انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Sorosh Sfri ٠٠:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی یاس: یاس اسم خواهره منه و بسیار زیباست و به معنیه گلی خشبو است

صالح کلامی ٠٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Obselete: منسوخ

هانيه ٠٠:٠٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی محنا: محنا هديه بهشتي

هانيه ٠٠:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی محنا: من شنيدم محنا با اين ح معنيش ميشه هديه ي بهشتي ، ولي مهنا با اين ه معنيش ميشه دلسوز پدر

لیلی موسوی ٠٠:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی stay: اقدام کردن

آقا علی ٠٠:٠٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی کنکور: کنکور یعنی بدبختی ، یعنی بی خوابی ، یعنی استرس ، یعنی رتبه ی شونزده رقمی ، یعنی چهار ساعت بس نشستن ، یعنی تورنمنت ۲۷۰ سوال ناشاغول و دیگر هیچ !

صالح کلامی ٠٠:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Disabled: (ترجمه فرآیندی) توان یاب

ساینا ٠٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩

Melika ٠٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
معنی Pastries: کیک ها

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٣:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی well argued: مستدل

يار دلواري ٢٣:٥٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Joyful Star Dance: رقص ستاره شادی نور
Around the Moon, Love Is Love
به دور ماه زیبارو عشق

مجتبی پیرانی ٢٣:٥٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Over the moon: در پوست خود نگنجیدن
I'm over the moon

کریمی ٢٣:٥٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی elements: اجزا

آتریسا ایران پور ٢٣:٥٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی آرش: معنی اسم آرش یعنی درخشنده
آرش نام یک تیر انداز به نام آرش کمانگیر است که بسیار معروف و مشهورترین داستان است
اگر بخواهیم معنی اسم را کنار بگذاریم باید بگویم که اسم آرش جزو زیبا ترین اسم ها پور جمعیت پور طرفدار ترین اسم در جهان دین اسلام است
به غیر از این اسم آرش اسم خواننده و بازیگر ها هم است
اسم پدر من آرش است من یازده ساله ام ودوست دارم شما به من رأی مثبت بدهیم
با تشکر از همه
لطفاً با رای مثبت دادن شما عزیزان من را خوشحال کنید هرکس به من رأی مثبت وخوب می دهد بدانید خیلی دوستتان دارم از شما ها تشکر می کنم

میثم علیزاده ٢٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Priceless: 1. نفیس، گرانبها
2. باحال و خنده دار( غیررسمی)

آوینی رازبان ٢٣:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی رازبان: راز نگهدار

کسی که خبر ها را از مردم می گرفت و به شاه می رساند

mehdi ٢٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی lexigrams: اشکال هندسی تعیین کننده حروف یک زبان،
نشانه های ترسیمی برای معرفی حرف یا کلمه

arefeh ٢٣:٢٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی bandwagon: activity which alot of people do

Shin ٢٣:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨

Ghandchi ٢٣:٢١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی by the early: تا اوایل

ناشناس ٢٣:١٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی نرماشیری: طبق گفته های بعضی از بزرگان میگن در توردان فامیلهای شفیعی،آذرپیر،پذیرا،اسدالهی ومحمودی از منطقه روبار وکهنوج به بمپور آمده اند...وخود طایفه مستقلی هست وبه عنوان میر..میرملایی شناخته میشوند پشتشون میر هست،،وفقط با طوایف ذکر شده نسبت فامیلی دارند

آرین تیمورخانی ٢٣:١٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Burnt out: تصادف خودرو ها, خراب , داغون , بیمار

Ghandchi ٢٣:١٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی by the late: ال اواخر

يار دلواري ٢٣:١٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی happy Birthday: Happy birthday happy birthday تولدت مبارک تولدت مبارک♾♥️
Last night for your birthday
I've got a star basket
A piece of the moon
And a lotus branch and lotus tree
...You are born and i love you
.....happy Birthday
The divine road of your life is smooth
The sky is smooth and the sea is always calm and clear
...happy Birthday
دیشب برای روز تولدت
یک سبد ستاره چیده ام
تکه ای از ماه را
و یک شاخه نیلوفر و از درخت سدر ( ميوه درخت خلسه آور)
تو متولد می شوی و من عاشق تر میشوم …
تولدت مبارک ...
الهی جاده زندگیت هموار
آسمان چشمانت صاف و دریای دلت همیشه آرام و زلال باشد
تولدت مبارک.

زینب زرمسلک ٢٣:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Optimizing knowledge: بهینه سازی دانش

نرگس ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Cape: شنل

زینب زرمسلک ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Portfolio governance: حاکمیت سبد/ پورتفولیو

زینب زرمسلک ٢٣:٠٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Work package feedback: بازخورد بسته کاری

فاطمه ٢٣:٠٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی توفیق: توفیق:در قرآن ۴ بار به آن اشاره شده.
در ایه ۸۸ سوره هود بمعنای اصطلاحی ان است.
و ما توفیقی الا بالله.
یعنی توفیق من جز از جانب خدا نیست.
( عمل بنده موافق و در جهت فرامین الهی و موفق شدن بنده در امور خیر(واجبات و مستحبات) بوسیله ی اسباب الهی که در نهایت موجب خشنودی و رضایت خداوند است.)

زینب زرمسلک ٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Workpackage exception report: گزارش مورد/ موارد خاص بسته کاری

زینب زرمسلک ٢٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Stage exception report: گزارش مورد/ موارد خاص مرحله

زینب زرمسلک ٢٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Project exception report: گزارش مورد/ موارد خاص پروژه

حسن ٢٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی compulsive drawing: روانشناسی(کشیدن و خط خطی کردن کاغذ به صورت سریع.سیاه کردن کاغذ به دلیل فشار روحی.

n.m ٢٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی play soccer: فوتبال بازی کردن

هانیه ٢٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Jump rope: طناب زدن

عرفان کرمی ٢٢:٥٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی get a good grade: نمره خوب گرفتن

فرح ٢٢:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨

Asal ٢٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی قبول باشه: May Allah accept your prayers !

سانای ٢٢:٣٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی سانای: اسم منم سانای به نظر من معنی این اسم مانند ماه است

Sara ٢٢:٣٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨

Nafis ٢٢:٣٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی hero: شیرمرد

Parisa ٢٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Perceived: درک کردن

محسن ٢٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی disqualifying: رد صلاحیت

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی flaccid: بي‌رمق

حامد صالحی ٢٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی to one extent or another: برای هر کس تا حدی

پیمان ٢٢:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی عقب مانده: Primitive، Medieval قرون وسطایی
Primitive opinions
عقاید عقب افتاده و قرون وسطایی

melina ٢٢:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی safe: ایمن یا مراقبت

انيشتين ٢٢:٠١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی buck: buck
dear buck: گوزن نر ، آهوی بزرگ نر
Several years ago
İn tomorrow spring weather is green
Tomorrow morning at the dawn of the sun
King of a beautiful deer buck is bron
چندین سال قبل
در فردای هوای بهاری سر سبز
فردا بصبح در طلوع افق خورشید
شاهزاده پرنس گوزن نر زیبا رو به دنیا آمده است

Z. M ٢٢:٠١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی Indictabld: قابل کیفر خواستی (اصطلاح حقوق)

شیرالی ٢١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
معنی طایفه خلیلی بیگیوند: روستای گلالک و کنار پیر شوشتر محل سکونت تیره شیرالی خلیلی و تیره روا طایفه منجزی