برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

arshia ١٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی sing: علامت-نشانه

aram ١٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی walk up: به طرف کسی یا چیزی رفتن

سروناز ١٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی just: چندی پیش

مهدی ١٣:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی آرسین: اسم آرسین یعنی شجاع و دلیر و ریشه کاملا ایرانی دارد بمعنی پسر آریایی .
عشق هست هه پسرهای آریایی این سرزمین.

رضائی ١٣:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی رفلکس: بازتاب غیر ارادی

mehran ١٣:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی fotzen: جنده.روسپی

Taha ١٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی vast: پهناور
وسیع

sahar ١٣:٣١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی small talk: مکالمه خودمانی
small talk is friendly conversation between people who often dont know each other
for example :
they drank coffee and made small talk .im not good at making small talk

علی ١٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی صفت بهشت: دارالنعیم

علی ماشا اله زاده ١٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی be over to: فارغ شدن (از کاری)،خلاص شدن(از کاری)،پشت سر گذاردن(کاری)
She do the laundry when she is over to watch the kids
او رختشویی میکند وقتیکه فارغ میشه از مراقبت بچه ها

آرش ١٣:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی curve fitting: برازش خم
برازاندن خم

Taha ١٣:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی discount: تخفیف
Off

Shirinbahari ١٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی The ratings: تعداد بینندگان

انیتا ١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی انیتا: این اسم ریشه ایتالیایی و فارسی دارد به معنای الهه اب های روان

Shirinbahari ١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی On a string: تحت کنترل. تحت تسلط
I keep all three men on a string and never make a choice

Fatemeh_zhb ١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی make a bundle: پول زیادی به جیب زدن

Shirinbahari ١٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Complex: مجتمع مسکونی
The town has one of the best leisure complexes in the country

Shirinbahari ١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Canvass: پرس و جو برای کسب اطلاعات
Police canvassed the neighborhood, but didn’t find any witnesses

مریم ح ١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Make a hole: راهو باز کن

مهسا ١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی خوش نما: زیبا واراسته

راهله ١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی operator: متصدی
عملگر
اپراتور

درجی محمدیار ١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی وزگستان: چون درسرچشمه روستا تعداد زیادی درخت وزگ بطور طبیعی وجود دارد این روستا را از قدیم بنام وزگستان نامگذاری کرده اند

ع. پ ١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی express concern: ابراز نگرانی کردن

المیرا محمودجانلو ١٣:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی cosmology: جهان بینی

متخصص امور کرال ١٣:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی crawl: کورمال کورمال رفتن

علی ١٣:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی زردوزی جامه ابربشمی: تراز (حرف اول با ضمه خوانده شود)

حسن خورگویی کذایی ١٣:١٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی چنبر: گاو بر این چرخ بر این گاو دگر زیر زمین

زین دو اگر من بجهم بخت بود چنبر من
مولانا

حسین رحمانی ١٣:١١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی downconverter: انتقال دهنده رو به پایین

مهدی جلیل ١٣:١١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی پسین: عصر . آخر روز.لری بختیاری

احسان. ن ١٣:١٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی broadscale: کلان-مقیاس
بزرگ-مقیاس
گسترده

مهدی جلیل ١٣:١٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی اوسکو: آن وقت.ان موقع.ان ضمانتی. لری بختیاری

س.ک ١٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Grammaticalization: دستوری شدن

نگین جباربیگی ١٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی تلی: تبه ای

محمدرضا ایوبی صانع ١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی skin: با توجه به detached from his skinواژه skin رو نژاد معنی می کنم.

محمد رشیدی ١٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی IEEE: انجمن مهندسان برق و الکترونیک

المیرا ١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی عترت: قرآن و عترت اهل بیت یعنی چه

مانی ١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی drill string: لطفاً معنی این عبارت اصلاح شود به : رشته ی حفاری.
اصطلاحی بعنوان رشته ی مته وجود نداره در صنعت حفاری

آرش ١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی one way or another: هر جور شده

مهدی کاظمی ١٢:٥١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی decisive moment: لحظه قطعی
اصطلاحی در عکاسی که انری کارتیه برسون آن را بیان کرد.

اریا ١٢:٥١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی بلوکی: خوشه ای

مینا مهرآذر ١٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی grime: مترادف filth - Muck -dirt
فساد اخلاقی، آلودگی، کثافت

نگار ١٢:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی وزیتور: بازاریاب

محسن طاری ١٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی filthy: sordid

رویا شهریاری ١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی retail: ریتیل
فروشگاه‌داری
** در ترجمه "خرده فروشی" مفهومی قدیمی و ناقص از صنعت retail است لذا بهتر است همان کلمه "ریتیل" استفاده شود و اگر بخواهیم از معادل بهتری استفاده کنیم، میتوانیم به ترجمه "فروشگاه‌داری" بسنده نماییم.

آرمین گلاره ١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی A good deed: کردار نیک

ونوس پرهیز ١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی steppingstone: پیشرفت

ولایت ١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ملتفت: شیرفهم

محیا♡♡♤♤ ١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی میان تهی: یعنی تو خالی

پارمیس قنبری ١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی تابناک: درخشان

Majid ١٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی provided: منجر شدن