انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Naser ١٩:٢٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی as the saying goes: اورده اند که ...، از قدیم گفتن ...، به قول معروف

ندي ١٩:١٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Taken: رل شدن

play hopscotch ١٩:١٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی play hopscotch: :بازی لی لی

نرگس ١٩:١٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی communicat: گفتگو

N ١٩:١٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Claim: ادعا

Hamideh.mdz ١٩:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Precarization: بی ثباتی و عدم امنیت

امیرحسین ١٩:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی computer lab: معنی:اتاق رایانه
تعریف:مکانی که در آن تعدادی رایانه وجود دارد.

امیرحسین ١٩:٠٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی cafeteria: معنی :سلف سرویس
تعریف:مکانی که به جای گارسون میز هایی در آن وجود دارد که مشتری می تواند از هر نوع غذایی که وجود دارد برای خود بکشد و میل کند و در عوض مقدار غیر قابل تغییری وجه دریافت کند.

میلاد ١٩:٠٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨

باوند هورتاش ١٩:٠١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی خنیارث: یکی از هفت کشور ایرانیان باستان و آن کشور مرکزی است که آنرا (( ایرانشهر )) میگفتند .

فرزانه بخشی ١٩:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Shed: تعدیل نیرو

حمید شهیدی ١٩:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی خنیارث: یکی از هفت کشور ایرانیان باستان و آن کشور مرکزی است که آنرا (( ایرانشهر )) میگفتند .

رونیا ١٨:٥٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی رونیا: رونیا یکی از بهترین و زیباترین اسمهایی هست که در زبانهای مختلف شناخته شده و دارای گعانی زیباییست.
کردی. نور و روشنایی
فارسی. با اصل و نژاد و کسی که چهره اش مثل نیاکانش است
ارمنی. آواز خداوند
لاتین. عشقی از خداوند

Aysooda ١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Sticks: تکه چوب

محمدی ١٨:٥٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی debunk: سوءتعبیر

الهه نجفیان ١٨:٤٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی mispresentation: ارائه ی دروغین

محسن ١٨:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی اولویت: هدف مهم تر

❤N_GH ١٨:٢٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی god save the king: با خدا باش و سلطنت کن😇

زینب سرامد ١٨:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨

سیوان فرخ زادی ١٨:٢٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨

مهر ١٨:٢٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Resistivity: مقاومت ویژه

انيشتن ١٨:٢٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی dear buck: گوزن نر ، آهوی بزرگ نر
Several years ago
İn tomorrow spring weather is green
Tomorrow morning at the dawn of the sun
King of a beautiful deer buck is bron
چندین سال قبل
در فردای هوای بهاری سر سبز
فردا بصبح در طلوع افق خورشید
شاهزاده پرنس گوزن نر زیبا رو به دنیا آمده است

يار دلواري ١٨:٢١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی buck: بالا پريدن جنس آهوي نر big buck گوزن نر ، آهوی بزرگ نر
Several years ago
İn tomorrow spring weather is green
Tomorrow morning at the dawn of the sun
King of a beautiful deer buck is bron
چندین سال قبل
در فردای هوای بهاری سر سبز
فردا بصبح در طلوع افق خورشید
شاهزاده پرنس گوزن نر زیبا رو به دنیا آمده است

زهرا ١٨:١٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی رایا: رایا : درسایت ثبت احوال کشور رایا اسم دختر ثبت شده میتوانیددرگوگل برای اینکه واردسایت ثبت احوال کشورشویدفرهنگ نام ونام گزینی راتایپ کنیدودرقسمت شامل عبارت نام رایا را واردکرده وبعدروی جستجوبزنیدخواهیددید رایا اسمی دخترانه ثبت شده است .

درسایت ثبت احوال کشور آمده :
رایا : اسم دختر /rāyā/ (راي = فكر، انديشه، تأمل الف (اسم ساز))؛ (به مجاز) فكر و انديشه.
رایان : اسم پسر/rāyān/ (اَعلام) نام كوهي در حجاز و نام شهري و روستايي است.

m ١٨:١٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی life work: شغل آینده

افشین حاجی طرخانی ١٨:١٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی bundle of joy: نوزاد، بچه تازه متولد شده یا کوچک

https://idioms.thefreedictionary.com/little bundle of joy

مسعود ١٨:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Remunerative: سود دهي

مسعود شیرمحمدلی ١٧:٥٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی cambial: تهاتری، کامبیونی

نازنین ١٧:٥٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی نازنین: زیبا دلربا معشوق با نازو عشوه ب افتخار نازنینا

مرضیه ١٧:٤٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی راتا: راتا :فرشته بخشش و مهربانی در وندیداد


Love BTS -V ١٧:٤٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Mic drop: انداختن ميكروفن در اخر موزيك ويديوي ميك دراپ گروه كره اي بي تي اس شوگا ميكروفن را مي اندازد

داگل ١٧:٤٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی نوشیدا: دانوش نوشیدا به معنی : جاودانگی مادر و مادری که دارای جاودانگی است ومادری که شیرین کننده زندگی است( دواسم دخترانه لری است ).


نوشیدا ١٧:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی دانوش: دانوش نوشیدا : جاودانگی مادر و ومادری که دارای جاودانگی است .مادری که شیرین کننده زندگی است( دواسم دخترانه لری است ).


بابک ١٧:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨

elham ١٧:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی sine qua non: شرط لازم، شرط اساسی

مامان عرشیا ١٧:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی عرشیا: معنی هدیه آسمانی ...عرش الهی من عاشق این اسمم

Mobinaw ١٧:٣٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Rainful: پرباران

آیسان ١٧:٣٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی آیسان: اگه ریشه ی آیسان ترکی و انگلیسی بود معنیش ماه و خورشیدهم میشد.

ایران پناه ١٧:٢٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی هخامنش: هَخامنش : دوست منش. دارنده اندیشه راست. نام سردودمان هخامنشیان .

هَخامنش
لغت‌نامه دهخدا
هخامنش . [ هََ م َ ن ِ ] (اِخ ) یا هخامنیش ، در پارسی باستان مرکب از دو جزء است . جزء اول هخی به معنی دوست و یار و جزء دوم منیش ازمنه به معنی حس باطنی ، فهم و شعور و اندیشیدن و جمعاً به معنی �دوست منش � است . وی سر دودمان سلسله ٔ هخامنشی و جد اعلای کورش و داریوش است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). وی بزرگ خاندان خود و از مشاهیر فارس بوده اما به سلطنت نرسیده و نخستین کسی که از خانواده ٔ او به حکومت فارس رسید فرزند او چش پش اول بود. (از ایران باستان پیرنیاج 1 ص 426 ببعد). رجوع به هخامنشی و هخامنشیان شود.


هخامنش جد کوروش بود که پارس را بنا نهاد.
هخا به معنی : پیرو و دوستدار
منش به معنی : تفکر و اندیشه
در نتیجه هخامنش یعنی : پیرو تفکر یا دوستدار اندیشه.



شهریار آریابد ١٧:٢٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی سنت شکنی: در پارسی " چنب شکنی ، چنب ستیزی "

elham ١٧:٢٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی hennessy: خوابگردی

شهریار آریابد ١٧:١٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی قطر دایره: در پارسی " ترامون پرهون "
پرهون = دایره
ترامون = قطر

شهریار آریابد ١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی کمک های اولیه: در پارسی " بهیاری ها ، یاریهای نخستین"

شهریار آریابد ١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی جعبه سیاه: شگای سیاه ، کیپوت سیاه

شهریار آریابد ١٧:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی جعبه کمک های اولیه: در پارسی " کیپوت بهیاری ها "

Hosein ١٧:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Be worlds apart: نظر متفاوت داشتن

خاادن ١٧:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨

amir ١٦:٥٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی discounted: ارزش فعلی جریان های نقدی آتی

ستاره ١٦:٥٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Graduate: فارغ التحصیل شدن

Mohammad - Abbasi ١٦:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی polar bear: خرس قطبی