انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

میثم علیزاده ٢٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی prescriptive: دستوری
وابسته به دستور زبان

میثم علیزاده ٢٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی descriptive: توصیفی، شرحی

tala ٢٣:٣٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی currency: اعتبار

بامداد ٢٣:٢٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی went the way of all flesh: مُردن
فوت شدن

بامداد ٢٣:٢٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی way of all flesh: راه همه‌ی موجودات
راه حیوانات

JOKER ٢٣:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی embarrassing: شرم اور
خجالت اور
تحقیر انگیز
ضایع
خصوصی

اسماعیل عبداللهی ٢٣:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی عبداللهی: عبداللهی یعنی عبد الهی ،بنده خدا ،عبد الله

Samane ٢٣:٢١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی musher: کسی که سورتمه ای را که توسط سگ ها کشیده می شود را هدایت میکند

شادی ٢٣:١٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠

فرهاد تقی پور ٢٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی right to regulate: درحقوق سرمایه گذاری به معنای حق دولت سرمایه پذیر جهت وضع قانون

Amirreza2000A ٢٣:١٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی norseman: مردم نروژ
اهل نروژ

Sareh ٢٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی touching: فيلم متاثر كننده ، گيرا و درگيركننده

شادی ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠

JOKER ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی raise: بالا بردن
افزابش دادن
پرورش دادن

Asali ٢٣:٠٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Double army: ارتش دونفره

نیازعلی شمس ٢٢:٥٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی downregulation: سامانش فروکاهنده یا تنظیم کمینه

A.L.F ٢٢:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی buildings: برج ها وساختمان های نسبتأ بلند

محمد دشمن فکن ٢٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Biochemically: به طور بیوشیمیایی

کامران بهمنی ٢٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی novo: نوین - نوظهور (به ویژه در هنر)

مهدی ٢٢:٥٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی trip out: چت کردن در اثر مصرف دارو و مواد مخدر

Amirreza2000A ٢٢:٤٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی numerology: علم اعداد
علم عدد شناسی

2006_ra...sh ٢٢:٤٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی کورش: بهترین برادر ه ولی معنیش خاصی نداره اسم پادشاه هخامنشیه

کیان ٢٢:٤٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی طوایف بمپور: سلام
دقیقا انتظار این عمل رو داشتم !
حداقل میزاشتین چند مدت بعد این تکنیک قدیمی شده رو انجام میدادین و نه بلافاصله.
این حرکت کمبود را نشان میدهد.
مواردی که درباب طایفه بامری گفتین بهتره خود طایفه بامری باهاتون بحس کنه هرچند تمامش کذبیات بوده.
با اوازه ای که از طایفه نارویی دارم توان را در وجودشان ندیده ام که با طایفه بامری که بزرگترین مناطق مکران را به تنهایی تحت حکمرانی داشته انددر بیوفتن.
اخیرت پسر یکی از سردارهای نارویی به قتل رسیده و بدلیل چند دستگی و نبود اتحاد بین رندهای نارویی نتنها توان اعنتقام گیری ندارند بلکه بار دیگر بایک اولتیماتم تهدید شده اند.
موفق سربلند بلوچستان

2006_ra...sh ٢٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی رامش: ارامش شادی و عشق ونیکی

انیس سلطانی ٢٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی nonvanishing: غیرمجاز-غیر قانونی

Shabnam ٢٢:٤١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی شبنم: شبنم یه اسم خیلی زیبایی هست که پارسی هست ومن عاشق اسمم هستم و در زبان لری بیشتر شو نم میگن

مهدی تبرک سوره ٢٢:٤٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی مآبانه: با پیوند های همانند،مانند،گونه،بکار میرود.
مثال:کارآفرینان بیشتر تمایل دارند تا اقتدار مآبانه عمل کنند.
به عبارتی‌؛ کارآفرینان بیشتر تمایل دارند اقتدار گونه (با اقتدار)،عمل کنند.
با تشکر

fateme ٢٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی metal alloys: آلیاژ های فلزی

fateme ٢٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی metal alloys: آلیاژ های فلزی

حمید پرهام ٢٢:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Medication Adherence: پیروی دارویی، رعایت دارویی

دهخدا ٢٢:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی بالکات: اسم ترکی،از نام های قدیمی ترکی

میثم علیزاده ٢٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی times: ● اگر s انتهایی، s جمع باشد time s :
1. دفعات
2. اوقات، ایام
● اگر s جمع نباشد و کلمه times مد نظر باشد:
1. ضربدر
Two times two equals four
دو دوتا میشه چهارتا.
2. چند برابر کردن( فعل)
Then you times that by 50
بعد، ۵۰ برابرش کن.

پیمان ٢٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی پیمان: یعنی وقتی شرط میبنده سر شرطش وا میسته

خشایار نوروزی ٢٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی bankability: پولسازی،سودآری

بامداد ٢٢:١٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی miracle man: معجزه‌گر
کسی که کارهای شگفت انجام می‌دهد

رضا ٢٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی هانی: هانی کاملا عربیه دعواتون سر چیه

نیازعلی شمس ٢٢:١٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی catalyse: به راه انداختن(واکنش)،به جنبش انداختن

حسن امامی ٢٢:٠٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی ramyun: یک نوع غذای کره ای

علی اقا ٢٢:٠٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی ساغول: ساغول یعنی شاغول
یعنی شاغول باشی یعنی قده یه غولی باشی

حسن ٢٢:٠٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی خودمدار: خود خواه

Zahra ٢١:٤٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی Livery: لباس فرم

ج ٢١:٤٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی expand: A minimum of 5 businesses are required. Expand your empire!

فریبرز آزادبخت ٢١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی العتق: آزادگی آزادبودن برده و انسان

محمد باقر علیشاهی ٢١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠

Roya h ٢١:٤٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی immersion: روانشناسی:تکنیک غرقه سازی

فریبرز آزادبخت ٢١:٤٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی کتاب الرق: یعنی کتابی که در اسلام برای بردگی قانونی نوشته باشد

مسیحا آزر ٢١:٣٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی pay attention: توجه داشته باش

Asal ٢١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی fitnessGym: بدن سازی

ali ٢١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی match: به هم آمدن proper adaqude suit approprate

الی ٢١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠
معنی dissonance: ناهمسانی