انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

دکتر علی ناجی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Repetitive Strain Injury ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

2 منطقه ساحلی ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

3 exciting and interesting play , movie , or TV show ١٣٩٨/٠٢/١٢
|

4 افزایش قیمت مواد خوراکی و غذایی ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

5 از روی پریشانی ، از روی گیجی ١٣٩٧/١٢/١٨
|

6 گیج شده ، پریشان شده ١٣٩٧/١٢/١٨
|

7 عمیقا درگیر ١٣٩٧/١٢/١٤
|

8 شاید ، محتملا ، احتمالن ، بطور غیر یقین ١٣٩٧/١٢/١٣
|

9 همکاری و مشارکت و درگیری افراد در کاری ( بخصوص انجام کارهای تیمی و گروهی ) ١٣٩٧/١٢/١٣
|

10 فواصل زمانی منظم ١٣٩٧/١٢/١٣
|

11 ذوق و شوق و اشتیاق چیزی یا کسی را داشتن ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

12 رعد و برق ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

13 غیر منتظره رخ دادن ، پدیدار شدن ، نمایان شدن ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

14 اموال به ارث مانده ١٣٩٧/١٢/٠٤
|

15 حشیشیه یا حشّاشین نامی است که مخالفان مسلمانِ باطنیان الموت بر آنان نهادند و سپس در زبان‌های اروپایی به گونه‌های مختلفِ کلمه اَسَاسین (به انگلیسی: As ... ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

16 متضاد bull market
بازار سهامی که شاخص و ارزش سهامها رو به پائین هست و مردم رغبت به فروش سهامها داشته و صفهای فروش سهام شلوغ است
١٣٩٧/١٢/٠٣
|

17 بازار بورسی که شاخص و ارزش سهامهاش بالا میره و مردم رغبت به خرید سهام ها دارند ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

18 متضادش : bear market ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

19 تجارت سودآور ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

20 کلمات ترکیبی ١٣٩٧/١١/٢٦
|

21 ولخرجی زیاد
زیاده روی کردن
رضایت و نشاط جهت چشم پوشی از اشتباهات و ضعفهای دیگران
١٣٩٧/١١/٢٢
|

22 درمان با خرید ( درمان برخی از افسردگی ها با توصیه به رفتن به خرید و خرید کردن ) ١٣٩٧/١١/١٩
|

23 برآورده و تامین کردن ( نیاز و خواسته ) ١٣٩٧/١١/١٩
|

24 دلبسته
مشتاق
متعهد
مشغول
deeply engaged
interested
١٣٩٧/١٠/٢٢
|

25 درک شده ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

26 میل و خواهش درونی ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

27 برداشت های درونی بر اساس الهام ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

28 عزت نفس
احترام به خود
ارزش به خود
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

29 نارو زدن
از پشت خنجر زدن
خیانت کردن
١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

30 خیانت کردن
مترادف :
betray
١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

31 بهار خواب پشت بام ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

32 تصور مطلوب ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

33 مساله بسیار مهم و حیاتی ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

34 مترادف gourmet
غذا شناس
خبره ی غذا
١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

35 اهل شیرینی خوردن بودن ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

36 if something you do pays off, it is successful or has a good result
جواب میده ...
مثال :
Teamwork paid off
کار تیمی ، جواب میده ( موثره )
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

37 غوغا می کنه
معجزه می کنه
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

38 جواب میده
اکیه
( یک اصطلاح هست که درواقع در جواب سوال دیگران می توان گفت : آره اکیه . جواب میده ، .... )
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

39 مراسم
آئین ها
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

40 وابسته به باستان شناسی ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

41 نا امید کننده
غیر الهام بخش
مایوس کننده
١٣٩٧/٠٩/١٥
|

42 رشته ، فیلد
field
.....strand of
١٣٩٧/٠٨/٢٥
|

43 بچرخ تا بچرخیم ... ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

44 وسایل الکترونیکی سرگرم کننده خانگی ، از قبیل : تلویزیون ، کامپیوتر و ...

به WHITE GOODS مراجعه شود
١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

45 وسایل خانگی از قبیل ماشین لباسشویی ، یخچال ، ماشین ظرفشویی و ...
به BROWN GOODS نیز مراجعه کنید
١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

46 مناظر تماشایی ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

47 کمتر ناراحت شدن
باعث این شدن که کسی کمتر احساس ناراحتی کند
مکانی را جذابتر نشان دادن
١٣٩٧/٠٧/١٣
|

48 رنگ خشک نشده
( هشدار برای مردم در جاهایی که تازه رنگ زده شده تا مردم رنگی نشوند )
١٣٩٧/٠٧/١١
|

49 آنطرف ، آن سو
مثال :
There is a drugstore across the street from the movie theater
یک داروخانه ، آنطرف خیابان وجود دارد مقابل تِاتر فیلم
١٣٩٧/٠٧/١١
|

50 ناراحت بودن بخاطر نگرانی از اتفاق افتادن موضوعی در حال یا آینده ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

51 آفرین بر شما ، دمت گرم ، بابا ایول ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

52 be very expensive : خیلی گران بودن

١٣٩٧/٠٦/٢٧
|

53 hand out = give out = share = distribute ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

54 یا adj هست و یا noun
adj : اولیه ، نخستین ، اصلی ، مقدماتی
noun : انتخابات مقدماتی آمریکا را گویند
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

55 خیلی باارزش و گران قیمت ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

56 دیس اسپاگتی به همراه سس گوشت و گوجه فرنگی و ... ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

57 کم کردن مصرف مواد غذایی جهت کاهش وزن ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

58 چاق کننده
پرچرب
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

59 از عشق خود با بحث و جدل جدا شدن
کسی که باهاش go out کرده بودیم
١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

60 رابطه عاشقانه ( دوست دختری ، دوست پسری ) با کسی داشتن
که می توان متضادش ، کلمه fall out اشاره کرد که به معنی جدا شدن است
١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

61 هدایت کردن ، پشت سر خود به راه انداختن مردم ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

62 در جریان بودن ، اطلاع گرفتن ، مطلع و باخبر شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

63 پیش رو ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

64 مواجهه با مخالف
مترادف : encounter oposition
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

65 با مشکلات مواجه شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

66 مواجه شدن و رو در رو شدن
مترادف : encounter
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

67 تامین مایحتاج ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

68 آمار تلفات ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

69 جایی که زیاد معروف و شناخته شده نیست و خارج از محلهایی هست که معمولا مردم حضور دارند ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

70 در مغازه پرسه زدن و دیدن کالاها بدون اینکه قصد خرید کالای خاصی را داشته باشید ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

71 اتاق مناسب بی نظیر ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

72 سخت و غیر قابل فهم و انجام ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

73 پیرو حقیقی
مومن واقعی ( منظور دارنده ایمان واقعی به موضوعی یا چیزی ... )
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

74 به نظر می رسد ... ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

75 mover and shaker: ( informal ) : an important person who has power and influence over what happens in a situation
He’s one of the movers an ...
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

76 موج بزرگ در دریا
مترادف : tidal wave
١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

77 موج بزرگ
مترادف tsunami : سونامی
١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

78 گرسنگی منجر به مرگ
از شدت گرسنگی مردن
١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

79 جهت جستجو ( بخصوص در اینترنت ) ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

80 زمان خالی ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

81 توقف مهاجرت به خارج ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

82 دوره ای ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

83 چیز تکراری ، تکرار مکررات ، تعمیر کردن ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

84 منابع خالی ، تهی از منابع ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

85 مترادف symbolize ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

86 ترک کردن ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

87 منجمان ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

88 چه تدابیری ؟ چه راه حلهایی ؟ ١٣٩٧/٠٥/١١
|

89 چه میزان ، ١٣٩٧/٠٥/١١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 fattening
• For years the directors have been fattening on the efforts of the workers.
• در طول سالیان ، مدیران بواسطه تلاشها و زحمات کارگران ، چاق شده اند .
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|