انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

حسن بهارلو ٢٠:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی تند و سریع: فی الفور

Miss.Raya ٢٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Discourage: نا امیدی و دلسردی
اگه میخواین درباره من بدونین روی اسم Miss. Raya که بنفش رنگ هست ( بالای نظر من ) کلیک کنین و منو دنبال کنین . 👆
لایک فراموش نشه 👍
باتشکر 😊

کیمیا ١٩:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی هلیا: هلیا یعنی نور خورشید الهه ی زییایی 💝💝💝
دختر ماه دختر شب 💜💜💜💜
خورشید و الماس 💓💓💓💓

Sepideh shams ١٩:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Regretted: افسوس خوردن

مسعود حقاني پاشاكي ١٩:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی master: حمام داخل اتاق خواب براي صاحبخانه(معماري)

ehsan ١٩:٤٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی quasimodo: نام شخصیت گوژپشت نوتردام در رمان ویکتور هوگو.

آیلار ١٩:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی ایلار: مثل ماه زیبا و درخشان

علیرضا ١٩:٣٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی ای قلعه سی: آ ی قلعه سی در اصل ایل قلعه سی بوده به معنای قلعه ایل که در زمان قدیم به علت مراتع وسیع ایلات متعددی به انجا رفته ودربالاي روستا کوهی قلعه مانندمسلط بر اطراف روستاوجود دارد که در مواقع خطر همه اهالی در آنجا جمع شده و محافظت میشدند فلسفه‌ دیگر آ ی قلعه سی این است که اطراف روستا چندين کوه مشابه باقله های سنگي وجود دارد که ماه یا همان آ ی به زبان ترکی از میان آن کوهها بالا آمده وبه همین جهت به آن کوهها آ ی قلعه سی یعنی قلعه ماه گويند

آیلار ١٩:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی آرشام: بسیار نیرومند و قوی

علوي ١٩:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Distractible: غير قابل اعتماد

فاطیما ١٩:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی فاطیما: خانوم های عزیزی مثل ایدا و اسمان که فکر می کنن اسم خودشون خیلی جالب و قشنگه در مورد دیگران اظهار نظر نکنند این اسم خیلی قشنگه نه اینکه چون اسم خودمه لطف کنید توهین نکنید ایدا خیلی جالب نیست اسمان خانم اسم شماروهم میتونن بذارن اسی

آدیلا ١٩:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

فرهاد سليمان‌نژاد ١٩:٢٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی mediatory: ميانجي، رابط

نجفی ١٩:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی حورا: حورا واقعا اسم زیبایی است و به معنی حوری بهشتی است و یکی از القاب حضرت زینب هم هست

Kiana ١٩:٠٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی thriller: A film or movie that it make you happy and excited

kk ١٨:٥٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

Maryam ١٨:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

حسن بهارلو ١٨:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

Arian ١٨:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی ta ta for now: فعلا خداحافظ

Maryam ١٨:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

کنیونینگ ١٨:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی اندرس: نام دره یی در جاده چالوس

Arian ١٨:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی I made a boo_boo: سوتی دادم

ایمان ١٨:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

افشین حاجی طرخانی ١٨:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی stand alone: 1- مستقل
2- فاصله زیاد از چیزی

https://www.ldoceonline.com/dictionary/stand-alone

MF ١٨:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی coursing: جاری بودن ، جریان داشتن ، جریان

Anna ١٨:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی anna: به معنی زیبا، آراسته

Arian ١٨:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی I saw red: خون جلو چشمامو گرفت

مريم جواهري ١٨:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی fitness: آمادگي

مريم جواهري ١٨:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی fitness: آماده سازي

Iuuu ١٨:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Gem: گوهر جواهر

Hany ١٨:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Jump the ship: مرتب شغل عوض کردن

مهدی ١٨:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی filer: مؤسسه مسئول پر کردن و ضبط یک سند رسمی در دفتر تعیین شده یا محل نگهداری آن.

Hany ١٨:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Icky: نامطلوب

مبینا ١٨:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی marine animals: هر چیزی که در آب زندگی کند

مریم ١٨:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی مصیبت دیده: حادثه رویدادتحمل در حاجت روا نشدن

مهران اکبری ١٨:٠٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی kimbo: کلمه Kimbo در انگلیسی باستان برای نام گذاری فرزندان پسر بسیار رایج بوده است . و نام یک مکان خاص در لندن به نام
`meadow of the royal fort` که فضای سبز آکادمی سربازان نظامی می باشد . و این کلمه در گذر زمان پس از تداخل فرهنگ انگلستان در هندوستان برای دشت های سرسبز نیز استفاده می گردد.

مهسان ١٧:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی centrality: محوریت

بهروز باباخانی ١٧:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی leaf rust: زنگ زدگی برگ

محسن ١٧:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی apply: صدق کردن - صادق بودن

حسین ١٧:٤٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی ellbow rest height: ارتفاع آرنج در حالت نشسته

shirin ١٧:٤٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

لک ١٧:٢٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی لکی: من وقتی با یک کرد سوران صحبت می کنم مخصوصا سورانهای سنندج بخصوص کامیاران باور کنید دوست دارم لکی صحبت کنم این را لکهای کرمانشاه بیشتر درک می کنند لکها کردها و لرها بدون شک برادرند

aryana ١٧:٢٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی exercise regularly: ورزش کردن مداوم(دائمی)

مهدی ایزدی ١٧:٢٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Recapture: رزرو بلیط یک مسافر که قادر به رزرو یک پرواز خاص یا مجموعه‌ای از پروازها با یک شرکت هواپیمایی در پروازهای جایگزین با خطوط هوایی مشابه نیست.

احمد رضا علوی بختیاروند ١٧:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Adapt: سازگار کردن یا شدن

حدیث انصاری ١٧:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی bill: اسکناس

mohammad mahdi sadeghi ١٧:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی where are you from: در کجا هستید شما

ا ١٧:٠٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

منا جهانبخشی ١٧:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی backdating: بک دیتینگ

U ١٧:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی give somebody your word: For example: you gave me your word that you would take care of them