انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نجلا ١٣:٥٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی نجلا: از خانواده انجلینا جولی میاد ب معنای فرشته و فرشتگان

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی fluent: سخن‌ور، بليغ

فرحناز ١٣:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣

فرحناز ١٣:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی hair dresser: آرايشگر، سلماني

فائزه ١٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی فائزه: منم اسمم فائزس ولی نه خوشبختم نه تاحالاپیروزشدم تازه اثلاهم به آرزوم نرسیدم هیچ یک از معانی این اسم درمردمن صدق نمیکنه

ebitaheri@gmail.com ١٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی concept: فرایافته

مهدی سنایی ١٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی قرچک: در قدیم به محل پست و گو ، خواروجاک گفته میشده و به ضرورت ادا شدن آسانتر کم کم به کلمه قرچک تبدیل شده

ebitaheri@gmail.com ١٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی delicate: دلنشین

ebitaheri@gmail.com ١٣:٤١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی boss: سرکرده

ebitaheri@gmail.com ١٣:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی bill: رسید ، برگه ، برگ‌نوشته

ebitaheri@gmail.com ١٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی album: دفتر

نازی ١٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی شات اپ: شات آپ یعنی خفه شو

فرحناز ١٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣

ebitaheri@gmail.com ١٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی agronomy: خاک‌وَرزی

sami ١٣:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی weed out: حذف کردن

ebitaheri@gmail.com ١٣:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی adolescence: بُرنایی ، بُرناشدگی ، بالندگی ، دوران بالندگی

ebitaheri@gmail.com ١٣:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی abridgement: کوتاه‌نویسی ، فشرده‌نویسی ، خلاصه‌نویسی

پارمين ١٣:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی keep it up: موقع تسليت گفتن بمعني قوي باش ، محكم باش

ebitaheri@gmail.com ١٣:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی tube: تویی لاستیک

ebitaheri@gmail.com ١٣:٢٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی melt: گداخت ، گداختگی

خانم❌(معلم زبان) ١٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی popsicle: بیشتر به معنی ابنبات هستش ودر بعضی جاها معنای به کار گیری میده....
اگر دنبال همون به قول معروفdefenashen میگردین،از جمله ی زیر میتونین استفاده کنین..
Afood made of juice

صالحی ١٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی modality: مترادف با :
aspect, method, system, factor
جنبه ـ روش ـ سیستم ـ عامل

ebitaheri@gmail.com ١٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی abatement: هزینه‌کاهی

تاوان‌بخشی

ebitaheri@gmail.com ١٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی wisdom: فرزانش

یزدان بداغی ١٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی maintainable: نگهداری
قابل نگهداری بودن

جعفر امیری ١٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی قزلجه اکراد: قزلجه نامی است ترکی آذری که از کلمه " قزل" بمعنی طلا و پسوند " جه یا جا" بمعنی کوچک تشکیل شده است... یعنی ( طلای کوچک). و " اکراد" هم بمعنی کردها که بنا به روایتی مردمان کرد تشکیل دهنده اولیه این روستا بوده اند. با تشکر

پسر‌ ایران ١٣:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی عسگر: این‌ مشخص که‌ حسن عسکری‌ نازا بود و هیچ فرزندی نداشته تو زبان عربی لشگر یا سپاه به معنای جیش میباشد و این حرفها همش چرته‌ پس امام زمانی وجود ندارد

ebitaheri@gmail.com ١٣:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی biogenesis: زیست‌پیدایش

ebitaheri@gmail.com ١٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی insight: شناخت ، نگرش

ebitaheri@gmail.com ١٣:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی telefilm: نمایش تلویزیونی(دنباله‌دار)

ebitaheri@gmail.com ١٣:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی diagraph: [ابزار رسم و طراحی]

دو نگاره‌کِش

ebitaheri@gmail.com ١٣:١١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی film: سینمایی

[فیزیک،شیمی]
نوار ، نوار باریک

Ali ١٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Stay: ماندن

ebitaheri@gmail.com ١٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی doublet: دوتایی کوچک ، دوگانه کوچک ، دوگانک

مائده حوایی ١٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی euphemistically: به‌عبارتی

مائده حوایی ١٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی euphemistically: به‌عبارت بهتر

یزدان بداغی ١٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی lead: موجب شدن، سبب شدن، منجر (به چیزی) شدن

Xlizxhedi ١٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Peak hours: ساعات شلوغ

مهدی ١٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی the Small Self: خود کم بینی

لیلی ١٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی step up to the plate: یک اصطلاح است که از بازی بیسبال آمده و به معنای قبول مسئولیت برای انجام کاری است:
[for a batter in baseball] to move near home plate in preparation for striking the ball when it is pitched. The batter stepped up to the plate and glared at the pitcher.
2. Fig. to move into a position where one is ready to do a task. It's time for Tom to step up to the plate and take on his share of work.

فروغ ١٢:٥٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی اندیکاسیون: منع مصرف.محدودیت

..... ١٢:٥٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی هیرو: خلی جالبه دوستان هرجا اسم کوردی هست لورها و ترکها هجوم اوردن ، دوستان از خودتون مایه بذارین

بهروز باباخانی ١٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Organoleptic: مربوط به کیفیت حسی اندام. کیفیت حسی
مثال
Organoleptic evaluation of foods
ارزیابی کیفیت حسی غذاها

رشته کشاورزی

یزدان بداغی ١٢:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی interrupt: قطع کردن

Deimos ١٢:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی closure: [برنامه نویسی] بستار. مفهوم بستار نخستین بار در زبان‌های تابع‌گرا مطرح شد. بستار یک میدان دید پایا و ماندگار ایجاد می‌کند، بستار امکان ارجاع به یک ناحیه (میدان دید) و استفاده از متغیرهای محلی آن ناحیه را حتی پس از خارج شدن اجرا از آن ناحیه فراهم می‌سازد. به نوعی می‌توان گفت تابع بی‌نامی است که امکان استفاده از متغیرهای محلی بلوکی که در آن تعریف شده است را پس از خارج شدن اجرا از آن بلوک فراهم می‌سازد.

یزدان بداغی ١٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی caught: دریافت، دریافت شدن، دریافت کردن

Hadi JN ١٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Casualty: قربانی

foroozan ١٢:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی grapefruite: میوه گریپ فروت

ر -یوسفی ١٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی استعفا: واژه استعفاداد،دربین مازیادگفته ونوشته میشود که نادرست میباشد.ودرست آن< استعفا کرداست>.من واژه فارسی آن رانمیدانم.سپاسگرارمیشوم اگرکسی میداندمن ودیگران راآگاه سازد.