انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

علی اسماعیل وندی

من علی اسماعیل وندی متولد25/10/77 ،رتبه ی برتر کنکور ریاضی،دانشجوی مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان هستم وعاشق سریال Friendsوانگلیسی ام

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 به کسی جا برای زندگی (ماندن ) دادن
کسی را فریب دادن
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

2 آدم زمخت
آدم غیرقابل انعطاف
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

3 جدی
واقعی
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

4 چیزی را به کسی سپردن ١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

5 کسی را متهم کردن
گناه را گردن کسی انداختن
١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

6 کمک کردن(درتهیه وسایل موردنیاز) ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

7 پول کافی برای خریدن حداقل مایحتاج زندگی
بخور ونمیر زندگی کردن
١٣٩٨/٠٥/١٨
|

8 به خواب رفتن//زمین گذاشتن چیزی ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

9 آزاردهنده ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

10 تمام کردن یا شدن ١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

11 دلداری دادن
کم کردن ناراحتی شخص
١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

12 نمک دارکردن (شدن) ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

13 با چیزی مشکل داشتن ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

14 شورشده ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

15 مترادف
Can it
Beat it
get away from here
١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

16 western us ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

17 Upstate ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|