انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Mehraneh ٢٠:٣١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Go on: اتفاق افتادن

S20A🇮🇷 ٢٠:٣١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی سردار آزمون: عشقه یک فوتبالیست به تمام معنا که هیچ کس چه تو تیم ملی چه تو تیم روستوف روسیه حریفش نمیشه.

Mehraneh ٢٠:٢٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Excited: هيجان زده

♡M♡ ٢٠:٢٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی جان بر کف: از جان خود گذشتن!!

مسعود موسوی ٢٠:١٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی depressurise: بی فشار کردن، خالی از فشار کردن

فرشاد ٢٠:١٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی فرشاد: فرشاد همیشه بدشانس توزندگی شانس نداره

نوکاریزی ٢٠:١٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی interactivity: تعاملی بودن

راشین ٢٠:١٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی راشین: راشین اسم دخترانه است و راشید اسم پسرانه است من یک دختر هستم که اسمم راشین است واگر اسمم پسرانه بود ثبت احوال نمیگذاشت اسمم را بگزارند راشین وبه معنی سبزه،خرم،باطراوت،فرشته ی عدالت،جویی که از جویبار میگذرد و همچنین توشه معنی شده است

Pouya ٢٠:١٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Movies: فیلم ها(سینمایی)

مصطفی ٢٠:٠٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Heighten: شدت گرفتن حسی مثل تنهایی، ترس و ... یا آگاه تر شدن و واضح تر شدن چیزی برای کسی

مهلا تیموریان ٢٠:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی charming: تو دل برو دلنشین

amirrg ٢٠:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Flocculant: لخته‌ساز، لخته‌کننده

بهار ٢٠:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی lose weight: لاغر شدن یا وزن کم کردن

سهیل ٢٠:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی سهیلا: ریشه فارسی دارد.

amirrg ٢٠:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Flocculant: منعقد کننده

رزا میرزایی ١٩:٥٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی رزا: رزا ریشه در گل رز داره

خواهر ١٩:٥٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی تألیف کتاب: نوشتن کتاب

نازنین ١٩:٥٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی هیو جو: نام کره ای

آرمان ١٩:٤٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی آتشگر: روشن کننده

آرمان ١٩:٤٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی آتشگر: روشن کننده

hadis ١٩:٤٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی speech: سخنرانی

S 20 A ١٩:٤٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی سردار آزمون: عشقه. سردار یک فوتبالیست به تمام معناست که هیچ کس جاش رو نمی گیره چه تیم ملی ایران چه تو تیم روستوف روسیه

حامد قانع ١٩:٣٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی somatosensory: مربوط به حسهایی که جای بخصوصی در بدن ندارند. حسهایی غیر از بینایی، چشایی، شنوایی یا مانند اینها.
مثال: حس فشار یا گرما یا درد

نا مشخص ١٩:٣٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی امیررضا: یعنی پادشاه شادی ها امیر یعنی پادشاه و رضا یعنی شاد خوشنود

احمد ١٩:٢٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی reinitialization: مجددسازی

خر ١٩:٢٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی بدان: آگاه باشم

مهدیه ١٩:٢٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی ساجده: متنفرم از هکی که اسمش ساجده است
خیلی بی معنی و مزخرف اَه
هرکی اسمش ساجده است اینه 😼

ستاره ي شب ١٩:١٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی تصمیم گیری: بيشتر به معني فكر كردن ميخوره ولي اگه بخوايم رسمي ترش كنيم بگيم تفكر بهتره!

برزافره ١٩:١٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی شوگار: شو بمعنای.شب . گار گار افزار~بطول انجامید.روزگاران.ایام روزگار

Me ١٩:١٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Prespective: چشم انداز

SuperSU ١٩:١٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی flaunt: جار زدن

فیروزه ١٩:٠٨ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Reseal: بازسازی ، اصلاح و ترمیم ، صحنه سازی

mrg ١٩:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی spotted: pattern with circle

صادق ١٩:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Sanctions: تحریم ها

نیل ١٩:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠

فر کیانی ١٨:٥٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی مفهوم: مفهوم: بِگِرت
بِگِرتش: ادراک، برداشت

نسرین رنجبر ١٨:٥٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی on the spot: Adams and Hancok were on the spot!
آدامز و هانکوک در بد مخمصه ای گرفتار شده بودند

سیده فائزه زین الدین ١٨:٥٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی فائزه: نایل,خوش قلب ومهربان,زیبا,برنده,دختری به ارزو رسیده,اسم فائزه یعنی عشق یعنی جیگر ,هرکی اسمش فائزه است دمش گرم ,خوش شانس,لقب حضرت زهرا[س]

شهیاد ١٨:٣٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی شهیاد: خودمم اسمم شهیادِ . معنی اسمم میشه خاطره شاد. همون یادِ شاه. اسم قشنگیه. خودم خوشم میاد از اسمم.

هایده ١٨:٣٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی انیتا: انیتا دختری بسیار مهربان است دوست من اسمش انیتا است خیلی مهربان است

نیل ١٨:٣٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠

دکتر ١٨:٢٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی مقو: روی م فتحه و روی ق تشدید مَقّو یعنی کسی که گدا گشنس

غیاثی فر ١٨:٢٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی buy in: توافق
مقبولیت
پذیرش

ایمان ١٨:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی ایمان: ایمان بعنی مردی پر باور

N ١٨:٢٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Srepfather: پدر خوانده

هستی ١٨:١٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی هستی: هستی یعنی موجودیت چیزی، وجود داشتن در مقابل عدم وجود و نیستی قرار دارد.

حامد رنجبر ١٨:١٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Nonfull time: زمان غیرمنتظره

مسلم ١٨:١٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی بلوچی: ترو زاگ:پسرخاله

النا سجده ١٨:١٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Effluent: اب هاى فاضلابى

SuperSU ١٨:١٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی friending: دوستی