برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رامین ٠٦:٤٣ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی روماک: اولا روماک مازنی هس، نه گیلکی ( مازندران و گیلان دوتا استان جدان بخدا!!!! 😂)
دوم مگه مازنی، گیلکی، لری، کردی، آذری.. جزو فارسی نیستن!؟!؟!! خب همه ایران هست.

Lili ٠٦:٣١ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی modest: کسی ک جاذبه سکسی ندارد

مجید بی دردی ٠٦:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی inr: در واقع روپیه هند با این مخفف بیان میشود

میلاد ٠٦:٢١ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی میلاد: میلاد به معنی تولد یعنی داد یعنی دهنده

ع ه ازاهواز ٠٦:١٨ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی سرایدار خانه: کار ساده یا سریداری مدرسه باغ واداره با بیمه وحقوق خوب متاهل ودودختر ۸ساله و۱۲ساله

مرجان فرجی ٠٥:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی out and about: همین دور و بر ها پلکیدن/بودن
هنوز روپابودن
هنوز دست به کار بودن
هنوز دور و بر کاری پلکیدن
هنوز سر کسی به کار بودن

سلامت باشید ٠٥:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی bless you: سلامت باشید

مصیب مهرآشیان مسکنی ٠٥:٣٦ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی رشحات: هیکل کردن و رشد بچه شتر و قوت و توان گرفتن حشی

مصیب مهرآشیان مسکنی ٠٥:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی رشحات: قد کشیدن و جستن گیاه و نباتات استرشحاً قد کشید جستن کرد

مصیب مهرآشیان مسکنی ٠٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی رشحات: خیس شدن بدن از عرق

مصیب مهرآشیان مسکنی ٠٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی رشحات: جست زدن آهو

مصیب مهرآشیان مسکنی ٠٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی رشحات: رشحات=جمع رشح تراوشات و تراودات نوک قلم نوشته ها چک نویس ها

فریدون ارجلو ٠٥:٣١ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی گورچان (فراهان): دردوره صد ساله حکومت ایلخانیان برایران (651تا 756 .ق)بخصوص دردوره حکومت اباقان وغازان خان ناحیهای که روستای گورچان ازتوابع فراهان دراستان مرکزی قرارداردبا توجه با موقعیت طبیعی خود وداشتن جنگل های درخت سقز ووزیست شکاردرکوهای آن ازجمله کوه امجک برای شکار وییلاق بسیار موردتوجه بوده ودرمنابع تاریخی آن دوره ازجمله جامع التواریخ رشید الدین فضل اله و....به این موضوع اشاره شده است .
واژه گورچان درگویش محلی با خوانش کوتا ه صدای �و� وشبیه خوانش واژه ترگی �گُ ر� بمعنی ببین درترکی خوانده می شود واین �گور� با �گور�درزبان فارسی متفاوت است . این واژه اززبان مغولی واردشده ومرکب از �گور gur� �چان� است . گور به معنی �نهایت درجه مطلوب�و�چان� به معنی جهان است .وآژه �چان� بتدریج درزبان فارسی به�خان� تبدیل شده است. البته برای تفسیر واژه �چان یا جهان � باید باید باور�شمنیسم � مغولان وطبیعت گرایی آنها را که �جهان � را وجه کمال هستی و همه چیز به مفهوم عام اعم ازصفت وقدرت و...تلقی می کردند باید درنظر گرفت .
وبه این ترتیب واژه� گُرچان� می تواند می تواند بمعنی کمال مطلوب درجهان باشد .(گویا این جانب دریکی ازتاریخ های این دوره به علت این نامگذاری که ناشی ازشعف شدید خان مغول درگذران اوقات دراین ناحیه بوده برخورده باشم که متاسفانه نام این منبع را فراموش کرده ام )

مصیب مهرآشیان مسکنی ٠٥:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی رشح: رشح=تراودات و نوشتجات نوک قلم را نیز گویند اثر قلم بر کاغذ نوشته ها

مصیب مهرآشیان مسکنی ٠٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی رشح: رشح =تراوش و تراویدن میعانات و جمع ان رشحات
و عرق برگونه و بدن را گویند

مصیب مهرآشیان مسکنی ٠٥:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی رشح: در اصل جستن است و لذا جستن مایعات از منافذ مشک و سبو و عرق از پوست بدن انسان و رشح الظبی=جستن آهو و استرشحا جستن و قدکشزن نباتات و بلند شدن وقادر شدن بچه شتر را میگویند

ث.ا ٠٥:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/١٦

Majid ٠٥:١٩ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی over and over: دائماً

diana ٠٥:١٤ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی She is cool mom: اون مادر جذابیه

سعیدساشا ٠٥:٠٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦

صابر لطیفی ایلخچی ٠٥:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/١٦

اشکان ٠٥:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی سابت: نشان دادن به کسی

Majid ٠٤:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی what is it to you: به تو چه

صابر لطیفی ایلخچی ٠٤:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/١٦

فریدون ارجلو ٠٤:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی چالمیان: روستای چالمیان یکی از 4روستا ازمجموعه روستاهای کسرآصف ،چوگان ،گورچان وچالمیان است که آب آنها برخلاف سایرروستاهای منطقه که ازقنات تامین می شود بصورت چشمه از شاخه شرقی قره چای که با شاخه تفرش پیوند می خورد وسپس ازروستاهای کوره ووسمق عبورکرده وبه قزچای می پیوندد تامین می گردد .این شاخه درخوانش های محلی فقط چای خوانده می شود وفاقد واژه قره درقره چای است . درخوانش های محلی روستاهای واقع درمجاور این شاخه از قره چای با گویش ترکی �چایلار� می خوانند. بنظر می رسد بادرنظرگرفتن اینکه دربرهه ای اززماندرزبان فارسی حرف �ر� ازتبدیل حرف �ل� همانند تبدیا �سول� به �سور� بوجود آمده است. بادرنظر گرفتن اینکه روستای چالمیان درمیانه 4روستای فوق قرار دارد وخوانش صحیح واصیل �چهار� بشکل �چار�می باشد ،تبدیل حرف �ل�به �ر� دراین واژه ازتحول مصون مانده وخوانش نام این روستا به روال امروزه می تواند �چهارمیان� یا �چارمیان �باشد ،که با موقعیت جغرافیایی آن تطبیق می کند .

سید اسماعیل حسینی ٠٤:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/١٦

کوروش شفیعی ٠٤:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی ساک زدن: دزدیدن ساک و کیف. سرقت کیف

سید اسماعیل حسینی ٠٤:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/١٦

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:٣٩ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی merely: صرفا و تنها

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی consequence: نتیجه و پی آمد

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی readily: با میل و آمادگی

سعیدساشا ٠٤:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی زئاب: گرگها

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی essential: در علم حقوق به معنای اساسی یا بنیادی میباشد

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی specific: خاص یا ویژه

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/١٦

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:١٨ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی capable: توانا و لایق

تورج ٠٤:١٨ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی helicopter money: پول هلیکوپتر
- (پول هلیکوپتر) یک اصطلاح اقتصادی که به ایده توزیع پول آزاد از طرف بانک مرکزی بین مصرف کنندگان (مردم) در تلاش برای تحریک افزایش مبادله و در نتیجه تحریک تورم است.
اصطلاح پول هلی کوپتر برای اولین بار در سال ۱۹۶۹ توسط اقتصاددان مشهور میلتون بریدمن معرفی شد. هدف اینست که بطور موثر مبارزه با کاهش قیمت را کاهش دهد ، و تا حدودی به صراحت پیشنهاد شده است که پول از هواپیما ریخته شود. بنابراین مردم پول می گیرند و در نتیجه می توانند پول بیشتری برای خرج کردن بدست آورند، بنابراین ممکنست نرخ تورم را بالا ببرد.

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:١٦ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی accused: متهم

مریم ٠٤:١٠ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی مهداد: بزرگزاده ماه داده

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی actual: واقعی

آناهیتا ٠٤:٠١ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی آروشا: اسم من آناهیتاست و اسم خواهرمم اروشاست.
من افتخار میکنم که ایرانی ام و خداروشکر اسمامونم ایرانی اصیله نه اسم عربی. خدارو هزار مرتبه باید شکر کرد که اسم من فاطمه نیست که بمعنی بچه شتر هست😂
دوستان عزیز، ما ایرانی بودیم و هستیم و خواهیم بود. بزارید نسل بعد از ما روشنفکر و ایرانی بار بیاد . نه مثل نسل های قدیمی و عرب پرست.

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٤:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی include: شامل شدن
گنجاندن

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی itself: به تنهایی

مسلمون ٠٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی معجزه شیلی: فریدمن رید به شیلی و کلی آدم کشنه شد کدوم معجزه

تورج ٠٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی Deep State: مافیای پشت پرده در یک کشور

ناصر ٠٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی قرمساق: اینهمه حرف بی ربط در جواب یک کلام ، دیوث چه ربطی به قرمساق داره. کلمه ترکی بایک معنی واضح و روشن که به معنی داشتن ساق پای پهن و درشت میباشد کسی که ساق پای قوی و درشت دارد ، چه ربطی به دادن زن به دیگران برای زنا کردن داره این حرف ، دهخدا انگار تو حالت طبیعی نبوده موقعنوشتن معنی این حرف و اینجور که پیداست اونموقع هم این ساقی های موتوری هم وجود داشتن و فعالیت میکردند فقط بجای موتور با الاغ یا اسب و یابو مشتری راه می انداختن و به جناب دهخدا هم سرویس دهی میکردن.

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٣:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی intoxication: در حقوق به معنای مستی میباشد

behdokht ٠٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی Acanthosis nigricans: بیماری پوستی با علائم تیرگی و ضخامت پوست بدن در نواحی گردن یا زیر بغل

سید محمد علوی نسب اشکذری ٠٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی induced: ناشی از

Mehdimassah ٠٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/١٦
معنی i don't miss you: من از دستت نمیدم !