انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

علیرضا واموسی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 That's okay with me از نظر من مشکلی نداره. ١٣٩٧/٠٧/٢١
|

2 Stick with چسبیدن به چیزی و ادامه دادن آن. ١٣٩٧/٠٧/٢٠
|

3 Turn off اخراج کردن ١٣٩٧/٠٧/١٧
|

4 Tap water آب خالی ١٣٩٧/٠٧/١٦
|

5 Over the phone پشت تلفن ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

6 Can of pop نوشابه ١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

7 A pile of books یه عالمه کتاب ١٣٩٧/٠٦/٣١
|

8 Cooped up خفگی،محبوس شدن.
:For example
I feel so cooked up in this place
خیلی تو اینجا احساس خفگی می کنم.
١٣٩٧/٠٦/٣١
|

9 Rural area یک منطقه پرت و دور افتاده. ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

10 Abuser متجاوز،تجاوز کننده. ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

11 Go by صدا زدن ،صدا کردن،nickname
:For example
My name is Ali Reza, I also go by Reza.
١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 rather
• I'd rather eat than drink.
• من خوردن را به نوشیدن ترجیح می دهم
١٣٩٧/٠٧/١٧
|

2 reluctantly
• Her father reluctantly consented to the marriage.
• پدرش از روی اکراه به ازدواج رضایت داد.
١٣٩٧/٠٦/٢٧
|

3 sting
• The sting of a scorpion is in its tail.
• نیش عقرب در دمش (دم آن) قرار دارد.
١٣٩٧/٠٦/٢٥
|