انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

محمد خضری ١٢:٢٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠

محمد خضری ١٢:٢٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠

محمد خضری ١٢:٢٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠

sara ١٢:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی unsociable hours: If someone works unsocial hours, they work late at night, early in the morning, at weekends, or on public holidays. In Britain, people are often paid extra for working unsocial hours.

محمد خضری ١٢:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی محتشم: باشکوه

سمیرا ١٢:٢١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی genetic: پایه ای

دکتر سبحان اسماعیلی ١٢:٢٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی neutral: بی طرف، خنثی

محمد خضری ١٢:١٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠

هانی ١٢:١٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی djedmaatesankh: نام یک مومیایی قدیمی مصری متعلق به قبل از میلاد مسیح

سید مهدی میری ١١:٥٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی So there: spoken used to show someone that you do not care what they think and you are not going to change your mind – used by children
مثلا: من نمیام ،(گفته باشم)

Anna ١١:٤٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی egg rolls: یه چیزی شبیه سمبوسه خودمونه

حاجی اسفندياری ١١:٤٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠

امیر ١١:٤٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی یونا: یونا به معنی هدیه خداوند وکبوتر. یه اسم دخترونه است تا پسرونه .من خانمم اسمش یونا هستش اسم دخترونه است تا پسرونه .در ضمن اسم حضرت یونس یونا نبوده تو سایت اشتباه درج شد جز القاب بود مثلا ما داریم پیامبر اعظم در معنا‌ با اعظمت می‌باشد دلیلی نداره بگیم اسم پیامبر اعظم بوده پس اسم پسرونه است

Anna ١١:٣٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی house dressing: سس سالاد
the regular salad dressing in a U.S. restaurant


وحید ١١:٣٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی آروین: نام فیلد مارشال رومل هم آروین بوده

M.kiyan ١١:٢٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Firm and dependable: استوا و قابل عاتماد

مونا ١١:٢٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی اخچلو: پیام آور شادی

محمود ١١:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠

بابک ١١:٢٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠

بابک ١١:٢١ - ١٣٩٧/١١/٣٠

عبدالهي ١١:٢١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی محمل: سخن بي پايه و اساس- دور از واقعيت

مریم رمضانی ١١:١٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی float: در خصوص سهام و بازار مالی انتشار سهام در عرضه اولیه است

مسعود خلیلی بلوطکی ١١:١٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠

عارف ١١:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠

مائده نصیری ١١:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی sole proprietorship: موسسات تک مالکی؛ واحد تجاری دارای یک نفر مالک

عباس ایلکا ١١:٠٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی ایلکا: قومی با شعور،با وفا،با معرفت و مغرور ساکن روستای شهرآباد

سحر ١١:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی incontinence: بی ارادگی

مسعود خلیلی بلوطکی ١٠:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی زور: اشتلم

حسن هوت ١٠:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی فره هنگ: فره به معنای پیش
و هنگ به معنای راندن
فره هنگ=پیشرفت

فایزه ١٠:٤١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Funding Access: دسترسی مالی

محمدرضا سمیعی ١٠:٣٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی fireproofing: عایق کردن و مقاوم کردن چیزی (مثلا فلز) در برابر حرارت

گلی ١٠:١٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی field review: بازبینی در محل

شهریار آریابد ١٠:١٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی بلخ: در پارسی باستان " باختریش " برابر سنگ نوشته های درایوش هخامنشی در پارسه (تخت جمشید).

به کام نارامسینیان ١٠:١٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی سگ: سگ،سگا،سیت سپه،سرباز جنگی،سپه جنگی، نیروی جنگی بی رحم، نام قومی جنگ جو،
این واژه متشابه با واژه ی سگ که یک جانوراست و ربطی از نظر معنی به هم ندارند.
سگوند نام بزرگترین طایفه ی لرستان وشمال خوزستان بازمانده ازسگا گذشته است.

شهریار آریابد ١٠:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی مصر: در پارسی باستان " مودرای " نام کشور پرآمون ها یا پسران آمون( فرعون ها) ، خدای مودرای باستان.

دانیال ١٠:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی دانیال: کلا ما دانیال ها هم اسممون نابیه هم تریپامون هم چشامون هم کسایی که باهشون میپریم هم چیزیایی ک میخوریم دم همتون گرم و دست پدرمادرامون درد نکنه که همچین اسم دهن پر کنی واسمون انتخاب کرده

کامیار نوبختی ١٠:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی A gap in the market: خلا چیزی در بازار
منظور جنسی که تولید نمیشه و کمبود دیده میشه توی اون زمینه

شهریار آریابد ١٠:٠١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی جادو: در اوستا " یاتو "

شهریار آریابد ٠٩:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی هروآباد: " هری آباد" به چم آبادی و روستای آریایی .

شهریار آریابد ٠٩:٥٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی گیلوان: در پهلوی " گیلپان " یا گیلبان به چم نگهبان سرزمین ومردم گیل

pardis ٠٩:٥٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی پردیس: پردیس یعنی:بهشت.من قبلا شنیدم یکی از درهای بهشتم میشع.باغ

شهریار آریابد ٠٩:٥٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی اوباش: آشوبگران

مهشید ٠٩:٤٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی مهشید: مهشید ،مه مهتاب شید خورشید

محمد ٠٩:٣٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی pyrimethamine: نام دارویی انتی بیوتیکی است

رئیس علی دلواری ٠٩:٣٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی penalise: این کلمه سبک نگارش به روش British English برای کلمه penalize می باشد که هر دو به معنی ((جریمه کردن)) هستند.

احمد شعيب ٠٩:٣٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Look down: She seems to look down on people who are less intelegent them her

محمد ٠٩:٢٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی wet paint: رنگی نشوید!

Sadegh ٠٩:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Abandon: ترک کردن .رها کردن

Sadegh ٠٩:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Keen: برنده. تیز .باهوش

HTG ٠٨:٥٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی what if scenarios: سناریوهای چه اتفاقی می افتد اگر