انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

شهریار آریابد ١١:٢٠ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی معاصر: در پهلوی " هنیام " برابر نسک اردویراف نامه از رشید یاسمی

شهریار آریابد ١١:١٥ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی موزه: در پهلوی " موک " گونه ای کفش که در ترکی به آن چکمه گویند، برابر نسک اردویراف نامه از رشید یاسمی

شهریار آریابد ١١:١٢ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی کمال: در پهلوی " هماک " برابر نسک اردویراف نامه از رشید یاسمی.

مهدی ١٠:٥١ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی PoC: �Proof-Of-Concept یا به اختصار PoC
اثبات مفهوم

سارا ١٠:٤١ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی the Forest Service: جنگلداری

رئیس علی دلواری ١٠:٠٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی note taking: یادداشت برداری - نُت برداری

صدف ٠٩:٥٨ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی PA: در فیلم سازی مخفف دستیار تولیدproduction assistant

ELINA ٠٩:٥٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی living room: اتاق نشیمن
سالن نشیمن
اتاق پذیرایی

رسم آزادی ٠٩:٣٨ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی مثبت اندیش: یعنی کسی که بتواند عقل فلسفی اش را در راستای عقل فطری اش هدایت کند.به عبارت بهترکسی که
بتواند ذهن ناخودآگاهش راباضمیرخودآگاهش همسونماید.
***مثبت اندیش است****

رئیس علی دلواری ٠٩:٣٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی legal secretary: منشی وکلای حقوقی - دستیار وکلای حقوقی
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Wikipedia :
A legal secretary is a particular category of worker within the legal profession. In the practice of law in the United States, a legal secretary is person who works in the legal profession, typically assisting lawyers. Legal secretaries help by preparing and filing legal documents, such as appeals or motions.

زهرا ٠٩:٣٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی one direction: یک هدف

Roham ٠٩:٢٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی happen: اتفاق افتادن. رخ دادن

زرابی ٠٩:٢٥ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی debate: مجادله

parvaneh ٠٩:٢٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی matrix factorization: تجزیه و تحلیل ماتریس

Maral ٠٩:٢٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی وقایع: اتفاقات. وقایع

رئیس علی دلواری ٠٩:٢١ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی pat yourself on the back: کنایه دارد از :
از خود تعریف کردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
pat somebody/yourself on the back =
to praise someone or yourself for doing something well

sobhan ٠٩:١٤ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی invitation: if you invitation to go some where .some one has spoken or writing to you and ask to you

مریم ٠٩:٠٨ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی takeaways: درس ها. نتایج.آموزه

مریم ٠٩:٠٢ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی takeaway: تحویل در محل

sara ٠٨:٥٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی Windstorms: گردباد
توفان

Fatemeh gharanjik ٠٨:٥٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی Anovulation: عدم تخمک گذاری

مریم ٠٨:٥٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی یگانه: یگانه به معنای بی همتا بودن
تک بودن
ناب بودن
بی نهایت اسم زیباییه اسم دختر من هم یگانه س و به همه ی مادرای خوش سلیقه پیشنهاد میکنم این اسم رو

ابوالقاسم قاسمي ٠٨:٤٩ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی here we are: بلاخره تموم شد(بلاخره رسيدم به اتنهاش)

تقی ٠٨:٤٢ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی pomfret: ماهی حلواسفید

هادی ٠٨:٣٨ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی Agent: افسر اداره آگاهی ،افسر FBI,

پوریا معصومی ٠٨:١٧ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی apart from being: صرف نظر

افشار ٠٨:١٤ - ١٣٩٧/١٢/٠١

Aisa ٠٧:٥٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی Decorate: Make some thing more beautiful by adding things to it
تزئین کردن,آراسته کردن

سوده ٠٧:٤٠ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی لعابی: درخشه. پوشدار

هيچكس ٠٧:٣٥ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی آرتا: سلام،
با عرض ادب و احترام به دوستان بزرگوار بنظر بنده آرتا يك اسم پسرانه است و در تاريخ هم آمده حالا بعضى ها دوست دارن روى دختر هم بزارن اصلا اشكال نداره البته از نظر بنده ايشاالله بچه سالم و زنده باشه و برازنده اسمش باشد. موفق باشيد

حبیب ناظری گهکانی ٠٧:٢٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی گهکم: روستای گهکم اسم اولیه آن کوه گم بوده است به دلیل نزدیکی آن با کوه که سحرگاهان که آفتاب عالم تاب به تمامی دشت منطقه طاروم زمین میتابید روستای گهکم کنونی یا همان کوه گم همچنان درسایه خوش کوه بوده ،ونام دیگر آن نیز گله گم بوده است به دلیل سرسبزی ووجود 2قنات وآب گیری از رودخانه گهکم محیطی کاملا زیبا و سسبز با انبوهی از درختان نخل خرما پوشیده شده که اگر گله ای به این روستای سرسبز وارد میشد از وسعت درختان گله نا معلوم شده که نام این روستا را گله گم نامیده اند وپس از آن نیز به نام کنونی یعنی گهکم نام گذاری گردید.
سپاس
مهندس حبیب ناظری گهکانی

پریسا ٠٧:١٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی پریسا: من عاشق اسمم هستم وازپدرومادرم ممنونم که این اسموبرام انتخاب کردند پریسا یعنی کسی که جن وپری راتسخیرمیکند ومهربان دلسوز زیباوپاک دل است تعریف ازخودنباشه مثل من واقعا این اسم برازنده منه

منوچهر ٠٦:٤٤ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی فهم: واژه mind همراه با معانی متعدد از قبیل تفكر، دانايي، روح وروان ابتدا از واژه سانسکریتی manas و matih به چم دانایی و تفکر مشتق شده که در اوستا manah و همچنین واژه مزدا Mazda می‌باشد. هم ریشه‌ای mind در انگلیسی متعددند مانند mind, mantra, manic, monitor...

منوچهر ٠٦:٤٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی mind: واژه mind همراه با معانی متعدد از قبیل تفكر، دانايي، روح وروان ابتدا از واژه سانسکریتی manas و matih به چم دانایی و تفکر مشتق شده که در اوستا manah و همچنین واژه مزدا Mazda می‌باشد. هم ریشه‌ای mind در انگلیسی متعددند مانند mind, mantra, manic, monitor...

عبدالخلیل قوطوری ٠٥:٤٠ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی nurse: nɜːrs-nɜːs-Nurse-En-نِرس،نِرَس= معنی :مهد، دایه، پرستار، پرورشگاه، مرهم گذار، پروراندن، شیر خوردن
باصرفه جویی یا دقت بکار بردن، پرستاری کردن
معانی دیگر: (از پستان خود) شیردادن، (از پستان) شیر خوردن، (از بیمار) پرستاری کردن، به عنوان پرستار کار کردن، تیمار کردن، مروسیدن، (در دل یافکر) پروردن، (در سر) پروراندن، (با بیماری) سرکردن، دست به گریبان بودن، دچار بودن، (با دقت) نگهداری کردن، توجه کردن، کم کم مصرف کردن، با امساک خوردن یا خرج کردن، در آغوش گرفتن، در برگرفتن، پرستار بچه، مادر رضاعی، (شخص یا چیز) پرورش دهنده، حامی، پروردگر، رجوع شود به: wet nurse، (جانور ـ شناسی) زنبور پرستار (که از نظر جنسی ناکامل بوده کارش نگهداری از نوزادان است)، (از کودک) پرستاری کردن، دایگی کردن، للگی کردن، )بچه) بارآوردن، پرورش دادن، )در دامن خود) پروردن، پژردن
Nurse-Turk-نِرِسّه- نورس-نارس
نِرِسّه= فرد پاک وبیگناه، فرد مظلوم وساده، کودک صفت(دارای رفتارو حرکات کودکانه)، کودک- مثل: نِرِسّه آدم= شخص مظلوم وبی گناه- نِرِسّه چاغا= بچۀ پاک ومظلوم- هی وای(وی) نِرِسّه=این جمله در زمانی که فردی بیمار یا گرفتار بلایی می شود برای همدردی یا تعجب (به خاطر بلایی یا مسائلی که به این شخص مظلوم پیش آمده)می گویند به معنی ای خدا این که آدم مظلوم وخوبی بود(مستحق این مشکل وبیماری نبود)
نَورِس=نورسیده، تازه بدنیا آمده، شیرخواره، کودکی که به مادر یا دایه ویا پرستار احتیاج دارد .
نارس=کودک زودتر از موعد بدنیا آمده، کودکی که احتیاج به مراقبت ویژه دارد،کودکی که کمبود در مراقبت ورسیدگی دارد وباید بهش رسیدگی کرد، فردی که از نظرعقلی یا جسمی کمبود دارد
nɜːrsəri -nɜːsəri -Nursery-En نَسری-نَرسری
معنی: گلخانه، پرورشگاه، قلمستان، شیر خوارگاه، نوزادگاه، محل نگاهداری اطفال شیر خوار
معانی دیگر: خزانه، محل پرورش و فروش درخت و گل، فروشگاه درخت و گل، پروردگاه، اتاق خواب بچه، اتاق نوزاد، (در خانه) اتاق بچه ها، اتاق بازی، مهدکودک، نوزادگاه nursery school) هم می گویند(، رجوع شود: به day nursery)
Nursery-Turk-نورس یری -
نورس یری =محل نگهداری نورسیده (بچه)، جایگاه نورسیدگان (مثل :بچه، گل وگیاه و امثالهم)
یر=زمین، محل، جا، مکان – چاغا یری= محل وجای بچه ، محل خواب بچه- چاغا ساکلانیان یری= محل نگهداری بچه
چاغالار باغ یری=محل باغ کودکان،پرورشگاه ، کودکستان، محل نگهداری کودکان (البته در زبان ترکی باغ(باگ) معنی دیگری هم دارد- باغلی: به معنی محل در بسته وجدا ازدیگرجاها، بند، محصور- ازفعل باغلاماق=محصور کردن، بستن، در بند کشیدن-bag =کیسه،کیف،سبد،خورجین(محل در بسته وجدا برای نگهداری وسایل) و...)-
Nurseryman=باغبان،زارع،پرورندۀ گیاهان-پسوند مِن یا مان در زبان ترکی فاعل (کنندۀ کار و یا نشانۀ تمایل به انجام کاری ) است مثل: ساتارمن= فروشنده، متمایل به فروش،اِدرمن=کار ی وساعی،شجاع-اِکرمِن =کشتکار،متمایل به کاشتن و...
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی-poladabady@blogfa .com

عبدالخلیل قوطوری ٠٥:٢٣ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی nursery: nɜːrsəri -nɜːsəri -Nursery-En نَسری-نَرسری
معنی: گلخانه، پرورشگاه، قلمستان، شیر خوارگاه، نوزادگاه، محل نگاهداری اطفال شیر خوار
معانی دیگر: خزانه، محل پرورش و فروش درخت و گل، فروشگاه درخت و گل، پروردگاه، اتاق خواب بچه، اتاق نوزاد، (در خانه) اتاق بچه ها، اتاق بازی، مهدکودک، نوزادگاه nursery school) هم می گویند(، رجوع شود: به day nursery)
Nursery-Turk-نورس یری
نورس یری =محل نگهداری نورسیده (بچه)، جایگاه نورسیدگان (مثل :بچه، گل وگیاه و امثالهم)
یر=زمین، محل، جا، مکان – چاغا یری= محل وجای بچه ، محل خواب بچه- چاغا ساکلانیان یری= محل نگهداری بچه
چاغالار باغ یری=محل باغ کودکان،پرورشگاه ، کودکستان، محل نگهداری کودکان (البته در زبان ترکی باغ(باگ) معنی دیگری هم دارد- باغلی: به معنی محل در بسته وجدا ازدیگرجاها، بند، محصور- ازفعل باغلاماق=محصور کردن، بستن، در بند کشیدن-در انگلیسی bag =کیسه،کیف، سبد، خورجین و...)-Nurseryman =باغبان،زارع،پرورندۀ گیاهان

nɜːrs-nɜːs-Nurse-En -نِرس،نِرَس= معنی :مهد، دایه، پرستار، پرورشگاه، مرهم گذار، پروراندن، شیر خوردن،
باصرفه جویی یا دقت بکار بردن، پرستاری کردن
معانی دیگر: (از پستان خود) شیردادن، (از پستان) شیر خوردن، (از بیمار) پرستاری کردن، به عنوان پرستار کار کردن، تیمار کردن، مروسیدن، (در دل یافکر) پروردن، (در سر) پروراندن، (با بیماری) سرکردن، دست به گریبان بودن، دچار بودن، (با دقت) نگهداری کردن، توجه کردن، کم کم مصرف کردن، با امساک خوردن یا خرج کردن، در آغوش گرفتن، در برگرفتن، پرستار بچه، مادر رضاعی، (شخص یا چیز) پرورش دهنده، حامی، پروردگر، رجوع شود به: wet nurse، (جانور ـ شناسی) زنبور پرستار (که از نظر جنسی ناکامل بوده کارش نگهداری از نوزادان است)، (از کودک) پرستاری کردن، دایگی کردن، للگی کردن، )بچه) بارآوردن، پرورش دادن، )در دامن خود) پروردن، پژردن
Nurse-Turk -نِرِسّه- نورس-نارس
نِرِسّه= فرد پاک وبیگناه، فرد مظلوم وساده، کودک صفت(دارای رفتارو حرکات کودکانه)، کودک- مثل: نِرِسّه آدم= شخص مظلوم وبی گناه- نِرِسّه چاغا= بچۀ پاک ومظلوم- هی وای(وی) نِرِسّه=این جمله در زمانی که فردی بیمار یا گرفتار بلایی می شود برای همدردی یا تعجب (به خاطر بلایی یا مسائلی که به این شخص مظلوم پیش آمده)می گویند به معنی ای خدا این که آدم مظلوم وخوبی بود(مستحق این مشکل وبیماری نبود)
نَورِس=نورسیده، تازه بدنیا آمده، شیرخواره، کودکی که به مادر یا دایه ویا پرستار احتیاج دارد .
نارس=کودک زودتر از موعد بدنیا آمده، کودکی که احتیاج به مراقبت ویژه دارد،کودکی که کمبود در مراقبت ورسیدگی دارد وباید بهش رسیدگی کرد، فردی که از نظرعقلی یا جسمی کمبود دارد
ارتباط زبا ن فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی- poladabady@blogfa.com

حسین ٠٥:١٠ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی هادی المظلین: هدایت کننده گرفتاران در سایه ها و شبهات

حمزه بختی ٠٤:٢٩ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی upside: مزیت
امتیاز
(آیلتس)

نیوشا ٠٤:٠٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی گاهگاه: گاه گدار

سوین ٠٣:٥٤ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی سوین: خوشحال باش،شادی کن،ریشه اذری

سجاد مصلحی ٠٣:٤٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی gry: an old English measure for length

taha ٠٣:٢٩ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی light hearted: نه چندان جدی

لطفعلی جهانشاهی ٠٢:٣٧ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی ماژ: عیش و عشرت - طرب

کوراوند ٠٢:٢٧ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی کوراوند: هیچ خانواده کوراوندی ساکن کوهرنگ نیست،بلکه چندین خانوار کوراوند ساکن روستای سپیدانه از توابع شهر باباحیدر و شهرستان فارسان هست.

فر کیانی ٠٢:٢٦ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی اشغالگر: اشغالگر= فروگیر

علیرضا کلانتر ٠٢:١١ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی ecstasy of longing: شور اشتیاق، شور و خلسه‌ای که بواسطه اشتیاق شدید حاصل می‌شود.
گاه می‌سوزم ز شور اشتیاق
گاه می‌سازم ز نورش چلچراغ

Hanaw ٠٢:١٠ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی Hand Mirror: اینه دستی

نوشین قمریان ٠١:٥٧ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی get straight: مرتب بودن

پروانه یحیوی ٠١:٣٧ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی تلنگر زدن: ترغیب کردن

مهرناز ٠١:٢٩ - ١٣٩٧/١٢/٠١
معنی مهرناز: مهرناز یک اسم فوق العاده هستش دلربا.دارای مهروناز.ناز خورشیدو....من به داشتن این اسم افتخار میکنم