برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

میلاد علی پور ٠٠:٥٤ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی forewoman: رهبرِ زن در هیئت ژوری یا منصفه

رضاآپادانا ٠٠:٥٣ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی چابک: ماهر

مجتبی ٠٠:٤٩ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی کاسه سر: ابرمن،ابرمان

رضاآپادانا ٠٠:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی خریف: پاییز

میلاد علی پور ٠٠:٤٤ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی heed: اهمیت دادن، گوش کردن، تبعیت کردن، فرمانبرداری کردن

احمد لطفی ٠٠:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی احمد لطفی: Ahmad Lotfi:
" در محضر فاطمه زهرا بانوی دوعالم"
تهیه کننده : احمدلطفی
�قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها:
۱- نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)
ترجمه:
ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .
قالَتْ علیها السلام :
۲- وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)

در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.
قالَتْ علیها السلام :
۳- ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)
ترجمه:
حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.
توضیح:
اگر فردی خیر و سعادت دنیا و آخرت را بخواهد، این پیام و راهنمایی حضرت زهراء(س) برایش کافی است.جمع الجمع تلاش و کلام انبیاء در خاندان عصمت و طهارت(ع) است. همانها که برگزیدگان خدا و نفس قدسی آنها از حضرت آدم و نوح (ع) و تا قیام قیامت هدایتگر و سعادت بخش بشریت هستند. کلام آن بانوی دو عالم به قدری واضح است که احتیاج به تشریح ندارد. خلاصه ی سخن ترکیب و همدلی و پیوستگی نبوت و امامت در آیه های عُظمای الهی چنان مشهود است. که فردوسی هم کشتی رسالت، ولایت و امامت را ناجی خود و هر آزاده در دنیا معرفی کرده است.
[ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ]

میلاد علی پور ٠٠:٤١ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی recess: آنتراکت

میلاد علی پور ٠٠:٣٨ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی bullhorn: بلندگو

رضاآپادانا ٠٠:٣٨ - ١٣٩٨/١١/٠٩

میلاد علی پور ٠٠:٣٧ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی bond: قرار ضمانت، قرار التزام (قراری که به موجب آن متهم را آزاد می گذارند)

تينا ٠٠:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی رایموند: به نظرم اسم سختيه و با گويش فارسي خوب ادا نميشه مخصوصا "د" آخرش.

نلی ٠٠:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی conventionally: به صورت متداول

میلاد علی پور ٠٠:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی score: دسته ، گروه، جماعت، جمعیت

محمد رضا ٠٠:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی deal out: توزیع کردن

شیوا ٠٠:١٦ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی greying: خاکستری

حامدرضا ٠٠:١٦ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی fieldworker: محقق میدانی (برون دانشگاهی)

علی ٠٠:١٠ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی کیر: کردی بهش میگیم گون

ناشناس ٠٠:١٠ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی مهیا: در فرهنگ فارسی اغلب کلمات در تلفظ شبیه به هم هستند اما معانی انها با هم فرق دارد مثل غذا و قضا
محیا به معنی حیات زندگی
مهیا به معنی فراهم کردن یا اماده کردن
مهیا به معنی بانوی بزرگمنش

tajik ٠٠:٠٨ - ١٣٩٨/١١/٠٩
معنی ground penetrating radar: رادار نافذ زمین
رادرا نفوذ کننده به زمین

Arisan anoai ٢٣:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی ازازیل: در گیلان به بچه های شر و شیطون میگن ازازیل

محمد باقر علیشاهی ٢٣:٣٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی فریب: دستان

میلاد ٢٣:٣٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی زوانه: صدای بلند، فریاد

نظری ٢٣:٣٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨

افسانه ٢٣:٣٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی see sb as sth: دیدن (نگاه نه به معنای دیدن با چشم) رفتار و صفات آدمها

نظری ٢٣:٣٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨

نظری ٢٣:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٨

فرشته عاج ٢٣:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی casualty: تلفات برای حوادثی مثل زلزله

نظری ٢٣:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨

Maryamm ٢٣:٢٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی parsan: مثل پر ،لطیف نرم

رضا ٢٣:٢٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی محکوم علیهم: (جمع محکوم علیه)وقتی محکوم علیه چندین نفر باشند و نویسنده قصد داشته باشد همه را باهم ذکر کند.(مانندعلی و محمد.....آنها میروند)

فرشته عاج ٢٣:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی rattled: ناراحت و عصبی بودن

آرش س ل ی ٢٣:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی ژئوپلیتیک: جُغراسیا

فرشته عاج ٢٣:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی rattled: ناراحت عصبی بودن

Amir ٢٣:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی persepolis: شهر پارس(پایتخت سرزمین پارس)
محبوب ترین باشگاه ورزشی آسیا

مرتضی بزرگیان ٢٣:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨

Lakistan-lran ٢٣:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی وند: ریشه تباری ایل سگوند لک است
ایل سگوند قبلا در منطقه سکیوند کرمانشاه سکونت داشته اند

لکستان قومی به بزرگی و به پهنای ایران زمین
هَربژی


مینا مهرآذر ٢٣:١١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی frequent: رایج، متداول

Ghazal ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Celebrate a birthday: جشن یک تولد

فاطمه لطیفی ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی tailoring: متناسب سازی

احسان ٢٣:٠٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی conflicted: سردرگُم

جلال ٢٣:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی just round the corner: یک اصلاح است به معنی خیلی نزدیک

زهرا ٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی مقایسه کردن: مقایسه کردن کلمه ی شهید با ده کلمه ی دیگر یعنی کلمه ی شهید را با ده کلمه ی دیگر مقایسه کنیم مانند خورشید

شهربانو کیا ٢٣:٠١ - ١٣٩٨/١١/٠٨

ایمان امیری ٢٣:٠١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی undervalue: دست کم گرفتن

مرتضی بزرگیان ٢٢:٥٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی dearly: dearly

Younes ٢٢:٣٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی severe: تشدید کردن

خندان ٢٢:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی bearing: Get one's bearings
با شرایط آشنا شدن، با وضعیت جدید خو گرفتن

خندان ٢٢:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Shot out: When the flames shot out
Flames : شعله های آتش
Shot out : یکدفعه بیرون زدن

شیرکو ٢٢:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی ره شکه: سیاه دانه

احسان ٢٢:١١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی conflicted: سردَرگُم