انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Abolfazl ١٠:٠٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Lil: کوتاه شده کلمه little و تلفظش lool

رضا ١٠:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی رضا:
چرا امام هشتم (علیه السلام)، �رضا�ست؟

آیت الله جوادی آملی: هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

ممکن است در بین آحاد امّت کسانی باشند که به مقام رضوان راه پیدا کنند؛ چون پایان بخش سورة مبارکة فجر که فرمود: یا أیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَهُ ارْجِعِی إلی رَبِّکِ راضِیَهً مَرضِیَّه (1)مخصوص ائمه (ع) نیست، شامل سائر انسانهای ملکوتی‌منش هم می‌شود. ممکن است در بین امّت کسانی باشند که دارای نفس مطمئنه و نائل به مقام راضِیَهً مَرضِیَّهً بشوند، امّا رضا نخواهند بود! آنها جزء امّت‌اند، ولی امام رضا (ع) واسطه است که چنین افرادی در بین امّت به مقام راضِیَهً مَرضِیَّهً راه پیدا می کنند.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است.

وجود مبارک امام هشتم (ع) وقتی وارد سرزمین مرو و خراسان شد؛ آنروز مسئلة رسمی خراسان، مسئله امامت،‌ رهبری، خلافت و مانند آن بود. عدّه ای بر این پندار باطل بودند که رهبر را باید مردم انتخاب بکنند! امامت انتخابی است و سقیفة بنی ساعده هم شاهد آنها بود. عباسیّه بر این پندار بودند،‌ بنی العباس فکرشان این بود که رهبری انتخابی است!

وجود مبارک امام از آنها سئوال کرد: مسئله رسمی خراسان کنونی چیست؟ عرض کردند: مسئله ولایت و رهبری است که عدّه ای باورشان این است که رهبر را مردم باید انتخاب بکنند. آنگاه وجود مبارک امام رضا (ع) طبق نقل مرحوم کُلینی (رض) فرمود: من امامت و رهبری را تشریح کنم تا معلوم بشود که امامت انتخابی نیست.

آنگاه مطلبی را فرمود که بخشی از آن معارف و مطالب به این مضمون در کافی ضبط شده است؛ اَلإمامُ واحِدُ دَهرِهِ لا یُدانِیهِ اَحَدْ وَ هُوَ بِحِیثتُ النَّجمْ مِنْ یَدِ المُتَناوِلینْ، إینَ العُقُولُ مِنْ هذا؟ إینَ الاِختیارُ مِنْ هذا؟ (2) فرمود: امام آن انسان کاملی است که در عصر خود، در روی زمین دوّمی ندارد. او مثل اعلای لیسَ کَمِثلِهِ شِیء است،‌ او مظهر لیسَ کَمِثلِهِ شِیء است. مگر مظهر لیسَ کَمِثلِهِ شِیء همتا دارد؟ وقتی همتا نداشت، در دسترس فکر دیگری نیست که دیگری او را بشناسد!

از باب تشبیه معقول به محسوس چنین فرمود: همانطوری که ستاره‌های آسمان در دسترس بشر عادی نیست، اوج مقام امامت و رهبری هم در دست بشر عادی نیست. همانطوری که با دست نمی شود ستارة آسمان را گرفت، با فکر بشر عادی هم نمی شود خلیفة الله را و امام معصوم را شناخت! إینَ العُقُولُ مِنْ هذا؟ إینَ الاِختیارُ مِنْ هذا؟ کجا عقل مردم می تواند امام را بشناسد، تا او را در سقیفه اختیار بکند، انتخاب بکند! امام را جز امام آفرین احدی نمی شناسد؛‌ او می‌شناسد، او می‌پروراند، او نصب می‌کند و مانند آن. إینَ العُقُولُ مِنْ هذا و إینَ الاِختیارُ مِنْ هذا؟

نردبانی به نام اقرار به گناه

در قرآن کریم، ذات أقدس إله به ما فرمود: شما باید وسیله ای فراهم بکنید که از آن وسیله مدد بگیرید و به خدا واصل بشوید. وسیله برای وصول است! این سبب و این نردبان برای آن صعود است؛ وَ ابتَغُوا إلَیهِ الوَسیله (3). آنگاه وسیله را در ادعیه، در مناجات، در روایات برای ما مشخّص کرده اند.

بهترین وسیله و عالی ترین وسیله �توحید� است که انسان موحّد باشد. تَوَسَّلْتُ إلِیکَ بِرُبُوبیَّتِکْ (4). اعتقاد به عبودیت خویش و ربوبیّت خدا بهترین وسیله است. و برای اینکه انسان به این توفیق راه پیدا کند، اقرار به گناه را به عنوان وسیله با مولای خود در میان می گذارد. خود این اقرار به گناه وسیله است. در مناجات شعبانیّه چنین آمده است: خدایا! تو که دستور داده ای ما به طرف تو وسیله‌ای اتخاذ کنیم؛ وَ قَدْ جَعَلتُ الإقرارَ بِالذَّنبِ إلِیکَ وَسیلَتِی(5). من هیچ نردبان و وسیله ای ندارم، مگر اینکه اقرار می کنم بد کرده ام!

اقرار به گناه نردبان خوبی است؛ از غرور آدم می کاهد، انسان را به توبه وادار می‌کند، وقتی انسان اقرار کرد و تصمیم گرفت توبه کند، کم کم شامّه اش باز می شود. حالت ذکام معنوی او بر طرف می شود؛ وقتی انسان مذکوم نبود، ذکام نداشت، سرما خورده نبود، هم بوی بد را استشمام می کند، هم بوی خوب را! بوی خوب و شیوای عبادت و استغفار به شامّه اش می رسد، بوی بد گناه هم به شامّه اش می رسد.

این از بیانات نورانی رسول خداست که به ما فرمود: تَعَطَّرُوا بِالإستِغفارْ لا تَفضَحَنَّکُمْ رَوائِحُ الذُّنُوبْ (7). با استغفار خود را معطّر کنید تا بوی بد گناه شما را رسوا نکند. بالأخره گناه بد بو روزی انسان را رسوا می کند. همه که مثل ما مذکوم نیستند،‌ شامّة همه بسته نیست! بسیاری از جوانها، از خواهران و برادران با شامّة باز استشمام می کنند. جامعه ای که شهید داده است، معطّر است. جامعة معطّر و خوشبو هم بوی خوب دارد، هم بوی خوب را استشمام می کند.

مگر در فرهنگ ما زیارت وارث و امثال وارث نیآمده؟! مگر ما در پیشگاه شهداء و شهیدانِ امام (رض) عرض نمی کنیم: طِبتُمْ وَ طابَتِ الأرضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ (8)؟! شما طیّب و طاهرید، سرزمینی که شما را پروراند طیّب و طاهر است، مزار و مرقد شما طیّب و طاهر است. خُب این زیارت وارث به انسان شامّه می دهد. اگر ما نتوانستیم استشمام کنیم، خیلی ها هستند؛ همانها که شهید داده اند، همانها هم بوی شهادت را استشمام می کنند. و اگر چنین جامعة زنده ای ما داشتیم، بالأخره بوی بد گناه ما را مفتضح می کند!

فعلاً بگوئیم: اَلحَمدُ للهِ الَّذِی سَتَرَ عُیُوبی وَ ذُنُوبی وَ لَمْ یَفضَحْنِی مِنْ بِینِ الخَلائِقْ (9). خدایا! تا دیر نشده ما بر می گردیم، ما معتقدیم بد کردیم و تو پوشاندی. ستّار بودی، غفّار بودی؛ امید آن هست که در آخرت هم بپوشانی. ولی بالأخره ممکن است یک وقتی قهر خدا آن پرده را کنار بزند و سرزمین طیّب و طاهر که مردان الهی و زنان الهی تربیت می کند و بوی خوب اطاعت را استشمام می کنند و بوی بد گناه را هم استشمام می کنند، ما مفتضح بشویم.

میان‌بری برای تقرب الهی

شما در دعای کمیل می خوانید، در ادعیة دیگر می خوانید که خدا به ما از هر موجودی نزدیکتر است. اگر او به ما از خود ما حتّی نزدیکتر بود، بخشش او هم به ما از هر چیزی نزدیکتر است. یک راه میان بری بنده با خدا دارد؛ غیر از آن اسباب و وسائل، یک راه میان بری دارد. لذا به او عرض می کنیم: تَوَسَّلْتُ إلِیکَ بِرُبُوبیَّتِکْ.

یعنی خدایا! تو که فرمودی وَ ابتَغُوا إلِیهِ الوَسیلِه، ما توسل به ائمه داریم، نماز وسیله است، روزه وسیله است، قرائت قرآن وسیله است، درس و بحث وسیله است، احسان و نثار و ایثار وسیله است، جهاد اصغر و اکبر وسیله اند؛ همة اینها وسیله اند. امّا �توحید ناب� وسیلة خوبی است. خدایا! عبودیت خود و ربوبیّت تو را وسیله قرار دادیم. تَوَسَّلْتُ إلِیکَ بِرُبُوبیَّتِکْ. اگر چنین وسیله ای در اختیار ما هست، و این وسیله اَقربُ الوَسائِل است و‌ اَقویَ الوَسائِل است؛ اگر از این وسیله ما بخواهیم مدد بگیریم، کار آسانی هست؛ دفعتاً می بینید انسان متحوّل می شود. و این تحوّل باعث تهیّة ذخیره ای است که چیزی او را عوض نمی کند.

شما تا چشم به هم بزنید، می بینید ابلاغ بازنشستگی به دست یک عالم حوزوی یا دانشمند دانشگاهی دادند. طولی نمی کشد که انسان به 60 یا 70 سالگی می رسد! یک بیان نورانی ای امیر المؤمنین (سلام الله علیه) دارد که لحظه ها چقدر می گذرد، به چه سرعت می گذرد، روز می شود. روزها به چه سرعت می گذرد، هفته می شود. هفته ها به چه سرعت می گذرد، ماه و سال را پشت سر می گذارد؛ و این ماهها و سالها به چه سرعت می گذرد و عمر را تأمین می کند! تا انسان بجنبد، می بیند: از آن سرد آمد این کاخ دلاویز/ که تا جا گرم کردی‌، گویدند خیز

مقام رضوان از آن چه کسی می‌شود؟

دنیا همیشه سرد است؛ زیرا هر کسی چند لحظه ای آنجا نشست، تا جای خود را گرم بکند، به او می گویند: نوبت تو به سر آمده. آنگاه کسی در این بازیگری‌ها پیروز می‌شود که نه کسی را فریب دهد، نه فریب کسی را بخورد؛ او به مقام رضوان بار می یابد، إن شآءَ الله به نفس مطمئنه می‌رسد، راضیة مرضیه خواهد شد. از آن به بعد به او اجازة رجوع می دهند. به برخی می گویند: قِفُوهُمْ إنَّهُمْ مَسئُولُونْ (11). اینها را متوقف کنید، بازداشت کنید. به بعضی ها می گویند: بیائید. خدا دستور توقف به عدّه ای می‌دهد، فرمان رجوع دربارة عدّه‌ای دیگر صادر می‌کند. مائیم و ابدیّت ما!

شما می بینید انسان اینچنین نیست که عمرش با کهکشان ها قابل قیاس باشد! انسان یک جان مجرّدی دارد که فوق میلیاردها سال نوری است. اصلاً نه متزمّن در زمان است، نه متمکّن در مکان...

(1) سوره فجر / آیات 27 و 28

(2) الکافی / جلد 1 / صفحة 201 ـ با تلخیص

(3) سورة مائده / آیة 35

(4) المصباح لِلکفعمی / صفحة 558

(5) بحار الأنوار / جلد 91 / صفحة 97

(7) وسائل الشیعه / جلد 16 / صفحة 70 ـ رُوِیَ عَنْ اَمیرالمؤمنین (ع)

(8) مفاتیح الجنان / زیارت وارث

(9) مستدرک الوسائل / جلد 5 / صفحة 393

(11) سورة صافات / آیة 24

رضا ١٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی رضا: چرا امام هشتم (علیه السلام)، �رضا�ست؟

آیت الله جوادی آملی: هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

دنیا ٠٩:٥٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی سرخره علیا: دنیا سرخره

الهام حسینی ٠٩:٥٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی drawbacks: معایب،نواقص

غفور ٠٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Advantages: امتیازات

طیبه شاددل ٠٩:٥٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Theism: خداباوری توحیدی؛ خداباوری کلاسیک

غدیری ٠٩:٥١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی مرغ آتشین: فلامینگو

شهاب دولت آبادی ٠٩:٤٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی sanctuary: منظقه حفاظت شده

مترجم کلمات انگلیسی ٠٩:٣٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Have dinner: شام خوردن ،خوردن شام

محمد جواد نریمانی ٠٩:٣٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Iv drip: تزریق داخل رگ به صورت مستقیم توسط میکروست

سمیه ٠٩:٣٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی رویسا: چشمه زلال و پاک

مترجم کلمات انگلیسی ٠٩:٣٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Have dinner: خوردن شام ،شام خوردن ،شام بخور،بخور شام

غفور ٠٩:٣٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Is thus: بدینسان

آمنه رحیمی ٠٩:٢٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی ووشه به زبان گیلکی: ووشه به زبان گیلگی به معنای خوشه است.

امیررضالبافی ٠٩:٢٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی higher self: خود برتر

Masoud ٠٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی caution: تفهیم اتهام

فاطمه ٠٩:١٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی کسوت انسانی: هوس دنیایی - خواسته دنیایی

فاطمه ٠٩:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی کسوت انسانی: هوس -خواسته دنیایی

فریال ٠٩:٠٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی فریال: از یال شیر گرفته شده به معنی نیرومند /نام پرنده ی زیباییست /شنیدم نام ستاره

یسنا ٠٩:٠٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Hurricane: طوفان . گردباد

hasti ٠٩:٠٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی official position: جایگاه سیاسی

علی طالعی ٠٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی قبح: مایه‌ی خجالت و شرمساری

علی ٠٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی هیراد: خوش برخود خوش اخلاق

Hh ٠٨:٤٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Posthumous: وابسته به بعد از مرگ

eli ٠٨:٢٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی as time goes by: در طول زمان
به مرور زمان

آسا ٠٨:١٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی hold by: گرفتن کسی یا چیزی با (بوسیله) چیزی دیگر یا یک بخش خاص.

شیرین سا ٠٨:٠٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی موسس ساسانیان: اردشیر بابکان

عبدالخلیل قوطوری ٠٧:٢٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی cavity:
k�vɪti- Cavity-En- کأویتی- k�vəti کأویدی= سوراخ، کرم خوردگی دندان، حفره، گودال، کاواک، کاوی
معانی دیگر: کاواکی، پوکی، گودی، چال، مغاک، فضای خالی، کاوگاه، تهینه، (دندان پزشکی) کرم خوردگی
Cavity-Turk-کأویتی ، کأویدی= سوراخ، کرم خوردگی دندان، حفره، گودال، کاواک، کاوی
معانی دیگر: کاواکی، پوکی، گودی، چال، مغاک، فضای خالی، کاوگاه، تهینه، (دندان پزشکی) کرم خوردگی
کأو فعل امر کأومک= کندن، چاله کندن، گود کردن، حفر کردن، سوراخ کردن، فضای خالی یا چاله و گودی ایجاد کردن، کاویدن و جستجو کردن(برای یافتن چیزی در میان انواع چیزهای به هم ریخته یا کُپۀ خاک و یا برای یافتن گنج در زیر زمین)، توخالی کردن(درون چیزی را حفر و خالی کردن) - مثال:دیشی کأویک=دندانش پوکیده، دندانش کرم خورده، دندانش دارای حفره و سوراخ است- دیش دُکتر دیشینی کأویدی= دندانپزشک دندانش را سوراخ کرد (حفر کرد)- أول یری کأویتی یا کأویدی(کأودی)=اون زمین را حفر کرد( فرو رفتگی ایجاد کرد)،- حیوان یری کأویدی=حیوان زمین را حفر کرد- سو یری کأویپدیر=آب زمین را گود کرده(چاله کرده) ، cavity=Құд (Құдалық) کأود، Goodگأوُد، Goed گأوید، کِأودی یا کأویتی یا کأویدی(cavity)=گودی
کاویدن: تفحص کردن، جست وجوکردن، کاوش کردن، کندن، حفر کردن، کندوکاو کردن
kɒnˈk�vɪti- Concavity-En-کین کأویتی، کأن کأویدی= کاوی، تقعر، توگودی، فرو رفتگی
معانی دیگر: کاو بودن
Concavity-Turk-کأن کأویتی یا کأن کأویدی=زیاد( کاوی، تقعر، توگودی، فرو رفتگی)
Con-کأن=زیاد، فراوان، کثرت، خیلی، زیادت و...
کأوید یا کأویت=گودی، فرورفتگی، کاوی، تقعر، -کأو فعل امر کأومک=حفر کردن، فرو رفتگی ایجاد کردن، حفره درست کردن، گود کردن، کندن، کاوش، جستجو و...- کأن کأویدی=حفاری زیاد، گودی زیاد، فرورفتگی زیاد، زیاد حفر کرد، زیاد جستجو کرد، زیاد گود کرد، و...
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی –poladabady@blogfa.com

مهدی صباغ ٠٧:٠٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Jelly fish: Noun-countable-informal :

شخص ضعیف و بی اراده
انسان ضعیف النفس

زهرا ٠٦:٥٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی کالمفسدین: همانند مفسدان

محمد ٠٦:٤٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Cut throat: رقابت ناجوانمردانه و ناخشنود

مصطفی مومنی ٠٦:١٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨

مصطفی مومنی ٠٦:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی معانی: مفاهیم

قدرت الله پناهی ٠٥:٤٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Practitioners: متخصصان فعال

پیرک ٠٣:١٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی ساتیار: ساتیار فرزندارشد دریک می باشد وطایفه ساتیاروند از نسل ایشان هستند طایفه ای با نام نیک و اصالت کهن ویکی از طوایف بزرگ لرستان ،

معصومه ع ٠٣:١٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Damaged: مختل

NeginMk ٠٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی transfer student: دانش آموز انتقالی (از یک مدرسه به یک مدرسه جدید در اواسط سال رفتن)

اسماعیل ٠١:٥٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی privatization: خصوصی سازی شرکت دولتی

حسین مهدوی ٠١:٥٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی مرضیه: علامه طباطبایی در تفسیر شریف‌المیزان به خوبی معلوم می‌دارد رضایت خداوند در قرآن‌کریم، گاه به فعل و گاه به نفس فاعل تعلّق دارد و این دو با یکدیگر تفاوت فراوانی دارند. ایشان در این باره در ذیل آیه �رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه� (مائده/۱۱۹) می‌نویسد:

�در این آیه خشنودى را متعلق به خود بندگان راستگوى خود نمود، نه به راستگویى شان، به خلاف آیه �و رضى له قولا� و آیه شریفه �وَ إِنْ تَشْکُرُوا یَرْضَهُ لَکُمْ� که رضایت را متعلق به عمل نموده، و بین این دو قسم تعبیر فرق روشنى است، چه خشنودى از عمل به این است که از دیدن آن چهره در هم نکشد و از آن نفرت نکند و چه بسا دشمن انسان‌ کار پسندیده‌اى کند در حالی‌که خود او مورد نفرت است، و به عکس دوست انسان کار ناشایستى مرتکب شود در حالی‌که خودش محبوب انسان باشد. پس این‌که فرمود: �رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ” دلالت می‌کند بر این‌که خداى تعالى نه تنها از فعل ایشان خشنود است، بلکه از خود آنان نیز راضى است�. (المیزان، طباطبایی، ج۶، ص۲۵۲)

بر این اساس شایان توجّه است که در ثبوت لقب �مرضیه� برای نفس بانوی خلقت، فضیلتی بس بزرگ نهفته است.

برای بررسی دلالت تفسیری لقب �مرضیه� باید بدانیم خداوند بارها در آیات متعدّدی همچون �وَ لایَرْضى لِعِبادِهِ الْکُفْر� (زمر/۷)[۴] و �إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ� (نحل/۹۰)[۵] نارضایتی خویش را از رذایل اخلاقی اعلام داشته و روشن ساخته است که آن چه مرضیّ و پسند اوست، فضایل و پاکی‌هاست.

لذا رضایت خداوند تنها به خوبی‌ها و پاکی‌ها تعلّق می‌گیرد و تنها کسی می‌تواند مرضیّ رضای خداوند باشد که در تمام ابعاد وجودی، طهارت و پاکی را تداعی کند. از همین رو، رضایت خداوند از کسی، به معنای اوج تنزّه روحی مشارٌ الیه و پیراستگی وی از رذایل است.

از منظر قرآنی، رضایت مطلق خداوند از کسی، به معنای اوج تنزّه روحی مشارٌ الیه و پیراستگی وی از رذایل است. لذا ثبوت لقب �مرضیه� برای بانوی خلقت، گواه بر اوج تنزّه باطنی حضرتش و بیانگر نیل ایشان به مقام عبودیّت است.

ضمن این‌که اساساً رضایت مطلق از هر چیز هنگامی موضوعیّت می‌یابد که آن چیز در نقطۀ مقتضی و مطلوب باشد و در راستای هویّت اصلی خویش، به خوبی عمل کند. از آن‌جا که هدف خداوند از خلقت انسان، رسیدن او به مرتبۀ عبودیّت است، تعلّق مطلق و تامّ رضایت باری به نفس، حکایت از نیل او بدین مرتبه دارد. (المیزان، طباطبایی، ج۳، ص۲۵۲).

گواه بر این امر این‌که به تصریح آیۀ �یَأَیَّتهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّهُ * ارْجِعِى إِلىَ رَبِّکِ رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً * فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى� (فجر: ۲۷-۲۹)[۶]، آن‌چه مرضیّ رضای باری است، نفسی است که حائز مقام عبودیّت شده است؛ نفسی مطمئنّه که در سایه‌سار ایمان توحیدی بر صراط مستقیم ثابت قدم گشته و از تزلزلات و آفات روحی و معنوی رهیده و مرضیّ رضای پروردگار و حائز مقام عبودیّت است.

لذا ثبوت لقب �مرضیه� برای بانوی خلقت، از سویی گواه بر اوج تنزّه باطنی حضرتش و از سویی بیانگر نیل ایشان به مقام عبودیّت است.

Amir ٠١:٥٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی turn out to be: کاشف به عمل آمد که.....

میلاد علی پور ٠١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی level: فاز، مرحله، جنبه

حسین رحمانی ٠١:١٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی inescapability: گریزناپذیری

آی سان ٠١:٠٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی آی سان: مثل ماه

daniel rajani ٠١:٠٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی provided by: تهیه شده توسط

Hossein ٠٠:٥٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی countryside: دشت و صحرا:
land outside towns and cities, with fields, woods, etc.

Mostafa meghdadian ٠٠:٥١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی Fast lane: پیروی از زندگی لاکچری
Lead to a luxurious life style

طاهره ٠٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨

مرتضی ٠٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی نوعی دسر: ژله بیسکویتی

میلاد علی پور ٠٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
معنی let on: معلوم کردن، لو دادن، روشن کردن، فاش ساختن، گفتن