انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توفیق ١١:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی متباینا: جداگانه-منفصل-سوا،یکی یکی

Mahdieh ١١:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی design: طراحی کردن

مقداد ١١:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Work: Working Interest
سهم از کار یا پروژه
معادل
Stake

نیازعلی شمس ١١:٤٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی تقریبی: کم وبیش

آهو ١١:٤٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی آهو: چشم زیبا

mehran darabi ١١:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی assistants: معاون . دستیار

222 ١١:٣٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی so called: به اصطلاح- اصطلاحا

ماهون ١١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی ماهون: مانند ماه

نیازعلی شمس ١١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی نسبی: کمابيش

شایان ١١:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی جاودانی: جاوید
ابدی
چیزی که از بین نمی رود

M.reza ١١:٣٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Scents: بو،عطر

نیازعلی شمس ١١:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی مفهوم: انگاره،پنداره،دریافت

. ١١:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Humps: کوهان

محمد دادخواه ١١:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢

A.nadim ١١:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی To drop by: Visit-to come in

نرگس ١١:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی ماهور: همونجور که بعضی از دوستان اشاره کردن . بعضیا ها با اطلاع غلط اسم دختران گلشون رو ماهور گذاشتند . این اسم کاملا پسرانست و برای دختر یک مقدار سنگینه

Mahsa ١١:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Skip a meal: خوشحالی کردن برای غذا

مهدی ١١:١٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی valorised: ارزش گذاری اقتصادی
ارزش گذاری نظام اقتصادی
ارزش گذاری معمول

مقداد ١١:١٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Working: Working interest
سهم از کار یا پروژه
معادل stake

ستايش ١١:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی تماشاخانه: تماشاخانه یعنی چیزی که در ان چیزی به نمایش گذاشته میشود

sarmadi ١١:٠٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی shoes: کفش

رضا ١١:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Muffle: گنگ

حسن امامی ١١:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی paranoid: بدبین

مامان هانا ١٠:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی هانا: اسمی زیبا به معنی امید وآرزو

فروغ ١٠:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی خیالی: تخیلی_موهوم

Alavi ١٠:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Grand parents: پدر بزرگ و مادر بزرگ

علیرضا خلیلیان ١٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی oracle: حَکَم: در ادبیات آزمون و اشکال زدایی نرم افزار، مکانیزمی وجود دارد که تعیین می کند خروجی برنامه تحت آزمون همان خروجی مطلوب و مورد انتظار است یا خیر. به این مکانیزم، حَکَم آزمون می گویند. معمولاً حَکَم آزمون باید خروجی منتظره را داشته باشد یا بتواند تولید کند و مقایسه گری نیز لازم دارد تا بتواند خروجی واقعی و منتظره را با هم مقایسه کند و در نهایت در مورد اجرای موفق یا ناموفق قضاوت نماید.

محسن غمگسار ١٠:٤٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی blow off: to decide not to do something you are expected to do, or not to meet someone you are expected to meet

شیدا♧♧ ١٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی آرتمیس: در گذشته اسم های اصیل ایرانی و آریایی در فرهنگ خیلی از کشور ها نفوذ کرده اونم بخاطر این که ایران قلمرو خیلی بزرگی داشت پس چون الان این اسم زیاد تو ایران به کار نمیره دلیل فارسی نبودنش نیست
لطفا کمی تحقیق کنید

Mh ١٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی extradite: بازپس دادن، مسترد کردن

شیدا ١٠:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی اترین: زیبااو پرانرژی

شیدا♧ ١٠:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی آرسین: اسم ریشه کاملا آریایی دارد و فوق العاده اسم فوق العاده ای من خیلی این اسم دوست دارم
پسرررررر آررررریاااایی

شیداا ١٠:٢٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی امیلیا: ریشه فارسی دارد؟؟
به معنای دخترسزاوار

ارمغان ١٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Get on the internet: دسترسی به اینترنت

شیوا ١٠:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی شروین: شروین اسم پسررررروووونه است سیروین یا سروین دخترونه است در زبان کردی �


رضیه ٠٩:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی job hopping: Leaving the current amployer for another employment opportunity

sajad ٠٩:٥٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی market focused: بازار محور

کشتکار ٠٩:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Cisternea: کیسه غشا دار سیسترین

نیازعلی شمس ٠٩:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی مشاهدات: برابر:یافته‌ها

afdhin ٠٩:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی telegram: نوشته ای که از دور آمده

فرزاد ٠٩:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی physical exam: معاینه فیزیکی (توسط پزشک)

امید باقری ٠٩:٣٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی کماچ: کماچ - نوعی نان سنتی و سوغات اصیل و سنتی سمنان است. مواد تشکیل دهنده آرد ، شکر، روغن و ماده مخمر آب نخود میباشد.

نیازعلی شمس ٠٩:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی حفظ: نگهداشت

امید باقری ٠٩:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی بغسمات: بُغسَمات - نوعی نان سنتی است که قدمت بیش از 150 ساله دارد مواد تشکیل دهنده آرد ، شکر، روغن و ماده مخمر آب نخود میباشد. و رو مال نان شیره توت انگور و خرما زده میشود. این نان به صورت تازه و خشک درست میشود. بغسمات خشک ماندگاری تا یکسال را دارا میباشد. و در قدیم در جنگ سربازان از آن بعنوان ذخیره غذایی استفاده میکردند.

فاطمه فروزمندفر ٠٩:٢٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Saute: تفت دادن

.sara. ٠٩:١١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Forest: جنگل

.Sara. ٠٩:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی Cells: سلول

.sara. ٠٨:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی destroying: خراب کردن

جمشید منشی زاده ٠٨:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی حزب سومکا: حزب سومکا یک حزب ملی میهنی بود که توسط دکتر داوود منشی زاده ایجاد شد.
وقتی نیروهای روس و انگلیس ایران را اشغال کردن، یک گروه مقاومت ملی ایجاد شد که بصورت مخفیانه مشغول ترور اشغالگران بودن و برادران نازی مان مسئول اموزش نظامی اعضای شاخه نظامی سوما بودن . این شاخه در میان نازی ها مشهور به توفان بود.
حزب سومکا با حکومت های شاهنشاهی و جمهوری اسلامی اختلاف نظر داشت و هرگونه وابستگی را نمیپذیرفت و مخالف غرب زدگی و شرق زدگی بود و به ناچار مرکزیت به آلمتن و بعد به جایی دیگر منتقل شد.

یلدا ٠٨:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
معنی pictionary: اتفاقا برعکس اون چیزی که آقا مجتبی پیشنهاد دادن، این کلمه درسته که از دو کلمه picture و dictionary ساخته شده و در نگاه اول به نظر میاد که به معنی دیکشنری ای باشه که معنی کلمات رو با تصویر نشون داده باشه، ولی اصلا به این معنا به کار برده نمیشه.
اول اینکه، دیکشنری تصویری به صورت picture dictionary یا pictorial dictionary به کار میره که اصلا به صورت اختصار استفاده نمیده.
دوم، کلمه pictionary اسم یک نوع بازی صفحه ای حدس کلمه از روی تصویر نقاشی شده ایه که یکی از بازیکنان در حین بازی میکشه، این بازی میتونه به صورت غیر صفحه ای یا به اصطلاحا بوردی هم به کار برده شه، نمونه مشابهش در ایران بازی حدس ضرب المثل از روی تصویره که توی برنامه خندوانه بازی میشد