برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

محدثه فرومدی ٢٠:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی provided: ارائه‌شده، قیدشده، تامین‌شده، فراهم‌شده، فراهم‌آمده، فراهم‌آورده

تارا ٢٠:١٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی خواجه نصیرالدین توسی: ستاره شناس بزرگ ایرانی

شبنم ٢٠:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی dress rack: آویز لباس
جالباسی

محمدصالح نجفی ٢٠:٠٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی get in their way: شروع کردن

زهرا جوادی ٢٠:٠٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی جبران ناپذیر: کاری را جبران ‌کردن به ‌صورت ‌معذرت خواهی

محمدصالح نجفی ٢٠:٠٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥

تارا ٢٠:٠٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی ذهن مردم: فکر مردم

Alireza ٢٠:٠١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Lost: گم شده
ناپدیدشده
پنهان شده

یاس ٢٠:٠٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی چند گانگی: فرق ، تفاوت، مدل

یاس ١٩:٥٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥

فرزاد عبداللهی ١٩:٥٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی It is stright a head: اون مستقیمه
این را در جواب آدرس میگویند

فاطمه عالی پور ١٩:٥٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی might: ممکن است

حسین ١٩:٥٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی روغن بان: فکر کنم روغن بان همان روغن گیاه مورینگا باشد ،چنانچه کسی پیشنهاد یا اطلاعاتی دارد راهنمایی کند،ممنون

میلاد علی پور ١٩:٥٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی systematical: به صورتی نظام یافته، با روش معین، از روی قاعده، مرتب و منظم، مرتبا، مُدام، پی در پی

میلاد علی پور ١٩:٥٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی systematically: به صورتی نظام یافته، مرتب و منظم

نورالله کرمی ١٩:٥٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی کاید: معنی کلمه کاید یعنی خان ، مرد بزرگ و در استان ایلام هم یک طایفه بزرگ به نام کاید خورده وجود دارد که یعنی(خان زاده)که از ایل بزرگ بختیاری هستن

محدثه فرومدی ١٩:٥٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی realize: محقق کردن

فاطمه عالی پور ١٩:٥٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی fans: پنکه سقفی

میلاد علی پور ١٩:٤٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی strong: موفق، قابل قبول

میلاد علی پور ١٩:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی put forward: انجام دادن، به اجرا گذاشتن

میثم ١٩:٤٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی yogurt cultures: در تولید ماست به آن "مایه ماست" می گویند

😐Ali ١٩:٤٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Vegetable pizza: پیتزا سبزی

یاس ١٩:٤٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی آداب نیک: رفتار پسندیده

Mahi ١٩:٤٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی extremely cold: به شدت سرد در حد یخبندان

مبینا ١٩:٤٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Revise: Study something again

میلاد علی پور ١٩:٤٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی push the point: متقاعد کردن، راضی کردن، نظرِ کسی را جلب کردن، هم عقیده کردن

محسن اسدی ١٩:٤٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی غیاثوند: غیاثوند شهرت یکی ازبزرگترین ایلات لک زبان زیرمجموعه ملت کردایران هستش وبه معنی دادرس(فریاد رس)
بعضعا"قبل وبعداز شهرتشان، پیشوند یا پسوند طایفه آمده حتی خود این طایفه نیز مجدد تقسیم می شوند بعنوان مثال پیشوند رویتوند داریم. روتیوند هم داریم ، درزمان حمله عثمانیان به ایران رشادت ومردانگی مردان این ایل همانطور که درتاریخ آمده زبانزد بوده،مردان وزنان این قوم باستانی وقدیمی درطول تاریخ ودر جنگهای پیش آمده. همیشه دلاورانه وباغیرت از آب وخاک این مرزو بوم دفاع کردن، وبه دلیل همین دلاوریها . شاهان فاسد ازاتحاد مردان این ایل درهراس ووحشت بودن، ودر طول تاریخ طی دومرحله این ایل متحد که دارای نظم ونظام ایلاتی بودند را به شهر متفاوت کوچ دادن (وحتی تا اقلیم کردستان نیز اجداد این ایل بزرگ (القیسی)وجود دارند)، نظم وانضباط ایلی حتی در تقسیم بندی طایفه ای درپیشوند وپسوند شهرتشان مشاهده میکنید،
و واقعا حیف وصد حیف که این ایل بزرگ همچون ایل شاهسوند در اقصی نقاط ایران پراکنده شدن، ولی از نظر ژنتیک همگی باهم فامیل وبستگان هستن . جالبه بدونیدمقبره یکی از بزرگان ایل غیاثوند که درواقع خوان وبزرگ عزیزان غیاثوند در قزوین میباشددر شاهزاده حسین درشهر قزوین میباشد،این ایل در به قدرت رسیدن کریم خان زند نقش بسزایی داشتند. وبیشتر فرماندهان ارتش کریم خان از مردان ایل غیاثوند بودند. با به قدرت رسیدن محمدعلی شاه وتاسیس قاجاریه اولین کاری که این شاه فاسد به دلیل ترس انجام داد متفرق کردن وکوچ دادن قسمتی از ایل به شهرهای مختلف ایران بود. الان برادران خونی این ایل ، درشهرهای تهران، کرج، قزوین، ملایر، کرمانشاه ، تویسرکان، اندیمشک، پل دختر، خرم آباد، طارم، زنجان، درود زندگی میکنند، امیدوارم اطلاعات بنده مورد توجه عزیزان قرار گرفته باشه

ایران همیشه سربلند🌷

sakineh tebbi ١٩:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی reflect: بازتاب

میلاد علی پور ١٩:٤١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی early: زودهنگام، پیش از موعد

سمانه ١٩:٤٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Cashier: صندوقدار

هونام بصیری ١٩:٤٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی steep cliff: تخته سنگ شیب دار

Nila ١٩:٤٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی نیلا: دوستان وإلا و بلا أسمم نيلا لست و نيلًا يعني هديه اي از طرف رود نيل

>yekta< ١٩:٣٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی زهر هجری: تلخی جدایی، ناراحتی جدایی

زهرا‌جوادی ١٩:٣٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی وصف ناپذیر: یعنی ‌شوقی‌که به ‌آسانی ‌نمی‌توان‌آن‌را توصیف‌کرد

محمد بناية ١٩:٣٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی کری خواندن: رَجَزخوانی به معنای فخرفروشی و تعریف از شجاعت و شرافت خود است.

Sara abedi ١٩:٣٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی public transportation: ویایل نقلیه عمومی

Mm ١٩:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی مخصوصا: بخصوص ، ویژه ، حتما

میلاد علی پور ١٩:٣٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی specific: مطمئن، دقیق، قطعی

Mm ١٩:٣٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی دستمال: حوله یا دستمال کاغذی

حنا ١٩:٣٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی reflexives: انعکاسی

هونام بصیری ١٩:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی under water: زیر آب

هونام بصیری ١٩:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی under water: دنیای زیر آب

Golshifte ١٩:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی نخست کس: نخست کس برابر پارسی اول شخص

Golshifte ١٩:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرانام: من (یا درست تر " اَژ ": پهلوی)
تو
او
ما
شما
ایشان

Golshifte ١٩:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی کس: به معنی شخص، در دستور زبان است

گلشیفته ١٩:٢٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرانام: فرانام�واژه‌ای است که می‌تواند جای‌گزین�گروه اسمی (ناونی، نامی) �شود، برای نمونه به‌جای آن‌که بگوییم �سهراب را دیدم و به سهراب گفتم�، می‌گوییم �سهراب را دیدم و به او گفتم�

فرانام برابر پارسی ضمیر و pronoun است
از الگوی هندواروپایی برساخته شده

گلناز ١٩:٢٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی اژ: درست تر اینه که به جای من بگیم اَژ
اژ ام ایرانی
I am Iranian
Ich bin Iranian
Je suis Iranien
Parsi: Azh Am Irani

فاطمه عالی پور ١٩:٢٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی renewable: تجدید پذیر

گلناز ١٩:٢٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی من: درست تر اینه که به جای "من" بگیم اَژ مانند ایش یا آی یا ژِ

اژ ام ایرانی
I am Iranian
Ich bin Iranian
Je suis Iranien
Azh Am Irani

ارین پروازی ١٩:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی بلامیسر: کلمه ی بلامیسر در زبان گیلکی در مناطق شمال به کار میرود.
این کلمه به معنی قضات به جانم،دردت‌به‌جانم،بلات،توسرم‌‌دردت به جانم و......یه کلمه ی قربون صدقه هستش.به معنای تصدقت..یعنی صدقه ات میشم،یعنی بشم نذرت،،،به این معناس.
امیدوارم از معانی بلامیسر لذت برده باشید.
عه تی به لا میسر . بلامیسر کویش دری