برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Dante ٠١:٣٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی full of carachter: با جرات، با شهامت، با جَنَم، شجاع

مهیار ٠١:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی اجرکم عند الله: پاداش شما نزد خداست

اصغر صلاح کرده ٠١:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی tongue lashing: سرزنش، زخم زبان، سرزنش کردن، زخم زبان زدن

پدرو ٠١:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی فاکینگ: عمل گایش انجام دادن

گودرزی ٠١:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی بیرانوند: آیا زیودار ها یا زیار ها از چه طایفه و ایلی هستند

امیر صادقی ٠١:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی آرسن: قهرمان
ریشه پهلوی

ساحره ٠١:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

زری ٠١:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی غوطه ور: فرورونده وغوطه ور شده -
مستغرق

ساحره ٠١:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی کنایه از شکست خوردن: به زانو درآمدن

Akram ٠١:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Moving: محرک،به وجود اورنده یک احساس قوی مثل ناراحتی

جعفر توکلی فر ٠١:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی قینات: قَینات = نوازندگان ،خوانندگان آواز
و قَینات وخُنیاگران وسُقاة به ترتیب ایستاده (جهانگشای جوینی)

احمد بهرامی ٠١:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی اقماري: معنای "تلخ‌تر از زهر" را برای کلمه‌ی" اقماری" پیشنهاد می‌دهم

Mel ٠١:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

ساحره ٠١:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

arash ٠١:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ringwraith: اشباح حلقه ، شبح حلقه

عباس نعمتی فر ٠١:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی henchman: مرید، پیرو، سرسپرده

عباس نعمتی فر ٠١:١٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی thoroughness: دقت، کامل و شامل همه جزئیات بودن

شهرام ٠١:٠٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی سالاروند: با سلام من از اولاد سلار هستم ساکن الشتر
کویخا نام آخرین جد ما است
اولاد سلار از نژاد قوم لر ا

****
شجرنامه تیره حسنوند ایل لر هداوند *خداوند *
خدائی بزرگ
محمد جعفر(خدایی کوچک )
-
حسن

حسن خان در دوران محمد علی شاه قاجار وفات یافت





شیما ٠١:٠٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی History: ذره شبیه سازی شده

ایمان رضانژاد ٠١:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Like loafing: ‌‌وقت را به بطالت گذراندن

احمدرضا داداش زاده ٠١:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Methamphetamine: مت آمفتاین (Methamphetamine) : شیشه
Crystal : شیشه

جابر کلاشی ٠١:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Ugood: U good معنی

فاطمه ٠١:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

عباس نعمتی فر ٠٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Skyrocket: (قیمت یا مقدار یا ...) به سرعت افزایش یافتن
Wages and prices have skyrocketed.
The economic boom sent property prices skyrocketing.

Ramin ٠٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Milk regular: شیر استاندارد

مهرداد رضائی ٠٠:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی uncitral: United nations commission on international trade law

Lakestan-Iran ٠٠:٤١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی کرمانجی: پان‌لُرهای متوهم بیخود خودشان را به کُردهای کرمانج نچسبانند . کرمانج ها اصلا ربطی به ایلات بختیاری و لُرها ندارند . کرمانج شاخه‌ی بزرگی از کُرد و کردستان بزرگ هستند!

مه‌ن خه‌لکی شاری ئالیشته‌رم . ئالیشته‌ر نوچه‌کَ لهَ اوستانی لورستانَ‌دا . ئیمه هوزیکیم لک‌زمان که به زمان لکیا قصهَ ده‌کیم وه‌هروها ئیستهَ له‌گلتان به زمان کوردیا قِصه ده‌کم . به‌داخه‌وه که زُر به زمان کوردیا فیر نَبیم
هربژی کورد و کوردستان گورآ - هربژی لک و لکستان - . ئیمهَ لَک و کورد له‌ِگَه‌ل یَک بِرائیم .
لهَ خوائی گورآ بَختهَ‌وَری ئو مانائی و سَربرزی لیتان ئارزو ده‌که‌یم .به خواتان ئسپیره‌م خواتان له‌گه‌ل .
ئیمه لَکیم برا یکیم
Hassanvand




DANIAL ٠٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی do as you please: هرکاری دلت می خواد بکن

علی اصغر روحانی ٠٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی تقشر: پوسته پوسته شدن، جدا شدن پوست یا پوسته

علی ولی ٠٠:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی اروس آباد: طبق روایت گذشتگان این روستا در جنگ جهانی اول توسط نیروی روس به تصرف در میایید و چندین سال ساکن بوده اند ولی پس از فرمان رضا شاه مبنی بر کوچ اجباری برخی از اقوام ایرانی تعدادی از هموطنان لر به این منطقه مهاجرت کرده و این روستا از حضور نیروهای روس خالی میشود و نامش هم به این کلمه معروف میشود اروس اباد .ابادشده توسط روس ها

kimiya ٠٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی extraordinary mission: مأموریت فوق العاده

نغمه ٠٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٢

علی اصغر روحانی ٠٠:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی مجزوم: در طب: جزامی، دچار بیماری جزام

هاوژین ٠٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی هاوژین: اسم هاوژین اسم دخترانه اس درزبان کوردی و در ایران یعنی مونس شریک همسفر همراه یار زندگی وتمام وجود یک آدم🌺🌺🌺😍😍😍😘😘😘💋💋💋🌹🌹🌹👋

ستیلا سادات غفاری ٠٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی بلام: جمع و جور خوابیدن ش

Fat Mz ٠٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی stunt: گل کاشتن( به طعنه)
مثال:
You Pulled a Stunt: گل کاشتی( گند زدی)

دیانا جون ٠٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی دیانا: دیانا یعنی نیکی رسان.ویعنی الهه ماه خورسید جنگل .من خودم دیانا هستم وهیچوقت اسمم راغوض نمی کنم هر کس به دیانا بی احترامی کند خودش بی احترام است وتمام

سعید رستم خانی ٠٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی قانقانلو: قانقانلو یعنی خون و خون ریزی در زمان های قدیم زنده باد قانقانلو

عباس نعمتی فر ٠٠:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Feature: مقاله (روزنامه و مجله)
a special feature on new children’s books
a special feature on education

امیر حسین بیگدلی شاملو ٠٠:١٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی مصطفی خان بیگدلی: مصطفی خان بیگدلی پدرنجفقلی خان بیگدلی-بیگدلی شاملو..نیای بیگدلی های شمال خوزستان شهردزفول هستند..

الهه ٠٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی تارخ: تارخ تو زبان فارسی به معنای چهره بی همتا و در زبان عبری به معنای دوره گرد وبه روایتی نام پدر حضرت ابراهیم

رضا ٠٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی آرشیدا: اسم دخترم آرشیداست ،بانوی درخشان وآراسته آریایی

ستیلا سادات غفاری ٠٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی بلامبه: جمع وجورخوابیدان

الهام حمیدی ٠٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Busy job: شغل پر استرس

مهدی احمدی ٠٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی self loathing: خودبیزاری
تنفر از خود

امیر ٠٠:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ساجده: به نظر من ساجده یک اسم خیلی با شکوه است وبه معنای سجده کننده

yousef asheghi ٠٠:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی Competitively: رقابت جویانه

محمود ٠٠:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی ساده: کسی که غروری ندارد،بی رغبت به دنیا،پاک دل،کسی که به کم اکتفا می کند و دنبال دنیا و منصب‌های دنیایی نیست.

عباس نعمتی فر ٠٠:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
معنی summit: to summit
1. شرکت کردن در نشست سران
2. به قله صعود کردن
summited on May 29

محمد ٢٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/٢١
معنی به کیرم: مستقیم ک وجود نداره ولی
I don't give a fuck
به معنای برام اهمیتی نداره غیر مودبانه اس