انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Emma ٠٩:٠٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی His filed is physics: رشته ای اوفیزیک است

غیاثی فر ٠٨:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی trade off: توازن
تعادل

... ٠٨:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی تخلخل: جدا شدن اجزای چیزی از هم مثل خاک

اشکان ٠٧:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی طبقه: این وازه آریایی است:
در زبان ولزی لغتtebyg به معنای شبیه مانند مثل همجنس همشکل similar-like است که نشان میدهد تبگ شکل اصلی لغت عربیزه �طبق� است که عرب از آن واژگان جعلی مطابقت و تطابق و انطباق و منطبق را به دست آورده است.

دانستنی است لغت ایرانی تبک tabak به معنای سینی قفسه پهنه است که عرب آنرا طبق مینویسد و از آن واژگان عربیزه طبقه و طبقات را به دست آورده‌اند.

پرویز عبداللهی ٠٧:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی خواجه خضر: روستایی در بخش زیدون دهستان درونک

پویا ٠٧:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی blu tack: ماده ای چسبنده برای چسباندن کاغذ به دیوار یا هر چیز سخت، چسباندن

رضا ٠٧:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی حلما: از چه منبعی پیدا کنم که حلما لقب حضرت زینب هست
ممنون میشم اگه راهنمایی کنید

رامان غفوری ٠٧:١٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی آریسا: آریسا در زبان کُردی به معنای آتشگون؛ آتشگونه؛ همچون آتش؛ همچون آتشی و ... میباشد، در لهجه های زبان کُردی به آتش آر ،آیر، آگر، آور، آزر و آتر هم میگویند. کلمه آری هم منسوب به آر به معنای آتشی هست و پسوند "سا" هم به معنای گونه، همچون و ... میباشدبه همین منوال آریسا هم به معنای آتشگون، آتشگونه، آتشی‌گونه و همچون آتشی میباشد.

فرزانه بخشی ٠٧:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Promotional: تبلیغاتی

Parvin ٠٧:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی هلما: هلما به معنی تندوتیز

محمد سجاد تواضعی ٠٦:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Magnitudes: مقادیر

افشین ٠٥:٥٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی افشین: افشین به معنی ابر مرد ایرانی

حسین ٠٥:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Fill: Fill out the table below

حسین ٠٥:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Guide: Guide book
دفترچه راهنما

JJ ٠٤:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣

راحل ٠٤:٢٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی راحل: راحل : يعني من دختري قوي و استوار
با اراده و همواره در سفر
تنها و ياري رسان 🕊

میلاد علی پور ٠٤:٢٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Diphthong: دو آوایی

امین کیخا ٠٤:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی فرز: فرز و الاعلان نتایج الاراء، این در عربی میشود مرتب سازی و آگاهانیدن نتیجه های رای ها

سیروس ایروانی (مهندسی شیمی) ٠٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی bond: پیوند

amin ٠٢:٥٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی insinuation: نیش و کنایه و زخم زبان

مری ٠٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی نهنج: تالاموس

رباب ٠٢:٤١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی هليا: اسم دختر منم هلیاست، به معنی دختر خورشید، به گفته دوستان واقعا هلیا ها مهربون، خاص و تیز هوش هستن.

فرید حریری ٠٢:٤٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی access and egress: ورود و خروج

مهندس ابراهیم واشقانی فراهانی ٠٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی didaskaleino: کلمه ای است یونانی به معنی پرسنل آموزشی

علیرضابالایی ٠١:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Ter: یک نوشتار کم کاربرد از to

علیرضابالایی ٠١:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Get a grip on yourself: خودت را محکم بگیر، یا به خودت مسلط شو

يار دلواري ٠١:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Pilgrimage: مقبوليت ،قبول
Your pilgrimage acceptable is right
زيارت شما مقبول باشه

لیلا ٠١:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی لیلا: لیلا خیلی معنی داره
اول اینکه ریشه اش از لیل هست به معنای شب
اونم شب بسیار تاریک و طولانی که آدمیزاد و مسخ می کنه درنتیجه بمعنای ته مانده جام شراب هم هست که بعدش حالت مستی شروع میشه پس بمعنای مستی در شبی طولانی هم هست که رمانتیکه و همچنین آرامش بی پایان چون شب خودش مایه آرامشه و وقتی طولانی هم بشه که دیگه عالیه
منتهی اون الف لیلا مهمه و پرمعناش کرده، الف در لیلا یعنی الف به خدا رسیدن یعنی لیل به سوی آ شدن میره به سمت نور و روشنایی به سمت الهی شدن

لیلا شدن یعنی ی جورایی خدایی شدن
بخاطر همین میگن
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سهایش کشش لیلا برد

علی ٠١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Grip: Get a grip on your: خودت رو محکم بگیر، خودت رو ویشگون بگیر، حواست به کارات باشه

سید مصطفی ٠١:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی کهگیلویه: برای معنی کهگیلویه تفاسیر و روایت های زیادی موجود است اما تا آن جایی که من شنیدم و از افراد مسن و قدیمی سوال کردم این بود که در گذشته شخصی در این منطقه زندگی می کرد به نام " گیلو" از آنجایی که واژه " کی" را به آدمهایی بزرگ نسبت می دهند و چنین رسمی هنوزم که هنوز است در بین مردم رواج دارد این شخص را به " کی گیلو" خطاب می کردند. بعدها همین اسم به زبان مردم بنام کی گیلو رواج پیدا کرد و کم کم به "کهگیلویه" مبدل شده است...

آرش ٠١:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی آتریسا: آتریسا یعنی زیبا همچون آتش . آتریسا نفسه باباشه. بوس بوس

سحر عزیزی ٠١:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی get into debt: بدهکار شدن

طاها ٠١:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی طاها: هدایت کننده
پاک

Mohammad salari ٠١:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی Nature: طبیعت

جمشیدصفرلو ٠٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی صفرلو: خاندان صفرلو ازسا کنان قره قان دراوج است

ممبینی ها از اتابکان لر بزرگ ٠٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی ممبینی: چنان که اشاره شد سرزمین لربزرگ در طول تاریخ هیچگاه خالی از سکنه نبوده بلکه همواره سکونتگاه گروه‌های مختلف انسانی بوده است. بومیان این سرزمین در آن دوره دو گروه بودند:یکی شول ها بودند که سلطه اتابک را برنتافته و در نتیجه جنگ و نزاعی خانمان برانداز،شمار زیادی از آنان مجبور شدند خانه و کاشانه ترک گفته و سکونتگاه خویش به قبایل تازه رسیده واگذار نمایند.البته همه شول ها دیار خود را ترک نکردند بلکه گروه‌های از آنها ماندند و تا به امروز در همین منطقه زندگی می‌کنند. دوم: طوایف بومی دیگری بودند که ابوطاهر را یاری دادند و ابوطاهر در قدردانی از آنها نام حکومتش را از سرزمین آنها وام گرفت. در دوره اتابکان ساکنان این سرزمین به دو گروه تقسیم می‌شدند یکی بومیان و دیگری مهاجران. در کتاب �تاریخ بختیاری� در این خصوص چنین آمده است:� تمام الوار بختیاری منقسم به دو تیره است: یکی مهد بر وزن احد و دیگری ولایتی. مهد عبارت است از اکرادی که از جبل السماق شام آمده در بختیاری منزل کرده اند و اتابکان لرستان از آن طایفه می باشند و تا به امروز هم ریاست با مهد است و هیچ وقت ریاست با ولایتی نبوده. ولایتی طایفه ای باشند که در بختیاری سکنی دارند.

سینا پیغمبری ٠٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی cavernosal: کاورنوزال

Mahsa ٠٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣

فوزیه ٠٠:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
معنی paranoid: شکاک_مشکوک،شدیدآ بدبین و مشکوک به همه چی در زندگی

زهرا ٠٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣

وحید ٢٣:٥٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Take on: پوشیدن. در برگرفتن

مهدی ٢٣:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی مراوده: یعنی کردن زلیخا در اتاق

امیر ٢٣:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی windbag: ورّاج - پرحرف

مهسان ٢٣:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی set to: https://www.thesaurus.com/browse/set to?s=t

حسین ٢٣:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی تیام: نمیدونم چرا بحث میکنید به خاطر این اسم.
دیرینه ی این اسم برای پسر بوده.و کاملا پسرونه هست.
منطق کجا رفته.
تیام اسم بسیار شیک واسه پسرا هست.اما خانما به خاطر اینکه این اسم خیلی زیباست دوست دارن واسه دخترا استفاده کنن.
در در حقیقت پسرونه هست.

امیر ٢٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی a good mixer: آدم زودجوش

حسن ٢٣:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محمد طه: بزرگ مرد باهوش و پاک وستودنی _ _ (ستایش شده)

Hanna ٢٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی hobbies: سرگرمی
فعالیت
کار

Pedram ٢٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Benefit: مزیت

مهدی بختیاری کیکله ٢٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی کیکله: خیمه پادشاه