انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نیما ١١:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی instrumented: مجهز به ابزار سنجش

حسن بهارلو ١١:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

مریم کبریائی ١١:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی patentability: قابلیت ثبت اختراع

اصخر سگ باز ١١:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی کپیقله: یک فحش ترکی که در آن پدر فرد مقابل سگ است و پسرش سگ توله و معمولا به این صورت استفاده میشود، کپیقله گُتِ یُقُن

شهریار آریابد ١١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی شورای عالی انقلاب فرهنگی: رایشکده پهرم رستاخیز فرهنگی

شهریار آریابد ١١:٤٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی مجمع عالی قضات: انجمن پهرم داوران

آرزو ١١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Stop fibbing: خالی نبند

شهریار آریابد ١١:٤١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محکمه الهی: دادگاه خدایی

شهریار آریابد ١١:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی یا محول الحول و الاحوال: ای دگرگون کننده پیرامون و جاورها

شهریار آریابد ١١:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی مخالفت کردن: در پارسی " پترنیدن " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
پتیرکان= همیستاران = مخالفان
پتیرک= مخالف

شهریار آریابد ١١:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محوطه: در پارسی " پرکان " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

شهریار آریابد ١١:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محکوم: در پهلوی " ایراخت " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

مجید ١١:٢٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

شهریار آریابد ١١:٢٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محفل: در پارسی " ارسن ، آیشگاه ، جرگ " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

مهدی دلپیرو ١١:٢٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

شهریار آریابد ١١:٢٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محصور: در پارسی " پروندیش "در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

مسعود زهدی ١١:٢٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Many to Many: چندتا-به-چندتا

شهریار آریابد ١١:٢٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی جلیقه: در پارسی " برگستوان " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

شهریار آریابد ١١:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محرک: در اوستا " موتار " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

شهریار آریابد ١١:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محدودیت: در پارسی " مرزینی " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

شهریار آریابد ١١:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محدث: در پارسی " سرواینده " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
سروایندگان = محدثین

شهریار آریابد ١١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محترم: در پارسی " آزرم دار ، فرنافت " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

مهسان احمدپور ١١:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی stroke someone's ego: مجیز کسی را گفتن

مرتضی بزرگیان ١١:٠٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢

ریسی ١١:٠١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی گلیندر: گلیندر روستای در بخش آموزان 35کیلومتری چانف قرار داری که بالغ بر 35خانوار دارد . پیش از 6معلوم و4دانشجو دارد .
در موردمعنای گلیندر معناهای متفاوت وجود دارد دارد .اما معتبر ترین آن میتواند این باشد .گلیندر یعنی جای که سنگ و سنگ ریزه زیاد وجود داشته باشد
وبر گرفته از کلمه آلمانی می‌باشد .باشکر عبدالحمید ریسی دانشجوی روستای گلیندر دانشگاه فرهنگیان زاهدان

حمید ١٠:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی گلیندر: گلیندر به معنی سنگ ،سنگ ریزه یا قل می‌باشد
که از آنجا در این روستا سنگ زیاد بوده این اسم بر گزیده شده اسن

مهدی صباغ ١٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی migrant: مهاجر (کسی که از کشور یا شهر خود به کشور یا شهر دیگری رفته و در آنجا زندگی می کند)

مهدی قاسمی ١٠:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی In relation to: در مقایسه با

UniqueNetwork ١٠:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Coexist: در زمینه کامپیوتر و در شاخه های سیستم عامل میتواند معنی سازگاری را داشته باشد.

مثال

Many OSs can't easily coexist on the same partition.

تعدای از سیستم عامل ها براحتی نمی توانند روی یک پارتیشن راه اندازی شوند و سازگاری داشته باشند.

علت این است که یک پارتیشن نمی تواند چند نوع از Primary را دارا باشد.

shoko ١٠:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی addresser: A person who gives an address or speech

مسعود زهدی ١٠:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی location: وضع نمایی- جانمایی-شرح موقعیت -شناسایی وضعیت (بویژه در مدل سازی های رایج در مهندسی اطلاعات)

^~^ ١٠:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Diner: فردی که در رستوران غذا میخورد

شبستري ١٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی آرنيكا: يك نوع تنباكوي كوهي و آريايي نيك خو

رسول حسین بگی ١٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی take pride of place: از جایگاه خاصی برخوردار بودن
در معرض دید همگان قرار دادن
If something takes pride of place, you put it in the best position so that it can be seen easily

. ١٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی لاشی: بی ارزش

مریم کاهبازیان ١٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی I'm quite good at languages: من زبان را خوب بلد هستم.
If you are good at language ,you do it well.

مینا منصوری ٠٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی andragogy: اموزش برای بزرگسالان

الهه نعیمی ٠٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Candel: شمع

Sara ٠٩:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Rinse off: آبکش کردن

سپیده ٠٨:٥٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی منابر قضبان: شاخه های درختان

ایرج صفی پور ٠٨:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Poke out: بیرون زدن؛ بر آمدن؛ نمایان شدن؛ چیزی از منفذی یا سوراخی بیرون زدن؛ ور قلمبیدن؛ پیدا شدن؛ در آمدن (به طور مثال از شکاف بین دکمه های یک پیراهن بخشی از بدن کسی معلوم شود.)

Toomaz ٠٨:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی On the Ground: به دلیل اینکه

شهریار آریابد ٠٨:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی محارم: در پهلوی " استیکان ostikan " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

شهریار آریابد ٠٨:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی متوسل: در پارسی " آگش " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

شهریار آریابد ٠٨:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی متوجهات: در پارسی " نمیدگان " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

شهریار آریابد ٠٨:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی متوجه: در پارسی " نمیده " از بن نمیدن ، در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
نمیدگان = متوجهات

شهریار آریابد ٠٨:٢٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی متناهی: در پارسی " پایاندار " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.

Toomaz ٠٨:٢٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی Rank and file: ساده،معمولی،عادی،رده پایین،دون پایه

ماهان ٠٨:٢٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی flowability: سیلان پذیری -جریان پذیری

شهریار آریابد ٠٨:٢٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
معنی متمسک: در پارسسی " آگسار " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.