انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

جمشید احمدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پیش سپاری
روشنگری: همواره اگر کسی رای به جایی یا کسی "معرفی" میکنیم؛ همانا سفارش یا سپارش اورا به آنکس و یا آن نهاد انجام می دهیم؛ و اینکار را از ...
١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

2 هماندم که ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

3 پاد
برعلیه = بر پاد/ به پاد
١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

4 جداویژه/ سواویژه/ جدا/ سوا ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

5 جداویژه/ سواویژه/ جدا/ سوا ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

6 فرا سرشتی ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

7 حل مسئله = گشایش دشواری ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

8 اگر بپزیریم که قفس گونه ای زندان است؛ و زندانی کوچک و تنگ است؛ آنگاه آسانتر خواهد بود که واژه ی "تنگدان" /تنگ دان / را بجای قفس بپذیریم. بگونه ای ه ... ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

9 برپا کردن ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

10 پدید آمدن/ پدید آوردن/ پدیدار شدن/ فراهم آمدن/فراهم آوردن/ هستی یافتن/ هستی دادن ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

11 گاهامد ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

12 جازور ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

13 فزونتر ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

14 درود
روشنگری :
در نگاه نگارنده هیچکدام از چم های گفته شده( پیوند، پیوستگی، پیوستار) در چم "رابطه و ارتباط" آنچناکه بایست گویا نیستند. چرا که " ...
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

15 درود
روشنگری :
در نگاه نگارنده هیچکدام از چم های گفته شده( پیوند، پیوستگی، پیوستار) در چم "رابطه و ارتباط" آنچناکه بایست گویا نیستند. چرا که " ...
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

16 درود
روشنگری :
در نگاه نگارنده هیچکدام از چم های گفته شده( پیوند، پیوستگی، پیوستار) در چم "رابطه و ارتباط" آنچناکه بایست گویا نیستند. چرا که " ...
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

17 درود
روشنگری :
در نگاه نگارنده هیچکدام از چم های گفته شده( پیوند، پیوستگی، پیوستار) در چم "رابطه و ارتباط" آنچناکه بایست گویا نیستند. چرا که " ...
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

18 ترانمایی ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

19 لازم = نیاز / نیازمندی
لازمه = پیشنیاز
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

20 هراسش/ ترساندن
نمونه :
این خود یک هراسش بشمار می رود. برای دو ماه هر روز او را می ترساند/تهدید می کرد.
١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

21 نگاشته ها/ به نگارش رسیده ها/ نگارش شده ها ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

22 چاپ شده / بچاپ رسیده/ نگارش شده / نگاشته ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

23 نگارش ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

24 ما می توانیم مانند زبان آذری/ترکی و انگلیسی از بسیاری از واژگان خود بن واژه بسازیم و نباید در اینگونه موارد سختگیری کورکورانه داشته باشیم. بنابراین د ... ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

25 پی گام = پیگام= مرحله ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

26 گذرگاه/ گذرگاه پیام
راه ارتباطی = گذرگاه پیغامی
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

27 همگان پذیزی ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

28 ویژه مند
نمونه :
اختصاص دارد =ویژه مند است.
اختصاصی = ویژه مندی
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

29 کارپیشگی ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

30 وظیفه = کاردوش
وظیفه شناسی = کاردوش وری
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

31 کاردوش ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

32 بی انگیزه ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

33 کار گردانی ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

34 وارد شدن/
مداخله کرد = وارد شد
١٣٩٨/٠٥/١٧
|

35 نشان کوتاه ١٣٩٨/٠٥/١٧
|

36 کوتاه ١٣٩٨/٠٥/١٧
|

37 ریزگانه ها ١٣٩٨/٠٥/١٧
|

38 باقی = برجا/برجای
همواره واژه ی اربی باقی به ریخت�باقی می ماند/نمی ماند/است/نیست و ... بکار می رود؛ که نزدیک به همه ی آنها می توان از واژه پارسی � ...
١٣٩٨/٠٥/١٧
|

39 می توان بجای فراز �متوجه شد/شدم و ... � از واژه های دید/ دیدم و ... سود برد. ١٣٩٨/٠٥/١٧
|

40 پرفشار
نمونه : اردوگاه کار اجباری = اردوگاه کار پرفشار
١٣٩٨/٠٥/١٧
|

41 پسین تر/پسین ترها ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

42 به سوی خود کشید ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

43 کنشوری/ کنش وری ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

44 وظیفه = کاری که بردوش کی گذاشته شده است؛ کاری که برعهده ی کسی است.
وظیفه = کاردوش
١٣٩٨/٠٥/١٦
|

45 محصول جانبی = فراوردهای است که ناخواسته به همراه فرآورده ی پایه بدست می آید. بنابراین :
محصول جانبی = کنارآورد

١٣٩٨/٠٥/١٦
|

46 امن = رام/رامند [رام = آرام/ آرامش--رامند = رام مند = رام مند = رامند]
امنیت = رامندی
رامند/ رامندی = امن/ امنیت/راحت/ آسودگی/ آرامش
١٣٩٨/٠٥/١٦
|

47 رواندرستی/ روان درستی/به روان و بهروانی ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

48 ناقص = پرکاست
کامل = بیکاست
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

49 پیشور/ پیشفر ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

50 توانش ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

51 برانگیز/سونما/سو نما ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

52 فرجوی/نامجوی/فرجو/نامجو/زیاده خواه ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

53 ادامه دار بودن/ ادامه داشتن/هموارگی/ پیوستگی ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

54 همگان پذیری ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

55 ورود/ وارد شدن/نخش پردازی ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

56 اصل = گوهره
اصلی = گوهری
١٣٩٨/٠٥/١٥
|

57 حالت ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

58 درهم رفتگی/ درهم فرورفتگی/ درهم تنیدگی/ تنیدگی/هم پوشانی/ ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

59 کلان / بزرگ / بزرگتر / کلانتر ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

60 بازکنش/ بازکرد ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

61 دگرشپذیری/ دگرشپذیر/ دگرش پذیر/ ناپایا/ناپایایی/ بسته به چیزی دیکر/ ناخود استوار/ استوار به دیگری/کما بیش ناهستی مند/ کمابیش هستی مند به دیگری/کمابیش ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

62 همه گیری/گستردگی ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

63 هستمندی/ هست مندی ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

64 پشت/ گذر
نمونه : در خلال این سالها = در گذر این سالها/ (در طول مدتی که این سالها در حال گذر بوده اند)/ در پشت این سالها(در مدت زمان ای سالها)
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

65 درحالیکه = در برابر / اما ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

66 آرام جوی/آرامجو ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

67 رامند/ رامندی = امن/ امنیت/راحت/ آسودگی/ آرامش ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

68 چندگون ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

69 اموال به چم چیزهایی است به همراه خود و یا در جایی آنها را برای خودش دارد که برایش ارزش مادی و یا مینوی دارد که در گویش اربی به آنها اموالآن کس گفته م ... ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

70 برانگیزان
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

71 انطباق = همسازشی/ همسازش
منطبق = همساز
تطبیق = همسازی
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

72 محبوبیت = پسندش/ پُرپسند ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

73 ناب گزینی/ سره گزینی
خلاصه کردن، همانا برگزیدن کوتاهترین و همزمان بهترین گفتار از یک نوشتار است؛ بنابراین واژه های ناب گزینی/ سره گزینی به دید من ...
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

74 بالفعل = فراهم/ آماده/بیدار/ نخفته
بالقوه = نهفته/ خفته
١٣٩٨/٠٥/١٢
|

75 فراخواه ١٣٩٨/٠٥/١٢
|

76 اشاره = پیکانه ١٣٩٨/٠٥/١٢
|

77 اصطلاح = درواژه ١٣٩٨/٠٥/١٢
|

78 منظم = پیرشته/پی رشته ١٣٩٨/٠٥/١٢
|

79 فرآوند/ روایش ١٣٩٨/٠٥/١١
|

80 دلاسود/ دل آسود ١٣٩٨/٠٥/١١
|

81 خویش خواسته ١٣٩٨/٠٥/١١
|

82 اتلس ١٣٩٨/٠٥/١١
|

83 گمانه زنیها/ گمانه زنیهای ١٣٩٨/٠٥/١١
|

84 پیایش/ از پی هم آمدن/ پی آی ش ١٣٩٨/٠٥/١١
|

85 فراخوشی خواه/ فراخوشی جوی ١٣٩٨/٠٥/١١
|

86 لذت همانا احساس گونه ای خوشی است که با خوشی های همیشگی اندکی یا بیشتر یا خیلی بیشتر در چندینگی(کمیت) و چگونگی (کیفیت)بالاتر جای دارد. بنابراین :
...
١٣٩٨/٠٥/١١
|

87 فرنهش ١٣٩٨/٠٥/١١
|

88 روحیه به چم حالتهای روانی است. همانند غم و شادی، خستگی و سرحالی و ... است. پس روحیه به چگونگی حالتهای روانی گفته می شود. بنابراین:
روحیه : روانگو ...
١٣٩٨/٠٥/١١
|

89 همگی/ سراسر/ سرتاسر/ یکسر ١٣٩٨/٠٥/١١
|

90 کم فزون/ پربایست ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

91 پُر فزون / کم بایست ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

92 چم "موردی" در فرازچه ی زیر :
�بررسیهای موردی�
موردی = تکپار/تکپاره/ناگاه/
١٣٩٨/٠٥/١٠
|

93 کنش مند ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

94 صاحب نظر/ صاحب نظران = فرا نگر / فرا نگران ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

95 موثر = پرنمود/کارا ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

96 نظم/تنظیم/ منظم = پیارایی/ پی آرایی
ناظم = پی آرای/ پی آرا
١٣٩٨/٠٥/١٠
|

97 فرا لیسانس ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

98 شگفت ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

99 افزون بر ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

100 افزون بر ١٣٩٨/٠٥/١٠
|

101 زمینه ها ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

102 نقل مکان/مهاجرت = دگرجا/دگرجای/دگرجایی
نقل مکان کرد/ مهاجرت کرد = دگرجا شد/کرد
١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

103 محله به جایی یا تکه ای از شهر گفته می شود. همانا که شهر از چند و چندین محله پدید می آید. بنابراین :
محله = جایی از شهر / جایشهر/جاشهر
محله = ...
١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

104 مرفه = پرآسود/ پر آسوده/ پر آسوده = پرآسود ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

105 مهندسی سازندگی ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

106 پوسته ای ١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

107 تکویژه/ تک ویژه ١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

108 چندینگی ١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

109 دگرگونه ١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

110 خیال = گمان
تخیل = گمانش
تخیلی = گمانشی
١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

111 کرانپذیر / کرانیده/ تنگیده ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

112 ثابت = پایا/پایدار
متغیر = ناپایا/ناپایدار
١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

113 زورافزونی/تاب افزونی ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

114 زیستش ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

115 قانع/متقاعد/قانع کردن یا شدن/متقاعد کردن یا شدن = همپذیر/همپذیری/ همپذیرفتن/همپذیراندن
نمونه :
قانع شد = همپذیر شد
قانع کرد = همپذیر کرد
١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

116 پسین تر ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

117 همچنین است:
واژه ی کران به چم حد که با ساختن بن واژه ی کرانیدن به چم محدود کردن، واژگان بسیار دیگری نیز بدست می آید؛ مانند:
محدود = کرانیده
١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

118 ما می توانیم مانند زبان آذری/ترکی و انگلیسی از بسیاری از واژگان خود بن واژه بسازیم و نباید در اینگونه موارد سختگیری کورکورانه داشته باشیم. بنابراین د ... ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

119 ناف/ نافه ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

120 کانون/مرکز ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

121 کژیدن = کژ گردانیدن = تحریف
نمونه : تحریف شده = کژین
١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

122 توصیف همواره به معنی بازنمایی ویژگیهای نیکوی یک چیز است. مانند توصیف بهار که گفتن از ویژگیهای نیکوی بهار را بر می انگیزد. بنابراین توصیف می تواند به ... ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

123 افراطی/ افراط = افزونگری/ فزونگری/افزون گری/فزون گری
تفریطی/ تفریط = کاستیگر/کاستیگری/کاستی گر/کاستی گری
١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

124 انتزاعی = ذهن پایه
عینی = دیدپایه
١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

125 هست مندی/هستمندی ١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

126 برانگیختگی ١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

127 بدست آوردن/ دست پیدا کردن/ دست یافتن ١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

128 اگر نیاز بود/ ١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

129 گژگزینی/نادرست/ ١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

130 سالم = بهداشته/ به داشته شده/ تندرست رواندرست= بهداشته
نمونه: انسان سالم = انسان بهداشته
١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

131 نقد = سنجش
نقد کردن = سنجیدن/همزمان خوب و بد چیزی را هویدا کردن
١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

132 میاندار/میان دار ١٣٩٨/٠٥/٠٣
|

133 پای جست
در علوم "اصل موضوع" به نهاده هایی گفته می شود که مانند قانون های از پیش وضع شده پذیرفته شده اند و کسی برای پذیرفتن آنها و یا درستی آنها دل ...
١٣٩٨/٠٥/٠٣
|

134 ناگزیر ١٣٩٨/٠٥/٠٣
|

135 درونداشت ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

136 ایمن = امن = رام/رامند [رام = آرام/ آرامش--رامند = رام مند = رام مند = رامند]
١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

137 آنسان = آن سان = سان = حالت
نمونه:
شخص حالتی را برمی گزیند؛ که بهترین فرصت را برای پیش ‌بینی رویدادهای آینده فراهم می ‌آورد.‏
شخص آنسانی را ...
١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

138 خمش
خم ش = خمش
نمونه :
توانایی خم شدن و از شکلی به شکلی دیگر در آمدن = خمش پذیری = انعطاف پذیری
١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

139 هستی مند ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

140 فرآوند
دلیل = آوند
استدلال = فرآوند/توجیه
١٣٩٨/٠٥/٠١
|

141 دانستنیها ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

142 خوش گمان/خوش گمانی ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

143 پاسوش
احتیاط به معنی مراقب بودن با استفاده از هوش خویش برای رخ ندادن اتفاق بدو در واقع دوراندیشی
پاس: به معنی مراقبت و نگهداری است.
هوش : فه ...
١٣٩٨/٠٥/٠١
|

144 امن = رام/رامند [رام = آرام/ آرامش--رامند = رام مند = رام مند = رامند]
امنیت = رامندی
رامند/ رامندی = امن/ امنیت/راحت/ آسودگی/ آرامش
١٣٩٨/٠٥/٠١
|

145 نمود/نمودش ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

146 زیست/زیستن ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

147 دید پای/ دیدپایه ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

148 انجامید/از ریشه ی انجامیدن ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

149 خودارجمندی/خویش ارجمندی/خود را گرامی داشتن/ ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

150 انجام/انجام دادن/بکار بستن/نگهداری/ ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

151 کارگردان

مدیریت = کارگردانی
به فیلم ساز هم به سبب مدیریت در ساختن فیلم کارگردان گفته می شود.
١٣٩٨/٠٥/٠١
|

152 پیشه وری
شاغل = پیشه ور
اشتغال = پیشه وری
١٣٩٨/٠٥/٠١
|

153 پیشنمود/پیش نمود

ارائه کردن = پیش نمودن/پیشنمودن/ آشکار ساختن

پسنمود/پس نمودن = اختفا/مخفی کردن/نهان کردن/
١٣٩٨/٠٥/٠١
|

154 تکویژه/تک ویژه ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

155 دستاورد ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

156 همگرایی/ هم گرایی ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

157 بر پایه ی ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

158 پیسازی/پی سازی
پینمود/ پی نمود
١٣٩٨/٠٥/٠١
|

159 کنش ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

160 دیدور/دیدورانه/دیده ور/ دیده ورانه ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

161 دیدپایش ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

162 نخش پرداز ١٣٩٨/٠٤/٢٧
|