انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

neda_h87 ٠٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی well rounded: involving or having experience in a wide range of ideas or activities

سودایه ٠٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی سودابه: اسمی سرشار از انرژی و شادی.و با خودش خوش یمنی رو داره.اب روشنی بخش.الاهه عشق

مریم ٠٢:٤٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی hello: تو محاوره و فیلم ها
وقتی تعجب میکنن از چیزی مثلا هلو من اون مردو میشناسم
یا وقتی طرف مقابل توجه نمیکنه به حرفات و متوجه میشی میگی هلو یعنی توجه
یا وقتی یکی خنگ بازی در میاره میگن هلو ما ایرانیا میگیم چه خبر (مثلا دو ساعت داری در موزد موضوعی حرف میزنی طرف یهو یه سوال میپرسه میفهمی اصلا گوش نداده تو باغ نیست

Mina suz ٠٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Mass appeal: عامه پسند

Morteza ٠٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Parking lot: پارکینگ سرباز

لیلا ٠٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی ریماس: اسم ریماس دری از درهایه کعبه اسمش ریماس هست

Mohammadjavad13 ٠٢:٢٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی علی: کلمه‌ی[عِلّی]از علی میاد؟عالَمِ عِلّی،یک عالَمِ بلند مرتبه...من که تویِ گوگل معنیشو پیدا نکردم.

مادرایناز ٠٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی آیناز: ایناز اسم دخترمه ماه زندگی من

حسن فاطمی منش ٠٢:١٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی specificity: اختصاصی

محمد بایگان ٠٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی احراز هویت: آدرس، میدان پدران آسمانی، خیابان چهار فصل، آپارتمان سپید واحد 4طبقه دوم

Mina suz ٠١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Come up with: آماده کردن چیزی (برای ارائه)

مهدی ٠١:٥٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Then your debt is paid: پس به این ترتیب بی حساب شدید

سارگل ٠١:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی می تاخت: سریع بودن،عجله کردن.

روزبه عباسی ٠١:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی reclaim: معدن: بازسازی

کیارش ٠١:٣٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی کیارش: قوی وشجاع

حشمت ٠١:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی ژیکاس: اسم ژیکاس زنانه هست یا مردانه

حسن فاطمی منش ٠١:٢٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی immunodeficiency: نقص ایمنی

Amin ٠١:٠١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی lets go: برو دیگه

آیجان ٠٠:٥٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی آیجان: مثل ماه

شیدا مامان سپنتا😘 ٠٠:٥٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی سپنتا: یکی از افتخارات من در تمام زندگیم انتخاب اسم � سپنتا� برای پسرم هست. نامی زیبا و پر از ابهت. پاک و مقدس. به معنی عشق

Mary ٠٠:٤٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Left a suitcase: برداشتن چمدان

لغت نامه ٠٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی تسلا: آرامش یافتن

قلندر ٠٠:٢٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی بردبر: بردبر روستایی در بخش خانمیرزا بیست ودو کیلومتری لردگان از طایفه بختیاری باب یا بختیاروند یا بهداروند باب از طایفه جانکی سردسیر هفت لنگ بختیاری میباشندکه جمعیتی حدود چهارهزار نفر دارد وشغل اصلی انها کشاورزی ود امداری است ومردمانی بسیار خونگرم ومهمان نواز ونوعدوست میباشند که درمراسم عزاداری ومرگ ومیر هرکدام از اهالی چنان همکاری شگفت انگیزی دارند که نمونه ان همدلی وهمکاری در مراسمات عزا وعروسی را درهیچ جا نمیتوان دید..بالاخص در مراسمات عزا ومرگ ومیر سنگ تمام میگذارند وهیچ فرقی بین فقیر وغنی نیست چه بسابرای افراد ضعیف وفقیرتر مراسمی شلوغ تر وبسیار دیدنی با همکاری همه اهالی برگزار میکنند...درود برچنین مردمان فهیم ودوست داشتنی ومودب ومهمان نواز....

Setare ٠٠:٢٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی restorative justice: (در حقوق)به معنی عدالت ترمیمی

توانا ٠٠:١٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی جنده: جنده با بدکاره و فاحشه فکر کنم فرق کند . جنده همون ژنده و بدرو نخور و ارتباط برقرار کن جنسی با مردان مختلف است و بی بند وبار. ولی فاحشه و خود فروش برای پول است . یعنی جندهلزوماً برای پول نیست ولی روسپی برای پول است.

Radin sharifi ٠٠:١٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Salad leaves: در انگلیسی کلمه شبزی خوردن وجود نداره پس شبیهش رو ساخت که این میشه

آزاده جولایی ٠٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی همدم: منادم

آزاده جولایی ٠٠:١٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی قراول: یساول

tinabailari ٠٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی mechanic: the boy whose father is a mechanic won the game
پسری که پدرش مکانیکه بازی رو برد ⏬

tinabailari ٠٠:١٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی trip: her father let her go on a trip alone
◀️ پدرش به او اجازه داد که تنهایی به سفر بره

tinabailari ٠٠:١١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی prepare: Carol didn't know how to prepare the report
کارل نمیدونست که چجوری گزارش رو آماده کنه 🔼

Setare ٠٠:١١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی ProActive measure: اقدامات کنشگرایانه

tinabailari ٠٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی spring: spring is the time when we go to the beach
بهار زمانیه که ما به ساحل میریم🔽

Eli ٢٣:٥٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی guzzling: سر کشیدن

Amity ٢٣:٥٤ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی To name a few: تا تنها چند نمونه را نام برده باشیم

مریم ٢٣:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی هیرا: هیرا یه اسم کوردیه.خیلی از اسمها هم پسرونه وهم دخترونه هستند در هر حال هیرو اسم دختر وهیرا اسم پسر.هیر یا ویر به معنای یاد که هم تو واژه کوردی وهم لری هست ربطی به این اسم نداره

neda_h87 ٢٣:٤٩ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی community bank: A community bank is a depository institution that is typically locally owned and operated. Community banks tend to focus on the needs of the businesses and families where the bank holds branches and offices. Lending decisions are made by people who understand the local needs of families, businesses and farmers. Employees often reside within the communities they serve.

jahanaks.blog.ir ٢٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی time to time: هر از گاهی
گاه گداری

عزیز ٢٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٩/١٩

حسین شیرازی ٢٣:٤٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی هم نوع: هم پود

Angel ٢٣:٤٣ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی intexticated: اصطلاحی برای اشاره به شخصی که بدلیل سرگرمِ چیزی مثل موبایل بودن حواسش در حال رانندگی یا راه رفتن پرته، حواس پرت
مثال:
Don't drive intexticated
گوشی بدست رانندگی نکنید

♡Aylin ٢٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی Move in with: با کسی زندگی کردن

بلوچ ٢٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی طوایف بمپور: متاسفانه نرود میخ آهنین در سنگ ، گذرم اتفاقی به این جا افتاد و متن های شما را مطالعه کردم نمیدانستم جواب دادن اینقدر شما را برآشفته میکنه، بله فضای مجازی و شما تقربیا به همه تاختین البته بدون ذکر حتی یک سند که نشان بده شما برحقید دریغ از یک سند جزیی، شما هم تا پایان نگفتی که از کدام طایفه ای شاید هم بمپور مال شما بوده و ما جای شما را تنگ کردیم به همین علت ناراحت و نگران شدید،افراد زیادی حرفها را قبول دارن البته به غیر از شما ،اگر کسی دنبال حقیقت باشه حتما خودش را مکلف میکنه که متاسفانه اطلاعات اندک شما به همین دلیل هست که وقت مطالعه ندارین، امید وارم روزی به این واقعیت پی ببرید هر چند پی بردید ولی قبولش برای بسیاری از دوستامن جمله جناب عالی سخته. سقراط یک جمله زیبا دارد که میگوید من میدانم که نمیدانم ولی برخی نمیدانند که نمی دانند پس من یک گام از آنها جلوتر هستم... والسلام علیکم

حسین شیرازی ٢٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی همجنس: هم پود

ماهان ٢٣:٤٠ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی انسانیت: بشروار-بشرگونه

آرمان ٢٣:٣٨ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی active: [علوم رایانه - شبکه‌ها و ارتباطات]: عملگر. به ابزار و ادوات [سخت‌افزاری] شبکه‌های رایانه‌ای اشاره دارد که تأثیر پذیری منطقی دارند نه فیزیکی؛ مانند: مسیریاب یا سوگردان شبکه.

marvin1991 ٢٣:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی sectorisation: تقسیم بندی، مجزا کردن نواحی

آرمان ٢٣:٣٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی passive: [علوم رایانه - شبکه‌ها و ارتباطات]: منفعل، ناعملگر. به آن بخش از ابزار و ادوات [سخت‌افزاری] شبکه‌های رایانه‌ای اشاره دارد که تأثیر پذیری فیزیکی (الکتریکی و الکترونیکی) دارند نه منطق؛ مانند: کابل شبکه.

جامعی ٢٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی pre made: از\یش ساخته شده

🐥 ٢٣:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/١٩
معنی Market driven: بازارمحور