برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

اژدر

اژدر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بی همراه‌، فاقد ملازم‌ يا مشايع‌، تك‌، تنها، تك‌ و تنها، بدون‌ همراه‌ ١٣٩٩/٠١/٠٨
|

2 چیزواره کردن-حالت مادی دادن-از ذهنیت به عینیت رساندن. ١٣٩٩/٠١/٠٨
|

3 الزام-باید ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

4 قابلیت ارجاع- ارجاع پذیری- اشاره پذیری ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

5 (روانشناسی) کردار انگیزانه- وابسته به میل و رغبت
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

6 جان گرفتن-سرحال آمدن ١٣٩٩/٠١/٠١
|

7 اعتیاد به کار- وابسته کار ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

8 چگونگی انجام کار، حالت انجام کار، راهکار، شیوه انجام کار ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

9 خط مقدم ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

10 خودمختار ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

11 سهم یاری ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

12 پیوستار ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

13 توهین کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

14 پاداش، بن،هدایای نقدی ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

15 قائم مقام حوزه عملیات ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

16 مدیر ارشد- هیئت عامل ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

17 رشته ای- حوزه ای ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

18 تبعیت، اطاعت، پایبندی ١٣٩٨/٠٦/٠٩
|

19 زدگی. به عنوان مثال دریا زدگی ١٣٩٨/٠٦/٠٥
|

20 نیرویی که ارزش برابری داشته باشد. نیروی همتراز ١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

21 نمایه ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

22 دور از
used to describe a situation in which two people, companies, etc. operate separately from each other
١٣٩٨/٠٤/٢٧
|

23 تامین کننده مالی
a person or an organization that provides money to pay for an activity, event, or group
١٣٩٨/٠٤/٢٧
|

24 تزئین مرکزی- بخش عمده ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

25 to spend time on problems that need to be dealt with quickly, instead of working in a calm, planned way ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

26 کل گرایانه- به طور همه جانبه ١٣٩٨/٠٤/٢٣
|