برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی اسماعیل وندی

من علی اسماعیل وندی متولد25/10/77 ،رتبه ی برتر کنکور ریاضی،دانشجوی مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان هستم وعاشق سریال Friendsوزبان انگلیسی ام.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 توبیخ کردن ١٣٩٨/٠٦/١٤
|

2 کسی/چیزی را لودادن ١٣٩٨/٠٦/٠٩
|

3 مغزمتفکر
عقل کل
پیشگام
سلسله جنبان
١٣٩٨/٠٦/٠٩
|

4 سرویس دادن(دررستوران) ١٣٩٨/٠٦/٠٨
|

5 ازخود درآوردن (چیزی مثل بهانه) ١٣٩٨/٠٦/٠٧
|

6 کسی که از راه بینی ازطریق گازی مخصوص نعشه میکند ١٣٩٨/٠٦/٠٥
|

7 کسی رو یادچیزی( کسی) انداختن ١٣٩٨/٠٦/٠٥
|

8 یارو
guy
١٣٩٨/٠٦/٠٤
|

9 نرم تر شدن(اخلاقی)
آسون تر گرفتن
١٣٩٨/٠٦/٠٤
|

10 آب درلانه مورچه هاگرفتن
فاجعه به بارآوردن
موقعیتی که دردسرهای خیلی زیادی درپی داره
١٣٩٨/٠٦/٠٤
|

11 باوجود شک به کسی اعتمادکردن
نسبت به کسی خوشبین بودن
١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

12 یک دنده
مصمم
پراراده
١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

13 یک دنده
مصمم
پراراده
١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

14 کاسه صبر کسی لبریز شدن
طاق شدن طاقت کسی
١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

15 پخش کردن
انتشار دادن
١٣٩٨/٠٦/٠٢
|

16 ندانستن
بی اطلاعی
١٣٩٨/٠٦/٠٢
|

17 عصبانی شدن
فریاد زدن
١٣٩٨/٠٦/٠١
|

18 بررسی کردن
توجه کردن
١٣٩٨/٠٥/٣١
|

19 لبریز شدن
کسی را با وسیله نقلیه زیر گرفتن
بیشتر از حد معین طول کشیدن
١٣٩٨/٠٥/٣١
|

20 تضعیف کردن ١٣٩٨/٠٥/٣١
|

21 جا کسی را گرفتن ١٣٩٨/٠٥/٣٠
|

22 با کسی بحث داشتن
ازکسی دلخوری داشتن
ازکسی گله داشتن
١٣٩٨/٠٥/٣٠
|

23 1-با دوست دختر قرار داشتن
2-ست شدن،به هم آمدن(لباس ،رنگ و...)
3-هم نشینی کردن
١٣٩٨/٠٥/٣٠
|

24 دست از کار کشیدن( منظور از کار هرنوع فعالیتی است که در حال انجام هستید) ١٣٩٨/٠٥/٢٩
|

25 بیرون خزیدن ١٣٩٨/٠٥/٢٩
|

26 به کسی جا برای زندگی (ماندن ) دادن
کسی را فریب دادن
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

27 آدم زمخت
آدم غیرقابل انعطاف
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

28 جدی
واقعی
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

29 چیزی را به کسی سپردن ١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

30 کسی را متهم کردن
گناه را گردن کسی انداختن
١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

31 کمک کردن(درتهیه وسایل موردنیاز) ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

32 پول کافی برای خریدن حداقل مایحتاج زندگی
بخور ونمیر زندگی کردن
١٣٩٨/٠٥/١٨
|

33 به خواب رفتن//زمین گذاشتن چیزی ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

34 آزاردهنده ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

35 تمام کردن یا شدن ١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

36 دلداری دادن
کم کردن ناراحتی شخص
١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

37 نمک دارکردن (شدن) ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

38 با چیزی مشکل داشتن ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

39 شورشده ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

40 مترادف
Can it
Beat it
get away from here
١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

41 western us ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

42 Upstate ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 keep out
• Please keep out of my room while I'm studying.
• لطفا وقتی دارم مطالعه میکنم وارد اتاقم نشو.
١٣٩٨/٠٦/٠١
|