انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Marzieh Golkar ١٩:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Miss me: منو ترک کن

سونیا ١٩:٠٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Hostility: Sister hostility خصومت خواهرانه
Two sisters who did not attend the wedding
دو خواهرانی که در عروسی هم شرکت نکردند

میلاد علی پور ١٩:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی reconvene: دوباره تشکیل جلسه دادن، گردهم آییِ مجدد

جلال نجاریزدی ١٨:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی learnable: قابل یادگیری

sounia tabrizi ١٨:٥٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی wedding: she blew his wall clock on his wedding day at his father's house because of the wall clock's failure.
او جهزیه ساعت دیواری خود را فردای عروسی خود در خانه پدرش به علت خراب بودن ساعت دیواری کوبید وشکست

سونیا ١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی clock: old clock wrecked
ساعت دیواری کهنه خراب

مهین سونیا ١٨:٥٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی morning: she his wedding day later
Drowned his wall clock in his father's house in the morning
او بعد عروسیش
جهزیه ساعت دیواری خود را صبح در خانه پدرش کوبید وشکست

دفتر خاطرات ١٨:٥٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی diary: دفتر خاطرات

محمد پور فتحی ١٨:٥٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی ground: They burn the ground first
Then they went home
انها اول زمین را سوزاندن
بعد به خانه رفتند

قلی زاد ١٨:٥٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Dairy: لبنیاتی

Zahra ١٨:٥١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Refers: اشاره داشتن

asg.86 ١٨:٥٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی hip hop: یک نوع رقص است

چوکولات ١٨:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی جیگولی: جیگولی:دوسداشتنی

آرمين ١٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی هيرا: ب معني وسيع و پهناور و اسم كاملا پسرونست و تو لغت نامه هم مذكر و پسرونه قيد شده

Pardis ١٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی noise: پارازیت

MDF110 ١٨:٤٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی بزنم به تخته: knock the wood
درست تر هست

سروش ١٨:٣٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی splendrous: پر شکوه

فاطمه ١٨:٣٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Restraints: محدودیتها

Adreza ١٨:٣٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی colum: ستون ، ردیف ، صف

Kosar ١٨:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی ثنا: ثنا به معنی حمد و ستایش هس اسم رفیقم رفیقی که همه چیمه ثناس

هادیان ١٨:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی academics: دانشگاهیان

Reza ١٨:٠٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی auidence: مردمی که یک نمایش را می بینند یا به یک نمایش گوش می دهند

خوانساری 98 ١٨:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی فامیلی اورعی: اورعی:

الف ورع ی

الف: مربوط به وزن �افعل� است و بر برتری و تفضیل دلالت دارد . مانند اکبر به معنای بزرگتر
ورع: به معنای پرهیز از گناه در خلوت یا به صورت دقیق تر به معنای پرهیز از امور مشتبه که حرام یا حلال بودنشان مشخص نیست
ی: یای نسبت است مانند ی در تهرانی اصفهانی و ...

نتیجه: اورعی یعنی کسی که منسوب به با ورع ترین انسان هاست.

Parisa ١٧:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی move in: با نظر دیگران موافقت کردن

رضا ١٧:٥٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی atterneygeneral: یک ارشد قانونی در سیستم قضایی

Ali ١٧:٥٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی To drive: سوق دادن

Fama ١٧:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Home schooling: آموزش خانگی

narenjak ١٧:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی نازگل: نازکل به معنای لطیف و نازک هست

mahdi ١٧:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی skills: مهارت ها
توانایی ها
کارهایی که در ان ماهر هستیم

میلاد علی پور ١٧:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی call for: اعلامِ نیاز کردن، خواستارِ چیزی شدن، خواهانِ چیزی بودن

Nili ١٧:٤٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی look out: مراقب خودت باش

حسین حسامی ١٧:٣٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی collapce: معنی :سقوط - فروپاشی
نحوه خواندن :kəˈlaps

مهیار تفوق ١٧:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Jetty: بلند اسکله(به منظور پهلو گیر ی کشتی ها و موجگیری)

Shell ١٧:٢٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Exersise pants: شلوار ورزشی

امیرشهریار امینیان ١٧:٢٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی jacket copy: متن پشت جلد - خلاصه کتاب
متن کوتاهی که معرف محتوای یک اثر است و غالباً پشت جلد کتاب چاپ می‌شود.

Mina ١٧:١٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Police offcer: پلیس افسر

امیرحسین اسفندیاری ١٧:١٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Meeting: احوال پرسی

mohammad.ali ١٧:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی web designer: طراح وب

Ne** ١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Take care of: مراقبت کردن'نگهداری

سیدمحمد حجازی ١٧:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Advise: تماس گرفتن

مهتاب ١٧:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Let there be light: ضعیفه خیلی

مهتاب رستگار ١٦:٥٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی pretty: معنای درستی نوشته شده و اگر بعد از اون صفتی بیاد به معنای زیاد و بسیار میشه
😊موفق باشین
یاعلی

فرید-م ١٦:٥٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی بخشش: نوال

fatemeh ١٦:٤٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی a state of the art: very modern and using the most recent ideas and methods: 2. the best and most modern of its type

Sara ١٦:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Overcame: پیروز شدن

محمد م ١٦:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی page turner: این کلمه به معنی کتاب جذاب و هیجان انگیز می باشد ( an exciting book ) و کاربرد Informal دارد :
page-turner

Mohammad ١٦:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی keep a weather eye open: گوش به زنگ بودن

Mobina ١٦:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی ژکوند: لبخند ژکوند یهنی لبخند نمادین ... یهنی واقعا خوشحال نیستی و از اعماق وجودت احساس رضایت نمیکنی ...

Kiarash ١٦:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی run out: بیرون دویدن

روشنک ١٦:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی روشنک: روشنایی آفتاب درخشان چون گرمای زندگی