برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

zahra

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Cough یعنی سرفه کردن عطسه میشه sneeze ١٣٩٨/١١/٢٥
|

2 کیسه ی یخ ١٣٩٨/١١/٢٥
|

3 دوچرخه ١٣٩٨/١١/٢٥
|

4 خوک ١٣٩٨/١١/٢٥
|

5 قیچی ١٣٩٨/١١/٢٥
|

6 بریدن مانند:lvy has scissors ١٣٩٨/١١/٢٤
|

7 مثلا وقتی زباله درسطل اشغال زیاد است میتوان به کار برد ١٣٩٨/١١/٢٤
|

8 موی بافته شده ١٣٩٨/١١/٢٤
|

9 شابلون ١٣٩٨/١١/٢٣
|

10 سطل اشغال ١٣٩٨/١١/٢٢
|

11 سرویس بهداشتی یاهمانw.c ١٣٩٨/١١/٢٢
|

12 باند زخم ١٣٩٨/١١/٢٢
|

13 کمر درد ١٣٩٨/١١/٢٢
|

14 بیماران ١٣٩٨/١١/١٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 curtain
• We curtained the bedroom.
• مابه اتاق خواب پرده زدیم
١٣٩٨/١١/٢٥
|

2 curtain
• Fog curtained the town.
• مه شهررا پوشانده بود
١٣٩٨/١١/٢٥
|

3 stomachache
• I have a stomachache.
• من شکم درد دارم
١٣٩٨/١١/٢٢
|