انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

... ٢١:٠٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی ممزایی: زنده باد ایل بزرگ و دلیر ممزایی
زنده باد طایفه داودوند

A. A ٢١:٠٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی epic: حماسی

M ٢١:٠٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی اوصاف: چگونگی ها

حسین حیدری ٢١:٠٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی stab in the back: از پشت خنجر زدن...

clever villains can always stab you in the back

تبهکارهای باهوش همیشه میتونن از پشت بهت خنجر بزنن

حسن ٢٠:٥٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Age Spectrum: بازه ی سنّی. age spectrum

Nafas ٢٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Pull your weight: Work as hard as everyone else in a job or activity/do your fair share.

میترا ٢٠:٤٢ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی blueprints: نسخه چاپی از طرح فنی

Mahboub ٢٠:٤٢ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Suprisingly: به طور شگفت انگیزی

Mahboub ٢٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Tour desk: پیشخوان تور

محمدعلی امیرباقری ٢٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Outlier: {برق - الکترونیک} = داده های خارج از محدوده - داده هایی که در آستانه و بازه مشخص شده نمی باشد.

علی ٢٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی هلیل: یکی از دیگر از معانی هلیل در عربی گوینده لااله الا الله است. سه ذکر اصلی داریم تسبیح (گفتن سبحان الله)تکبیر (گفتن الله اکبر) و تهلیل که گفتن ذکر لااله الا الله است.

Mahboub ٢٠:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Headache free: بدون مشکل

اراز ٢٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی crayon: مداد شمعی

مهرشاد ٢٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی محمدرضاشاه پهلوی: زبان ترکی نه نمی دونم دوباره میخونم نه بابا ولش کن فقط خیلج فارسی قشنگه است کورش بزرگ و داریوش میباشد شاه

طوایف دهستان چغاخور ٢٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی دهستان چغاخور: طوایف دهستان چغاخور ٢١:١٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٧
دهستان چغاخور دارای روستاهای متعددی است ک همه بختیاری زبان ازطایفه زراسوند البته طوایف دیگری هم مثل استرکی،لوک شالو،اورک و ترک های بلوردی و..زندگی میکنن ک این روستاهاشامل:
•اورگان(زراسوند،اورک)
•سیبک(خدرسرخ)
•دستگرد(احمدخسروی)
•سنگچین(کایید)
•گلوگرد(تشمال و..)
•سیف اباد(سیف وند)
•خدراباد(خدری)
•خانی اباد(گرگه)
•زوردگان(الاسوند،زنبور،..) اکنون جزء بخش کیار
•کلبیبک(تعدادی لرهای کوچک درآن سکونت داشته همچون فامیلی های چگینی،زنگنه،و..وقسمتی هم متفرقه اند که اصالتشان نامشخص است)
•ساکی اباد(لرهای طایفه ساکی)
•و...
•بلداجی طایفه ترک های بلوردی ک تعداد نفراتی از آن بافامیلی های ترکی،چهرازی و..در چغاخور سکونت گرفته
20 | 0

غزل کرمی ٢٠:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی زیکو: ریما

محمد امین ٢٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی شاراکس: شاهراه (به لاتینCharax) - نام قدیم شهر ایوانکی

ابراهیم ١٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی resign: به معنای بررسی کردن هم بکار می رود

علی اسماعیل وندی ١٩:٤٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی see about: بررسی کردن
توجه کردن

سینا خداکرمی ١٩:٣٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی سیلو: ~پسرے~
~عاشق دخترے نابينا ميشہ~
~هرروز وقتےبہ ديدارش~
~ميرفت دختره ميگفت: چشام ميديد بهترين گلهاے~ ~دنيا رو برات ميچيدم شبانہ روز نگات~ ~ميكردم لباستُ خودم انتخاب ميكردم تورو~ ~خوشبخت ترين مرد عالم ميكردم بعد مدتٌ يكے~ ~پيدا شد چشاشو هديہ داد به دختره اولين بار كہ~ ~پسر رو ديد فهميد پسر نابيناست گفت عمرے خودم~ ~نابينا بودم نميتونم با يہ نابينا زندگےكنم خواست كہ پسر رو ترڪ كنہ پسره تنها يك جملہ گفت~ :
" ~هر جا رفتے مواظب چشام باش~ ."♥

سونیا ١٩:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی سونیا: سونیا به معنای خردمند است

Helia ١٩:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی cheaper: ارزان تر


salva ١٩:٢٠ - ١٣٩٨/٠٥/٣١

روژینا ١٩:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی black pink: بلک پینک یک گروه چهار نفره دخترانه کره جنوبی است واژه بلک پینک به معنای مشکی صورتی است اولی جنبه زیبایی و معصومیت و دومی به معنای قدرتمند و جسور بودن هست چهار عضو گروه بلک پینک عبارتند از جیسو لیسا جنی و رزی
جیسو چهره گرو و بزرگترین فرد گروهه
لیسا رقصنده اصلی و کوچک‌ترین فرد گروهه
جنی رپر گروهه
رزی خواننده اصلی گروهه
بلک پینک کار خود را در سال۲۰۱۶باتک آهنگ مربع اول شروع کردو کار این گروه همچنان ادامه دارد

نرگس ١٩:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١

حبیب الله ١٩:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی دانشگاه فراه: دانشگده اقتصاد توصیعه زراعتی

بهمن ایزدبین ١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی infopreneur: ایده فروش

امیرسعید ١٨:٥١ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی out of your mind: عقلتو از دست دادی

رها یگانه ١٨:٤٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی equivalent: هم تراز - هم سنگ - هم معنی

Ehsan ١٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی bling: مسیخ

محمود نعیمی ١٨:٣٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١

شیما ١٨:٣٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی شیما: شیما یعنی عشق یعنی زندگی خاص بودن ولی کمی ولخرح و همجنان زیبا خوش قلب بهترین
من خیلی خوشحالم که اسمم شیماست

علی اسماعیل وندی ١٨:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی run over: لبریز شدن
کسی را با وسیله نقلیه زیر گرفتن
بیشتر از حد معین طول کشیدن

هادی فعله گری ١٨:٣٠ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی فعله کری: خواهشا کسانی که کمترین اطلاع و استعدادی در زبان کردی دارن کلمه فعله گری را با زبان های عربی و فارسی تعریف نکنند

نیکتا ١٨:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی نیکتا: نیکتا به معنای عشق . مهربانی و محبت زیاد است خوش حالم که چنین اسم زیبایی دارم💕

شجاع الدین قناعی ١٨:٠٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی decluttering: از شلختگی در آوردن
به سادگی طراحی کردن

Amir ١٨:٠٢ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Gaint: Gaint به مهنای بزرگ و غول

دانیال کابلی ١٧:٥٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی faithfully: امانت دارانه

Azam ١٧:٥٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Ordering: سفارش دادن

حامد مهرانی ١٧:٥٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Ballote: برگه رای گیری ، رای دادن

Elnaz Atefi ١٧:٥٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Take an interest in: Show your interested in

محمد برزگر ١٧:٥٤ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Specifies: مشخصات، ویژگی ها

محمد برزگر ١٧:٥٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Specify: معانی:
تصريح کردن ، تخصيص کردن ، تعيين کردن ، مشخّص کردن ، آشکار کردن ؛ تصريح ، ايضاح
مخصوصا نام بردن، مشخص كردن، معلوم كردن، معين كردن، ذكركردن، تصريح كردن، تعيين كردن، جنبه خاصي قائل شدن براي ...

در ریاضی به معنای: مشخص كردن، تعيين كردن، تصريح كردن، تخصيص كردن، تصريح
{علوم مهندسی}: ذکر کردن معلوم کردن
{قانون و فقه}: تصريح کردن
{علوم نظامی}: تصريح کردن



Sina ١٧:٥١ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی twostorey: كناره هم
بهم پيوسته
Two storey house

کرم کتاب ١٧:٤٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی جم: جم با ضمۀ ج به معنی حرکت و تکان کوچک است. خیلی اوقات در نوشته ها آن را به اشتباه جُنب می نویسند که صحیح نیست و معنی دیگری میدهد.

doos daran tarikh noghan ١٧:٣٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی نوغان سفلی (بوئین و میاندشت): قبل از انقلاب در این روستا شخصی بنام رضا خان فریدونپور بوده که پدر ایشان نماینده رسمی حاج عبدالله خان هژبرپور بوده کع معتمد مردم بوده و مالک یک دانگ از ملک روستا هم بوده که اسم ایشان علی قلی فریدونپور .کع فرزنده ارشد ایشان بعد از پدر خان روستا میشود که دارای مدرک دیپلم شاهنشاهی بوده وی بسیار مردم دار و خوش چهره بوده .ودر نزد اهالی روستاهای اطراف به ناموس پرستی و منزل ایشان محل رفت و آمد خوانین منطقه و روسای دولتی بود .و یکی سخنان ایشان که خانی و کد خدایی به هر کس نیایید .روحش شاد و یادش گرامی

رضا شاه حسینی ١٧:٣٠ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی step through: قدم به قدم بردن/رفتن (در یک پروسه)

Sina ١٧:٢٠ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی Carry on: رسيدن
Carry on to hotel

بهمن ١٧:١٩ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی سعیده: سعیده یعنی دلسوزومهربان وعاطفی ومردم دوست

امین ١٧:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
معنی کتابنامه: فهرستی که در باره کتاب متعلق به نویسنده یا
کتاب خانه ای می باشد