انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فاطمه ٢٠:٥٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

میعاد ٢٠:٥١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی شنتیا: اسم شنتیا ریشه عبری دارد فارسی نیست دوستان همانطور که گفته شد در کتاب زبور داوود امده است توهم اینکه زبور بازبان فارسی نوشته شده و اینکه داوود ایرانی بوده یک تصور احمقانه است

هومن حاجی کریمی ٢٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی massed practice: تمرین بی وقفه

رضا حسینی ٢٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی مارآت: یکی از نامهای قدیم شهرستان مرند استان آذربایجان شرقی می باشد.

عاطفه موسوی ٢٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Without skipping a beat: پیوسته ، لاینقطع

علی بهجو ٢٠:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی سقوط: سقوط= پرت شدن ییا پرت کردن

علی بهجو ٢٠:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی سقوط: پرت شدن یا پرت کردن

Farhad ٢٠:٤٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی derivatives: مشتق ها

نرگس ٢٠:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Iiving room: اتاق نشیمن...نشیمنگاه

نرگس ٢٠:٣٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Plant: گیاه در گلدان
اگر فعل باشد میشود کاشتن

نرگس ٢٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Bathroom: سرویس حمام و توالت

نرگس ٢٠:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Dining room: اتاق پذیرایی

شایلی ٢٠:٢٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی عقده ای: Inferrior complex

مهر ٢٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی quite good: کاملا خوب

حسن ٢٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی first: در وهله اول،نخست آنکه،در بدو امر،ابتدا به ساکن،

مهرنوش ٢٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی quite good: نسبتا خوب

نازنین ٢٠:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Been on tv: بودن در تلویزیون

ممد ٢٠:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی hellboy: پسر جهنمی

پریا ٢٠:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی فنچ: کوچولو

نیما ٢٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Shear Slip: لغزش برشی

یاسمین ٢٠:٠٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی appendages: زائده ، اندام فرعی ، ملحقات

seyed ٢٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی administer: پرستاری کردن

دانیال استرکی ١٩:٤٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی judgment: معیار

امیر رمضان زاده ١٩:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی embeded: تعبیه شده

mahsa 0092 ١٩:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی protrusion: بر آمدگی

Ghandchi ١٩:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی financial strain: فشار مالی
This welfare program has eased the financial strain of raising children alone
همینطور، emotional strain به معنی فشار عاطفی است
She has been suffering from considerable emotional strain
(جملات از longman)

قاضی دپکوری ١٩:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی طایفه سقاری: سربازی١٥:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦

این طایفه از ملاکین اصلی شهرستان سرباز در بلوچستان بوده که وصلت هایی با خاندان های مشهور این شهرستان مانند میران نسکند که با انان رابطه خونی هم دارند داشتند البته به سبب ازدواج های درون گروهی جمعیت انان رشد و گسترش زیادی نداشته و محدود به سرباز شده.
درباره تاریخچه این طایفه سخن فراوان است اما طبق اطلاعات اندک من :محمدخان پدر سگاریها و رییس سرباز بوده و در جنگ محمود افغان یا صفویان افغان ها را همراهی کرده اند اما بعد از فوت محمود ، با اشرف جانشینش به اختلاف میخورند و در نتیجه حمله افغان ها به سرباز ، محمد خان کشته شده و فرزندانش به کوه سگار در کیشکور سرباز پناهنده می شوند. فرزندان محمد خان تقی خان نیاز خان سعدی و سنایی بوده اند که سردار دادرحیم سگاری از اولاد سنایی و او از اولاد میر گوهرام مرحوم نوبندگ لاشاری است. محمدخان پدر سگاری ها فرزند شیرخان که مدعی سیادت با صفاریان سیستان بوده و برادرش نبات خان پدر نباتزهی ها و جان محمد پدر بزرگزاده های نسکند بوده. این طایفه اصالتا از ایل لاشار(رند) و طبق شجره نامه ها از نسل میر گوهرام لاشاری می باشند. و به سبب سکنی گزیدن در سگار به سگاری (یا) سقاری شهرت یافتند.

از بزرگان این طایفه.�مرحوم سردار حاج دادرحیم سقاری،�جانشین و دامادش مرحوم حاج دین محمد سقاری(تیره میرزایی) ‌ فرزند حاج دادرحیم مرحوم شیرمحمد سقاری (شورای حل اختلاف سرباز). محمدعلی سقاری (بخشدار سرباز معاون فرماندار و رییس شبکه بهداشت و درمان) .رستم سگاری (از تجار نامدار کشور تانزانیا ) ،کمال سگاری ،میرملنگ سقاری،عبدالکریم سگاری و ،از تحصیل کردگان جوان : دکتر اسد سگاری و جمعی از فرهنگیان در شهرستان سرباز

Setare ١٩:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Straight: Not bending

P ١٩:٢٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Peaceful: Calm and quiet

محمد ١٩:٢٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی this report: این گزارش

امیر رمضان زاده ١٩:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی deem: فرض کردن،پنداشتن،قلمداد کردن، در نظرگرفتن

sara ١٩:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی jelly: ژله
Jell هم معنی ژله می دهد

محمد ١٩:١٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی آرسام: اسم پسرم کیان معنی پادشاه من آریایی هستم و اسم پسر بعدی من آرسام ایرانی باشیم و ایرانی بمانیم

عرفانه ١٩:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ساینا: واقعاپیام ایلین که درابتداامده جای تاسف داردباتمام بی اطلاعاتی که درمورداسم ساینادارندبازنظربیخودداده اولاسانیااسم فارسی هست نه عربی و سنیه یک اسم عربیه وربطی به هم نداره دوماساین کلمه سرخپوستی نیست بلکه دردهخدااصیل ایرانی به معنی شاهین وسیمرغ میباشد که الف اسم ساز میشود مثل ارمین امیشودارمینایاادرین که دخترانه ان ادرینااست این درجواب اسم ساین .اماخودسائنا(ساینا )به طورکامل درشاهنامه ولغتنامه دهخدا اورده شده به معنی سیمرغ که حکیمی دانا وباهوش بوده تعریف شده است واقعابرای اطلاعات اشتباهی که دادن متاسفم

شمسایی ١٩:١١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی احشا: درونی

سمیرا ١٩:٠٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

راحله فرازفر ١٨:٥٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

راحله فرازفر ١٨:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

راحله فرازفر ١٨:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

جلالی مال احمدی منجزی ١٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی بهداروند: طایفه مال احمدی منجزی معروف به نه کر تشمال

احمد خان بختیاروند ایلخان جد طایفه مال احمدی منجزی بختیاروند

جلال خان .بهرام خان .صادق خان بختیاروند پسران احمد خان بختیاروند ایلخان

ابوالفتح خان بختیاروند منجزی بیگلربیگی اصفهان متحد کریم خان لر زند

علی صالح خان بختیاروند ایلخان پسر یوسف خان بختیاروند منجزی

آدینه خان بختیاروند مستوفی نادرشاه
پسر اسماعیل خان بختیاروند پسر یوسف خان بختیاروند منجزی

حاتم خان بختیاروند منجزی حاکم کشمیر

طایفه مال احمدی منجزی
تیره جلالوند
تیره کلاوند
تیره ویسی
تیره علی اکبر وند
تیره خواجه وند
تیره حاتم وند(کرمپور )
تیره دوستی
تیره پاگیر وند
تیره قوامی
تیره سهم الدینی
....
..
..
طایفه تاج الدین عبدالهی منجزی
تیره صالح وند
تیره آدینه وند
تیره نوروز وند
..
..
..
..
..

******
علی صالح خان بختیاروند ایلخان پسر یوسف خان بختیاروند منجزی

آدینه خان بختیاروند مستوفی نادرشاه
پسر اسماعیل خان بختیاروند پسر یوسف خان بختیاروند پسر تاجمیر قنبر خان

تیره هارونی طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ منجزی از نسل آدینه خان بختیاروند مستوفی نادرشاه

تیره شمس الدین وند(رستمی )طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ منجزی


شمس الدین خان میرگپ پسر جان محمد خان پسر شمس الدین خان پسر تاجمیر قنبر خان بختیاروند پسر رستم آقاسی بختیاروند پسر شاه منصور خان بختیاروند ایلخان پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان






محمد ثابتی ١٨:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی mule: حامل. کشنده. حمل کننده.

راحله فرازفر ١٨:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

دانیال کابلی ١٨:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اسکل: در زبان عوام به فرد احمق یا برای سرزنش کسی گفته می شود که کار احمقانه ای انجام دهد. مدت زیادی نیست که این کلمه وارد فرهنگ شفاهی ایرانیان شده است و ریشه و منبع آن معلوم نیست. بعضی از مردم به پرنده ای به نام طوطی دریایی هم اسکل می گویند که این نام گذاری فاقد هر گونه پایۀ علمی است و این پرنده هیچ رفتار ابلهانه ای ندارد.

سایان ١٨:٣٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ساری گلین: ساری گلین در ترکی به معنی خورشید خانم هست

رامین ١٨:٣٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی کاتالون: منطقه ای در اسپانیا

اعظم ١٨:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی dizygotic twins: ناهمسان

Hossein ١٨:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Picturesque: به جاهای دیدنی و طبیعت بکر میگویند

امیر حسین مومنی ١٨:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی So often: هر از گاهی

اسما ١٨:٠٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی آلپای: اسم الپای که اسم برادر خودم است الپای به معنی پهلوانی میباشد لطفا شما هم اصلاه کند

آرمان ١٨:٠٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ساینا: سایناعلاوه برانکه معنی سیمرغ میدهدمعنی سایه رستگاری نیز میدهدچون درکتاب (شفیعی کدکنی)چنین نوشته شده است :معنای باستانی سیمرغ بامفاهیم شاهین بیان گردیده است که دراوستااین پرنده چهره ای افسانه ای دارددرروزگارباستان عقیده بران بودکه اگر سایه ی اوبرکسی بیفتدازرستگاری وپیروزی بهره خواهدیافت.