انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A.A ١٠:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Right mind: عقل سلیم

بهیناB ١٠:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی بهینا: فرزند نیکان

اسماعیل داودی ١٠:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی کارن: کارِن یک نام پسرانه ایرانیه و نام پسر کاوه آهنگر بوده و همچنین یکی سرداران اشکانی ،،،و کارن از واژه ی * کار*(که مخفف واژه ی * کارزار* و به معنی جنگ و نبرد) و ‍ِ ن که نسبت دهنده ی واژه ی *کار* به فرد میباشد ، است ودر نهایت به معنی جنگنده می باشد. این دخترخانومایی که هنوز کتابای درسیشونم نخوندن چه برسه به کتابای تاریخی و میان در مورد اسمای تاریخی ایرانی نظر میدن و اسمایی رو که ایرانی چند قرن پیش میذاشتن رو به غربیایی که تمدنشون تازه شکل گرفته نسبت میدن و میگن دخترونه ست و چه میدونم خزه و از این مزخرفا ،باید بهشون گفت خانومی تو تایپ کردنت همینطور ر ی د ه تو زبان فارسی دیگه رو اسما نظر نده خواهشا تو برو فالوورتو جمع کن ،، ببخشید یه کم تند گفتم ولی باید میگفتم😂

Sugol ١٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Miss: نمی دونم معنی اش به درستی چی میشه

مجید ١٠:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی تعبد: بندگی و فرمانبرداری وفروتنی

sami ٠٩:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی become: تبدیل شدن

علیرضا ٠٩:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی هریسک: نام دو ده که درون روستا جزستان بافق قرار گرفته است با نام هریسک علیا و هریسک سفلی

علیرضا ٠٩:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی هادر: گویش بافق یزد به معنی نگه داری


Negar ٠٩:٤٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی غنی: مترادف: independent
Self-sufficient

نرگس ٠٩:٤٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی کیارش: کی یعنی پادشاه و رش یعنی سیاه و در زبان ارامی ا برای ربط به کار برده میشده کی-ا-رش. پادشاه-ی-سیاه

نسرین ٠٩:٣٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی نینا: دختر زیبارو ٫ملیح ٫ظریف٫خوش اندام

سپیده ٠٩:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی رکسانا: اسم دختر من رکساناست يه اسم تک، خواص و زیبا مثل معنی اسمش باعث روشنی زندگی مون هست

محمدرضا ایوبی صانع ٠٩:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی kuh: "literally “the cow


امیر ٠٩:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Open mind: روشن فکر

حمیرا ٠٩:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٩

حمیرا ٠٩:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٩

نرگس حسینی ٠٩:٠٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی upsell: بیش فروشی

راضیه موسوی ٠٨:٥٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی acquisition: تصرف زمین land acquisition

مامان تانیا ٠٨:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی تانیا: تانیا یعنی دختر بی همتای من.ملکه مهربان .و دریای بی کران

شهریار آریابد ٠٨:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٩

شهریار آریابد ٠٨:٤٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی قوم آتیلا: در اوستا " خیون"

شهریار آریابد ٠٨:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی مقننه: داتاگذاری

شهریار آریابد ٠٨:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی مجلس عوام: نشیناد توده

شهریار آریابد ٠٨:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٩

محمدرضا ایوبی صانع ٠٨:٢٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Affective: احساسی ؛ emotional

شهریار آریابد ٠٨:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی پادشاه ماردوش: آژیدهاک : اژدها پیکر ، به فرانسوی آستیاگ

شهریار آریابد ٠٨:١٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی book: نسک

شهریار آریابد ٠٨:١٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی breed: زادآوری

شهریار آریابد ٠٨:١١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی منسجم: همبافت ،یگانیک،همبستگی

م.م ٠٨:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی unsurprisingly: همانطور که انتظار میرود/میرفت

طاها ٠٧:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی حسابداری دولتی: Governmental accounting

یاسر ٠٧:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٩

Mary ٠٧:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی no: مخفف number (شماره،پلاک)

erfan ٠٧:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی book: برنامه ريزي كردن براي استفاده يا داشتن چيزي در زمان مشخص در آينده
To arrange have or use sth in particular time in feature

Asad ٠٧:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Is mounted: ساخته می شود

سحر ٠٦:٥٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی oscillometric: نوسان سنجی

علیرضا ٠٦:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی علی رضا: یعنی بزرگ و رعوف.معنی اصلیش اینه.

هومان ٠٦:٤٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Role over: غلتیدن ، غلت زدن

منیر ٠٤:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی obgyn: متخصص زنان و زایمان

فردین فغانی ٠٣:٤٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Krisp: ترد، شکستنی، شکننده

میلاد علی پور ٠٣:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی whereupon: بلافاصله، پس از آن

احسان ٠٣:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Opacify: مخفی، پنهان، مخفی کردن

حمید سانی ٠٣:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی nailed it: گل کاشتی،زدی بهدف

فواد بهشتی ٠٢:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Cast doubt on something: زیر سوال بردن، به شبهه انداختن

فرزاد ٠٢:٤٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی The law authorizing the joining of the Iranian government: قانون اجازه الحاق دولت ایران

فرزاد ٠٢:٤٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Convention against Torture: کنوانسیون منع شکنجه

فرزاد ٠٢:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Institute for Political and International Studies: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی

فرزاد ٠٢:٤٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی Genocide: نسل زدایی

فرزاد ٠٢:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی The principle of complementarity: اصل صلاحیت تکمیلی

فرزاد ٠٢:٤٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
معنی the four conventions: کنوانسیون های چهارگانه