انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Mobina ١٧:٠٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی morning prayers: نماز صبح

سپیده ١٧:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی شایان ذکر است: It is worth noting

ملاقات بیمار ١٧:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Visit relatives: ملاقات بیمار

ارزو ١٧:٠١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی آبدزدک: موذی و ابزیرکاه

BARAN:) ١٦:٥٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Obtained: به دست آمده

Bita ١٦:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی نتیجه گیری: پاسخ نهایی

علی اصغر سلحشور ١٦:٥٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی curled: مجعد، فردار، در هم پیچیده

مبینا دهقانی ١٦:٥٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی rub: فشار دادن

هومن دبیر ١٦:٥١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی سلب مسئولیت: ازسرخودوا کردن،اززیرباردررفتن

آرمین هستم ١٦:٤٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨

اری ١٦:٤٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی ازیرا: زیرا چون

یونس محبی ١٦:٤٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Terrify: وحشت

فاطیما ١٦:٤٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی lying: دراز کشیدن روی چیزی مانند تخت خواب اما متفاوت تر از آن

E ١٦:٤٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Wille: تمدن ،عمران

Bahar ١٦:٤٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی متصل: connect to Tv
متصل به تلویزیون
Conect to some thing
وصل شده(متصل) به چیزی

fati.mhp_ ١٦:٤٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨

Golphjeh ١٦:٤٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Over fashion trendsis: برای روند مدگرایی

نارملژ ١٦:٤١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی بنالد: اشک ریختن

Jennie ١٦:٣٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Jennie: She has a nice name and it is Jennie

ستایش ١٦:٣٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی گزند: آزار -اسیب- خسارت - صدمه

Mo mazlumi ١٦:٣٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Dagger: Idioms
Look angrely
عصبی به نظر اومدن

Shahin ١٦:٣٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Chef: سرآشپز. آشپز . و یا صاحب رستوران

ملیحه ١٦:٣٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی miss up: خراب کردن کاری
بد انجام دادن کاری

sahand ١٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی fuel efficient: بی مصرف

jack.cfr ١٦:٢٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی local paper: روزنامه محلی
مجله خبری

Hossein zadeh ١٦:٢٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی be out of: تمام کردن

حامد ١٦:٢٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی doom and gloom: a general feeling of pessimism or despondency
احساس کلی بدبینی یا ناامیدی

لیلا ١٦:٢٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی great job: عالیه، کارت درسته

مهدی زارعی ١٦:٢٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی continued to: proceeded to

مهدی ١٦:١٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی can't wait for: در حسرت برای

Mahla ١٦:١١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Down town: مرکز شهر

حامد ١٦:٠٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی long tail: used to refer to the large number of products that sell in small quantities, as contrasted with the small number of best-selling products
(در خرده فروشی و مارکتینگ) برای اشاره کردن به محصولاتی که به تعداد زیادی هستند ولی به مقدار کم به فروش میرسند استفاده میشود، که بر خلاف محصولات پرفروشی هستند که تعداد کمی دارند.

محمد نادری ١٦:٠٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی lushy: سرسبز

امیر ١٦:٠٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی نهراسیم: نترسیم .هراس نداشته باشیم.فرار نکنیم

fati.mhp_ ١٦:٠٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی surely: absolutely

Mary so ١٦:٠٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی nonviral: غیر ویروسی

َسهیل ١٦:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی یوسف بنی طبا: (سیکتیر)
از طرف اطرافیانت

مژگان ١٦:٠٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی collide with: برخورد کردن

آرمین هستم ١٥:٥٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨

PETER ١٥:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی get to know: شناخت کسی در یک مدت زمان

ثنا nayyeri ١٥:٥٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی مبینا: مبینا یعنی چهره اش اشکار از زیبایی و باطنش پاک و بی عیب. مبینا پر از عشق هست.

Iman ١٥:٥٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی going to: قصد داشتن
خواستن
رفتن

مازیار ایرانی ١٥:٥١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی بخاطر: همانگونه ک پیداست بهترین و زیبنده ترین جایگزین و برابر برای بخاطر همان بهر و از بهر میباشد و امیدوارم همه ایرانیان تلاش خود را در راستای بکاربری این واژه زیبا بکاربرند

Mozhgan ١٥:٥١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی collide with: برخورد کردن

آرمین هستم ١٥:٥٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی نقاش ایتالیایی عهد رنسانس: رافائل
یا سانتی رافائل

محبوبه ١٥:٤٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی محبوبه: دوست داشتنی

امین ١٥:٤٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی بنیامین: بنیامین به معنی پسره راستی ...پسره راستگو..پسر درستکار...

شادی ١٥:٤٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی ایشیواریا: یه معنی نزدیک به شادی میده

محمد ١٥:٤٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Sales: فروش ها

امیر هلی فیلی ١٥:٣٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی لر فیلی: افتخار میکنم که اجدادم از والیان پشتکوه هستند 💖💗💝 فیلی ینی قدرتمند