انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سیدحسین اخوان بهابادی ٠٩:٤٧ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی کله کشو: Kalle kashu/در گویش شهرستان بهاباد به معناي یواشکی سرک کشیدن است.

اصغر بیگدلی ٠٩:٤٠ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی مشهور: بلند آوازه

رامین ٠٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠

E ٠٩:١٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Vines and shrubs: تاک ها و بوته ها

آرش ٠٩:٠٤ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی قبل: آلت تناسلی زن

پوریا ٠٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی La rafale: تند باد شدید و ناگهانی

پوریا ٠٨:٤٥ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی La rafale: باد شدید
Gusty wind

whitehat ٠٨:٣٥ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی rsi: rsiیا relative strength index شاخص قدرت نسبی:یک شاخص محبوب که توسط ولس ویلدر در کتابی که خود به چاب رساند با نام"tradind systems new concepts in technical"معرفی شد.rsi بین 0تا100نوسان میکند.رقم بالای ۷۰منطقهخرید هیجانی و رقم زیر ۳۰فروش هیجانی محسوب می شود.هنگامی که قیمتبالای ۷۰ و یا پایین ۳۰است و با قیمت واگرایی دارد یک اخطار برای برگشت روند می باشد.دوره زمانی rsi معمولا ۹یا۱۴ است

Negar ٠٨:١٩ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Mean it: I mean it
جدی میگم! بی شوخی!

مبین بکس ٠٧:٤٣ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Wichoo: ویچو

star⭐️ ٠٦:٥٩ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی enthuse: شوق و ذوق نشان دادن

sari ٠٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی whats done is done: اتفاقیه که شده.

سروش مرادی ٠٥:١٧ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی عراقی بدنام: معنی عراقی نیک بد نام است از ان رو عار می داری چیست و منظور از عراقی چی کسی است

Farzana ٠٤:٤٩ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی used to: عادت داشتن در گذشته

sahar ٠٤:٤٥ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی driven: media-driven رسانه محور

میترا پریدار ٠٣:٥٨ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی e.g: For instanc

Mr.M ٠٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Degree: It's a unit of measurement
یک واحد اندازه گیری است مانند:
It's 92 degrees today

جوکر ٠٢:٤١ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Long Time No See: پارسال دوست امسال آشنا

Imnikkirowww ٠٢:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Badass: خفن ،باحال

Titi ٠٢:٣٨ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Man_made: ساخته ی دست بشر

Titi ٠٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Biological weapon: سلاح بیولوژیکی

Imnikkirowww ٠٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Niggas: کاکا سیاه

فر کیانی ٠٢:٣١ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی عقد: لغت پارسی ایرانی ئوخت شکل اسلی لغت اربیشده ی عقد است که باید آنرا اَغد نوشت در ارمنستان به شکل ուխտ ukht و به مانای عهد پیمان covenant vow promise oath agreement به کار میرود. لغت اوستایی اوخت uxti به مانای گفت word, speech شکل اولیه لغت عقد است که در سنسکریت उक्ति ‎ukti خوانده میشود. بدینسان روشن میشود که واژگان اربی عاقد و عقود جعلی هستند.

فر کیانی ٠٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی شقایق: شکایغ/شغایغ (همریشه با لغت شیک=مجلل) شکل اسلی لغت شقایق به مانای باشکوه شاهانه پرزرغ ‌و برغ، آلی(عالی)، همایون است همانتور که در ارمنستان به شکلքեղ shk’yegh به مانای luxurious gorgeous magnificent splendid fine gallant royal nobby به کار میرود.

فر کیانی ٠٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی قبح: واژه پارسی آریایی غبهـ که ارب آنرا قبح مینویسد در اسل به مانای شرم-ننگ است همانتور که در لغتنامه تخارستانی به شکل ‌‌ghwībh و به مانای shame ثبت شده است. بدینسان روشن میشود که واژگان اربی قبیح و قباحت و تقبیح جعلی هستند.
*پیرس(منبع): A Dictionary of Tocharian B by Douglas Q. Adams

فر کیانی ٠٢:٢١ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی غریزه: واژه آریایی گریجه که امروزه آنرا غریزه مینویسند دارای دو ماناست؛ الف-آرزو-هدف و ب-میل غلبی -انگیزه درونی که در فهرست واژگان هندواروپایی به شکلهای *gherijai به مانای desire آرزو-شوغ داشتن به چیزی و *ghorējai به مانای �اراده-امید-الهام� encouragement ثبت شده است.
از لغت اولی واژگان اربی غَرَض (هدف) و اغراض (هدفها) به دست آمده و از لغت دومی که از ریشه kerd (دل) ساخته شده است لغت انگلیسی courage (دلیری) به دست آمده که ارب از آن لغت غرائز از ریشه فَرزی غَرَض را به دست آورده است.
*پیرس(منبع):
A Grammar of Modern Indo-European by Carlos Quiles

فر کیانی ٠٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی امضا: لغت ایرانی امزا که ارب آنرا امضا مینویسد در زبان باسک به شکل emaitza و به مانای نشان علامت ثبت اثرscore نتیجه result به کار میرود. همتای امزا در دیگر زبانهای ایرانی واژگان دستخط دستنشان و در گرجستان �خلموسر� به مانای دستنویس هستند. بدینسان روشن میشود که لغت ایرانی امزا←امضا از باب اربی افعال بیرون نیامده و همخانواده با کلمه ماضی (=گذشته) نیست.


kamal ٠٢:١٤ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Referenced: پس گشت نامه

سیروس ایروانی ٠٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی rate limiting step: [مهندسی شیمی] مرحله محدود کننده سرعت

فر کیانی ٠٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی نزول: واژه نزول (نز=پایین ئول=پسوند مانند کوچول-شنگول) به مانای فرود همریشه با نژند (فروافتاده) و لغت روسی نیزниз (Proto-Slavic: nizъ=down-bottom) از ریشه هندواروپایی ni- به مانای زیر (نگاه-نویس-نگر) و لغت ز-ژ g’h(e)* از ریشه هندواروپایی h₂eg’* به مانای راندن بردن drive ساخته شده است.
لغت پهلویک *nizburtēh (پایین بُردگی) نمونه دیگری از کاربرد لغت نز است که مانای آن کوچک شمردن-فروکاستن-تحقیر humiliation است. ارب از ریشه فَرزی نزل واژگان جعلی نازل، تنزل، انزال، متنزل و منزل را به دست آورده است.
*پیرسها(منابع)‌:
* Etymology and the European Lexicon 14th Fachtagung of the Indogermanische Gesellschaft 17–22 september 2012. Compiled and edited by Christina L�ye Hejl, Janus Bahs Jacquet, Marie Heide. Executive editors: Benedicte Nielsen Whitehead and Birgit Anette Olsen.
**Nyberg Pahlavi Dictionary



entofa.net ٠٢:١٠ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی analytic hierarchy process: فرایند تحلیل سلسله مراتبی

فر کیانی ٠٢:٠٩ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی تقویم: تکیم یا تکویم شکل اسلی لغت اربیشده ی تقویم است همانتور که در آلبانی به شکل takim* به مانای قرارگذاشتن *date زمان‌دیدار وعده‌-گاه ملاقات عهدبستن مصادفه مقارنه مواجههencounter meeting appointment rendezvous ثبت شده است. بدینسان روشن میشود که تکویم هیچ رپتی (ربطی) به لغت اربی تقویم به مانای از خمیدگی درآوردن-راست و درست ساختن ندارد.
*پیرس(منبع): English-Albanian by Ilo Stefanllari



فر کیانی ٠٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی عکس: لغت پهلویک ākasī که در اوستایی ā-kas (ā=به-بر-سوی-بیش kas=نور) در پارتی میانه *آگس ‘gs خوانده میشده به مانای جلوه، ظهور و بیناب apparent visible است که امروز اکس aks خوانده میشود و ارب آنرا عکس نوشته و لغت عکاس (=اکسکار-اکسگر) را از آن جعل کرده است. دانستنی است لغت اربیشده ی معکوس از این ریشه نیست بلکه از لغت اسک به مانای وارونه ساخته شده و همچنین واژگان اکش akSi अक्षि در سنسکریت و **اَخش axš در اوستایی به مانای چشم هستند.
عکاسی= اکس گری
عکاس=اکس کار
کارگاه عکاسی=اکس خانه
پیرسها(منابع)‌:
Nyberg Pahlavi Dictionary*
**فرهنگ واژگان اوستایی: شادروان احسان بهرامی-فریدون جُنیدی
همتای دیگر اکس نیز واژه ی فرتور می باشد!

فر کیانی ٠٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی معکوس: لغت پهلویک ākasī که در اوستایی ā-kas (ā=به-بر-سوی-بیش kas=نور) در پارتی میانه *آگس ‘gs خوانده میشده به مانای جلوه، ظهور و بیناب apparent visible است که امروز اکس aks خوانده میشود و ارب آنرا عکس نوشته و لغت عکاس (=اکسکار-اکسگر) را از آن جعل کرده است. دانستنی است لغت اربیشده ی معکوس از این ریشه نیست بلکه از لغت اسک به مانای وارونه ساخته شده و همچنین واژگان اکش akSi अक्षि در سنسکریت و **اَخش axš در اوستایی به مانای چشم هستند.
عکاسی= اکس گری
عکاس=اکس کار
کارگاه عکاسی=اکس خانه
پیرسها(منابع)‌:
Nyberg Pahlavi Dictionary*
**فرهنگ واژگان اوستایی: شادروان احسان بهرامی-فریدون جُنیدی

محمد مهدی رییسی ٠٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی pinpoint: با دقت بسیار بالا

فر کیانی ٠٢:٠٢ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی غصه: لغت آریایی غسه kaścai* که ارب آنرا غصه مینویسد شکل اسلی این لغت به مانای سوگ اندوه sorrow است.
*پیرس‌(منبع): Dictionary of Khotan Saka by H. W. Bailey

نیما ٠٢:٠١ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی reapproval: تایید دوباره،تصویب دوباره

محمد مهدی رییسی ٠١:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠

نیما ٠١:٥٠ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی composite: چند سازه،ترکیب

نیما ٠١:٤٨ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی particulate reinforced metal matrix composites: کامپوزیت‌های زمینه فلزی ذره‌ای،ترکیبات زمینه فلزی ذره‌ای

نیما ٠١:٤٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Fiber Reinforced Polymer Matrix Composites: کامپوزیت های زمینه پلیمریِ تقویت شده با فیبر،ترکیبات زمینه بَسپارِ تقویت شده با الیاف

حاج اکبر ٠١:٤٣ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Matrix Composites: ترکیبات زمینه -..... (مثلا" ترکیبات زمینه فلزی)،مواد مرکب زمینه ... ،کامپوزیت های زمینه .... ،کامپوزیت های بَستر ....

محمد ٠١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی lack: امکان نداشتن،
امکانِ استفاده از چیزی را نداشتن

نیما ٠١:٣١ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Interlaminar: میان لایه ای،بین لایه ای،درون لایه ای

نیما ٠١:٢٦ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Designation: مشخصات[مهندسی مواد]،تسمیه[مهندسی مکانیک]،معرفی

محمدامین ٠١:١٤ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Lumpectomy: Segmental mastectomy

Soroush ٠١:١٤ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Speech: Speech به معنی سخنرانی است.
و مترادف آن میتونه Lecture باشه.

محمد رضا شادی ٠١:١١ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی prized: بهادار - با ارزش

Fan ٠١:٠٧ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Billie eilish: یه دختر 18 ساله با صدای منحصر به فرد

Jinok ٠٠:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠
معنی Army: معنیش یعنی ارتش به فن های بی تی اس هم آرمی میگن