انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

گلزار ١٧:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی عزیمت: سفر کردن

U ١٧:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Give sb ones word: (Promise to do sth(some thing

maral ١٦:٥٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی ببخشید: excause me

آذری ١٦:٥٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

ایمان ١٦:٥٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

گلزار ١٦:٥٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی کار فرما: کسی که بر کار کسی نظارت می کند و دستور دهنده به ان فرد است

bb ١٦:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی one direction: يك گروه فرشته
ليام پين در يكي از مصاحبه هاش گفته برميگرديم ولي در تاريخ نامعلومي و وان دايركشن دوباره برميگرده
نگران نباشيد 😍❤️

پریسا ١٦:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی ملینا: ملینا یعنی 💖

رنگ گلبهی و مهربان و پاک دل و آراسته و زیبا و درخشنده و نوعی گل سفید

ش.ص.زاهدی ١٦:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی preliminary consideration: ملاحظه ی مقدماتی

sevil ١٦:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی expensive: گران قیمت

ali movahedi ١٦:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی In power: در مسند قدرت

شهره ١٦:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی گولاخ: گولاخ یعنی. گنده وقوی

Amir tiper ravani ١٦:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Conserve: avoid wasting something.

Saleh ١٦:٢٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی pouring: پاشیدن

مهدی ١٦:٢٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

فرزان خانجانی اشار ١٦:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی بر ساختن: مهیا کردن

فرهاد سليمان‌نژاد ١٦:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

لیلا ١٦:١٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی فداکار: یعنی کاری که یه فرد فداکار انجام میده جونشو به خطرمیندازه تا منوتوراحت باشیم امابازم فداکاری دریک دفتر۱۰۰برگ هم معنا نمیشه

Mobina ١٦:١٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی stronger: پر زور تر _محکم تر_ مستحکم تر_

Sina ١٦:١١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Points for funny: امتیاز برای بامزگیت (خوشم اومد)

افشین حاجی طرخانی ١٦:٠٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی intriguing: چیزی که به خاطر عجیب بودنش بسیار جالب باشد.

https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/intriguing

Ali ١٦:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی report card: کارنامه

هلن ١٦:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی platforms: سیستم عامل ها

احمدرضا علمی ١٦:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Calligraghy: خوش نویسی

مهدیه ١٦:٠٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی سته ضروریه: شش اصل ضروری

میثم علیزاده ١٦:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Puzzled: گیج و متعجب

... ١٥:٥٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی watch: دیدن-تماشا کردن

فقط 💖مهراب💖 ١٥:٥٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی دیس لاو: دیسلاو یعنی ؛ ضد عشق
دیس یعنی ؛هرگز
لاو یعنی ؛عشق
دیسلاو خوندن حرمت داره کار هرکسی نیس
💖💖💖💖💖فقط مهراب💖💖💖💖💖💖💖

وحیده ١٥:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی وحیده: تنها، آرام، کمی پرخاشگری (کمی)

لعیا ١٥:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی لعیا: با سلام
من از یکی از اساتید عربی معنی اسم لعیا رو پرسیدم گفتن لعیا جمع مکسر لعل هست و به معنی جواهرات هست نه به معنی خسته ...

Arman ١٥:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

نرگس ١٥:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی alone: تنها تک

نرگس ١٥:٤٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی alone: تنها ؛تک

کاردو آیهان ١٥:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی originary: اولیه، آغازین

Ali nayeb ١٥:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی No one stays for a one: کسی برای کسی نمی ماند

میثم علیزاده ١٥:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Look up: 1. Look up
بهتر شدن، پیشرفت محسوس داشتن
2. Look something up
جستجو کردن چیزی( در اینترنت یا کتاب)
3. Look someone up
به کسی سر زدن

* اگر up مربوط به خود فعل نباشد و دقیقا بعد از look بیاید آنوقت معنی " بالا را نگاه کردن" میدهد.

Elahe ١٥:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Sipping: مزمزه کردن

الهام ١٥:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی entertain: مطرح شدن

میثم علیزاده ١٥:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی High top: کفش یا کتونی ساقدار( مچ رو میپوشونه)

Babak Pakdaman Sardrood ١٥:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی لاوک: به گمان می رسد که دو واژه لاوان و لاوَگ یا لاوَک هم ریشه هستند و واژگانی پارسی پهلوی هستند که از بن لاویتَن ریشه گرفته اند: لاویتَن می تواند هم چیم با جوان و تر و تازه کردن، سپید کردن، نرم کردن باشد، چون سپیدی با تر و تازگی و نرمی، و تیرگی با زبری و سفتی و گذشت زمان همراه است. لاو همان تر و تازه، سپید و جوان خواهد بود. لاوان، لاواگ و لاویتار به چیم تر و تازه کننده، جوان کننده، تجدید کننده، و سپید کننده خواهند بود. لاوین و لاودار دارای چیم قابل تجدید، قابل جوان کردن از نو و قابل سپید کردن خواهند بود. لاوَگ و لاوینَگ نیز ابزارهای تجدید، سپید کردن، و جوانی خواهند بود. لاویشن و لاویشنیه دارای چیم های تجدید، تر و تازه کردن، جوان و سپید کردن، و لاویشنیگ گزارواژه (صفت) با چیم تجدید کننده، جوان کننده، و سپید کننده خواهد بود.

خانم❌�معلم زبان� ١٥:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی carry milk: حمل کننده ی شیر...
مشک.
Two women are mak milk with cuhrn
Or
Carry milk

نیکنام ١٥:١٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی feared: وحشت زده

يار دلواري ١٥:١٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی glory Paradise: فخر بهشتي،درخشيدن بهشتي،باليدن بهشتي در خراسان

سید میثم حسینی ١٥:١٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی tax aggressiveness: گزارشگری متهورانه مالیاتی

Babak Pakdaman Sardrood ١٥:٠٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی شروان: چنین به گمان می رسد که شروان و شروین دو واژه پارسی پهلوی هستند که از بن شِرویتَن (شِرو-) به دست آمده اند، شِرو اگر به چیم جنگ بوده، شرویتن دارای چیم جنگیدن، شروان، شرواگ، و شرویتار دارای چیم جنگنده، و شروین و شِرودار دارای چیم جنگیدنی، و شِروَگ و شِروینَگ دارای چیم ابزاری برای جنگیدن خواهند بود و شِرویشن و شرویشنیه دارای چیم جنگیدن و جنگ و شِرویشنیگ دارای چیم جنگی خواهند بود.

الهام خرمی ١٥:٠٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Multi purpose: چند منظوره

فرهاد سليمان‌نژاد ١٥:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی accommodate: در بر گرفتن

Mary ١٤:٥٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی What a pain: چه بد ! چه قدر بد !

goligoli ١٤:٥٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی famous: یعنی معرکه و بی نظیر

پریا ١٤:٥٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Name: فرزاد جان nameبه معنی اسم هست و ربطی به شهرت نداره چون شهرت در انگلیسی به معنای famce(فیمس)هستش😌