برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bhrd ١٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی burn candle at both ends: ب سختی کار کردن

모바나 ١٩:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی مبینا: روشن آشکار جذاب و...🤩
در ضمن به اسم مبینا الف فارسی اضافه نکردن در آیه اول سوره فتح کاملا واضح و روشن نوشته:
انّا فَتَحنا لَکَ فَتح مُبینا💝

دکتر مهندس ١٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی پتیاره: بی پروای دهان گشاد برهنه خوی بی قاعده(قانون)
اصفهان:پاچه پاره

برزگر ١٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦

شهرام چهارمحالي بهداروند ١٩:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی طایفه خلیلی بیگیوند: با سلام و احترام
سپاسگزارم از عزیزی که طوایف مختلف شاخه بهداروند ایل جلیل بختیاری را به رشته تحریر در آوردند
یکی از آرزوهای بنده این است که بستگان خود را که از چهارمحال و کوهرنگ به الیگودرز آمدند بشناسم بنده پشت هفتم خود را که از کوهرنگ به الیگودرز می شناسم ایشان فردی بنام حسنعلی بهداروند هفت لنگ که از کوهرنگ به الیگودرز آمده اند اگر اطلاعاتی در این زمینه بیابم خوشحال می شوم و سپاسگزار .

parham ١٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی slouched position: حالت قوز کرده

روژینا ١٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی روژینا: روشنایی

Tara ١٩:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی پوریا: پوریا به اسم یکی از پهلوانان ایرانی و به معنای پسر آریایی ست

Mozhde ١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Loaded with: سرشار از، مملو از ، پُر از

Ali Garavand ١٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی garavand: این واژه یک اسم فامیلی است که در قوم لک زبان و بیشتر در منطقه لرستان (کوهدشت)زندگی می کنند
مردمی بسیار سخت کوش و در اغلب زمینه ها فعالیت
دارند.
واژه گراوند#Garavand# به معنی مهتر و بسیار بزرگوار
است و در بین این قوم بمعنی// با گذشت و داور// نیز آمده است.

سیدمحسن پورحسینی ١٩:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی all things being equal: اگه موضوع خاصی در میون نباشه

Shakila ١٩:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی springs: دوست داشتنی

م.ج.رکنی ١٩:٣٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی حصب: ریز گردهای جاندار یابیجان که باعث بیماری یا ویرانی شوند. چون باکتریها یا ویروسهاویاشن ریزه ها

پرنیا ١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی پالیز: خرمنی پر از گل

عماد ١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی پروتکل: شیوه‌نامه

عارفه ١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی عارفه: صبور-زیبا-شکیبا

محمدصالح ١٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Use it: استفاده از فناوری و اطلاعات

فرشته عتج ١٩:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی embryoid: رویانی. وابسته به رویان.

م.ج.رکنی ١٩:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی حاصبا: میتواند هجوم باکتری های خارجی وبیماریزاوکشنده باشد که همچون اثرات برخورد شنریزه هابرپوست اثرگذار باشد ومثلا ایجاد حصبه کند.طوفان ریز گرد جاندار

مسعود ١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی stage: با گذر زمان

ب. الف. بزرگمهر ١٩:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ادبیات: شیوانگاری

amirreza ١٩:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی be yourself: خودتان باشید

بهشت من ١٩:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی لنا: به نظر من علاوه بر روشنایی
الناز هم یک اسم دختر است

محمد ١٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی brand dilution: کاهش ارزش برند

حمید ١٩:٠٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی مرگسین: مرگسین همان مرکزین هست که به مرور مرگ
سین خواده شده است.

مهداد بیات ١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Dudge: جاخالی دادن

شمس الدین ١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی diluted: کم رنگ، کم جان، کم رمق

آریا رئوفی ١٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Gluttony: به شراب‌خواری نیز اطلاق می‌گردد.

آریا رئوفی ١٨:٥٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Chad: قلدر، زورگو، قلچماق، اصلاحی عامی به‌معنای مردی جذاب یا موفق (به لحاظ جنسی)، آلفا
منبع:Urban Dictionary

م.ج.رکنی ١٨:٥٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی موتفکه: خود سازی های برون

پارسا اکبری ١٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی bicorne: نوعی کلاه که در یونیفرم نظامی دهه آخر قرن 18 (1790s) در اروپا و آمریکا مرسوم بوده است.

آریا رئوفی ١٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی antagonist: پادچا

آریا رئوفی ١٨:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی protagonist: چایشگر

نازنین ١٨:٤٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی هو الحق من ربهم: آن حقی از سوی پروردگارشان است

مهدی ١٨:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی سجاد: سجاد یعنی سجده کننده و در عربی بر وزن فعّال از ریشه سجد است و برخی عزیزان نیز آنرا شکرگزار دانستند اما شکر گزار شاکر و یا شکّار به ترتیب بر اوزان فاعل و فعال است

احسان ماهروبختیاری ١٨:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی رونیکا: رونیکا یعنی چهره زیبا یعنی.یعنی بهترین و مهربونترین دختر بابا.

Peyman ١٨:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی assimilation: تکثیر

کیومرث ١٨:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی marine: آبزیستی

مهدی ١٨:٣٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی امام: امام یعنی :
رهبر(راهبر)،پیشوا،اداره کننده امت(مدیرالامه)

مهدی ١٨:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی عبدالله: بمعنی بنده خداوند عبد الله=عبدالله
بنده خداوند=بنده خداوند

شهیار ١٨:٣٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Depolarized: غیر قطبی

مرتضی بزرگیان ١٨:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی thalamic: تالاموسی

محمد ١٨:٣٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی مرضیه: مرضیه یعنی:خوشگل خوش هیکل زیبا وبا اون چشمای زیبا ش دل منو برده 😘😍😍

مهدی ١٨:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی اشرف: اشرف به معنای شریف تر و بر وزن افعل و از ریشه شرف است

سوین ١٨:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی سوندره: بد اخلاق
موذی
از خود راضی

Mahta ١٨:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Terminal: It causes or results in death

آریا رئوفی ١٨:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی پرستار: بیمارپرست

حسین ١٨:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی بدست آر: به دست بیاورد -به دست آورد

Mehrab ١٨:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی financier: یک شخص یا سازمانی که یک پول هنگفتی رو مدیریت یا سرمایه گذاری میکند

Art McCoy ١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی fit to stand trial: قادر به حضور در دادگاه می باشد