انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

محدثه فرومدی ٠٠:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی billed: be billed as=to advertise or describe sb or sth in a particular way, especially to make them sound interesting or important= macmillandictionary.com
be billed as = به عنوان ... تبلیغ شدن

محمد پویا ٠٠:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Metaphor: افسانه

مهدی پلنگ دوست ٠٠:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی ممنوع: خط قرمز

محدثه فرومدی ٠٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی finish up: سر درآوردن از ، منتهی/منجر شدن به

._. ٠٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
معنی Justifying: ذیحق دانستن
حق دادن

تصدیق کردن

فاطمه جانی ٢٣:٥٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی naughty: شیطون_بازیگوش^^

محدثه فرومدی ٢٣:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی lowland: اراضی کم ارتفاع

محدثه فرومدی ٢٣:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی sheep farmer: sheep farming = پرورش گوسفند

الهه ٢٣:٤٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی الارا: الارا شامل دوبخشه ال مخفف اسم الهه و آرا به معنی اراینده که یعنی الهه ی آراستگی و خداوندگار زیبای و آراستگی

ارمان ٢٣:٤٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی سیمرغ: نام دیگر سیمرغ ساینامیباشدکه اشاره به پرنده ای حکیم ودانا داردونماد همه ی چیزهای خوب میباشد

محدثه فرومدی ٢٣:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی crofter: مزرعه دار (در اسکاتلند)

محدثه فرومدی ٢٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی over population: پرجمعیتی

ولی الله ٢٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی انشاالله: انشاالله از عربی وارد زبان فارسی شده و درحقیقت ، ما این کلمه را به فارسی می نویسیم وتلفظ می کنیم . حتی اگر منظورمان معنایی مترادف عربی آن باشد .

النا ٢٣:٣١ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی مهرسانا: مهرسانا از مرسانا زیباتره ، مرسانا مخففش میشه مرسی که زیبانیست . من خودم اسم مهرسانا رو به مرسانا ترجیح میدم . اسم های زیبا:
باران ، مهیان ، زهرا ، فاطمه ، مهسا ، تیارا ، تیانا ، تیاناز ، تیامهر ، تیادا ، آوا ، سارا ، راحمه ، رحیمه ،
حسنا ، آیناز ، فرنیا .

aslan ٢٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی dashboard: گزارش

Mah ٢٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Eunoia: ذهن زیبا
فکری خوب

فرورتیش از کاشان ٢٣:١٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی چیناره: والا این توضیحی که برای چین و آراستن دادین اصلا نشون دهنده اسم ترکی نیست . احتمالا یا فارسی یا زبونی نزدیک فارسی مثل کردی باید باشه . (ساخت و اجزاش فارسیه)

عزت ٢٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Which: کدام، چیزیکه

Which I had already anwered
چیزی که قبلا جواب داده بودم

محدثه فرومدی ٢٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی large scale: کلان مقیاس، بزرگ مقیاس

محدثه ٢٣:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١

محدثه فرومدی ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی better off: وضعیت/زندگی بهتری داشتن، آسودگی/رفاه بیشتری داشتن، خوشبخت تر/پولدارتر بودن

Rzhnaw ٢٣:٠٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Thick: غلیظ

امیر حسین ٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١

سعید ن ٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی IDLE: idle air
هوای آزاد

Mahboub ٢٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی If: اگر،چنانچه،ای کاش،هرگاه

محدثه فرومدی ٢٢:٤٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی globalization: جهانی شدگی

محدثه فرومدی ٢٢:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی industrialization: صنعتی شدگی

محدثه فرومدی ٢٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی emanate: سر برآوردن از

هایده ٢٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی ماهان: 😘 از طرف🐣

محدثه فرومدی ٢٢:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی emanate: برخاستن

علی اکبر ٢٢:٣٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی get off on: حال کردن، لذت بردن، ارضا شدن

نسترن ٢٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی sonication: هموژنایزر اولتراسونیک (منبع: ویکیپدیا)

Nafas ٢٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Go for a wander around: Walk slowly without a real purpose or direction.

Nafas ٢٢:٣٠ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Soak up: absorb or take sth into your senses,body,or mind.

Naser ٢٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی loose fitting: گشاد، گله گشاد

Sayna ٢٢:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی In ages: For a long time

حسین حیدری ٢٢:١٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی CREST: آرم، نشان، علامت، مارک

family crest

نشان خانوادگی

بهزاد ٢٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی finely divided: به ذرات ریز تقسیم شده

مهدی ٢١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی compared to: در مقایسه با

ک ج ش ٢١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی شیجان: شیجان از دو کلمه شی و جان گرفته شده که به نظر من که جنبه قطعی هم نداره ولی تا حدودی به واقعیت نزدیکه. چون شیجان در زمانهای قدیم سرزمینی بود که اجنه در اون بسیار وجود داشته و به رویت نیز گردیده بود حتی در روایات افراد کهنسال بوده که حتی از جن در کارهای کشاورزی نیز مورد استفاده پس از اهلی کردن به کار میگرفتن و شی یکی از بزرگ خاندان جن بوده که. با ادغام کلمه شی و جان که همون جن بوده محل شیجان نامگذاری گردیده است

امیرشهریار امینیان ٢١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی recklessly: بی‌محابا

mch ٢١:٣٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی ligands: لیگاند در بیوشیمی و فارماکولوژی به ماده‌ای گفته می‌شود که با پیوند و ترکیب با یک بیومولکول یا یک گیرنده)، هدف بیوشیمیایی خاصی را دنبال کند.

نرگس ٢١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Bath: حمام

مهدی ٢١:٢٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی up to now: تا کنون - تا به امروز

Nafas ٢١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی set an example: Behave in a way that others may copy.

حوا میرمحمدیان ٢١:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی encuentro: رویارویی, رویاروی شدن, برخورد, روبروشدن, مواجه شدن با, مصادف شدن با, دست بگریبان شدن با, مواجهه, تصادف, جلسه, نشست, انجمن, ملا قات, میتینگ, اجتماع, تلا قی, همایش.

کامیار نوبختی ٢١:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Tortoiseshell: گربه با رنگ موی مخلوط زرد و قهوه ای و مشکی
پروانه با بال قهوه ای روشن

اوا ٢١:١٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی پونیا: هدیه ای از طرف خدا _هندی

نسرين ٢١:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Ranging: To estimate the distance

کامیار نوبختی ٢١:١٠ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Codominant: هم توان ، از اصطلاحات علمی در علوم ژنتیک برای ژن های هتروزیگوتی که هر دو در فنوتیپ نقش دارند.