انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عادل سوپک ١٥:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی telephonist: تلفنچی ، پاسخگوی تلفن

زهرا ١٥:٤٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Face down: به سمت پایین

شهریار آریابد ١٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی نجات: بوختن : رهایی ، رستن
بوخت ادرشیر = بوشهر = رهایی یافته بدست اردشیر
بوختاور= ناجی

عادل سوپک ١٥:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی stockbroker: کار گزار سهام ، دلال سهام شرکت ها ،سهامدار

شهریار آریابد ١٥:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی استقلال: در پارسی " رهش " از بن رهیدن به معنای رها شدن ، آزاد شدن ، رستن.

زهرا ١٥:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی aroma: خوشبویی

پارساپارسیان ١٥:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی سیستم: راژمان به پهلوی به معنای سیستم است و راژمند به معنای سیستماتیک است که از راژمان می آید
گویا این کلمه را دکتر محمود حسابی دوباره احیا کرد و پخش نمود

ماهان ١٥:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Deposits: Something that made along time ago and you have it until now mabe you will have it

شهریار آریابد ١٥:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی انقلاب: رستاخیز

Chooba28 ١٥:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی کتاب نصاری: انجیل،انگلیون

محمد چکنه ١٥:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی interosseous: فضای بین استخوانی

ماهان ١٥:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Chocoholic: .A person who eat alot of choclot

مجید رضایی ١٥:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١

مجید رضایی ١٥:١٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢١

موسسه بوستان ترجمه آروند ١٥:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی hyperledger: هایپر لجر (اصطلاحی در بیت کوین)

Mm ١٥:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Brancnes: شاخه ها

مجید رضایی ١٥:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١

محمدرضا ١٥:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی محمدرضا: نامی زیبا از پیامبر واز امام هشتم

شهریار آریابد ١٥:١٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی ایلام: ناهمسو با برداشت های بی پایه برخی از هم میهنان ، واژه " ایلام " نه یک واژه ایرانی بلکه یک واژه آرامی و به معنای سرزمین کوهستانی است ، مردمانی که در این سرزمین زیسته و تمدن باشکوهی را پدید آوردند خود را " هلتمتی یا هتمتی" و زیستگاهشان را "هتمتیان" یعنی سرزمین کوهستانی نامیدند که همین واژه را آرامی ها ، آشورها و بابلی ها ایلام خواندند و در روزگار هخامنشیان " انشان" نام گرفت .
از فرمانروایان بنام هتمتی می توان از کوتیر ناخونته و شتروک ناخونته نام برد که پرستشگاه " این شوشیناگ" را برای خدای هتمتیان ساختند که امروزه ویرانه های آن در نزدیکی شهر شوش " چغازنبیل" خوانده می شود.

حسین ١٥:٠٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Pitch: زمین فوتبال، هاکی،راگبی و.....

راضیه موسوی ١٥:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی urbanity: شهریّت

امیر ١٥:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Subscribed: مشترک شده

امیر ١٥:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی appraised: ارزیابی شده

لیلا ١٥:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Troubled: به مشکل خوردن
For example: my classes were troubled

شهریار آریابد ١٤:٥٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی کرد: در پارسی کهن " گرد " به معنای دلیر و بی پروا
گردان = گروه دلاوران
سرگرد = فرمانده گروه دلاوران
گردکوی( کردکوی) = محله دلاوران
شهر کرد = شهر دلاوران

زهرا ١٤:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Adipolysis: هضم چربی

طه حمه حسنی ١٤:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی قره براز: با سلام من طه حمه حسنی فکر میکنم قره براز به معنای قور (اب وگل ) وبراز به معنای(خوک ) یک حیوان محلی می‌باشد باتشکر طه حمه حسنی اهل روستای قره براز

نیما وکیل زاده ١٤:٥٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Detox: دوره درمان خاصی که به ترک اعتیاد به الکل یا مواد مخدر کمک می کند

شهریار آریابد ١٤:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی using: بهره مند ، بهره ور ،

Aynaz ١٤:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی alternative energy: سوخت های پاک

شهریار آریابد ١٤:٤٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی مندلیج: بندنیجین . [ ب َ دِ ] (اِخ ) مندلیج یا مندلی حالیه است که در سرحد ایران و عراق قرار گرفته ، نزدیک کرمانشاه واقع در صدکیلومتری مشرق مایل بشمال بغداد. (فرهنگ فارسی معین ).
در پارسی " وندیگان " نام یکی از شهرهای روزگار ساسانی است که امروزه در خاک کشور عراق می باشد که در زبان تازی بندنیجین و سپس مندلیج شده و بیشتر باشندگان آن کرد سورانی هستند .

Ehill ١٤:٤٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Evidence: مدرک جرم

.................. ١٤:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی got engaged: to have connect to someone or somebody

بهروز عباسي ١٤:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی دست يافتني: در دسترس
قابل كسب

عرفان ١٤:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Need: میل داشتن

محمدرضا لوینی ١٤:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی لوینی: لوینی به معنای رنگا رنگ است و در کشور اسپانیا متولد شده

بهروز عباسي ١٤:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی دست يافتني: دست يافتني، قابل وصول

محمد ١٤:١٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Variate: Random variate
متغیری که تابعی از یک عدد تصادفی(بین صفر و یک) است.

مرضیه عوض زاده ١٤:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی trawling: ترالینگ یک روش ماهیگیری است که شامل کشیدن یک شبکه تور ماهیگیری از طریق آب یک یا چند قایق می شود.ابزار آن تور ترال میباشد.

esobhani ١٤:٠٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی P.M: P.M= post meridian
بعد از ظهر ( از ساعت 12 ظهر تا 12 شب )

Vadoudi ١٣:٥٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی bon appetite: نوش جان

ahmad ١٣:٥٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی using: با استفاده

Hasan ١٣:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Not in word: به زبان نیاوردن

مهسا ١٣:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی مهسا: ترتیب شکل گیری اسم مهسا:
ماه سیتی=مه سیتی=مهستی=مهسا

مرضیه عوض زاده ١٣:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی burrowing: لانه ساز -نَقب ساز-زیر زمین یا در رسوبات دریا پنهان شدن و لانه ساختن

سید محمدرضا قریشی ١٣:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی hieroglyphics: خط باستانی (که از با استفاده از نقش و نگار پیام خود را منتقل میکردند)

Milad ١٣:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی As such: بدین لحاظ

Atena ١٣:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Balcony: جایگاه بالکون در تئاتر که صندلی ها در طبقه بالا قرار داره

احمد پورامینی ١٣:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی degenerate case: مورد غیرمعمول

Atena ١٣:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی orchestra: به صندلی های جلوی صحنه تئاتر هم گفته میشه