برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آراز فرشباف

آراز فرشباف A.F.A
زبان آموز ILI، سطح Pre Intermediate 2

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 PRE2:
the part of food that one's body cannot digest but which helps the body to work well: Dried fruits are especially high in fiber.
١٣٩٨/١١/٠٥
|

2 speed, سرعت
At a snail's pace: با سرعت حلزون، بسیار آهسته
١٣٩٨/١٠/٢٨
|

3 جست و خیز کردن ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

4 در برنامه نویسی کامپیوتر از مخفف کلمه temporary به شکل temp به عنوان کاراکتر موقت استفاده می شود. ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

5 tool ابزار
equipment
١٣٩٨/١٠/٢١
|

6 sociable, outgoing
موجود اجتماعی
١٣٩٨/١٠/٢١
|

7 آویختن، آویزان کردن
معنای قطع کردن تماس تلفنی از این قضیه بیرون می آید که تلفن های قدیمی بر دیوار ها وصل بودند و هنگامی که می خواستند تماس تلفنی ...
١٣٩٨/١٠/٢١
|

8 در جدول زمانی فرودگاه دو بخش دیده می‌شود به نام های: departures و arrives.
بخش departures مربوط به پرواز های خروجی یا صعود ها و بلند شدن هواپیما ...
١٣٩٨/١٠/١٣
|

9 a piece of equipment for receiving television or radio signals: She bought a radio set.
(Pre Intermediate 1)
١٣٩٨/٠٩/٢٤
|

10 سر گیجگی، احساس سر گیجه ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

11 خوبی، فایده، مزیت، سود ١٣٩٨/٠٦/١٦
|

12 شبح، روح، جن
(در فیلم ها)
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

13 دلقک
مسخره
اسباب خنده دیگران
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

14 (verb.):
باور داشتن
اعتقاد داشتن
عقیده داشتن
(noun.):
باور، اعتقاد، عقیده، نظری که فرد به درستی آن اطمینان داشته باشد.
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

15 خشن ١٣٩٨/٠٦/١٦
|

16 نهنگ ١٣٩٨/٠٤/٢٨
|

17 نمایان شدن ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

18 wash the dishes ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

19 گالری، کُلِکسیون ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

20 کار شیفتی ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

21 نوشیدنی های گاز دار ١٣٩٨/٠٢/٢٧
|

22 ،
ویرگول
١٣٩٧/١١/٠٥
|

23 هویج ١٣٩٧/١١/٠٥
|

24 لوبیا سبز ١٣٩٧/١١/٠٥
|

25 تنقّلات ١٣٩٧/١١/٠٥
|

26 sorry ١٣٩٧/١٠/٢٦
|

27 phosphoric yellow ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

28 خوب به نظر می رسد. ١٣٩٧/١٠/١٣
|

29 مسیحیان ١٣٩٧/١٠/١٢
|

30 مطمئن باش ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

31 maybe ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

32 صدای بلند ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

33 تبریک، مبارک، مبارک باد ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

34 شیمی:
NaCl
سدیم کلرید
١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

35 نمک طعام ١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

36 fridge
یخچال (برقی)
١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

37 tough
محکم، سخت
١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

38 غمناک ١٣٩٧/٠٩/٠١
|

39 قدیمی، برای زمان قدیم ١٣٩٧/٠٩/٠١
|

40 همشیره ١٣٩٧/٠٨/٢٧
|

41 after that ١٣٩٧/٠٨/٢٧
|

42 start ١٣٩٧/٠٨/٢٧
|

43 زمان بردن ١٣٩٧/٠٨/٢٧
|

44 wake up late
دیر از خواب بلند شدن
١٣٩٧/٠٨/٢٧
|

45 (v.)
شیر دوشیدن
(n.)
شیر
١٣٩٧/٠٨/٢٧
|

46 محقق، کاشف ١٣٩٧/٠٨/٢٤
|

47 تعطیلات، روز های تعطیل ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

48 شیب، مسیر سراشیبی ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

49 all
همه، تمام
١٣٩٧/٠٨/١٤
|

50 نسبتا گرم، کمی گرم، رو به گرما ١٣٩٧/٠٨/١٤
|

51 so
سپس
١٣٩٧/٠٨/١٤
|

52 seem
به نظر آمدن
١٣٩٧/٠٨/١٤
|

53 نگاه با دقت، خیره شدن ١٣٩٧/٠٨/١٤
|

54 جالب، شگفت انگیز ١٣٩٧/٠٨/٠٧
|

55 دقیقاً ١٣٩٧/٠٨/٠٧
|

56 کارمند ١٣٩٧/٠٨/٠٧
|

57 خویشاوند زن ١٣٩٧/٠٨/٠٧
|

58 after ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

59 یک بار، یک دفعه، یک مرتبه ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

60 زبان ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

61 گویش ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

62 نصف، نیم،
یک دوم( 2 /1 )
١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

63 بیدار شدن ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

64 بر پا ایستادن ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

65 گرفتن، به دست آوردن ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

66 about
تقریباً
١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

67 around
تقریباً
١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

68 باریک ١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

69 (.noun) : عرض ١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

70 Adj.) close)
/s/
:near نزدیک
١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

71 پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که: از کوه ها و درختان و در بناهایی که می سازند خانه هایی برگزین. ١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

72 دستیار فروشنده
کمک یار فروشنده
١٣٩٧/٠٧/٢١
|

73 sales assistant ١٣٩٧/٠٧/٢١
|

74 may
ممکن است
١٣٩٧/٠٧/٢١
|

75 could
ممکن است
١٣٩٧/٠٧/٢١
|

76 مرطوب، تر، خیس ١٣٩٧/٠٧/١٧
|

77 sick
بیمار، مریض
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

78 perfect, great
عالی
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

79 ill
بیمار، مریض
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

80 عبور کردن ١٣٩٧/٠٧/١٧
|

81 kind
مهربان(انه)
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

82 چادر زدن، اردو زدن
یا
کمپین، پویش
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

83 مسدود کردن ١٣٩٧/٠٧/١٤
|

84 خیابان
street
١٣٩٧/٠٧/١٤
|

85 برنامه ریزی ١٣٩٧/٠٧/١١
|

86 توانا بودن به ١٣٩٧/٠٧/٠٦
|

87 منگنه ١٣٩٧/٠٧/٠٦
|

88 نسبتاً ١٣٩٧/٠٦/١٢
|

89 rather ١٣٩٧/٠٦/١٢
|

90 جالب ١٣٩٧/٠٦/١٢
|

91 شگفت انگیز ١٣٩٧/٠٦/١١
|

92 هیجان انگیز
موقعیتی که با هیجان همراه باشد.
١٣٩٧/٠٦/١١
|

93 عشق ورزیدن
دوست داشتن شدید
علاقه مندی شدید
١٣٩٧/٠٦/١١
|

94 سرسره ١٣٩٧/٠٦/١١
|

95 تاب ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

96 کاناپه، مبل (2 نفره و بیشتر) ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

97 مرکز خرید ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

98 آباژور
چراغ: light
١٣٩٧/٠٦/١٠
|

99 کف زمین ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

100 راهنما ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

101 لباس پوشیدن ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

102 ساختمان ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

103 ساختن ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

104 منظره، نما ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

105 استخر ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

106 کوه ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

107 همه چیز ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

108 مقدار زیادی از ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

109 مقدار زیاد ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

110 گاراژ، پارکینگ (خانه)، محل پارک خودرو ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

111 هر ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

112 حمام
سرویس بهداشتی: WC
١٣٩٧/٠٦/١٠
|

113 آویزان شدن ١٣٩٧/٠٦/١٠
|

114 بعد از ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

115 تهیه کردن
به دست آوردن
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

116 روبرو ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

117 فرزند خویشاوندان ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 patient
• The dentist's waiting room was filled with patients.
• اتاق انتظار آن دندان‌پزشک پر از بیماران بود.
١٣٩٨/٠٢/١٠
|