاد ١٩:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی At a Moment's notice: به محض اطلاع

... ١٩:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Be mindful of yourself: حواست به خودت باشه

Yasna ١٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی dialling: تلفن زدن

امینه میراولیایی ١٩:٣٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٩

خشخاشی ١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی مقرنس: خشخاشی

علی شیروانی ١٩:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی شیوا: سلیس

معصومه ١٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی fork: چنگال

حسن بشیری ١٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی experimentalist: تجربه‌گر ، آزمایش‌گر

محمد دادمهر ١٩:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی croods: کابل ها

قلی قائدی ١٩:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی اوریاد: به احتمال قوی اوراتوراها شعبه ای از اقوام ایلام وهیت وهوریها هستند درکتاب مقدس نام این قوم ارارات نوشته شده ودراثارهرودوت حکومت آنها الارودی نوشته شده است خط اوراتورهادرابتداهیرو گلیف وسپس مثل سومریها با خط میخی وزبان آنها ازجهت گرامر به‌ زبان هوریها وازلحاظ ریشه وکلمات به زبان ماناها نزدیک است درایلات قشقایی هم طایفه ای قدیمی به نام اوریاد یا اویرات وجود دارد .همچنین دارای اجاق مشخص غیرازاجاق مو صلو می باشداین مطالب از کتاب زبان ترکی استاد ارزشمند جناب اسداله مردانی رحیمی بیان شده است صفحه ۶۸
*اوریاد یکی از۳۲ ایل و خانواده های اشرافی ترک زبان مطرح درزمان شاه عباس کبیر که نسبت به سایرین دارای امتیاز و برتری بوده اند بنحوی که تمامی مقامات و حاکمان فقط از این سی و دو ایل و خانواده انتخاب می شده اند.
(مطلب فوق به قلم اروج بیگ منشی(سفیر شاه عباس کبیر)به همراه سر آنتوان سرلی انگلیسی (منشی دربار فلیپ سوم پادشاه اسپانیا)تاریخ کتابت ۱۰۰۸هجری قمری برابر۱۵۹۹میلادی نوشته شده است.
*(اصل سند بزبان اسپانیایی است)
پسوند(لو)که در آخر بسیاری از آنها ملاحظه میشود مبین آن است که قبیله مزبورمتعلق استد به رئیسی است به آن ن.
اسامی ۳۲ ایل و خانواده بشرح ذیل است :
۱-ایل استاجلو۲-ایل شاملو۳-ایل افشار۴-ایل ترکمان۵-خانواده بیات۶-خاندان تکلو۷-هنرمندلو
۸-ایل ذوالقدر ۹-‌خانواده های قاجار۱۰-خانواده های قرامانلو۱۱-ایل بیبورتلو۱۲-ایل اسپهرلو
۱۳-ایل اوریاتها ۱۴-ایل چاوشلو۱۵-ایل آسایشلو۱۶-چمیش قزاقلو۱۷-سروزلچلو۱۸-قارابچغلو ۱۹-ایل برچلو۲۰-کوینیورلو۲۱-ایل گرگلو۲۲-ایل بزچلو۲۳ایلحاجی فقیه لو۲۴ایل حمزه لو ۲۵ایل سلچلو۲۶ایل محمودلو۲۷ایل قره چماقلو۲۸ ایل قراقویونلو۲۹ایل کوسه بویزلو۳۰ ایل بیچلو ۳۱ایل اینزلو۳۲ایل کوه گیلویه لو
مولف پیران قشلاقی رحیملو

بهار ١٩:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی ovalbumin: پروتین موجود در سفیده تخم مرغ

مرتضی ١٩:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی انتفاعی: \\\ غیر دولتی ///


موسسات و مراکز آموزش عالی انتفاعی ( موسساتی که در ازای اموزش پول قابل توجهی از شما میگیرند درست نقطه مقابل موسسات غیر انتفاعی . )

عباس اکبری پسند ١٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی public domain: انظار عمومی

عماد ١٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Permlom: برجسته، برتر

علی شیروانی ١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٩

محمد حسینی ١٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی سطروینون چیست: بیونانی اسم نباتی است کهاکثرا درگندم زارمی رویدوباگندم می رسد مابین شجر وگیاه ساقش باریک وپراره وبیشاخ وبرگش بقدرانگشت ابهام مابین استداره وطول وبرسربرگها اویخته وازیکدیگرمتباعد ودر رنگ شبیه ببرگ کلم ودراخرساق شعبهای ریزوبجای ثمر قبها بران شعب وسفیدصنوبری وگلش سفیدوزردوبیخش درازوسفید وبااندک تلخی وخوشبوئی وتند ومعطش وغیر کندش است برگرفته از کتاب تحفه حکیم مومن

neda ١٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی better placed: To be in a better position or situation to do or have something.

حلما هستم حلما بقالها ١٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی هارت: برای استیکر م میخوام

Nematallahrahmani ١٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی gomorrah: Thanks a million

سامان رمضانی ١٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی bitterly disappointed: به شدت/شدیداً نا امید

Only God ١٨:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی vases: گلدان
ظرف

دنیا ١٨:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی پلاچ: پلاچ در گویش دشتی به کسی میگن که تو انجام کارها تنبلی و معطلی زیادی داره

M. J ١٨:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Extrerior: خارجی بیرونی

Lime_G@mer"XJ$ ١٨:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی lunar calendar: تقویم ماه قمری/:

M. J ١٨:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی Extraneos: نامربوط بی ربط

Xenos ١٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی (taking) to the limit: to the greatest possible point : as much as possible
Our resources have been stretched to the limit.
The left has taken horseshoe theory to its limit,

Nooshin ١٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی flood: به معناي سيل🌊

Shadi ١٨:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٩
معنی narrated: روایت کردن