انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عمو مصطفی ١٨:١٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی strain out: غربال کردن، الک کردن، سرند کردن، جدا کردن

SuperSU ١٨:١١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی cause: سر بار

مشکل

Iman ١٨:١١ - ١٣٩٧/١١/٣٠

ایما محسنی ١٨:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Icy: لغزنده مثلا icy road

النا ١٨:٠١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Communities: جوامع

Pop ١٨:٠١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Hit: ضربه

Pop ١٧:٥٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Careless: بی دقت

مهلا تیموریان ١٧:٥٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی give demonstration: به نمایش گذاشتن ارایه کردن

مهدی پیرزاد ١٧:٥٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی ژکوند: لبخندی بر حقیقت تلخ

علی ١٧:٥٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی پرفسور: تنگ دستی

اصلان ١٧:٥٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی سنیلا: بهترین که تا حال شنیدم یعنی زیبا جذاب و دوست داشتنی
دو فصد قهروک ولی مهربان و با وقهار

حمید ١٧:٤٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی آتور: اتش باستانی

مهلا تیموریان ١٧:٤٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠

مهلا تیموریان ١٧:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی under pain of death: با کیفر اعدام

مهدی ١٧:٤١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی المیرا: المیرا یعنی گل قبیله
الیاس گل یاس
الناز گل ناز

Omidi ١٧:٤١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی ارلا: به معنی فرشته کوچولو ریشه بین المللی

افشین حاجی طرخانی ١٧:٣٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی drum into: (اصطلاح): آموزش چیزی به روش تکرار زیاد.

https://www.macmillandictionary.com/dictionary/british/drum-into

Omidi ١٧:٣٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی ارلا: به معنی فرشته کوچولو ریشه بین المللی دارد واصل این اسم ایرانی والمانی است.

Omidi ١٧:٣١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی ارلا: ارلا به معنی فرشته آسمانی ریشه بین المللی دارد وبسیار اسم نیکویی برای دختر است.

Hhh ١٧:٢٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Other hand: از طرفی دیگر

Masoud ١٧:٢٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی سناتور: بی همتا.تک پر

Aida ١٧:٢١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی keychain: جا کلیدی

Taha ١٧:٠٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی en suite: حمام داخل اتاق خواب

حانیه ربیعی ١٧:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی How do the wind chimes sound?: Good afternoon friends

محمد ١٧:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی سیاه سیاه خسروی: روستای سیاه سیاه خسروی از توابع شهرستان اسلام آباد غرب ما بین روستای کیخسروی و بیگزاده قرار دارد این روستا از قدیم الایام سکونت طایفه خسروی ( اکبر خان و برادرانش ) بوده و منشا و مبدا ایل بزرگ سیاه سیاه می باشد

علیرضا انصاری ١٧:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Liberties: آزادی ها

محمود خان ١٧:٠٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی sign away: (از لحاظ قانونی) امضاکردن با هدف واگذاری شخص یا چیزی به فرد دیگری

مثال: ?she wants me to sign my son away
اون زن میخواد من اینو امضا کنم تا سرپرستی بچم رو به اون داده باشم؟

علیرضا انصاری ١٦:٥٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Implanted: کاشته شده

مصطفی ١٦:٥٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Objective: هدف مخصوصا اهداف کاری، سیاسی و نظامی که براش تلاش میکنی، بی طرفانه و منصفانه

محمد خسروی ١٦:٥١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Ignition: گیرش گیربکس.مربوط به ریتارد خودروهای سنگین

Sevda ١٦:٤٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Update blog: بروز رسانی کردن بلاگ

رسم آزادی ١٦:٤٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی A murmur of affection: زمزمه ای حاکی از محبت
ای سوخته ی سوخته ی سوختنی
عشق آمدنی بود نه آموختنی!

m ١٦:٤٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی turnover: جا به جایی در شغل

فاطی جون ١٦:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Patios: آلاچیق

دیاکو .اکو ١٦:٤٣ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی دیاکو: با سلام من اسمم دیاکو هست دو اسمه هستم اکو و دیاکو . این اسم کاملا کاملا کوردی اونی که میگه شما مردم رو گمراه می کنید لازمه بدون کسی که بدون علم حرف می زنه هم بی منطق هست و هم مردم رو ایشان گمراه می کننو . دیاکو . از دو بخش دیا و اکو تشکیل شده . اکو یعنی قله کوه ویا کوه بلند . دیا به معنی دیمن و یا دشت ودیار هست . دیاکو یعنی دیمن زیبا از کوه یا دامنه کو

رسم آزادی ١٦:٤٢ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی زمزمه‌ی محبت: A murmur of affection
درس معلم ار بودزمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را

نبی شیبانی ١٦:٢٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی مستفیظ شدن: بهره بردن

Aria ١٦:٢٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Find out: دریافتن-فهمیدن

((Taha)) ١٦:٢٦ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی sightseeing: دیدار از مناظر زیبا.

الهه ١٦:٢٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی triade: سه تایی
مثلثی

محمد زندیان ١٦:٢١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی پیرسوک: در زبان لری به معنی پرستو

****
کریم خان زند موسس سلسله لر زند در
ایران ::
پایتخت شیراز

Hjz ١٦:٢٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی learn one's lesson: درس عبرت گرفتن

زرابی ١٦:١٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی diversionary war: جنگ انحرافی ( برای پنهان ساختن هدف اصلی )

سیدعلیرضافرهبد ١٦:٠٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Equestrianism: سوارکاری

ساتیا ١٦:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی ساتیا: ساتیا یک نام لری است.سا به معنی سایه و تیا از تیام به معنی چشمهام مشتق شده...و به معنی سایه چشمهام است

Hjz ١٦:٠٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی dishonest: ناراست
دروغ
نادرست

سیدعلیرضافرهبد ١٦:٠١ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی dopaminergic: تولیدکننده یا دربرگیرنده پیام رسان عصبی دوپامین

Negin ١٦:٠٠ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی trending: مد روز، باب، جذاب

سیدعلیرضافرهبد ١٥:٥٩ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی involving: شامل یا مستلزم یا دربرگیرنده چیزی

Pirhayati ١٥:٥٤ - ١٣٩٧/١١/٣٠
معنی Venetian blind: پرده کرکره ای