انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سعید صفاری مقدم ١١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی home in: home in on sb/sth
تمام توجه و تمرکز (خود) را معطوف کاری یا چیزی کردن، گیردادن به کاری یا چیزی یا موضوعی

سیدحسین اخوان بهابادی ١١:٥٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی جرغ: jergh/ در گویش شهرستان بهاباد/ چابک – تند و تیز- با نشاط -قبراق - سرحال
این دم نوش را بخور تا جرغ بشی

زینب ١١:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اورنامتیک: اورنامتیک

یاسمن ١١:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی یاسمن: در زبان کره ای جوانه گیاه یاسمن به معنای خوشبختی و خوش یمن بودن برای ان افراد است و این گل را خوش یمن میدانند
پس بهتر است از یاسمن با عنوان خوشبخت یاد کنیم

Hossein ١١:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی People: مردم،ملت،جمعیت

نازنین ١١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی determination: براورد

مبینا ١١:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Square: Square برای کارای ریاضی به کار برده میشه

الهام ١١:٣٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Birkimson: آخرین نفس

عاطفه موسوی ١١:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Unsettling: پریشان کننده

مقدس ١١:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

سحر ١١:٢٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

نگین پوریا ١١:٢٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی pooled: خزانه ای

سیدحسین اخوان بهابادی ١١:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی نشک: Neshk,این واژه در گویش شهرستان بهاباد به معنای نوک پرندگان است
مرغ هایی که انجیر می خورند نشکشون کجه

سحر ١١:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

مهدی صباغ ١١:٢٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Confidently: قطعا
بدون شک
مطمئنا

مقدس ١١:٢٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

امیرحسین ١١:٢٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Association: در ایمنی شناسی به معنی مسیر
به عنوان مثال
Class I MHC pathway
مسیر کلاس یک MHC

Minoo.mortazavi ١١:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی baby on board: بچه سوار ماشین است،تو ماشین بچه است،که بعنوان هشدار بکار میرود.

سحر ١١:١٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

میترامحیط ١١:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی common sense: درک کلی

مهدی صباغ ١١:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Get late: دیر رسیدن به جایی
دیر شدن

مهدی صباغ ١١:٠٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی over: از طریقِ
به کمکِ
به وسیله یِ

مثال:
.We can always chat over the internet

Mitra ١١:٠٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی common sense: درک کلی

کیانا عبدی ١٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی سن سی: هردو ولی بیشتر به استاد میگن

علی ١٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی راج پور: خاندان ثروتمند و بزرگ در انگلستان

Farhad ١٠:٣٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی here we go: برو که داریم میامم . داریم میام. و میتونیم بگیم داریم میایم سراقت

نقیب الله امینی ١٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی مکانیزم: مکانیزم بیشتر برای روش و طرزکار استفاده می گردد.

رضا اقبالی ١٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی lush: کلمه lush بعنوان "صفت" در معانی زیر کاربرد دارد:

1- بمعنی "شاداب و سرحال" مثلا برای گیاه کاربرد دارد:
مثال: A lush green mountainous green island.
2-بمعنی"بسیار زیبا و راحت و گران" یا همان "Luxury"
مثال: Lush carpets

اما بعنوان "اسم" بمعنی کسی که الکلی می باشد معنی میدهد و ضمن اینکه کاربرد آن غیر رسمی یا informal است.

محمد ثابتی ١٠:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی equalizer: متعادل کننده. تسویه حساب.

مهدی صباغ ١٠:٠٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Home cooking: غذای خانگی
(غذایی که در منزل پخته و تهیه می شود، به جای غذا خوردن در رستوران و یا خرید غذاهای آماده شده از بیرون)

مجید دلبندم ١٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

مریم نظری ٠٩:٢٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی indwelling: قلبی، جای گرفته در قلب، درونی و نهادی

معین ملازهی ٠٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ترانم: خوش رو

بابک ٠٨:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Prepared: Prepared for more failure
مستعد برای شکست های بیشتر

Najmeh Abbaspour ٠٨:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Purpose built: تک منظوره

فهیمه ٠٨:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی پرنیا: منم اسم دخترای نازم گذاشتم پریا و پرنیا به معنی فرشته،زیبارو,همانند پری ،بهشت

سردارملی ٠٨:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی هریس: هریس خودش شهرستان مستقل هست و هیچوقت جزوی از نواحی اهر نبوده. زمانی هم که بخش بود جزوی از شهرستان تبریز بود. لطفاً اطلاعات غلط به ملت ندید.

محمد ثابتی ٠٧:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی rampage: وحشی گری. لرزش. افسار گسیخته. ویرانگر

یاشار ٠٧:٤٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی good taste: اقبال عمومی

رضایی فرد جمال ٠٥:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی بهاءالله: بَهاءُالله: مظهر ظهور الهی ! و بنیان گذار آیین بهایی.
مترادف فارسی بَهاءُالله :
تجلی خداوند ، شکوه و عظمت خداوند.

منیر شرطی مند ٠٥:٠٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی مکسری: مکسری کاندیدای مجلس شورای اسلامی رامشیر است..

اسم روستایی در است خوزستان می باشد

آرپین ٠٥:٠٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی arpin: آرپین

تارا ٠٤:٢٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی تارا: در هند و آیین بودا به معنای الهه ایه که تمام خصوصیات مثبت رو داره ! در اسکاتلند و انگلیس به معنای خداحافظی هم میشه در حالت فعل و در زبان فیلپینی به معنی دعوت کردنه در زبان کُردی به معنی تور عروس هستش و در زبان فارسی و انگلیسی به معنای ستاره و مردمک چشم هم هستش و همچنین در ژاپن اسم یک ماهیه و در ایرلند نام تپه ایه که در دوران باستان پادشاهان روش باهم دیدار میکردن و در افسانه ها تارا موجودیه که همه ازش محبت و انرژی مثبت و مهر مادرانه دریافت میکردن و در زبان ایرلندی به معنای ملکه هم هستش و این اسم در کشور هند بسیار محبوبه و نام یکی از سیاره های کشف شده هم تارا هست و همچنین در روسیه نام شهر آسیاییه ! و از دوران باستان این اسم بوده و خیلی اصیله

saeed ٠٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی جالباسی: رخت اويز

محدثه فرومدی ٠٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی atrophy: تضعیف

محدثه فرومدی ٠٣:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی self reliance: خوداتکایی

nazi ashkan ٠٣:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی با امدنت: با امدنت به زندگيم دنياي من عشقم رنگين كمان شد

حمید ٠٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی بالاگریوه: 🔹معتبرترین راه جهت شناخت درست اقوام اصیل ایرانی و قبایل و طوایف هر منطقه، مطالعه و پژوهش و تحقیق از منابع، آثار و نشانه های معتبر تاریخی در آن منطقه است،
با مطالعه و تحقیق از منابع، آثار و نشانه های معتبر تاریخی در این دیار خواهیم فهمید که شایسته ترین حاکمان جان بر کف منطقه غرب کشور (اتابکان خورشیدی) از چه قوم و قبیله ایی بودند. همچنین خواهیم دانست که (والیان) حاکمان بعد از اتابکان نیز اکثراً از چه قوم و قبیله ایی بودند.
تاریخ معتبر به ما خواهد گفت که آشوب شیخ خزعل خودمختار و جدایی طلب خاک خوزستان توسطه افراد چه قوم و قبیله ایی سرکوب شد.

Behi ٠٣:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Sorry not sorry: وقتی یه چیز بی ادبانه به کسی میگید و اینو تهش استفاده میکنید ینی میدونم ک بی ادبیه ولی مهم نیست و بابت پشیمون نیسم
that was mean but I don't care and am not sorry for saying it

safar toloo ٠٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Tech Savvy: خوره ی تکنولوژی