برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ساره سبزی ٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی give somebody the cold shoulder: شخصیکه رفتارسردی دارد.یارفتارش راسردجلوه میدهد.

Mehdi ٢٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی querida: دلبر ، یار

مرجان فرجی ٢٣:٠١ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی straight out: بی رودربایستی

مرجان فرجی ٢٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی straight out: صاف و پوست کنده
سرراست
قلفتی

ساره سبزی ٢٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی stay up all night: تمام شب رابمانید

ساره سبزی ٢٢:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی take a break: دقیقابه معنی استراحت کردن.

علیرضا فلاح ٢٢:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی Antar: انتر

ساره سبزی ٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی جاه طلب: شخصیکه مقام ومنصب رافقط مختص به خودش میداند

علیرضا فلاح ٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی mariz: مریض

ساره سبزی ٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی circulatory system: سیستم گردش خون به رگهاوارسال به تمام نقاط بدن.

فاطمه ٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی فاطمه: دور از آتش جهنم

نازنین ٢٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی متین: متین یعنی گل پسر هوشیار مهربون باوقار نیرومند خردمند استوار و رشید
متینه و متینا اسم دختره

انتر ٢٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی کراش: عاشق کسی شدن و او خبر نداشتن

ساره سبزی ٢٢:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی بی نظم: شلخته،بهم ریخته،نامرتب.

ساره سبزی ٢٢:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی آب بندی: یک جورتقویت کردن خودشخص هم میباشد.

عباس نعمتی فر ٢٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی the head of something: جلو چیزی
Jenny marched proudly at the head of the procession.
At the head of the table (=the place where the most important person sits) sat the senior partners.
The prince rode at the head of his regiment.

حمید پرهام ٢٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی Coitus interruptus: نزدیکی منقطع

Glory ٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی هتاکی: پرده دری

شاهین ٢٢:٤١ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی kicked off: شروع کرد

آراز ٢٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی آراز: آراز یعنی قهرمان و جوانمردی از دیار همیشه قهرمان آذربایجان.
منیم اوغلومون آدی آراز

MP ٢٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی dumped: ول کردن در رابطه

Figure ٢٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی Fracas: قیل و قال، داد و بیداد،

hojat ٢٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی Im sick of you: حالم ازت بهم میخوره

شاهماری ٢٢:١٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی روشا: روشا اسم کوردی رو یعنی رخسار چهره و شا هم یعنی شاد روخوش خوش سیما یا رخسار مانند شااه داشتن

نگار ٢٢:١٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی wind up clock: یعنی ساعت را کوک کردن
این مواردم داریم
Wind up toy/watch

نینا ٢٢:١٢ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی شعاع شوارتزشیلد: شعاع شوارتز شیلد را میتوان خارج از حل معادلات میدانهای نسبیت عام و در چهار چوب تئوری جاذبه نیوتون محاسبه نمود. فرض کنید که یک ذره در حال گریز از میدان جاذبه یک جرم آسمانی به سر می برد. فرمول سرعت گریز به صورت زیر می باشد : 1/2^ ( v = ( 2gm/r
v سرعت جرم در حال فرار
g ثابت میدان جاذبه
m جرم جسم آسمانی
1/2^ علامت رادیکال
در فرمول بالا اگر بجای v سرعت نور c را قرار دهیم و فرمول را بر حسب r حل کنیم ، آنگاه فرمول به شکل زیر در می آید :
r = 2gm/ c2
این محاسبه شاید تصادفی و یا از روی تقدیر با محاسبات شوارتز شیلد تطابق حاصل کرده باشد.
اگر آن ذره در حال گریز از مرکز یک ذره نور باشد همانجا سر جای خود یخ خواهد زد.
از یک سایت آلمانی به نام : طیف دانش

Peggy ٢٢:١١ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی merci beaucoup: اصطلاح فرانسویه به معنی : خیلی ممنون

Zahra ٢٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی Our of sight out of mind: از دل برود هر انکه از دیده رود

رامین ٢٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی تاراج: دزدی کردن
سود بردن از راه نادرست؟

Roshanak Javidan ٢٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی alluring: جذابیت و دلربایی در سطح عمیق تر

Roshanak Javidan ٢٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی charming: شخصیت و رفتار گیرا که موجب فریبندگی و جذب میشود.

وثوقی ٢١:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی what a pity !: چه حیف شد

احمد حسن پور ٢١:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی تاتار (بجنورد): من خودم اهل روستای تاتار و از طایفه تاتار هستم. قوم تاتار جدای از قوم مغول بوده و اینها احتمالا در زمان حمله مغول یا حمله تیمور لنگ که لشکریان تاتار داشته داشته اند ،در این مکان ماندگار شده اند. طبق گفته های بزرگان و تحقیقی که من کردم در ان زمان تعدادی زخمی از قوم تاتار و لشکریان تاتاری به علت حال بد و احتمال فوت ، در مکان آرجله مانده اند و نتوانسته اند همراه لشکریان بروند و هم نمیتوانستند به مکان زندگی خود برگردند. در این اوان تعدادی از زخمی ها مرده و تعدادی زنده مانده اند که با استفاده از شکار و کشت و زرع ادامه حیات داده اند.
این قوم به صورت چادرنشین بودند که مکان ییلاقشان در آرجله و مکان قشلاقشان کمی بالاتر از روستای خراب شده تاتار بوده.
در سالیان بعد به علت حمله مردمان دیگر که از تاتاریها نفرت داشته اند و بعدها حملات ترکمن ها که به روستاها حمله و غارت میکردند، قوم تاتار به بالای تپه ای رفته در انجا قلعه ای میسازند. و با استفاده از کنده های درختان و سنگ های بزرگ که در شیب روستا قرار میدادند در برابر حملات ترکمن های ترکمن صحرا و دیگران از خود دفاع میکردند و به این ترتیب روز به روز بیشتر شده و پیشرفت کردند.
از زمان پهلوی به بعد که کمکم در همه جا امنیت بیشتر شد و مردم از حملات و غارت مصون بودند کمکم به بیرون قلعه امده و خانه ساخته و به این ترتیب روستای تاتار شکل گرفته است.
بنده احمد حسن پور فرزند علی محمد فرزند حسنعلی و ایشان فرزند کربلایی علی محمد و ایشان فرزند حسن هستم و این اطلاعات از پدران و پدربزرگان نسل به نسل و سینه به سینه تا به امروز به ما رسیده. بنده به علت علاقه شدید به تاریخ و باستان شناسی کنکاش و تحقیق فراوانی در این رابطه داشته ام که اگه نیاز بود میتونم در اختیارتون بزارم.
اسامی مکان هایی که نام بردم الان هم به همین اسم هستش و خود تاتاریها این مناطق رو کمابیش میشناسن.
با تشکر از شما عزیزان که به تاریخ و پشتوانه اقوام و روستاها اهمیت میدید.

وثوقی ٢١:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی would do me favor: میشه بهم لطفی بکنید

مسعود نژادحاجی ٢١:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی حکم رشد: حکم رشد

از جمله اشخاصی که فاقد اهلیت اجرای حقوق مکتسبه خویش بوده و در اصطلاح حقوقی در زمره محجورین هستند؛ با بذل توجه به ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی اشخاص غیر رشید می باشند که در کلیه امور مالی خویش فاقد استقلال حقوقی بوده و صرفا با نظارت ولی یا قیم امکان تصرفات مالی ایشان مقدور می باشد... دخل و تصرف این اشخاص(اناث و ذکور) تا قبل از رسیدن به سن رشد( ۱۸ سال تمام خورشیدی) منوط به تحصیل حکم رشد از دادگاه بوده که مستلزم طرح دعوی به طرفیت؛ حسب مورد ولی، قیم یا دادستان حوزه قضایی مربوطه است.دادگاه متعاقب اخذ گواهی از پزشکی قانونی و انجام اختبار و النهایه احراز عقل معاش نزد متقاضی مبادرت به اصدار حکم رشد می نماید.

مجتبی ٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی aedan: هرجوری

اسکله صیادی بونجی ٢١:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی اسکله دریا: اسکله صیادی

Iranpour ٢١:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی agricutan: پوششی که بر اثر از بین رفتن اجزای ساختمانی در سطح خاک زراعی مرطوب تشکیل می شود.

مادیار ٢١:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی هنسک: هنسک کلمه ای کُردی است که به معنی سکسکه گریه کردن است

حسینعلی عباسی ٢١:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی توسانلوی برزند: پیشنهاد:اولین ساکن توسانلو فردی بنام(توساناخ)یا(توزاناخ)بوده، و نام روستا از آن گرفته شده است. فعلأ هم نوادگان همان مرد ، ساکن توسانلویند.

Zahra ٢١:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی Dont count your chicken before they hatch: برای بعد از موفقیتی که هنوز به دست نیوردی یا کاری که هنوز انجامش ندادی برنامه ریزی نکن..یه جورایی میشه همون حرفی اکثرماها همیشه میگیم واسه هرچی زودتر برنامه بریزی کنسل میشه

بهروز ٢١:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی tricky: سخت و پیچیده.
برای این کلمه این بهترین معنی است. به مثال های زیر توجه کنید!
Getting lost in the woods is a tricky one

I can get you tickets for the show but it’ll be tricky.

Habib ٢١:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی giggle factory: آسایشگاه روانی

حمید پرهام ٢١:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی Endometrial ablation: تخریب اندومتر

عباس نعمتی فر ٢١:٢١ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی carrier: ناقل بیماری (ژنتیک و ... که خودش از آن رنج نمی برد؛ اما به دیگران منتقل می کند)
There are an estimated 1.5 million HIV carriers in the country.

صبا باکی ٢١:١٩ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی circulatory system: سیستم گردش خون

علی اسماعیلی ٢١:١٩ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی leaflets: برگچه

مجید ٢١:١٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی conducive: رسانا

احمد لطفی ٢١:١٤ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی احمد لطفی:
"سیری در زندگی سردار حاج محمد حاجیوند"



گرد آورنده: احمد لطفی

مقدمه:
گذشت روزگار، عملکرد خوب برخی از خانواده ها و انسانها ارزشمند را آشکار می کنند.
درحقیقت گذر زمان ، موجب می شود، که افراد باتجربه و با اصالت، در سطح محیط اجتماعی، و حوزه ی فرهنگی منطقه ی خویش، و یا حتی در سطح ملی و بین المللی مطرح و معرفی شوند. چنین آدمهایی حداقل ، با خدمات و فعالیتهای مثبت شان، محیط جغرافیایی و محل زندگی خویش را تحت تاءثیر قرار می دهند.





تصویر جناب آقای اقبال حاجیوند، پدر مهندس حمزه حاجیوند



تصویر سردار حاج محمد حاجیوند

یکی از طوایف، و خانواده هایی که در سطح استان ایلام ، لرستان و کرمانشاه دارای ردپای مشخص هستند، و برخی از آنها در تهران پایتخت کشور ایران نیز دارای نام و نشان هستند، طوایف جلودار ، و رماوند، و خاندان حاجیوند را می توان به عنوان مثال ذکر نمود. البته انسانهای بزرگ تربیت شده ی خانواده های بزرگ هستند، که در معرض تعلیم و تربیت سازنده واقع شده اند. همچنین نقش محیط اجتماعی و ژنتیک نیز در این راستا بی تاءثیر نبوده است.
سردار حاج محمد حاجیوند ، پدرش را در سن طفولیت ازدست داد و از نعمت پدر محروم گردید.اما وقتی که پدر سردار حاج محمد حاجیوند که برادر کدخدا یارعلی حاجیوند بودند، ازدنیا می روند، و مادرش نیز بعد ازمدتی به یکی از اقوام پدرشان شوهر می کنند، و دارای پنج پسر و دو دختر می شوند. بنابراین سردار حاج محمد حاجیوند، دارای پنج برادر و دوخواهر ناتنی می باشند.
کدخدا یارعلی حاجیوند، سرپرستی محمد تنها فرزند برادرش را با کمک خانواده اش بر عهده می گیرند.
کدخدا یارعلی حاجیوند از کدخدایان و بزرگان سیمره بودند.
وی از افراد مدافع حق و حقوق جامعه بوده، و بالفظ شیرین لری رماوندی، و لبخند هنرمندانه ی خویش، با طنز خواسته ی خود ، و جامعه را مطرح می کردند. نگارش سخنان و حرکات آموزنده ی کدخدا یارعلی حاجیوند،با آن زبان شیرین و طنازش، فرصت و زمان دیگری را طلب می نماید.
سردار پاسدار حاج محمد حاجیوند و هم سن و سالهایش ، مصداق واقعی سخن زنده یاد، امام خمینی رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران بودند، که در سال ۱۳۴۲ شمسی در پاسخ به سردمداران حکومت پهلوی فرموده بودند ؛
" یاران من یا طفلند یا در پشت پدران خویش هستند. "


تصویر جوانی سردار محمد حاجیوند، هنگامی که در شهرستان دره شهر خدمت می کردند.

سردار محمد حاجیوند، درعنفوان جوانی بودند که برای دفاع از انقلاب اسلامی و مرزهای کشور ، به عضویت سپاه پاسداران در آمدند.
سردار حاج محمد حاجیوند ، بدنی ورزیده و قیافه ای رشید و ورزشکارانه داشت. در حقیقت ایشان یکی از پهلوانان واقعی خطه ی سیمره بودند. باوجود نجابت و مردمداری، قدرت جسمی بالای ایشان زبانزد خاص و عام بودند. لازم به ذکر است، قدرت فیزیکی و روح پهلوانی ایشان بیشتر در راه احقاق حق دیگران مورد استفاده قرار می گرفت‌. با وجود قدرت بدنی زیادی که داشت، وهمچنین در سیستم جمهوری اسلامی، دارای پست نظامی برجسته ای نیز بودند، ولی هیچگاه از قدرتش سوء استفاده نکردند. وی دارای روحی لطیف و مهربان و گشاده رو و متبسم و مردمدار بودند.
ایشان گذشته از خدمت در بسیج و سپاه پاسداران دره شهر، همکاران و دوستان ارزشمندی چون سرهنگ شفیعی و فاضلی و هاشمی و پالیزبان و... داشتند، که هرکدام از آنها از پاسداران شایسته ی خطه ی سیمره بودند.
سردار محمد حاجیوند، دارای دو دختر و دو پسر هستند، یکی از پسرانش قاسم حاجیوند می باشد ، که دانشجو بوده و در بازار تهران فعالیت می کنند. قاسم متاءهل بوده و دارای یک پسر و یک دختر می باشند.
پسر دیگرش رضا حاجیوند،که در سپاه پاسداران تهران خدمت می کنند.
ایشان نیز متاءهل هستند و دارای یک پسر می باشند.
دختر بزرگش زهراء حاجیوند متاءهل، و "خانه دار" بوده، و دارای یک پسر و یک دختر می باشند.
دختر کوچکش مریم نام دارند، ایشان مجرد بو ده، و همراه مادرش در تهران زندگی می کنند.
انتقالی گرفتن سردار حاجیوند به تهران:
ایشان نیرویی جهادی بودند ، که در جبهه و پشت جبهه خدمات بی وقفه ای داشته است.



تصویر سردار حاجیوند در اواخر عمربه همراه دوستان از جمله پسر عمویش مهندس حمزه حاجیوند که با کت و شلوارتقریبا" سفید - نفر اول



تصویر سردار سر افراز اسلام- شادروان حاج محمد حاجیوند

سردار حاج محمد حاجیوند بیش از شصث ماه بطور مستمر در جبهه های حق علیه باطل ، به عنوان فرمانده، در خط مقدم خدمت خالصانه در پرونده ی وی ثبت و ضبط است.آن سردار جان برکف، جانباز فیزیکی و شیمیایی بودند، با آنکه یکی از فاتحان منطقه استراتژیک کله قندی بودند و یکی از بزرگواران و شاعران ملکشاهی در توصیف رشادتهای سردار حاجیوند و همرزمانش اشعاری سروده بودند. اما شیمیایی شدن جسم نازنین سردار حاجیوند، چند سال بعد از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، ایشان و خانواده اش را مجبور کرد ، به تهران بروند، تا تحت درمان واقع شوند. سردار رشید جبهه های حق علیه باطل ، خود را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهر ری منتقل نمودند و در آنجا به آموزش نیروهای نخبه و توانمند پرداختند.
در اواخر خدمت نقاهت وی شدیدتر شد و این جانباز سرفراز بعد از چند سال نقاهت و درد کشیدن نهایت دعوت حق را لبیک گف

تند، و به دوستان و همرزمان شهیدش پیوستند.
د یکی از خصلتهای سردار حاج محمد حاجیوند ، مردمداری و گره گشایی از مشکلات مردم بود.
ایشان با وجود مشغله های نظامی، ولی در بیشتر مواقع به مردمداری و رفع مشکلات و اختلافات و در گیری های مردم منطقه مبادرت می ورزیدند.
وی با شیوه ی کدخدامنشی ، که از بزرگان خود به ارث برده بودند، گرفتاریها و اختلافات مردم را حل و فصل و رفع و رجوع می کردند. یاد چنان انسانهای دینداری که به حِل و عِقد مشکلات مردم می پرداختند، به خیر و شادی باد.
الان کانال صدای سیمره با مدیریت آقای مهندس حاجیوند، تداوم حق طلبی و مردمداری خاندان حاجیوند است که به شیوه ی زمان پسند، و مدرن مبادرت به رساندن صدای حق طلبانه ی مردم ، و مشکلات جامعه ، به گوش مسئولین محترم می باشد.
یاد سردار حاج محمد حاجیوند را گرامی داشته، و از خداوند متعال برایش غفران و رحمت و علو درجات را خواستاریم.

مینا ٢١:١٤ - ١٣٩٩/٠١/١٥
معنی بی نظم: Messy: بی نظم