انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

AMIR ٠٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی like hell: بزن به چاک

امیر توکلی ٠٢:٥٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١

محدثه فرومدی ٠٢:٥٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی exploiting: استثمارگر

Hesam ٠٢:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Stand: پابرجا

محدثه فرومدی ٠٢:٤٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی delink: جدا/سوا کردن

Lolo ٠٢:٤٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی going concern: فرض تداوم فعالیت

محدثه فرومدی ٠٢:٣٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی delink: قطع ارتباط، گسستن، گسیختن، گسلاندن

ايران ٠٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی مشمئز کننده: حال بهم زن

آرمان ٠٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی sequence: به ترتیب چیدن

Yfds ٠٢:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ممبینی: خدا هیچ انسانی را چنین بلاتکلیف و سردر گم نکند &&هزاران سایت و نطرات را خواندهام هیچگاه معلوم نشد ممبینی یعنی چ اساسا چ نژادی دارند گهی بختیاری گهی کرد گهی لر گهی ممسنی گهی آشوری گهی مجهولالهویه

میدانید چرا چون جمع شدن اتفاقی چند قوم کوچیک در کنار هم نمیتواند ایل شوند
تامرادی که مشخص و معلومه از تنگ تامرادی اومده

بقیه عرب ند .... شهریاری ها که خدا میداند از کجا اومدند چطوری ایل بشوند ودر طول تاریخ همیشه باهم اختلاف ایده داشتند


ولی شما نگاه کنید یک ایل مثل بهمیی با این همه صلابت و گستردگی و شکوه چگونه ریشه دوانیده و خداوند به او بزرگی و جلال داده همه این گستردگی که از ایالت فارس تا سوادکوه مازندران و بوشهر و کرانه خلیج ودلوار و کهگیلویه و... همه از نزاد بهمن هستند . صدها سال پیش استقلال ایلی خودرا اعلام کرد . پدر تبار و آریایی اصیل ایرانی اصیل و بر کسی پوشیده نیست.
علی رغم همه بدخواهانی که داشت از بختیاری تا شرق و غرب سرافراز بیرون امده و حفظ هویت کرده اکنون هم در عرصه ورزشی اقتصادی مسولیتی لشکری و کشوری بین المللی میادین نفتی اقتصاد دارای عناصری است که خر کدام به تنهایی میتواند ان مجموعه گسترده را مدیریت کند .
باور کنید من سید هستم هیچ ارتباط نسبی با بهمیی ندارم ولی بر اساس عقل و خرد و انچه تجزیه وتحلیل خردمندان است ابراز کردم .

خدا به همه ما سلامتی عطافرماید .

سید حبیب الله موسوی . اهواز . دبیر ریاضی

محدثه فرومدی ٠١:٥٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی productively: به طرزی سودمند

محدثه فرومدی ٠١:٥٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی general: همه جانبه

آرمان ٠١:٥٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی profile: تشریح

nima ٠١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Modals: افعال کمکی مثل:can,could,may,should,shall,might

محدثه فرومدی ٠١:٤٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی aid: aid-giving = کمک کننده

محدثه فرومدی ٠١:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی receiving: پذیرنده، دریافت کننده

محدثه فرومدی ٠١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی productively: به طور سودآور

نیما ٠١:٣٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Modal Analysis: تجزیه و تحلیل کیفی،تجزیه و تحلیل مقید[مهندسی مکانیک]

علی سیریزی ٠١:٢٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی آتوم: یکی از ایزادن مصر باستان

علی سیریزی ٠١:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی هلیوپلیسی: گروهی از ایزدان در داستان‌های مصور مارول کامیکس است که از اساطیر مصر باستان برگرفته شده‌است.

ناشناس ٠١:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی پارک: پار ک
خب حالا پار یعنی دریده یا پارسال یعنی تقریبا پیش زمان گذشته
حالا چرا به محل تجمع در سرسبز یا تجمع ماشینها در یک جا میگویند پارک؟
پارک کلمه فرانسوی

بیتا ٠١:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی طلعت: روشنایی

علی سیریزی ٠١:٢٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی سب: گب یکی از ایزدان ۹ گانه مصر باستان (هلیوپولیتان‌ها) میباشد. نام او به گونه سب و کب نیز آمده است .

علی سیریزی ٠١:٢١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی کپ: گب یکی از ایزدان ۹ گانه مصر باستان (هلیوپولیتان‌ها) میباشد. نام او به گونه سب و کب نیز آمده است .

علی سیریزی ٠١:٢١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی سپ: گب یکی از ایزدان ۹ گانه مصر باستان (هلیوپولیتان‌ها) میباشد. نام او به گونه سب و کب نیز آمده است .

علی سیریزی ٠١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی گپ: گب یکی از ایزدان ۹ گانه مصر باستان (هلیوپولیتان‌ها) میباشد. نام او به گونه سب و کب نیز آمده است .

علی سیریزی ٠١:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ازیریس: اُزیریس ایزد جهان زیرزمینی و زندگی پس از مرگ در اساطیر مصر باستان بود. او فرزند گب (زمین) و نوت (آسمان) بود. با خواهرش ایزیس ازدواج کرد و صاحب حوروس شد.

محمد پویا ٠١:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Contemporary: حالِ حاضر، موجود

علی سیریزی ٠١:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی مصر شناسی: دانش مطالعه و بررسی تاریخ، زبان، فرهنگ، و آثار مصر باستان است.

❤️ ٠١:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Light: كم وزن بيشتر استفاده ميشه

علی سیریزی ٠١:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی خدایان مصر: یک فیلم خیال پردازانه و فانتیزی،آمریکایی و استرالیایی، به کارگردانی الکس پرویاس که در سال ۲۰۱۶ اکران و در باره خدایان مصر باستان است.

الی ٠١:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی cute: جذاب

علی سیریزی ٠١:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی سمرخت: سِمِرخِت نام هوروسی یکی از فرعون‌های دوره آغازین دودمانی مصر است.

شیوا ٠١:٠٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی شیوا: فصیح ،بلیغ،آشکار،روشن،واضح،رسا،گویا،روان

محدثه فرومدی ٠٠:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی tennessee valley authority: شرکت تنسی ولی آتوریتی، سازمان عمران دره تنسی

علی سیریزی ٠٠:٥٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اسکندر سوم مقدونیه: پادشاه مقدونیهٔ باستان بود. او در سال ۳۵۶ ق م در شهر پلا متولد شد و تا سن ۱۶ سالگی تحت تعلیم ارسطو قرار داشت. اسکندر توانست تا پیش از رسیدن به سن سی سالگی یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های دنیای باستان را شکل دهد که از دریای یونان تا هیمالیا گسترده بود. او در جنگ‌ها شکست‌ناپذیر می‌نمود و هرگز شکست نخورد.

علی سیریزی ٠٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اسکندر گجستک: پادشاه مقدونیهٔ باستان بود. او در سال ۳۵۶ ق م در شهر پلا متولد شد و تا سن ۱۶ سالگی تحت تعلیم ارسطو قرار داشت. اسکندر توانست تا پیش از رسیدن به سن سی سالگی یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های دنیای باستان را شکل دهد که از دریای یونان تا هیمالیا گسترده بود. او در جنگ‌ها شکست‌ناپذیر می‌نمود و هرگز شکست نخورد. اسکندر سوم مقدونیه که در ایران اسکندر ‌ گجستک نامیده شد

Reza ٠٠:٥١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Selena: اسم سلنا یک اسم دخترانه و ریشه یونانی داره که اگر با کسره تلفظ شود(( selena)) به معنی الهه ماه (خدای ماه) هست و ربطی به ترکی نداره و اگر با ضمه تلفظ بشه ((solna)) اسم ترکیه و به معنی حادثه ، اتفاق،و رویداد، میباشد

علی سیریزی ٠٠:٥١ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی اسکندر: پادشاه مقدونیهٔ باستان بود. او در سال ۳۵۶ ق م در شهر پلا متولد شد و تا سن ۱۶ سالگی تحت تعلیم ارسطو قرار داشت. اسکندر توانست تا پیش از رسیدن به سن سی سالگی یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های دنیای باستان را شکل دهد که از دریای یونان تا هیمالیا گسترده بود. او در جنگ‌ها شکست‌ناپذیر می‌نمود و هرگز شکست نخورد. او در ایران به اسکندر گجستک مشهور شد.

عادل ولی محمدی ٠٠:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی kid on the block: تازه کار، جوجه ی تازه سر از تخم درآورده(بطور مصطلح)

علی ٠٠:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی پوخ: پوخ در زبان ترکی به معنای گوه فارسیه.یه نوع فحش کوچیک میشه به حساب اورد

علی سیریزی ٠٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی بطلمیوس یکم: بطلمیوس یکم سوتر، معنی بطلمیوس ناجی؛ حدوداً ۲۸۳–۳۶۷ پیش از میلاد) یکی از سرداران مقدونی اسکندر کبیر بود که بعدها فرمانروای مصر (۲۸۳–۳۲۳ پیش از میلاد) و بنیانگذار سلطنت و دودمان بطالسه شد و در سال ۳۰۵ یا ۳۰۴ پیش از میلاد خود را فرعون خواند.

علی سیریزی ٠٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی بطالسه: نام دودمانی یونانی بود که از ۳۰۵ تا ۳۰ پیش از میلاد نزدیک به سیصد سال بر مصر باستان فرمان راندند.

علی سیریزی ٠٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی مان تو: مورخ و کاهنی مصری بود که در حدود سده سوم پیش از میلاد در عصر بطالسه زندگی می‌کرد.

علی سیریزی ٠٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی مان تون: مورخ و کاهنی مصری بود که در حدود سده سوم پیش از میلاد در عصر بطالسه زندگی می‌کرد.

علی سیریزی ٠٠:٤٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی دوره آغازین دودمانی مصر: دوره آغازین دودمانی مصر یا عصر تینیتی مصر به دوره‌ای از تاریخ این سرزمین گفته می‌شود که در برگیرنده دو دودمان یکم و دوم پادشاهی است. این دوره از ۳۱۵۰ سال پیش از میلاد مسیح آغاز می‌شود و تا ۵۰۳ سال ادامه می‌یابد

حامد کیان ٠٠:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی واصل: دریافت

دانیال ٠٠:٣٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Implication: نتیجه گیری

نجمه ٠٠:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی نجمه: نجمه به معنای ستاره است و از اون مهم تر نام مادر امام رضا(ع)و حضرت معصومه است.من عاشق اسمم و از مادر و پدرم بابت این اسم زیبا ممنونم

ليلا نيسي ٠٠:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی for prefernece: به مقدار دلخواه