انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Saeed Faal ٢٣:١٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی latte: American english file-P-25-Coffee with hot milk

Saeed Faal ٢٣:٠٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی barista: American english file-P-25:
Barista or latte(imported from Italian when coffee shops became realy popular in the US in the 1990s)
"A person who works in a coffee shop"

حسن امامی ٢٣:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی malpractice: اشتباه حرفه ای مانند اشتباه پزشکی

محمودی ٢٣:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی fillin: پر کردن

نعیم سالارنژاد ٢٣:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١

B ٢٣:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١

Saeed Faal ٢٣:٠٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی to text: To send a message using a cell phone

اسماعیل ٢٣:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی انتزاعی: مفهومی که درتعاریف کلامی و نظری میگنجدولی مصداق عینی و قابل لمسی برایش موجودنیست

نعیم سالارنژاد ٢٢:٥٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی allowance: pocket money

Z mehman ٢٢:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Fenchel: يك نوع دكترش گياهي است

B ٢٢:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Punch out: کارت زدن و خارج شدن از محل کار

خسرو ٢٢:٥٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی آرسین: پسر آریایی

sana ٢٢:٥٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی go away: به نظر من برو گمشو از اینجا برو

baran farzin ٢٢:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی صد سال سیاه: Never in a million years

Parisa ٢٢:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Punch in: کارت زدن و وارد شدن به محل کار

sana ٢٢:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی go away: به نظر من
. برو
. از اینجا برو
.گمشو بیرون!!

خسرو ٢٢:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی آرسین: عاشق پسرم هستم اسمش آرسین هست به معنی اصیل. پسر آریایی

مهدی سلگی ٢٢:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی طایفه سلگی: اززبان یونانی سرچشمه میگیردوهرکس بافامیلی به غیرازسلگی داشته وخواسته اقامت روستا روبگیره میبایست فامیلیشو به سلگی تغییرمیداده والان طوایفی که فامیلیشون سلگی نیست قدمتی کمتر ازسایرین دا رندالبته نظربنده هستش

ناشناس ٢٢:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی مبینا: مبینا یعنی روشن ، آشکار آیه اول سوره فتح لطفا لایک کنید زورتون نیاد و حسود نباشید

علی اکبر منصوری ٢٢:٤٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Alpha: به معنای تیپ یا شخصیت غالب و سلطه جو هم می باشد!
مثل نر غالب Alpha male
ماده غالب alpha female
زوج غالب alpha pair
اگر قبل از اسم حیوانات باشد مثل سگ (بویژه سگهای وحشي آفریقایی) یا گرگ و غیره
Alpha dog
Alpha wolf
سگ غالب، سگ برتری جو!
گرگ سلطه جو، گرگ رهبر!
حیوانات آلفا در علم کنش شناسی همیشه رهبر گله یا گروه خود هستند، حالت برتری جویانه دارند پوزيشن های غالب به خود میگیرند، آنها پیرترین، با تجربه ترین و فعال ترین نر موجود در گله خود هستند و تنها نر گله که تولید مثل میکند.
البته در بعضی گله ها این ماده آلفا هست که رهبر گله است مثل گورخر کوهی یا قوچ شرقي.
زوج غالب هم تشکیل شده از یک نر غالب و یک ماده غالب.

این واژه در مورد افراد هم بکار میرود و به کسی گفته میشود که نقش رهبري و موقعیت غالب و برتری جویانه دارد.
He was always very physical as he wanted to maintain his alpha dog position in their team
او همیشه خیلی خشن بود چون که میخواست موقعیت رهبری و غالب خودش را در تیم شان حفظ کند.
Alpha-dog position
موقعیت رهبری و غالب یا سلطه جویانه (داشتن)!

Mary ٢٢:٣٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Propagated: رشد رویشی

احد ٢٢:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١

Kallp ٢٢:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی the sand of time: از دست دادن زمان

هستي ٢٢:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Crisps: چيپس ورقه اي

دریا بانو ٢٢:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی سمفونی رنگ: سمفونی رنگ :هماهنگی یک پارچه چند رنگ در کنار هم که باعث زیبایی افرینی شود

N ٢٢:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی be happy: خوش حال بودن

علیرضا بارگاهی ٢٢:١٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی broadening: پهن شدگی

محسن یزدان فر ٢٢:١٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی هم وردا: هم تغییر- معادل انگلیسی آن=Covariate

حنانه ٢٢:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی محمدحسن: بسیار مظلوم

mohaddeseh ٢١:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی love: عاشقی،محبت،معشوقه

محمد مهدی اسمعیلی ٢١:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی مانند گل: گلگون درسته

امید مهدوی ٢١:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی حاذم: باهوش-زیرک

احمد ساحلیان ٢١:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی توثیق: وثیقه قرار دادن

Miracle ٢١:٢٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی phenomenon: پدیده

Aylar ٢١:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Skewer: سیخ کباب

عشق انیس ٢١:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی انیس: انیس یعنی زندگی

سونیتا ٢١:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی سونیتا: ابن اسم از نام الهه بودایی میباشد ب معنی محبت صنم عشق

سرگالش ٢١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی گالشی: اصلا گالشان ربطی ب گیل ها و تالشا ندارن

Mina ٢١:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Ounces: اونس ، به منظور وزن است مثلا ۳/. اونس

کامی ٢٠:٥٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی کذایی: فکر کنم هر جایی یه معنی میده مثلا اون ارباب کذاییت یعنی اون ارباب نفرت انگزیت وای اون شب کذایی یعنی اون شبی که اون اتفاق خاص درش افتاده شایدم من دارم اشتباه میکنم

کوروش هو ٢٠:٥٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی دیلاق: دیلاق .......فرگان واژه ***دیلاخ***است ....ساخته شده از��� دِی��� پسوند پارسی لاخ......مانند سنگلاخ........دی ....همان است که در واژه ���دیر ...هم میبینیم ...دیر شدن ....به درازا کشیدن ....طولانی شدن(تولانی)...پس دی لاخ ....یا دیلاخ ....در چم دارای درازی و بلندی بودن است ....گویشی کنایه ایی است .....
کوروش هومتی هستم .....پیش از انکه پیش انگاری کنید و بگویید این واژه ترکی است کمی پژوهش کنید....این واژه پارسی سره است.....

.parya. ٢٠:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی عبارت مثبت: positive statement

خشایار نوروزی ٢٠:٤٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی gank: کش رفتن

رحیم ٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Stucco Cavetto: گچبری گود کاسه مانند

حدیث ایران ٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی basically: اساسا - اصولا

حدیث ایران ٢٠:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی religion: مذهب

مهرشاد جعفرپیشه ٢٠:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی یومنون: ایمان می آورند

محمد ٢٠:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی Wiling: مایل_رازی

اکرم محمدی ٢٠:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی بزازنا: یعنی باز زندگی درجیان هست باز از نو به معنای شروع زندگی دیار این شهید پرور که وقت جنگ روس به ایران مردم بزازنا باز شهید دادن ولی باز زندگی درجریان هست و بود تا الان که جوانان قیور بزازنا باز از نو قهرامن این روستا شدند ودر روستا باافتخار باز زندگی را از نو ساختن و میسازند تا همه بدانن بزازنا باز ازنو باقهرمانان بازسازی خواهد شد معنای واقی بزازنا این است

حدیث ایران ٢٠:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
معنی religious: مذهبی