برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رویا توحیدی ١٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی WET MARKET: A WET MARKET is a marketplace
selling fresh meat fish,produce
which includes fruit and vegetables and other perishable goods




مینا مهرآذر ١٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی trendiness: محبوبیت

حسین ایمانی ١٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Catch her eyes: مخشو بزن

مینا مهرآذر ١٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی trendiness: مدگرایی - امروزی بودن

حسین ایمانی ١٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی مخ زدن: Catch somebody's eye

مهسا ١٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی strave: گرسنگی کشیدن
از گرسنگی مردن

Behzadi ١٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

مینا مهرآذر ١٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی hipness: (Merriam Webster) Synonyms for hipness:
cool, coolness
fashionableness
hip, hipsterism
modishness
stylishness
trendiness
voguishness

رویا توحیدی ١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی میدان تره بار: :WET MARKET
Is a marketplace selling fresh
:meat,fish,produce
(which includes fruit and vegetables )
.and other perishable goods

مهدی غلامپور ١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی alternative: گزینه(انتخاب)

تارا ١٢:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی اسیب دیده: ضربه دیده
صدمه دیده

Shirinbahari ١٢:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Slip mind: فراموش کردن
I'm sorry I didn't call you back sooner, it totally slipped my mind

محمد ١٢:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی پرگاس: یه کلمه لری به معنای صنعت

Shirinbahari ١٢:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Fender bender: تصادف جزئی

Amirreza2000A ١٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی pull out: بیرون کشیدن، کنار کشیدن، عقب نشینی کردن

الف ١٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی depicting: ترسیم کردن

فتاحی ١٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

فتاحی ١٢:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

محمدرضا ایوبی صانع ١٢:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی mellow: soft, rich and pleasant

علی ١٢:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی برافروخت: روشن کرد

Shirinbahari ١٢:١٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Stoned: نشه. تحت تاثیر مواد مثل ماریجوآنا. مست

forugh ١٢:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی fancy: زینتی

محمدرضا ایوبی صانع ١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی appetite: physical desire for food
a strong desire for something, specially sexual one

جهانبخش مرادی ١٢:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی undergoing: متحمل شدن

Shirinbahari ١٢:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی barbiturate: قرص خواب آور

پوریا ١٢:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی predator: کسی که تلاش میکنه از ضعف کسی استفاده کنه.

..... ١٢:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی آتشگر: روشن کننده ی آتش کسی که آتش را فروزان میکند

Shirinbahari ١٢:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Speakeasy: محل فروش کالای قاچاق مثل مواد و مشروب

جهانبخش مرادی ١٢:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی undergoing: درمعرض قرار گرفتن

فروغ فرحبخش ١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی daylight: فاصله یا تفاوت قابل توجه

مهدی کاظمی ١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی what counts: چیزی(هایی) که اهمیت دارد.

دکتر کمالزاده ١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی کلنجر: کلنجر را به معنی دعوا و مرافه و جر و بحث استفاده می کنیم

سیدصلاح الدین ١٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی لک: اولا جمعیت لک‌های عراق بیشتر از لک‌های ایران هستند
بیشتر از نیمی ا زخود شهر خرم‌آباد لک هستند ؟. بعد . جمعیت زیادر در نهاوند و اسدآباد و گندمبان و تیسرکان در همدان لک هستند و شهرهای استان لرستان زاغه . بیرانشهر . خرم‌آباد . الشتر . نورآباد .کوهدشت . رومشکان . نیمه شمالی چگنی . و بیشتر از نیمی از جمعیت خود شهر کرمانشاه هم لک هستند؟ . کنگاور . صحنه . بیستون . هرسین . ماهیدشت . چمچمال و در استان ایلام جمعیت زیادی از خود شهر ایلام و چرداول . شیروان . آبدانان . بدره . دره‌شهر . همه اینها لک هستند .
اگه قانع نشدی تا به قول شما چندتا دهات دیگر رو بنویسم؟؟؟

Shirinbahari ١٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی bunny boiler: کسی که به خاطر جدا شدن از عشقش از او انتقام می گیرد.

یسنا ١٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی دامبو: گوش دراز

محمدرضا ایوبی صانع ١٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

محمدرضا ایوبی صانع ١٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی virtue: advantage

محمدرضا ایوبی صانع ١٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی swear: to use rude or offensive language, usually because you are angry

حسن زاده ١٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Rings up: Add up to costs , total

ادریس ١١:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ادریس: اداریس اولین مخترع لباس و قلم بوده

محمدرضا ایوبی صانع ١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی pullet: a young chicken, especially one that is less than one year old
a famous food in Hungary is"pullets in red wine" .mohammedreza
البته توی ایران خودمون شاید یاد اکبر جوجه بیفتیم که البته اون برای مرغ هاییه که کوچکتر از حد معمولند و در واقع اصغر مرغند. ولی برای جلب مشتری این نام رو برگزیدند که البته برند معروفیه که یادمبتکر اون رو گرامی میداریم.محمدرضا ایوبی صانع

علی ماشا اله زاده ١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی On disability: از کار افتادگی ، کمک هزینه بهزیستی

رضا ١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی موزیک شاد: extravaganza music

نوید ١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی قدرت: هم معنی : زور - نیرو - توانایی - مقاومت - انرژی
هم خانواده : قدر - قدرتمند - قدرت ها
نام پسر
نوع : پسرانه - عربی

🚫 ١١:٥٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی اکوسیستم: زیست بوم

رضا ١١:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

علی ماشا اله زاده ١١:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی On disability: کمک هزینه بهزیستی، یارانه بهزیستی
Evan's live on disability because of an accident that left her paralyzed

بابک دوستانی ١١:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Winking: چشمک زدن

جهانبخش مرادی ١١:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی kilter: مرتب و منظم

جهانبخش مرادی ١١:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی hanging: اعدام