انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

زهره ١٦:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Accountants: حسابدار

Yalda ١٦:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Toes: پنجه ها

میترا ١٦:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی سیاهی لشکر: background actor or extra

sarina ١٦:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی materials: سخت یا مواد شیمیایی

مقداد سلمانپور ١٦:٣٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Bottom line: آن مقداری که در انتها باقی می ماند.
مثل سود خالص پس از کسر مالیات.

آرتین ١٦:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی آرتین: پاک وباهوش زیرک

A.hhh ١٦:٢٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی principal: رئیس یا مدیر مدرسه

محمد مبین باجلان ١٦:٢٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی MOWIXI: شوالیه کامل قهرمان مکس قدرتمند ترین

مهران زارعی ١٦:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی بارگزاری: سلام، املای صحیح این کلمه "بارگذاری" هست، به خاطر اینکه "بار" رو قرار است جایی بگذاریم و معنی و مفهوم مصدر "گذاشتن" را میدهد و نه "گزاردن"، بنابراین باید بارگذاری نوشته شود.

ممنونم.

سپیده دم ١٦:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی میرا: میرا�
�در�زبانهای اسلاوای جنوبی�، به معنی "صلح" است
�به�زبان آلبانی�این به معنای "خیر" یا "مهربانی" است.
�در�سانسکریت�، این به معنی "اقیانوس"، "دریا"، "محدود" یا "مرز" است.�
در عبری،به معنی نور است.�

امیر ١٦:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢

زهره ١٦:١٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی زهره: شجاعت وشهامت و زیبا و روشن ترین ستاره

hoji ١٦:١٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی chain smoker: اصطلاح عامیانه در زبان فارسی به chain smoker میگن=> سیگاریِ تیر
اصطلاح کمی رسمی تر به chain smoker میگن=> سیگاریِ قهار

erfan ١٦:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی screw around: انجام كارهايي كه مفيد و جدي نيست،هدر دادن وقت
fool about

مهدیه ١٦:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی قاسم: پخش کننده روزی نام بسیار زیبایی

هستی ١٦:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی paragliding: چتر بازی کردن

امیر ١٦:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی بدون انقطاع: یکسره، یک سره

سحر ١٦:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی موفقیت: پیروزی

وحید حسین زاده ١٦:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی سرب: خاک سرب=سربا

الهام ١٦:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی metropolitan: کلانشهر

مقداد سلمانپور ١٥:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Prospect: چشم انداز
چشم اندازی از وجود نفت و گاز با احتمال بالا
هدف اکتشافی

وحیدحسین زاده ١٥:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی حاضر و اماده: دست به نقد

مقداد سلمانپور ١٥:٥٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Lead: راهنما
راهنمایی از وجود نفت و گاز با احتمال متوسط

مقداد سلمانپور ١٥:٥٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Play: نمایش
نمایشی از وجود نفت و گاز با احتمال پایین

افشین حاجی طرخانی ١٥:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی right under nose: (اصطلاح): be right under nose

چیزی که تمام مدت در جلوی چشمانمان بوده و متوجه اش نبوده ایم.

https://idioms.thefreedictionary.com/right under nose

a.mohammad ١٥:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی gym: باشگاه

فریماه رفیعی ١٥:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی social proof: در تخصص کسب و کار : اثبات اجتماعی یا اثبات جمعی

هستی ١٥:٤٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی land scape: منظره طبیعت

میری ١٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی فرصت ها: زمان های مناسب

اردشیر یامی ١٥:٣٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی forging: آهنگری

ناصر ١٥:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی دیبا: احتمالا درست تر این است که واژه دیبا از دیپی (سومری) به معنای نوشته و کتیبه برگرفته شده باشد که در پارسی باستان هم به همبن معنی یعنی کتیبه و نوشته به کار رفته است. واژه های دبیر دیوان دبیره دبیرستان نیز از این واژه گرفته شده اند.

Fati ١٥:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Musicals: موزیکال

افشین حاجی طرخانی ١٥:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی bring to attention: (اصطلاح):
کسی را متوجه کسی را چیزی کردن، آگاه کردن

https://idioms.thefreedictionary.com/bring to attention

فرزان رسول ١٥:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی ringfence: تفکیک دارایی

اگنس ١٥:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی دپ: مخفف دپرس ینی افسرده

سجاد ١٥:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی هیرو: هیرو لغت اصیل ایرانی است و از جهت شباهت گل ختمی به خورشید به این گل هیرو گفته میشود ریشه زبانهای بختیاری و کردی و بویژه زبان رایج در جغرافیای حد فاصل این مناطق یعنی ایلام و کرمانشاهان نشان میدهد که بختیاریها و بخش اعظم مناطق غرب و جنوب غرب ایران اصالتا یک قوم هستند پس تعجب ندارد که اکثر لغات این مناطق مشترک باشد

Roxi ١٥:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Kris Kringle: بابا نوئل

کیهان ١٥:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی ملیکا: ملیکا اسمی زیبا و خوش آهنگ است، دوستانی که ذکر کردن یکی از اسم های قرآنی است صحت دارد،چون ریشه این اسم از ملک و ملکا گرفته شده که معنی فرشته و فرشتگان را میدهد و همچنین در فرهنگ و زبان ها معانی مختلفی دارد،در نتیجه فارغ از اینکه این اسم نام چه کسی بوده، خود اسم ملیکا نام بسیار نیکویی است و به تنهایی معانی خوب زیادی دارد و از آنجایی که یکی از اسامی قرآنی است، در نتیجه با انتخاب کردن چنین اسمی برای یه دختر بچه نوزاد در شخصیت اون بچه و همچنین در برکت آن خانه بی تاثیر نخواهد بود..
با آرزوی موفقیت برای شما عزیزان.

Alireza ١٥:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Failed: مردود

افشین حاجی طرخانی ١٤:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی iconoclast: ساختار شکن

مقداد سلمانپور ١٤:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Pay: لایه ای از زمین که در آن پول (نفت و گاز) خوابیده است.

مقداد سلمانپور ١٤:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Pay zone: لایه ای از زمین که در آن پول(نفت و گاز) خوابیده است.

پیمان ١٤:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Stream: منتهی شدن و رسیدن
The river steams to the ocean
با شدت بیرون دادن یا خارج شدن
before answering, the suspect steamed a cloud of cigarette smoke
/Heat steamed from the pipe/

مقداد سلمانپور ١٤:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Pay: سازند دارای نفت یا گاز

علیرضا هروی ١٤:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی criticality: میزان حیاتی بودن

Afshin ١٤:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Trite: نخ نما

مقداد سلمانپور ١٤:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Prospect: حوضه رسوبی که احتمال کشف نفت و گاز در آن به قدری بالاست که می توان عملیات حفاری را در آن حوضه انجام داد. این احتمال از play و lead بیشتر است.

سید محمدرضا قریشی ١٤:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Banter: مطایبه، خوش و بش و مزاح

مقداد سلمانپور ١٤:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Lead: حوضه رسوبی که احتمال وجود ذخایر نفت و گاز آن بیشتر از play و کمتر از prospect است.

مقداد سلمانپور ١٤:٣٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Play: حوضه رسوبی نسبتا شناخته شده ای که بالقوه دارای ذخایر نفت و گاز است که البته احتمال وجود این ذخایر از مراحل lead و prospect کمتر است.