برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سعید ١٤:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی exogeneity: برون زایی

نيما ١٤:٤٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Desk edition: نسخه كتابخانه اى،ويرايش دستي،نسخه اسنادى،نسخه دستي

علی ماشا اله زاده ١٤:٤١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی take things wrong: همه کارها را خراب کردن،همه چیز را خراب کردن

سعید صفاری مقدم ١٤:٤١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی the kind: be the kind
از اون دست آدما (که شخصیت یا کاراکتر خاصی دارند)، اهل کاری یا چیزی بودن

something of the kind
(یه چیزی) تو این مایه
از این/اون قبیل چیزا/حرفا

Masoud8359 ١٤:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Travel safe: سفر بی خطر

سید علیرضا اخلاقی ١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی شیاد: سابوس

ملیکا ١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی comic strip: مجلات فکاهی

مهر ١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی nonbeing: عدم تحمل


مهدی باقری ١٤:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی admission: اعتراف
اجازه ورود

مصطفی فرخی نژاد ١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

نيما ١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی handbook: كتاب مرجع

امیر ١٤:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی مکافات: مکافات ؛ نتیجه معنی میدهد

Lilyrose ١٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Unflatter: بی تملق

سید علیرضا اخلاقی ١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

هومن صولت ١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی صولت: هیبت وشکوه.قدرت ونفوذ

سید وحید طباطباییان ١٤:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی distinctively: ویژگی دار- ویژگی دارانه

هومن صولت ١٤:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی صولت: هیبت وشکوه.قدرت ونفوذ


سید وحید طباطباییان ١٤:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی in terms of: از نگاه...، از دیدگاه...

زهره ١٤:١٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ophthalmological: مطالعات چشم پزشکی

Ziba ١٤:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی live away: دور از چیزی زندگی کردن

امیرمحمد رمضانی ١٤:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ملاک: معیار-ابزار سنجش

الهام ١٤:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی الهام: اسم زیبایی است به معنای واقعی یعنی پاکی و نجابت و سادگی و آرامبخش، الهام یعنی بزرگی و آرامش، عشق، پاکی، شادی، روح بزرگ داشتن، اسم الهام رو فقط خود خدا میتونه قسمت بنده های خاص اش بکنه و لیاقت میخواد ، اسم الهام تمام و کمال یعنی نشاندهنده روح واقعی یه مهربان و بخشنده و صبور

شهریار بهرامی اقدم ١٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی interface: هماوند؛ وبه صورت اسم مصدر یا صفت جانشین اسم هم به کار می رود؛ هماوندی
از نظر تاریخی(> Webster) محل پیوند دو آوند در گیاه است. من در یکم متن الکترونیکی، که صحبت از اینترفیس آنالوگ ودیجیتال بود این واژه رابه کاربردم.نظرِ یکی از استادان الکترونیک را هم پرسیدم.گفت؛ قشنگه، خوش آهنگه!

manya ١٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Oh he is so mean: او‌چقدر بدجنس است

جهانبخش مرادی ١٤:٠٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی stunningly: شگفت انگیز

علی ١٣:٥٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

علی ١٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

محمدرضا ایوبی صانع ١٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

احمدرضا احمدی ١٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ray floret: گلبرگ (اکثرا برای گیاهان تیرۀ آستراسه مثل آفتابگردان یا قاصدک استفاده می شود)

احمدرضا احمدی ١٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ray flower: گلبرگ (اکثرا برای گیاهان تیرۀ آستراسه مثل آفتابگردان یا قاصدک استفاده می شود)

nassaji ١٣:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی جلگه: یه دوستی این بالا گفت گاه در فارسی قید زمان مثل شامگاه اینا. برار ینی دانشگاه،آسایشگاه و....اینارو فارسی ینی از ترکی گرفت؟؟شما رسما داری تنه خیلیارو توی گور میلرزونی.شما میخوایی یه چی بگی قبلش فکرم میکنی اندیشه داری تو اصا.

شهریار بهرامی ١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی pandemic: جهاناک = جهان آک؛ آک در فارسی به معنی آسیب وگزند و بلا وهلاکت است.همه گیری معادل اپیدمی است وکاملا مناسب.ولی پاندمی ویژگی جهانی و جهان گیری دارد.روی این معادل مانوور بهتری می شود داد.درهرصورت پاندمی معادل جدیدی لازم دارد.
پارسی گرایانی مثل ذبیح بهروز از این شعار در پایان نوشته های خود استفاده می کردند: پاک وبی آک زی!

بابک ر و ١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی clear out: گرد گیری کردن

محمدرضا ایوبی صانع ١٣:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی take up: occupation

محمدرضا ایوبی صانع ١٣:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

Mg ١٣:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Hits: بازدید

خلیل ١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی میعه خشک: میعه خشک یعنی چی. وبیخ نی

Mg ١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Topten: بالا بردن

خلیل صمدیان ١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ویو خانه: پرستیژ ساختمان از منظر بیرون

Mg ١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی recording contract: قرار داد ضبط

SOUDABE ١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی toolshed: اتاق کار کوچک

Mg ١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Single: فردی

Mg ١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Audiences: مخاطبان

جهانبخش مرادی ١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ardent: افراطی

Mg ١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Copies: کپی ها

Mg ١٣:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Version: تفسیر

همایون فرهیخته ١٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ura: خنثی سازی، بی اثر کردن

Mg ١٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Concerts: کنسرت