انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مجید کریمی ١٨:١٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی فراگرفتن: دربر داشتن

Sara ١٨:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی چاقال: ب پسرای خوشگل بی دست وپا ڪ باعث آزارجنسی ازهمنوعش میشه

شيرين ١٨:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی تأكل دوا: دارو خوردن

عادل سوپک ١٨:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی warden: سرپرست ، رئیس ، ناظر، بازرس ، نگهبان

Fati ١٧:٥٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Calm: Not nervous

Fati ١٧:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Increase: Become more or greater

ارشام کیا افراراسپ ١٧:٥٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Gira a la derecha: بپیچ ب راست

اشکان ١٧:٥٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی اشکان: آفریده ی زمان

پريسا ١٧:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢

فرشید حیدری ١٧:٤٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی چنقرالوی یکان: یعنی غرور👌 یعنی قدرت 💪یعنی تنهاترین روستادر کل خاور میانه که فرودگاه بین المللی دارهچنقرالو همیشه نماد قدرت بوده هست و خواهد بود یاشاسین چنقرالو✊✊✊

سجاد ١٧:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی اشیا قیمتی: زود تر یگین

زهرا ١٧:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی فارسی زبان: عید نوروز یکی از اداب و رسوم ایرانیان باستان است که نام دیگر ان مهرگان است همه در عید نوروز خوشحال هستند و سفره ی هفتین پهن میکنند بزرگتر ها نیز به کوچک ترها عیدی میدهند

H ١٧:٣٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی پیغام: پیام ،نامه ی کاغذی

مسعود مشهدی زاده ١٧:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی put up: تحمل کردن

زهرا ١٧:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی فارسی زبان: عید نوروز یکی از اداب و رسوم ایرانیان باستان است که نام دیگر ان مهرگان است و در روز عید نوروز همه خوشحال هستند و سفرهی هفسین پهن میکنند و بزرگتر ها به کوچک تر ها عیدی میدهند

مهدیه طهماسبی ١٧:٣٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی put out fir: خاموش کردن آتش

ارشام ١٧:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی yandere: جذاب و عاشق پیشه همراه با خشونت (این خصوصیت بیشتر در زنان هنگام عادت ماهیانه اتفاق میافتد نوعی روانپریشی ک آغوش گرفتن است ب همراه استفاده از سلاحی تیز و برنده)

سیاوش زند ١٧:٣٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی تاریخ سیاسی صدر اسلام (کتاب): همه ی واژگان این جمله که نام یک کتابسیار مهم نیزهست عربی است که به پارسی باید گفت:�کهن نگاری یا کارنامه شهرآرایی یا جهان آرایی آغازه ی اسلام�.

صبا ١٧:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی سانیا: سانیا
اسم گل سفیدزیبایی است که در زمان ساسانیان رویده

مهدیه طهماسبی ١٧:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی gar bage: زباله

ساجده ١٧:٢٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢

گرگ شب ١٧:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی نام کره ای: جندرمی
جیمین

فاطمه دهقان ١٧:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی literature: (درپژوهش )متون

عباس شوقی ١٧:٢٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢

فاطمه دهقان ١٧:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢

Zahra ١٧:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Blad: کچل

ريحان ١٧:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی reperesent: نشان دادن

Sara ١٧:١٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Follow up: سوالات کامل کننده

H ١٧:١٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی بغلتانند: حلش بدهند

ز.ر ١٧:١٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی explore: the action or process of discovering or being discovered

bahar ١٧:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی tapirs: مورچه خوار

پویا ١٧:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢

ز.ر ١٧:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی explore: Discovery

حسن ولیزاده ١٧:١٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی مسمر ثمر: مسمر ثمر

علیرضا خلیلیان ١٧:٠٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Fuzz: Fuzz test: دژآزمون؛ در محدوده آزمون و اشکال زدایی نوعی آزمون است که به‌طور خودکار داده‌های تصادفی تولید می‌کند تا نرم‌افزار تحت آزمون را وادار کند رفتار معیوب خود را نشان دهد. این آزمون معمولا در محدوده امنیت نرم‌افزار به‌کار می‌رود و اغلب اشکال‌های مقدماتی را کشف می نماید.

H ١٧:٠٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی بر افراشته: بالا آمده

افشین حاجی طرخانی ١٧:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی little known: کمترشناخته‌شده. غیر مشهور.

هلن ١٧:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی درمان طبیعی: در این مورد پیشنهاد می کنم این واژه را در لیست اصلی کلمات بگزارید تا افراد بیشتری از آن دیدن کنند

مجید سیفی ١٧:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Gloo wall: خواهشن این و برام معنی کنید تو یه جایی چند بار این کلمه تکرار شده اما تمام لغت نامه ها اون و ترجمه نمیکنن

مبین ١٧:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی تاختن: حمله کردند

زهرا ١٧:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Signifier: دلالت کننده

H ١٧:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی بر افراشته: بالا آمده

انسیه ١٧:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢

نادر برزگر ١٧:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی سماق پالان: کلمات مترادف درمواردی تکمیل کننده معنی هستند
در مناطقی از اذر بایجان سوزن ونوع چوبی ان چکه بکار می رود

مبین ١٧:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی پرورده: پرورده به این معنی است رشد کردن تربیت شده

Mmdnobri ١٧:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Son of bitch: بچه ای از پدری دیگر!
یا بچه ای از مادر بد کاره(ادبی)(casual)

لاله ١٦:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی خوش رنگ: رنگ های زیبا و دل نواز

عادل سوپک ١٦:٥٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی air traffic controller: برج مراقبت ،کنترل رفت و آمد هواپیماها

آنیتا ١٦:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی آنیتا: آنیتا اسم جهانی هستش چون توی هند اسپانیا وخیلی کشور های دیگه هست

مبین ١٦:٥٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی نسل: نسل یهنی ذریه