برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

محدثه فرومدی ١٣:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی arrogant: خودپرست، مستکبر

مهدی ١٣:٤٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی نیاکو: اسم منطقه ای است مابین شهر آستانه اشرفیه و لاهیجان در استان گیلان

محدثه فرومدی ١٣:٤٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی mistake: guardians mistaking Chinese supply as eradicating economic cycles :
متولیانی که عرضه چین را به اشتباه ریشه‌کن‌کننده چرخه‌های اقتصادی می‌دانند

شیرکو احمدی ١٣:٤٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی تأمل: تأمّل: اندیشیدن
تأمل: درنگ کردن

شیوا ١٣:٤٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی to get: آماده

محدثه فرومدی ١٣:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی eradicating: ریشه‌کنی، ریشه‌کن‌کننده

محدثه فرومدی ١٣:٤٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی open for suggestions: پذیرای پیشنهادات

نیما ابراهیمی ١٣:٤٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی دقیق: پرسون از پهلوی

امیر ١٣:٣٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی قشقایی: اوه که مه دیمه و تو بیتریشه و نوای چویلی کفه

مه لقا ١٣:٣٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی مهلقا: دیدار ماه

شبنم ١٣:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی صبر و تحمل: شکیبایی

احمد لطفی ١٣:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی ایل شناسی ایران زمین: این واژه را به اشتراک می گذارم که هر ایلی در معرفی ایل و زیر مجموعه هایش نگارنده را یاری دهد. از زمان باستانی تا زمان کنونی.
قبل از هر نکته که نوشته شود، نگارنده براین باور است، که همه ی ما بنی نوع آدم از زن و مردی به نام حوا بوجود آمده ایم.و در پهندشت کوه و دشت و ... قبایل و طوایف و تیره ها را تشکیل داده ایم. عملکرد و رعایت اصول و هنجارها و ارزشهای الهی و انسانی ملاک فضیلت و برتری آنهاست.
ایل شناسی در لغت به معنای شناخت ایل، و در اصطلاح مردم شناسی، به ساختاری سیاسی و اجتماعی اطلاق می شود، که سلسله مراتبی در آن وجود دارد، هر ایل یک رهبر و مدیر بزرگتر دارد، که معمولا" شیخوخیت و درایت و شجاعت، و قدرت و خوش سابقه بودن و ثروت و افزایش جمعیت خانواده و دودمانش ملاک قرار می گیرد، و حرف و سخن وی برای برنامه ریزی در هر امری در مبحث صلح و جنگ، در بین سایر اعضای ایل نافذ است. البته بیشتر اوقات با مشورت روءسای طوایف چنین اموری تثبیت می گردد. در دنیای جدید ساختار ایلی تغییرات بسیاری پیدا کرده است و شیرازه ی آنها به دلیل شرایط تحقق مدرنیته و پراکنده شدن آنها در اثر امور سیاسی و اجتماعی و مهاجرتها و یکجا نشینی، شاید ایلات به تاریخ پیوسته اند ، ولی رگه هایی از آنها در برخی از نقاط ایران مرسوم است. مجموع ایلات هم تبار و هم زبان در جغرافیای خاص به شکل قوم نمود پیدا کرده است مثل ایران بزرگ که از اقوام بلوچ و کرد و لر و لک و کرد و بختیاری و ترک و فارس و خوزی

Various pepper ١٣:٢٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Nega: به معنی رفیق (بیشتر سیاه پوستا بکار میبرن)
Mean buddy (most used by indian

Fatima ١٣:١٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی fitting room: اتاق پرو

فاطمه دبستانی ١٣:١٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی تبیان: اشکار کردن

علی سیریزی ١٣:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی چارت: نوعی فرم و نمودار که اطلاعات یک برنامه ، چیز و حتی نفر مانند بیمار بر روی آن ثبت تا فرد دیگر در صورت لزوم از آن اگاهی یابد .

Mahla ١٣:٠٧ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی project yourself: To try to make others have an idea about you

Mia ١٣:٠٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Came out: Dissappear and become less strong
ناپدید شدن
کمرنگ شدن رنگ و کثیفی

الهام اسلامی ١٣:٠٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی sneaking suspicion: شک دورنی

فرهاد مولایی ١٣:٠١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Go up: بلند شدن

mahdi ١٢:٥٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی move away: مهاجرت کردن

محمدرضا بی‌غم ١٢:٥٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی حیازت: تصرف، تصرف در طبیعت و ممالکی که مالک خاص ندارد ،بدست آوردن مال اشیاء و حیوانات از طبیعت، وضع ید،استیلاء،محیا کردن وسایل تصرف
در قانون مدنی قصود از حیازت تصرف و وضع ید است یا مهیا کردن وسایل تصرف و استیلا‌

عماد ١٢:٥١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی stock: عادی، معمولی

بامداد ١٢:٥٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Tough Talking: صحبت به روشی که باعث می شود افراد دیگر از شما بترسند

امید پاک ١٢:٤٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Bum out: to make someone feel sad or
:disappointed
1) A person (male or female) who brings a negtive feeling into any situation.

2) A person with a bad attitude.

3) anything that changes the overall feeling of a group of people to the negitive direction.

ناراحت کردن ـــ معذب کردن
نا امید کردن

ستارخان ١٢:٤٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی stuck in a groove: تکراری و کسل کننده

نازگل ١٢:٣٩ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی rollerskate: a special boot with four wheels fixed under it, used for skating on hard surfaces

الهام اسلامی ١٢:٢٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی contrary to popular belief: برخلاف باور عموم

دنیا ١٢:٢١ - ١٣٩٨/١١/٠٨

فرزانه ١٢:٢١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی ریژوان: یه اسم پسرانه ی قشنگ کردی به معنی میعادگاه عاشقان

يار دلواري ١٢:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی floruit: رشد پیشرفت من
داداش نمیدونم کی با کی دعوا کردن اون هم اخم کرده با سکوت
👩‍🏫 من ( عروس) قراره رشد كنم ☺️ داشتن عشقي ، مرد نخبه اي هم آرزوست چقد خوش شانسم من ، عاشق عشقمم ،خيلي دوسش دارم هيجان زندگيمه〽️♥️💋

بامداد ١٢:١١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی a kick in the teeth: چیزی که بسیار ناامیدکننده یا ناراحت کننده است که هنگام نیاز به پشتیبانی اتفاق می افتد

امیررضا ١٢:١١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی compelling: جالب توجه،

Zohre ١٢:٠٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Take you pass: دور کردن

راضیه شفقی ١٢:٠٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی سر دماغ آمدن: حالت خوشی و نشاط پیدا کردن
هر چه بیشتر در این بابا دقیق شدم٬یک نوع امیدواری در خود حس نمودم و ستاره ضعیفی در شبستان تیره و تار درونم درخشیدن گرفت.رفته رفته سر دماغ آمدم.

شادمهر معروف ١١:٥٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی retrosplenial cortex: قشر (کورتکس) پس پینه ای

محدثه فرومدی ١١:٥٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی self made man: فرد خودساخته

هانا ١١:٥٢ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی life lesson: درس زندگی

محدثه فرومدی ١١:٤٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی medium sized: متوسط
small and medium-sized firms : شرکت‌های کوچک و متوسط

پری ١١:٤٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی هوش: ویر

مسعود ١١:٤٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Stick your neck out: دل به دريا زدن ، خطر كردن
Take a risk
مثال:

I’m really sticking my neck out by investing my money in this idea.

Alirezaa ١١:٤١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی pavement: پیاده رو

Hossein sakkaki ١١:٣٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی mobilizer: تجهیزگر

قدرت الله پناهی ١١:٣٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی Affordable: مقرون به صرفه

امیررضا ١١:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی divise: طراحی کردن،تدبیر کردن

Summer ١١:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی intersectionality: نظریه میان‌برشی

پری ١١:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨

امیر حسین ١١:٢٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی جمله سازی: تحسین آمیز

الهام ١١:٢٤ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی reinforceable: قابل ارتقا و تقویت

ایمان امیری ١١:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٨
معنی farsightedness: پزشکی: دوربینی
farsightedness= hyperopia