انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

اژدر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نیرویی که ارزش برابری داشته باشد. نیروی همتراز ١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

2 نمایه ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

3 دور از
used to describe a situation in which two people, companies, etc. operate separately from each other
١٣٩٨/٠٤/٢٧
|

4 تامین کننده مالی
a person or an organization that provides money to pay for an activity, event, or group
١٣٩٨/٠٤/٢٧
|

5 تزئین مرکزی- بخش عمده ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

6 to spend time on problems that need to be dealt with quickly, instead of working in a calm, planned way ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

7 کل گرایانه- به طور همه جانبه ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|