برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرتضی بزرگیان ١٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی excitatory: محرک، تحریکی

احسان محمدی ١٢:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی تاشار: تاشارروستایی است دراستان خوزستان شهرستان ایذه که تاشار به معنای کوه های تاش یا تیزو چشمه ی آب شیرین داردکه آن هم به همین اصطلاح نامگذاری شده بزرگترین روستای ایذه ومردم آن با حفظ آداب ورسوم اصیل ایل بزرگ بختیاری به حیات خود ادامه میدهند

جلال نجاریزدی ١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی coalescence: در تحلیل مقابله ای به معنای "ادغام" است.

مرسده خدادادی ١٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی multiples: [مالی] نسبت قیمت به سود هر سهم

مهدی باقری ١٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی anticipation: Do sth in anticipation of sth
به اصطلاح خودمون به شکم صابون زدن
The workers have called off their strike in anticipation of a pay offer

سجاد صالحی ١٢:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی evolution: تحول، تکوین، تکامل، فرگشت

Seyyed abbas ١٢:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی hitchhiker: A hitch hiker is a person who travels for free by getting rides from passing vehicles.

مرینت ١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ضعیف رایی: متضاد ضعیف رایی
ومعنی اندیشه و فکر ضعیف داشتن

بهادری ١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی بهداروند: با سلام من از نوادگان قائد رحیم تامرادی هستم
آیا طایفه تامرادی *تات -تادمرادی* از ایل بختیاروند است

روستای جوبریز و شه نیز در استان کهگیلویه و بویراحمد

تیره جوبریز طایفه بلیوند بختیاروند


شاهمراد خان بلیوند

تات::به معنی عمو
تاد::به معنی گراز
طایفه تامرادی معروف به گراز

melika ١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی tiktok: نرم افزاری ساخت چین که در آن میتوان کلیپ های ٣ تا ۶٠ ثانیه از چیزهای مختلف گذاشت

سجاد صالحی ١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Preamble: پیشگفتار، مقدمه

راهله ١٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی multistoried: چند طبقه
طبقاتی

لیلیا ١٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی لیلیا: پاک و خالص

سیما عثمانی ١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی freckled hand: دست کک مکی

شمس الدین ١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی vigour: enthusiasm، تلاش، جدیت

مهدی باقری ١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Revolt: اسم:
سرکشی و یاغی گری
شورش
فعل:
سرکشی کردن(فردی)
شورش کردن(جمعی)
به چندش آوردن

محمد امین شاه علی ١٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی استعمال: به کار بردن
معمول داشتن
استفاده

سحر نوری ١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ground: اساسی- پایه ای

Amirreza2000A ١٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی cataphora: ارجاع پسین

امیر ١٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی فوبیا: ترس از هر چیزی یا هر مکانی

Amirreza2000A ١٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی anaphora: ارجاع به ماقبل

حامد اسماعیلی ١٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی go through: برخورد کردن ( به معنی تجربه کردن و رفتار کردن)

نهال ١٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی تک شاخ: اگر تک شاخ و پری دریایی واقعیت نداشت اسکلت فصیل انها را از کجا اوردند ساختگی نبوده دیگه قطعا وجود داشته اطلاعات انها را از کجا اوردند که میگن وجود نداره اطلاعات از خودشون در نیاوردن وال تک شاخ وجود داره تک شاخ وجود داره پری دریایی هم وجود داره من که قبول دارم هر کی قبول داره لایک کنه

azizi ١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ایمونوساپرسیو: داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی

مهدی باقری ١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Caring: شغلهای مربوط به مراقبت و پرستاری
Many of the caring professions are badly paid

گندم ١١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی pflegeversicherung: بیمه مراقبتی

مهدی باقری ١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی fond of: در گذر زمان عاشق شدن

هستی رضایی ١١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی anti Damage: ضد آسیب

سارینا ١١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی دروغ زن: کسی که دروغ می گوید ،دروغگو

فاطمه ١١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی condensed milk: شیرعسل
خارجیا به شیرعسل میگن condensed milk

علی اصغر سلحشور ١١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی in appearance: از نظر ظاهری

علی اصغر سلحشور ١١:٢٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی surprisingly: به طرز شگفتی

فهیمه چاکرالحسینی ١١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی become a thing of the past: به تاریخ پیوستن

شمس الدین ١١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی comparably: relatively نسبتا

MF ١١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی affliction: affliction = plague

فهیمه چاکرالحسینی ١١:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی writhed in pain: از درد به خود پیچیدن

Tahoora ١١:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی رهی برگشود: راهی باز کرده

مریم ١١:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Absirption: جذب کننده

. ١١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ناصیه: علق:15
__________
�ناصيه�، ظاهراً پيشاني است، به تعبير قرآن، پيشاني همة جنبندگان به دست خداست [هود 56 (11:56) ]. به نظر مي‌رسد ناصيه اشاره‌اي مجازي به مغز موجودات باشد كه نقش فرماندهي دارد. اتفاقاً بخش شخصيت و تصميم‌گيري‌هاي انسان در �كورتكس�، پشت پيشاني مي‌باشد! در آناتومی مغز پستانداران، قشر پیش پیشانی قسمتی از قشر مغز است که قسمت جلویی لوب پیشانی را در بر می‌گیرد.
این قسمت از مغز در فرایندهایی مثل برنامه‌ریزی رفتارهای شناختی پیچیده، بیان شخصیت، تصمیم‌گیری و تعدیل رفتار اجتماعی نقش دارد. در واقع فعالیت اصلی این قسمت از مغز، تنظیم اعمال و افکار بر اساس اهداف درونی است. بنابراين �اخذ بالناصيه� [مؤاخذه و تنبيه و كيفر آدمي، به خاطر ناصيه= پيشاني] كه در آيه فوق و آيه 41 سوره رحمن (55:41) آمده است، بايد اشاره‌اي به خطاهاي عمدي و معايب شخصيتي آدمي باشد [والله اعلم]. برحسب آية 41 سوره الرحمن (55:41) ؛ مجرمان در قيامت با پيشاني [تصميمات انديشيده شده] و گام‌هايشان [اقدامات عملي] مورد مؤاخذه قرار مي‌گيرند [يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ].

مسعود دیانت ١١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی pub coil: کلاف با وزن کم(اسپیره) {صنعت نورد سرد}

ژینو...... ١١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ژینو: ژینو مانند گلی است که روز به روز زندگی جدید تری رابسر میبرد.ژینو مانند درختی است که فصل به فصل زیباتر و زندگی تازه ی دارد .ژینو به معنی زندگی نو زندگی تازه شروع شده است

کاربر ناشناس ١١:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی لطف طبع: شیرین کلامی یا شیرین سخن بودن

موذنی ١١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی abstractor: انتزاعی
خلاصه

میعاد نادری ١١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی rumored: یک کلاغ چهل کلاغ شده

loki niki ١١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی فابریک: فابریک یعنی بهترین دوست ادم که در هر شرایط کنارت باشه که من همچین دوستتی رو دارم که خیییلی دوستش دارم اون قدی دوستش دارم که اگه اون ناراحت باشه قلبم تیر میکشه و با خوشحال بودن اون من زندم


سحر نوری ١٠:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی network: ارتباط برقرار کردن

محمد ١٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ساشا: ساشا به زیان شمالی میشود طلوع مجدد آفتاب

Mehrab ١٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی erode: فرسوده کردن یا شدن
معنی دیگر :به تردیج اهمیت یا ارزش چیزی را کاهش دادن
مثلا :the value of the dollar began to erode rapidly

سيده الهه ١٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی time decay: Time decay is a measure of the rate of decline in the value of an options contract due to the passage of time