برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

M ٠٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی never say die: تسلیم نشو. نا امید نشو

سید جلیل امیدوار ٠٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی چپود: حرف بیهوده

Zahra ٠٧:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی no big deal: مسئله مهمی نیست

مهدی صباغ ٠٧:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی tight fisted: Adjective-informal :
Tight-fisted
خسیس
پول پرست
ناخن خشک

فاطمه شیبانی ٠٦:٥٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی روشنفکر: روشنفکر :
فردی مطلع دارای درک بالا و قدرت استدلال

فاطمه شیبانی ٠٦:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی خرفتی: خرفتی :
کم خوشی حاصل از کهولت سن

سهیلا رمضانی ٠٥:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی profound: وسیع

سهیلا رمضانی ٠٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی pending divorce: متارکه قریب الوقوع

بهروز ٠٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی الوهيت باطن: روح الهی انسان در زمین و تجلیش

بهروز شیدا ٠٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی الوهيت باطن: دمیده شدن روح خداوندی در کالبد انسان برای تجلی در زمین هستی

hamid ٠٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی rough and tumble: خشونت و بی نظمی

Siyavash ٠٤:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی testimonial: تقدیر - تقدیر نامه

الیاس صالحی ٠٤:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی I'm off two minds: یعنی یه دلم میگه اینکار بکن یه دلم میگه نکن یا ساده ترش دو دلم
For ex:
I'm of two minds to throw a party
یعنی دو دلم برای پارتی گرفتن(پارتی بگیرم یا نه)
خیلی کاربرد نداره و قدیمی شده

امير ٠٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی tongue tied: به تته پته افتادن

غزال سرخ ٠٤:١٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی have to: ناچار بودن
مجبور بودن
باید
ناگزیر بودن
گریزی نداشتن از

غزال سرخ ٠٤:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی affluence: ثروت مادی

علیرضا ابراهیمی ٠٤:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی استماع دادرسی: گوش فرا دادن

دیاکو ٠٣:٥٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی CARDIAC INDEX: شاخص قلبی

مهدیه ٠٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی Convertor: شیمی: مبدل

طاها ٠٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی knock on wood: یک اصطلاح انگلیسی است که معنیش( بزنم به تخته) میشه

مژگان ٠٣:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی طالع گویی: برگشتن معشوقم از مسافرت


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢١

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢١


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی مصونیت: ایمنی


حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢١

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢١


Sadaf ٠٣:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی play a fast one: پلی فست

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی ملکه: شهبانو

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢١



حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢١

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی نویسنده رمان کلیدر: محمود دولت آبادی


علی اکبر اینانلو ٠٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی اسپیک (قزوین): اسپیک در قدیم ایام اسبیک گفته میشده است به مرور زمان به اسپیک تبدیل شده هست معنی اسبیک از اسب یک گرفته شده هست به گفته بزرگان اهالی به دلیل اینکه اسبهای روستا در منطقه درجه یک بود وبعضی ها اسبهای درجه یک پرورش می دادن این روستا معروف به اسب یک بوده هست

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢١


کسرا ٠٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی eccentricity: دوری از مرکز و توجه عموم - به دور از توجه

زهرا ٠٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی آنالی: اسم بسیار زیباییست، و خاص

سارا ٠٣:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی سارا: یک سارا انسان نیست
بلکه سارا نوعی فرشته زمینی است
که برای آرام کردن اطرافیان خود آمده است
هرخانه ای به یک سارا نیاز داره

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢١
معنی هویج: گزر ، زردک

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢١

حمیدرضا دادگر_فریمان ٠٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢١