برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

محدثه فرومدی ١٠:٠٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی pioneered: be pioneered by : به پیشگامی ... بودن
the development state route was pioneered by Japan : مسیر دولت توسعه به پیشگامی ژاپن بود

آرزو حیدری ١٠:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی counterforce: نیروی مقابله ای

مهناز ١٠:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی broad minded: آزاد اندیش

amir ١٠:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Research Design: طرح تحقیق

عرفان ١٠:٠٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی common knowledge: دانش مشترک

فاطمه ١٠:٠١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Extremely cold: سلام به همهگی.
به نظر من تلفظ لغت هم باشه بهتر می شه و جمله ای با این لغت.
با تشکر دکتر فاطمهدرخشانی

جواد ترکاشوند ١٠:٠٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی ایل ترکاشوند: افتخارم لر بودن و لک بودن و با اصالت بودن است...افتخارم ترکاشوند بودن هست....چه لذتی داره صدا میزنن ترکاشوند و با افتخار بلند میشید....

حسن حیدری ٠٩:٤٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Bottle out: عوض کردن تصمیم در لحظه آخر از روی ترس، جا زدن

مرتضی بزرگیان ٠٩:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی self isolation: خودانزوایی

عباس نعمتی فر ٠٩:٤١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی honor system: حسن ظن (نسبت به اینکه افراد یک مجموعه مطابق قوانین عمل می کنند و تقلب نمی کنند)
Those who abuse the privileges of the honor system will be penalized.

سیروس ٠٩:٣٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی طایفه سلگی: تیره سلگی طایفه جاوند ایل زلکی چهارلنگ لر بختیاری

زهرا حافظی ٠٩:٢٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی اندازه: طور به معنی اندازه واحد

لادن ٠٩:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی منظم: مرتب

حسین بر ٠٩:١٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی do you mind: (بسیار مودبانه) بی زحمت اگه ممکنه ...

حمید رضا حق پناهان ٠٩:٠٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی امر استعلائی: استعلا به‌معنای فراروی و گذشتن از چیزی است. لفظ استعلا در زبان‌های انگلیسی و فرانسه Transcendence (ترنسندنسْ) خوانده می‌شود که از ریشه‌ی لاتین Transcendere (ترنسندر) به‌معانی بالا رفتن از چیزی، جلو افتادن، پیشی گرفتن و سبقت گرفتن از چیزی، به ورا و فراسوی چیزی رفتن است. امر استعلایی Transcendent (ترنسندنت) در زبان‌های انگلیسی و فرانسه به‌معنای آن‌چیزی است که در ورا و فراسوی امر دیگری قرار دارد. مفهوم متقابل آن لفظ حالّ (با لام مشدّد) به‌معنی درونی (Immanent = ایمِننت) است. استعلاگرایی یا ترنسندنتالیسم (Transcendentalism) یعنی قائل شدن به اصالت امر استعلایی. ما در حوزه‌های گوناگون الهیات، عرفان و تصوف، هستی‌شناسی، منطق، اخلاق و انسان‌شناسی تعاریف و کاربردهای گوناگونی از این اصطلاحات را می‌یابیم.

دو واژه‌ی متعال و استعلا هم‌ریشه‌اند. وقتی می‌گوییم خداوند متعال، دو معنی از آن مستفاد می‌شود: یکی این‌که خداوند در وراء فهم و درک ما قرار دارد، بلندمرتبه‌تر از ادراک ماست. معنای دوّمش این است که خداوند ماوراء این جهان مادّی‌ست. در هر دو معنی تأکید روی مفهوم ماوراء است.

فیثاغوریان بر تعالی و استعلا خداوند تأکید داشتند. فیلوجودیس (Philo Judaeus)، فیلسوف و متکلّم یهودی (20 قبل از میلاد تا 50 بعداز میلاد) با حلول خداوند در عالم مادی مخالف بود. او خداوند را امر متعالی یا استعلایی می‌خواند. حال آن‌که در فلسفه‌ی رواقی و نیز نزد طرفداران وحدت وجود خداوند مثل روح در بدن انسان در درون عالم مادی قرار دارد.

يار دلواري ٠٨:٤٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی moses: (Excellency sea( honor sea
You are my beautiful
Nice smile you are my lips lover
Beautiful moon, you are the beautiful light of my eyes
I fell in love with you, my love month
ای حضرت دریا
زیبای من تویی
لبخند دلنشین زیبای لبهای عاشقم هستی
ماه زیبا رو ، نور زیبای چشمام هستی
عاشقت شدم دریاب من را ، ماه عشقم 〽️♾♥️🎼 Reza bahram 💫lotf

میلاد خوش‌خلقت ٠٨:٤١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی hairstyle: نگار مو، نقش مو، شکل مو، طرح مو، مدل مو

محمد علی کریمی ٠٨:٤٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی conversational: گفت وگویی،گفتاری،محاوره ای

sz ٠٨:٣٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی exposed: مواجهه

میلاد خوش‌خلقت ٠٨:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی earwear: چیزهایی که رو یا درون گوش می‌گذارند به مانند هدفون (توگوشی، روگوشی، دورگوشی)

محدثه فرومدی ٠٨:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی hear: چیزی به گوش کسی خوردن

میلاد خوش‌خلقت ٠٨:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی mouthwear: چیزهایی که روی دهان می‌گذارند به مانند دهان‌بند و ماسک دهان.

عباس نعمتی فر ٠٨:٢٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی lecture: ملامت کردن، هشدار دادن
My doctor’s been lecturing me on the dangers of not getting enough exercise.
I know I should stop smoking—don't give me a lecture about it.
I wish you’d stop lecturing me!
He began to lecture us about making too much noise.

میلاد خوش‌خلقت ٠٨:٢٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی eyewear: چیزهایی که روی چشمان می‌گذارند به مانند عینک و چشم‌بند.

محدثه فرومدی ٠٨:٢٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی symbolized by: ... نماد آن است
symbolized by the 1947 deal between General Motors and the Auto Workers Union, this path generated mass consumption :
این مسیر، که توافق ۱۹۴۷ میان جنرال موتورز و اتحادیه کارگران خودرو نماد آن است، مصرف انبوه را پدید آورد

ehsan ٠٨:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی سناتور: بزرگ -فرمانروا

عباس نعمتی فر ٠٨:١٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی twinkle: (درخشیدن چشم ها و) خوشحال بودن
twinkling blue eyes
Her eyes twinkled with merriment.
His mother twinkled at him over her teacup.

محدثه فرومدی ٠٧:٥٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی tools: آلات، ادوات، لوازم، اسباب، وسایط، سازوبرگ، تجهیزات

بهناز همتی- مترجم ٠٧:٥٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی unseated: کسی را از قدرت پایین کشیدن
کسی را از بالا به پایین افکندن

عباس نعمتی فر ٠٧:٤٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی the draft: خدمت اجباری

عباس نعمتی فر ٠٧:٤٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Inoculate: واکسن زدن، واکسینه کردن

محمد خرمی ٠٧:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی Candida: نوعی قارچ

عبدال. افته. گمار. کپیری ٠٧:٢٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی گمار: دورد. بر تمام گمارهای سرتاسر کشور عزیزم ایران وجهان. بظرم اگر یک برنامه بنام گمار. درست کنند تاتمام برادران و خواهرانمان را پیدا کرده وطایفه را یک دست کنیم

معصومه ٠٧:١٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥

معصومه ٠٧:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥

Reza ٠٧:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی go far beyond: فراتر از انتظار

شهریال ٠٧:٠٤ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی گیشا: در زبان گیلکی گیشا یا گئشه به عروس و عروسک گفته میشه

Map ٠٧:٠٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی even: اصلا
Is there even a way

حسین ٠٦:٥٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥

فرشاد قشقائی ٠٤:٥٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی سن ایچ: سن ایچ آبروی صنعت کنسانتره و آبمیوه ایران میباشد،، و با کیفیتی بالا و تنوع محصولات در سطح خاورمیانه و غیره،، قدرت نمایی میکند و پرچم دار مقتدر کشورمان در سالیان دراز بوده، هست و خواهد بود..... با آرزوی موفقیت روز افزون برای برند معروف سن ایچ و دیگر برندها و شرکتهای کشور عزیزمان ایران....... معنی سن ایچ : تو بنوش

تیکا ٠٤:٣٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی taina: شاهزاده خانوم ، پری

هنرزاده ٠٤:٢٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی فرار: سلام عزیزان
من خودم پارس زبان هستم و زبان شیرین فارسی را خیلی دوست دارم، اما در مباحث علمی باید سعی کنم احساسات شخصی را کنار بگذارم و بر اساس واقعیات اظهار نظر کنم.
من هم قبلا فکر میکردم کلمه "فرار" ریشه و اصالت فارسی دارد و سعی میکردم در مکالمه عربی از کلمه " فرار " استفاده نکنم اما دلایل مختلفی وجود دارد که کلمه "فرار" ریشه "فَرَرَ" اصالت عربی دارد و در اینجا به چند آیه از قرآن کریم اکتفا می کنم؛

وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا�﴿۱۸﴾

و م‏ی پندارى كه ايشان بيدارند در حالی كه خفته‏ اند و آنها را به پهلوى راست و چپ می‏ گردانيم و سگشان بر آستانه [غار] دو دست ‏خود را دراز كرده [بود] اگر بر حال آنان اطلاع می‏ يافتی گريزان روى از آنها برمی‏ تافتی و از [مشاهده] آنها آكنده از بيم می ‏شدى (۱۸)

فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا�﴿۶﴾

و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود (۶)

قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا�﴿۱۶﴾

بگو اگر از مرگ يا كشته شدن بگريزيد هرگز اين گريز براى شما سود نمی ‏بخشد و در آن صورت جز اندكی برخوردار نخواهيد شد (۱۶)

وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا�﴿۱۳﴾

و چون گروهی از آنان گفتند اى مردم مدينه ديگر شما را جاى درنگ نيست برگرديد و گروهی از آنان از پيامبر اجازه می‏ خواستند و می گفتند خانه ‏هاى ما بیحفاظ است و[لی خانه ‏هايشان] بىیحفاظ نبود [آنان] جز گريز [از جهاد] چيزى نمی‏ خواستند (۱۳)


sz ٠٣:٤٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی solutions: راه حل ها

پروانه ٠٢:٥٩ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی سامیار: من از خیلی وقت پیش اسم سام رو دوست داشتم. ..والان به نظرم ترکیب سام و یار خیلی زیباتره. ..و اسم پسر عزیزم رو که اسفند ماه متولد میشه رو سامیار میذارم (به امید خدا)
معانی خیلی خوبی هم داره. ..امیدوارم سامیاره من هم اسمشو دوست داشته باشه. ..

میلاد علی پور ٠٢:٢٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی even though: با این وجود، اگرچه، با این اوصاف، با تمامِ این تفاسیر

رضاآپادانا ٠٢:١٧ - ١٣٩٨/١١/٠٥

رضاآپادانا ٠٢:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٥

مهدی ٠٢:١١ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی لنکستر: عشق است برت لنکستر.1994-1913
یکی از بهترین ها در صنعت سینما .

رضاآپادانا ٠٢:٠٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی کهبد: کوه نشین

فاطمه ٠٢:٠٦ - ١٣٩٨/١١/٠٥
معنی rea: درباه شنوای