برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

mohammad ٢١:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی permanent resident: اقامت دائم

Ida ٢١:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی آیدا: ایدا اسم بین المللی هست در آلمانی به معنی فرشته ای از اسمان
در فارسی ماه تابان


Nuri ٢١:١٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی اعتماد به نفس: English Grammar in Use 5th Edition




فهیمه ٢١:١٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠



حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:١٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠

محمد اسماعیلی ٢١:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی hold up: Hold up : وایسا ، صبرکن
Hold on : دوام بیار

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی آشپز ضحاک: آرمائیل

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠

نیکو ٢١:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی unequitable: غیر منصفانه

حاج كَرَم ٢١:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی expression: (مقدار)پيشنهادى

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠

حاجي ٢١:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی current value: مقدار فعلي


حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠

dr ٢١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی گلدفیش: ماهی طلایی


حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی سندرم: نشانگان

محدثه فرومدی ٢١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی reverse: معکوس‌سازی


علی فرج زاده جبدرقی ٢١:٠٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی education department: وزارت آموزش و پرورش




حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠



محمود ٢١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠


Taranom ٢٠:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی zookeeper: نگهبان باغ وحش

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠


الیا ٢٠:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی make differece: تاثیر گذار

الیا ٢٠:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی enrich: ارتقا

بهزاد همایی ٢٠:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی validly: با اعتبار- به شکل معتبر

عاطفه ٢٠:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی lion’s share: لقمه بزرگتر، سهم بیشتر

محدثه فرومدی ٢٠:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی electricity grid: شبکه برق

پرنیان ٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Comparing gift: در حال مقایسه کردن هدیه

علی مشکات ٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی awakens: هشیاری، بیداری، پراندنِ خواب و چُرت

Asal ٢٠:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی be careful: مواظب باش

uSER ٢٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی half bath: مخفف half bathroom
a bathroom in a private home that contains a toilet and sink but no bathtub or shower

بهزاد همایی ٢٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی postponable: قابل تعویق

بانوی شرقی ٢٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی میسترس: نظر آقای ذوالفقاری کاملا درسته
این یک نوع اختلال محسوب میشه نه بی بندوباری
همون جور که شیمیل ها دچار اختلال مرد یا زن بودن هستن و نباید بهشون توهین کرد
کاش یاد بگیریم که هرکسی پایبند عقاید خودش باشه و به خودمون اجازه توهین به انسان های دیگه رو ندیم
جامعه هم به کثافت کشیده نمیشه اگه هرکسی مسیر زندگی خودش رو طی کنه و دماغش رو تو زندگی کسی فرو نکنه
پس بزرگ بشید و فرهنگ داشته باشید و به خودتون اجازه توهین کردن و نظر دادن در مورد آدمها ندهید

مانی ٢٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی فی البداهه: انجام کاری در لحظه

حمیدرضا ٢٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی oldie but goodie: چیز قدیمی که هنوزم کار میکنه یا هنوزم دوست داشتنیه