برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

galaxyson ١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Resident evil: شیطان ساکن

salman borhanzehi ١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی saltine: چوب شور

محمدرضا ایوبی صانع ١١:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی sing song: a sing-song voice keeps rising and falling
به قول خودمون صدا یا نوایی که فراز و فرود داره.محمدرضا ایوبی صانع

سونیا بدیلی ١١:٣٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

محمدرضا ایوبی صانع ١١:٣٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی crime: offence

پوریا ١١:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی cord: 1.رشته ضخیم یا طناب نازک

2.در حالت جمع : لباسی که از مخمل دوخته شده

3. سیم الکتریکی که دارای پوشش است و برای اتصال های الکترونیکی استفاده شود.

4. (در انگلیسی آمریکایی) الوار چوب که برای سوزاندن تیکه شوند. (مثلا برای شومینه و ...)


جهانبخش مرادی ١١:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی synthesize: تحلیل ، سنتز کردن

صادقپور ١١:٣٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی other than that: علاوه بر

سیلوا ١١:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

احمد لطفی ١١:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی سرقلی: *بیاد بزرگان طایفه سرقلی*

*باصدای عباس محمودی*

طایفه سرقلی یکی از طوایف ایل جلیل بختیاری است، که بر پایه طبقه‌بندی اجتماعی ایل بختیاری" از شاخه هفت لنگ و از بابادی باب دینارون است. این طایفه متشکل از هفت تیره به نامهای
تیره غریبی
تیره طهماسی
تیره زیلایی
تیره مهری
تیره قاسمی
تیره گدایی
تیره گاویار
که هم‌اکنون اکثراً آنها در شهرهای ایذه اهواز رامهرمز شهرکرد اردل اصفهان سکونت دارند. روستاها ودهکده‌های این طایفه که مجموع هفت تیره سرقلی در آنجا سکونت دارند در گرمسیر عبارتند از" روستاهای نوترکی غریبی، نوترکی طهماسبی، نوترکی مختاری، آبله، دهنو، پیان، بیضیتک کله ضرب، تلخاب، بادام زار قلعه سرخه پا گچ. وسردسیر این طایفه نیز در منطقه دیناران شهرک قراب (نجف آباد) وشندان شهرستان اردل استان چهار محال و بختیاری می‌باشد.

[اقتباس از ؛ رسانه طایفه سرقلی]


محسن طاری ١١:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی escaped: فرار

جواد گلشادی ١١:٣١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی اختناء: سختی و محنت

سیلوا ١١:٣١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Quranic: قرانی

آرش ١١:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی continuous: پیوسته

پاشا هادی ١١:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی اکولر: دستگاه هایی که از یا یا چند عدسی که یک سیستم مرکزدار را ایجاد میکنند !تشکیل یافته اند

سعید رستم خانی ١١:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی قانقانلو: قان قان یعنی همان خون و خونریزی لو یعنی بلندی تپه پس به معنای خون و خون ریزی بالای بلندی تپه که قدیم نگهبانی میدادند یا دیدبانی میکردن (زنده باد قانقانلو)

Saeed ١١:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

رضوان ١١:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی experiment so experiment: تجربه؛ تجربه ست دیگه

سیدحسین اخوان بهابادی ١١:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی بین النهرین: در آسیای میانه بین النهرینی به معناي تحت لفظی، میان رودهای سیحون و جیحون (نام هاي امروزی آنها :سیر دریا و آمودریا) وجود دارد که البته به این سرزمین عنوان بین النهرین تعلق نگرفته است بلکه به خاطر وجود رود جیحون بین خراسان بزرگ( که امروزه به خراسان ایران و افغانستان تقسیم شده) و سرزمین‌های آن سوی رود، آن را ماوراءالنهر می‌خواندند که البته پایان سرزمین باستانی ماوراءالنهر، رود دیگری به نام سیحون قرار دارد.

vahid ١١:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی initiatet: تحریک شده .آلارم

Fat Mz ١١:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی co: افسر اصلاحات ( Correctional Officer)

فرزانه جمشیدی ١١:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Self reactive: اتوایمیون

محسن روحی راد ١١:١٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی maps onto: تصویر می کند به روی...، به روی ... می نگارد

امیری ١١:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Abate: کاهش

علی ١١:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی fountain: منبع،مخزن

fateme ١١:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Measure: measure
اندازه گیری
emergency measure
اقدام اورژانسی

Soma ١١:١٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی living: معاصر

ابراهیم شیرمحمدلی ١١:١٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی مونارشی: یکی از دسته بندی های ارسطو از انواع حکومت

شهرزاد ١١:٠٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی قرض: کسی می دونه هم خانواده قرض به معنی یدهی چیه

نفیس ١١:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی eyeroll: چپ‌چپ نگاه کردن، چشم غره رفتن

زریابی ١١:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی مدلول علیه: واجب الوجود یکه مدلول علیه است یعنی همه عالم بر هستی اویند

آزاده ١١:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی wand: دسته اسباب بازی حباب ساز

نفیس ١١:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی sorriness: افسوس، تاسف، پشیمانی، دریغ

ح م ١٠:٥٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی casting mold: قالب ریخته گری

النا ١٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی extra: اضافه،زیاد،یدک،بیش از حد

علیا ١٠:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی شاداب: گیاه شادابی پوست: برگ گردو

مهدی ١٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی creat a raw: دعوا راه انداختن ، دعوا درست کردن

ح م ١٠:٥١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی spure: راهگاه بارریز

مهدي صحابي ١٠:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی luxurious modern life: خانه ي لوكس مدرن
Thank you for providing me with a comfortable and luxurious modern life in a happy home with you
تشکر میکنم از شما بخاطر اینکه زندگی با آرامش و مدرن را در خانه ی شادمان در کنار خودت برایم فراهم میکنی

Arash ١٠:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی for ages: برای زمانهای طولانی

نادر حقیقی ١٠:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی lost ground: Lost ground
یعنی: از دست داد، واگذار کرد، ول کرد، عقب نشینی کرد.

Lose ground
یعنی: ول کردن، نتیجه ندادن، واگذاردن، خراب کردن، تصادفا، اتفاقا، انبوه شدن، تقلیل یافتن، تسلیم شدن، به عقب بردن، رد گم کردن، عقب نشینی کردن، منحط، صدمه دیدن، صرفنظرکردن از، عقب نشاندن، بدتر کردن، واگذار کردن.

Negar ١٠:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی I pleaded all the way: از همه راهی وارد شدم

Arash ١٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی baggage claim: محل تحویل بار در فرودگاه یا اماکن دیگر

تورک اغولی ١٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ارومیه: ارومیه از دوکلمه اروم ،،،یه تشکیل شده است
اروم در زبان تورکی به معنی باحرص وولع خوردن که در زبان فارسی هیچ معادلی ندارد،
یه به معنی خوردن است که ما در زبان تورکی می گوییم اوروملاما یواش یواش یه

ارومیه یک لغت تورکی است ومعادل ان در دیگر مناطق تورک وجود دارد، شهر ارومچی پایتخت اویغورستان ،تورکستان چین،،،اوروم شهری در مغولستان،،
ارومیه ،،اور در زبان تورکی میان ،،،یه یهر به معنی زمین که به معنی زمین ،،شهر احاطه شده توسط کوه واب،،،

B ١٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی engender: ایجاد کردن، باعث شدن

محمدحسین لشگری ١٠:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی everything: کلمۀ everything هرچیزی و کلمۀ everythings همه چیز

اکرم هادی‌نژاد ١٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی holy grail: Emitting light from silicon has been the Holy Grail in the microelectronics industry for decades.
برای چندین دهه، ساطع کردن نور از سیلیکون در صنعت میکروالکترونیک، هدفی تحقق نیافتنی بوده است.

فرهاد نظری زاده ١٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی embeddedness: جای گیری

Arash ١٠:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی hostels: یک جای کوچک برای جمع های کوچک.برای مثال:
خوابگاه برای دانشجویان.خانه های کوچک اطراف سواحل.

پرویز قربانلو ١٠:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی کلهام: شیل، سدو مانعی که برای ماهی گیری در مسیر رودخانه ایجاد میشود