برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

گلناز ١٩:٢١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی من: نکته جالب درباره فرانام(ضمیر) �مَن� در اصل این واژه باید در زبان فارسی امروز �اَژ��یا��اَز��می‌شد، اما به دلایل تاریخی/زبان‌شناختی این واژه تبدیل به�من�شده‌است. ریشه هندواروپایی این واژه -eg* است، هم‌چون: I انگلیسی، Je فرانسوی، Ich آلمانی و Ego لاتین.

درواقع ضمیر �مَن� تا پیش از آن، یعنی در حالت باستانی و آغازین میانهٔ خود به معنای �به من / مرا� بوده‌است از ریشه زبان هندواروپایی�-me* هم‌چون: me�زبان انگلیسی، moi�زبان فرانسوی، mir�زبان آلمانی�و me�زبان لاتین.


نامجو ١٩:٢١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی رزن: از واژه راه زن امده است

راضیه ١٩:٢١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی kick back: Relax
ریلکس کردن بعد از یک روز پرمشغله یا کار سخت

مهناز ١٩:٢٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی آژ: نکته جالب درباره فرانام(ضمیر) �مَن� در اصل این واژه باید در زبان فارسی امروز �اَژ��یا��اَز��می‌شد، اما به دلایل تاریخی/زبان‌شناختی این واژه تبدیل به�من�شده‌است. ریشه هندواروپایی این واژه -eg* است، هم‌چون: I انگلیسی، Je فرانسوی، Ich آلمانی و Ego لاتین.

درواقع ضمیر �مَن� تا پیش از آن، یعنی در حالت باستانی و آغازین میانهٔ خود به معنای �به من / مرا� بوده‌است از ریشه زبان هندواروپایی�-me* هم‌چون: me�زبان انگلیسی، moi�زبان فرانسوی، mir�زبان آلمانی�و me�زبان لاتین.


فاطمه عالیپور ١٩:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی produce: تولید کردن


هونام بصیری ١٩:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی banks: اطراف رودخانه دور رود

Sara abedi ١٩:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Sanctury habitat: زیستگاه حفاظت شده

هونام بصیری ١٩:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی banks: دور بود

گلی افجه ١٩:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی person: شخص ، نفر

محدثه فرومدی ١٩:١٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Pearl River: رود پِرل

Mm ١٩:١٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی من: Man برابر Me بوده
و برابر I میشده Azh
بپژوهید، جالبه👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻

مهناز ١٩:١٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی اژ: چه جالب به این دقت نکرده بودم که "من" برابر "me" و اتفاقن چرا فارسیش فرق داره؟ درصورتی که فارسیش " اَژ " بوده! خیلی جالبه و باحال، AZH یه واژه اوستایی و پهلویه که به جای Ich, I, je و... بوده و MAN به جای me, moi, mir تو زبونای هندواروپایی... (انگلیسی، فرانسه‌ای، آلمانی و اسپانیایی و ایتالیایی و پارسی و...)

پس:
!Azh Am Daneshju
Azh Am Irani!
Azh Am 20!
Azh Am

گلی افجه ١٩:١٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی hot tub: وان آب گرم

مهناز ١٩:١٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی من: چه جالب به این دقت نکرده بودم که "من" برابر "me" و اتفاقن چرا فارسیش فرق داره؟ درصورتی که فارسیش " اَژ " بوده! خیلی جالبه و باحال، AZH یه واژه اوستایی و پهلویه که به جای Ich, I, je و... بوده و MAN به جای me, moi, mir تو زبونای هندواروپایی... (انگلیسی، فرانسه‌ای، آلمانی و اسپانیایی و ایتالیایی و پارسی و...)

پس:
!Azh Am Daneshju
Azh Am Irani!
Azh Am 20!
Azh Am

Saba ١٩:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Talk down to somebody: Talk to sb if they are less intelligent or important than you

مهناز ١٩:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرانام: چه جالب به این دقت نکرده بودم که "من" برابر "me" و اتفاقن چرا فارسیش فرق داره؟ درصورتی که فارسیش " اَژ " بوده! خیلی جالبه و باحال، AZH یه واژه اوستایی و پهلویه که به جای Ich, I, je و... بوده و MAN به جای me, moi, mir تو زبونای هندواروپایی... (انگلیسی، فرانسه‌ای، آلمانی و اسپانیایی و ایتالیایی و پارسی و...)

پس:
!Azh Am Daneshju
Azh Am Irani!
Azh Am 20!
Azh Am

فاطمه عالیپور ١٩:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی encient: باستانی

محدثه فرومدی ١٩:١١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی modestly: به مقدار کم، کم، اندک، به سادگی، به آرامی

gggg ١٩:٠٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی fried eggs: تخم مرغ سرخ شده

Eslam Azadi Nia ١٩:٠٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی luxe life: زندگی لوکس، زندگی تجملاتی،

ارشیا ١٩:٠٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرانام: به واژه فرانام دقت کنین، ریشه واژه دقیقن مثله زبونای هم خونواده شه فرا pro نام noun
ضمیر و اسم چیه اخه تو مدرسه یاد میدن عرب بشیم

ایمان نارویی ١٩:٠٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی روژینا: سلام دوستان من. روژین اسم دختر گل منه که تازه بدنیا اومده، اسم روژین هم یکی از اسم های کوردی هست که من انتخابش کردم برای دخترم که معنیش میشه تابناک و درخشنده، من خودم بلوچم ولی به احترام تمام کوردهای عزیز و نژاد اصیل آریایی 👌👌👌

Zahra ١٩:٠٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی تشبیه گل: گل مانند لبخند کودکی شیرین،شکفت

محدثه فرومدی ١٩:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی megaregion: اَبَرمنطقه

Erfan ١٩:٠٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Elohim: الوهیم، خدا . خدایان، مجمع خدایان

نسرین رنجبر ١٩:٠٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی fly out: عازم سفر شدن(معمولاً با هواپیما)To travel rapidly to a destination, typically on an airplane. I'm going to fly out to see you.
پرتاب شدنTo rapidly emerge. Pieces flew out in all directions.

ابوالفضل عسکری ١٩:٠٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی دیو: به علی
بی ادب

Hannan ١٩:٠٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی toast: “Let’s have a toast” means “Let’s raise our glasses”

گل ١٨:٥٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی ضمیر: برابر پارسی ضمیر (عربی)، فَرانام (pronoun) است.

سولماز نفیری ١٨:٥٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی accessible: در دسترس

سولماز نفیری ١٨:٥٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی accessible: در دسترس

Lp ١٨:٥٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرانام: FaraaNaam
ProNoun

سيما ١٨:٥٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی بفكند خوار: با خفت و ذلت دور انداخت

مجتبی خانی ١٨:٥٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی density: درجه سختی (تراکم مواد)
سطح سختی و آسانی

ا ١٨:٥٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی person: کَس Kas
پارسی Peson

محدثه فرومدی ١٨:٥٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی unremitting: بی‌پایان

Golshifte ١٨:٤٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرانام: فرانام همون ضمیره

من (یا درست تر " اَژ ": پهلوی)
تو
او
ما
شما
ایشان

ارمان ١٨:٤٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرانام: فرانام: pronoun:الضمیر

Mm ١٨:٤٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرانام: فَرانام (Far�n�m) برابر پارسی ProNoun است، که در عربی به آن ضمیر گویند.
پروناون در انگلیسی از پرو به معنی به جای، پس از و ناون یعنی نام ساخته شده، یعنی بعد از این که نام گفته شده به جای نام مینشیند، برابر پارسی پرو پس یا فرا است. بهتر است به جای ضمیر بگوییم فرانام. همان گونه که در فرانام میبینید شباهت زبان های هندو اروپایی اشکار است،
همچنین در انگلیسی به اسم در دستور زبان میگویند Noun و ما نام را داریم و به اسم افراد هم name میگویند ما هردو را عربی به کار میبریم و ضمیر میگوییم میتوانیم به مانند انگلیسی بگوییم نام و فرانام. به احتمال زیاد هر چیزی که نام است تقریبن میتواند نام انسان ها هم باشد!
)حال برای برخی کسانی که حساس ترند که غاتی نشه به noun در گرامر میتونیم بگیم نام‌واژه گرچه ناون همون نام است.)
ضَمیر �یا� فرانام �واژه‌ای است که می‌تواند جای‌گزین� گروه اسمی� شود، برای نمونه به‌جای آن‌که بگوییم �سهراب را دیدم و به سهراب گفتم�، می‌گوییم �سهراب را دیدم و به او گفتم�.

الهام اسلامی ١٨:٣٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی constructive criticism: انتقاد تاثیر گذار

عبدالحسین ١٨:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی hot tub: جکوزی

Mj ١٨:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی بازوان: بازو ها

مریم ١٨:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی علی رضا: به معنی بلند مرتبه


مهدی ١٨:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥

erfan ١٨:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی skip lunch: نخوردن وعدهی غذا

امین جان ١٨:٢١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی featured: به معنی منتشر کردن

اتنا شاهی ١٨:١٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی برخاستند: بلند شدند

نسرین بخشی ١٨:١٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی lenticonus: قوز عدسی(مخروطی شکل شدن عدسی چشم)

آراز فرشباف ١٨:١٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی fiber: PRE2:
the part of food that one's body cannot digest but which helps the body to work well: Dried fruits are especially high in fiber.

نیما ١٨:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی conditions of interest: شرایط مورد نظر,شرایط مطلوب