برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مانی ٢٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی فی البداهه: انجام کاری در لحظه

حمیدرضا ٢٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی oldie but goodie: چیز قدیمی که هنوزم کار میکنه یا هنوزم دوست داشتنیه

محمدحسین لشگری ٢٠:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی dethroned: از تخت به زیر کشیده شده ، از سلطنت خلع شده، از حکومت برکنار شده

بفرین ٢٠:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی بفرین: بفرین یعنی مثل برف زیبا اما پاک سرد و سفید

میر حمّل جیهند ٢٠:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی لوگ: واژگان مرتبط با لوگ ( Loog ) که در زبان بلوچی به معنای خانه است و در جای جای نقاط بلوچستان ، بستگی به نوع لهجه و موقعیت مکانی هر شهر متفاوت است
عبارت اند از :
گِس
دَوار
کَت

محدثه فرومدی ٢٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی limited: ناچیز

حمید ٢٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی پارلمانتاریسم: اساس پارلمانی

Elahe naz ٢٠:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Baby back pack: یک جور کیفی است که برای حمل کردن بچه از آن استفاده می‌شود

Fatemeh ٢٠:٠٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی فالو: دنبال کردن

دوست دارم درسا باشه ٢٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی درسا: دریعنی:مروارید
سایعنی: شبیه
اسمم هستی هستش ولی دوست دارم درسا باشه ومیخواهم عوض کنم و بذارم درسا

امیرحسین ٢٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی مبدع: کسی که چیز تازه ای بیاورد.نوآور

فرید ملکیان ٢٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی cupping: فرسایش ناهموار لاستیک وسیله نقلیه

احسان ١٩:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی inoperable: غی قابل استفاده

مهدی ١٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی as if on cue: سر بزنگاه

fr081 ١٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی headcount: سرشماری

روشنک ١٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Meet: We can have an appointment before the basic contract, although it is a definite job, but this appointment is to follow the rule of familiarity in the relationship
قرار ملاقات

نيلوفر ١٩:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی نوديسا: اسم يكي از كوه هاي اروپا فك كنم ًبايد باشه كه جنسيت اسم نوديسا دخترانه هست

FARIMOON ١٩:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی impaired glucose tolerance: اختلال تحمل گلوكز

Kosariw ١٩:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی بک گراند: بک گراند همون پس زمینه یا تصویر زمینس
که مدلای مختلفی داره
و خیلی کیوت و خوشگلن
🌸🐥😚

سحر ١٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی نوديسا: نوديسا اسم يكي از كوه هاي اروپايي است كه تعداد كمي از افراد ب اين اسم هستند و اسم دخترانه هم هست

محدثه فرومدی ١٩:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی lie in: خوابیدن در

Samirasam ١٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی inflict pain: واردکردن درد

Zahra ١٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی send: ارسال کردن..........

فرستادن..........

احمد ١٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠

کیمیا گشایشی ١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی الرژی: آلرژی =Allergies

معصومه ١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی فاقد اعتبار: فاقد زییایی

برزین ١٩:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Intratechal: فشار داخل نخاع

Z ١٩:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی tv stand: میز تلویزیون

نوفل ١٩:٣١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی سامی: نژاد و زبان سامی . بلند مرتبه والا

علی باقری ١٩:٣٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی هوا دوگ: هوای دُوگ :[اصطلاح صید ] هوای ارام .

علی باقری ١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی هداک: هِداک :[اصطلاح صید ] رفتن به دریا به قصد انداختن خیط و قلاب.

صبا ١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی self discipline: خودفرمانی ، انضباط شخصی

علی باقری ١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی نگه: نَگه:[اصطلاح صید ] اسکله یا لنگر گاه.

بهارفلاحپور ١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی Gordian knot: مشکل ظاهراً لاینحل

علی باقری ١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی نیز: نیز:[اصطلاح صید ]سوزن تور بافی

علی باقری ١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی میل: مِیل:[اصطلاح صید ]تخته جلو لنج که یک سر آن (سر پایین) به بیس متصل می باشد.

علی باقری ١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی میل سینه: مِیل سینه:[اصطلاح صید ] چوبی که طرفین لنج را به هم متصل می کند.

علی باقری ١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی میداف: میداف :[اصطلاح صید ] پارو

علی باقری ١٩:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی مالچ: مالچ:[اصطلاح صید ]تخته ای که بر روی بیس قرار می گیرد.

علی باقری ١٩:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی مول کردن: مُول کردن :[اصطلاح صید ] سفت و محکم کردن طناب.

علی باقری ١٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی ماشوه: ماشُوه:[اصطلاح صید ] قایق کوچکی که معمولا فاقد موتور است.

محمد تبیّن ١٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی لعنهم الله علی حده: خداوند آنان را �به طور ویژه� مشمول عذاب خود قرار دهد.

علی باقری ١٩:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی لهام شدن: لهام شدن :[اصطلاح صید ] به گل نشتن لنج.

علی باقری ١٩:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی ماچله: ماچله :[اصطلاح صید ] غذای یک مدت معین ملوانان.

علی باقری ١٩:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی گیوم: گُیوم :[اصطلاح صید ] چوبهای عمودی در وسط لنج.

علی باقری ١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی گلاف: گَلاف :[اصطلاح صید ] نجار ساخت یا تعمیر لنج گفته می شود.

علی باقری ١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی گوفه: گُوفه:[اصطلاح صید ] تور ترال ماهی و میگو

علی باقری ١٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی گلاته: گلاته:[اصطلاح صید ] دستمزد ملوانان که بصورت سهم از صید دریافت می کنند.

علی باقری ١٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی کنده: کُنده :[اصطلاح صید ]= چوبی که پروانه لنج بر روی آن سوار میشود. در زبان آذری به چونه ی خمیر و نان کُنده گفته می شود .

علی باقری ١٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠
معنی گسل: گَسل:[اصطلاح صید ] طنابی که به وسیله آن لنج را به اسکله یا هر چیز دیگر می بندند.