برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

بیومکانیک ١٠:٠٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی videoconference: نَماهمایی یا نماهم‌آیی
برای ویدیو کنفرانس واژه‌ی نما هم آیی را پیشنهاد می‌کنم
یعنی با استفاده از ویدیو �نما� دور هم جمع می‌شویم
دورسخنی که مصوب فرهنگستان است بسیار سطحی و محدود به سخن شده است و به نظرم معادل ضعیفی است زیرا در مواجهه با تله‌کنفرانس به بن‌بست می‌رسد

برای تله کنفرانس واژه‌ی �دورهمائی� را پیشنهاد می‌دهم

مرتضی بزرگیان ١٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی forthrightly: سر راست، مستقیم

پیمان محمدی گورویی ٠٩:٥٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی تاشار: روستای تاشاربزرگترین روستای شهرستان ایذه هست. کع ازطریق چشمع معرف این روستانام گذاری شده هست وچندین روستااطراف خودراآب رسانی می کند.

محسن شمسیا ٠٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی damn it: اظهار انزجار.ابراز نفرت.کلمه‌ای‌برای‌بیان‌دلخوری عمیق. بیزاری. گفتار ‌شخصی‌که‌به‌شدت‌آسیب‌دیده‌یاموردخیانت‌ قرار گرفته .آخرین‌کلمه‌ای‌که‌به‌دوست قدیم‌اَت‌خواهی‌گفت😒همونکه تبدیل شده به دشمنی اَبدی.

پرستو ٠٩:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی پرستو: زیبارو ومنحصر بفرد

نادرمجد ٠٩:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی اسرائیل: این کلمه در واقع یک کلمه ادغامی جیرفتی میباشد که با اندکی تغییر آنرا اسراییل تلفظ میکنیم. آری جیرفتی ها هنوز هم ازر را ( آذر) میخوانند و به معنای آتیش که از زبان ترکی وارد زبان فارسی شده است ( منظور کلمه آتیش است که ترکی میباشد) و کلمه دوم آن اییل یا ایل است که واژه اییل ترکی و واژه ایل جیرفتی میباشد ( دقیانوس) و نهایتا اینکه واژه مرکب اسرايیل کنونی .به زبان جیرفتی یعنی قوم اتشی یا جهنمی.

منصوره ٠٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی that’s why: به همين خاطر
به همين دليل

سحر نوری ٠٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی stroke: در ورزش گلف معنی "ضربه" می دهد

ریحانه ٠٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی تهیونگ: کیم تهیونگ خواننده کره جنوبی هست که قبلا از خانواده ای فقیر بود و باباش اجازه نمی‌داد خواننده شه یه روز تهیونگ با دوستش میره به‌ محل تست برا دوستش که پیشنهاد میدن تهیونگ هم تست بده و اون از پدرش اجازه می گیره و خدا رو شکر که پدرش اجازه می ده و تو تست خوانندگی و رقصندگی قبول میشه

محدثه فرومدی ٠٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی structural funds: وجوه ساختاری

منوچهر ٠٩:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی ماکان: یعنی شجاع. اسم پسرم عشقم و اسم پسر یکی از شاهان ایرانی

نگین پوریا ٠٩:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی Clausewitz: کارل فون کلاوزِویتس (۱۸۳۱–۱۷۸۰) اندیشمند نظامی و از ارتشیان پروس بود. اثر او در مورد جنگ سرچشمه نظریات راهبردی در علم نظامی بوده و از ارزش بالایی برخوردار است.

رضا ٠٨:٥٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی draw down: سقوط، نزول مثلا Maximum Draw Down در حوزه بازار سرمایه برای بک سهم به معنای حداکثر میزان سقوط سهم که یک سرمایه گذار بطور بالقوه می تواند متحمل شود (حد ضرر) را گویند. یعنی اگر سهم را در بالاترین قیمت بخرد و در پائین ترین قیمت بفروشد ، حداکثر ضرری که متحمل می شود چقدر است

سهیل نظری ٠٨:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی صورتی: رنگ صورتی اربیست جایش میتوان گفت.رویی رخساره ای.گونه ای

کسرا الوند ٠٨:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی قابل: شایسته

حمیدرضاداعی ٠٨:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی اثر برتراند راسل: جهان بینی علمی

حمیدرضاداعی ٠٨:٢١ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی اثر مهرداد اوستا: تصحیح دیوان سلمان ساوجی
رساله‌ای در فلسفه، منطق، روانشناسی و اخلاق
عقل و اشراق
تصحیح رسائل خیام (نوروز نامه-رساله وجود)
از کاروان رفته
از امروز تا هرگز
اشک و سرنوشت
روش تحقیق در دستور زبان فارسی و شیوهٔ نگارش
شراب خانگی ترس محتسب خورده
تیرانا
امام، حماسه‌ای دیگر

گوهری ٠٨:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی chocolate sprinkles: یک نوع آبنبات

مسلم جعفری ٠٧:١٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی لپوئی: ظاهراً این واژه برگرفته از ریشه و بن نهاد فرانسوی میباشد؛ که در گذر زمان نیز مصون از تغییرات نبوده است. واژه �لپویی\لپوئی� به معنی محل اقامت یا اسکان موقت میباشد.
وجه تسمیه آن نیز بخاطر موقعیت جغرافیایی این شهر میباشد که در روزگار دور، در مسیر آمدوشد گردشگران داخلی و خارجی قرار داشته و دارد.
شواهدی هم دال بر این مدعا وجود دارد که مؤید آن است از جمله کاروانسرای معروف بنام �آصف� و همچنین تپه ای که در سالهای اخیر کشف شد. داستان این اکتشاف اما مجهول، مبهم و بسان جعبه سیاهی است که نه نشانه های این حفاری ها مشخص است و دلایل توقف آن.

بهمن عنایتی کاریجانی ٠٧:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی اینتراکشن: هو
ناسازگاری. در حیطه پزشکی و فارماکولوژی به معنی نا
سازگاری دو دارو در بدن که موجب عوارض و عواقب زیانبار برای بیمار هست.

Pli ٠٦:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی لرکی: لرکی اسم لریه هرکی گفت ترکیه اشتباه میکنه تمام مردم
بختیاری مثلاجمله ای مثلث افتولرک ایزنه یاافتوایلرکه به معنی افتاب برق میزنه رودارن

سیما احمدی ٠٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی industrialisation: صنعتی شدن

یاسمن ٠٦:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی ژوژمان: معنی فرانسویش قضاوت کردنه ولی کسایی ک کار هنری میکنن یه زمانی باید کاراشون رو به استاد هاشون ارائه بدن به این زمان دانشجو میگه ژوژمان دارم.

امین ٠٥:٥٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی بی‌ نوتیف‌ شدن: امانت دار مسائل. در زمان کاریم. در خصوص افراد حقوقی. راز دار. و.....

عباسی اهوازی ٠٥:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی ضم امین: نصب امین ، قراردادن امین ، گماردن فردی درستکار

اکبر ٠٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی گی خار: یک مازندرانی زبان است نه گویش دوما گی خار له معنای آدمی هست که از پس کاری به درستی بر نمیاد

مریم ٠٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی وارش: کارش در زبان کردی به معنای بارش ، یا همان باریدن می باشد.

�Ĺ�ŘĒŻ� ٠٥:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی Preview: پیش نمایش

هیربد ٠٥:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی بلاک کردن: بلاک کردن (در رسانه‌های همگانی)= بستن دسترسی

هادی ٠٥:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی free fire zone: فری فایر

علی اکبر منصوری ٠٥:١١ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی soused: سرخوش، مست

Yas ٠٥:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی poison: ضرر و زیان

پریناز ٠٤:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی نجیب زاده: کسی که نگاه کردن بهش اذیت میشی و اذیت میکنه

Fati.mhb ٠٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی ferox: شیفته،دیوانه،معنوی،شجاع

محمد ٠٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی blessing in disguise: حادثه ای که به ظاهر ناخوشایند است اما در واقع به نفع فرد است. عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم

توحيد ٠٣:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی بالاخانه: هوالعلیم

بالا خانه : اطاقي كه روي پشت بام ساخته شده است ؛ عمارت فوقانی ساختمان. ..

مجید ترکستانی ٠٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی انسانیت: مردم‌کاری،مردم‌نژادی(هنژاد و همجنس مردم)،مردم‌چهر(کسی‌که چهر و ذات مردمی‌دارد)،مردم‌سار(دارای ویژگی‌های انسانی)،مردم‌زاد،مردم‌سرشت، آدم‌گرا،آدم‌سرشت

بهار ٠٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی idol: فرد الهام بخش

Sara_kavoosi ٠٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی Solodyn: Solodyn(minocycline) is a tetracycline antibiotic supplied as an extended release tablet.

نرگس ٠٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی لشنی: منلشنی نیستم
ولی عزیزم لشنی دورود به عزیزم ولی نمیدونه چیکار کنم خیلی دوست دارم

یاسین ٠٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی لا به لا: تودرتو

بختیاروند ٠٢:٤٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی جره: طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ *هلیلی -حلیلی* ایل منجزی ایل بختیاروند *بهداروند -بهی دار*
قوم لر

رستم خان بختیاروند پلنگ
شاه حسین خان بختیاروند ایلخان
جهانگیر خان بختیاروند ایلخان
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان
پسران (شاه منصور خان -احمد خان -مهدی خان خیرالدین خان -اردشیر خان -بلی خان -تاج الدین )

طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ معروف به هفت کر بیگی


طایفه هلیگونی(هلیلگانی -خلیلگان )

طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ منجزی
طایفه مال احمدی منجزی
طایفه نیم بنیچه منجزی
طایفه لرخرده منجزی
طایفه ابوالحسنی منجزی
طایفه مازه پهن منجزی
طایفه تاج الدین عبدالهی منجزی


لطفعلی خان آجره بلیوند بختیاروند

طایفه بلیوند ساکن در
خلیل آباد -دولت آباد ......دهستان لار*لر* بخش لاران *لران* بختیاری


بعد از فتح هند گروهی از طوایف لر بختیاروند در راه برگشت در استان فارس ساکن شدند
مال احمدی منجزی و اولکی

اولک خان پسر بلی خان گپ بختیاروند


بعد از پایان ایلخانی جعفر قلی خان بختیاروند در ایل بختیاری گروهی از ایل لر بختیاروند توسط دولت مرکزی به استان فارس و بوشهر کوچ داده شد

زهرا میری ٠٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی ژکا: اسم پسر به کردی به معنای خوب ، پسندیده ، رئوف

فاطمه عبدی ٠٢:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی ژکا: کسی که با خود دمدمه کند از دلتنگی. (لغت فرس ). آنکه با خود دَندد از خشم و نرم نرم گرید. (صحاح الفرس ). کسی که از درد و رنج با خود سخنی می گوید و می تندد. (اوبهی ). از خود رمیده و شخصی که از روی اعراض در زیر لب خود به خود آهسته سخن گوید و در صفاهان این نوع را لندیدن گویند.

مهرشاد ٠٢:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی single handedly: به خودی خود

Eli ٠٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی first part: بخش آغازین ، اوایل ، قسمت اول
مثلا در جمله : the first part of the Abbasid caliphate
بخش آغازین خلافت عباسیان !
ابتدای خلافت عباسیان

رضا ٠٢:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی سهند: زبان ترکی سرشار از واژه های پارسی،پهلوی وعربیه و خیلی از واژه های بومی پهلوی رو قبضه کرده(به علت مهاجر و مهاجم بودن)
بدون شک واژه سهند فارسیه و با یک فرضیه دیگه در تورات معنیه کوه سهند میشه کوه خدا(اونوش) چجوری از نظرت شده سه عدد دندان انسان؟اوچ؟اونوش؟این نشون میده مغز مریض شماها به هر طریقی میخواد واژه بسازه مثل واژه ساوند که تولید کردین تا باز دست به قبضه زدن چیزی بزنید.
محکم:Firma پابرجا:Sabitdir قوی:G�cl�d�r بلند:Uzun boylu قدبلند:h�nd�r
آقا رسول و دوستان ممنون که با وجود عدم آگاهی، داشتن یک ذهن مریض و به اظهار نظرهای دون پایه می پردازید (مطمئناً آن هم غیر ارادی است ) که مطمئنا اینها باعث آشکار شدن حقایق میشه.

یاسمن ٠٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی palatoglossal: کامی زبانی

سحرصالحی ٠٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٦
معنی relapsed into bulimia: به اختلال خوردن بازگشت

ناصر کریمی ٠٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٦