برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

دکتر علی ناجی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Repetitive Strain Injury ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

2 منطقه ساحلی ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

3 exciting and interesting play , movie , or TV show ١٣٩٨/٠٢/١٢
|

4 افزایش قیمت مواد خوراکی و غذایی ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

5 از روی پریشانی ، از روی گیجی ١٣٩٧/١٢/١٨
|

6 گیج شده ، پریشان شده ١٣٩٧/١٢/١٨
|

7 عمیقا درگیر ١٣٩٧/١٢/١٤
|

8 شاید ، محتملا ، احتمالن ، بطور غیر یقین ١٣٩٧/١٢/١٣
|

9 همکاری و مشارکت و درگیری افراد در کاری ( بخصوص انجام کارهای تیمی و گروهی ) ١٣٩٧/١٢/١٣
|

10 فواصل زمانی منظم ١٣٩٧/١٢/١٣
|

11 ذوق و شوق و اشتیاق چیزی یا کسی را داشتن ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

12 رعد و برق ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

13 غیر منتظره رخ دادن ، پدیدار شدن ، نمایان شدن ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

14 اموال به ارث مانده ١٣٩٧/١٢/٠٤
|

15 حشیشیه یا حشّاشین نامی است که مخالفان مسلمانِ باطنیان الموت بر آنان نهادند و سپس در زبان‌های اروپایی به گونه‌های مختلفِ کلمه اَسَاسین (به انگلیسی: As ... ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

16 متضاد bull market
بازار سهامی که شاخص و ارزش سهامها رو به پائین هست و مردم رغبت به فروش سهامها داشته و صفهای فروش سهام شلوغ است
١٣٩٧/١٢/٠٣
|

17 بازار بورسی که شاخص و ارزش سهامهاش بالا میره و مردم رغبت به خرید سهام ها دارند ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

18 متضادش : bear market ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

19 تجارت سودآور ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

20 کلمات ترکیبی ١٣٩٧/١١/٢٦
|

21 ولخرجی زیاد
زیاده روی کردن
رضایت و نشاط جهت چشم پوشی از اشتباهات و ضعفهای دیگران
١٣٩٧/١١/٢٢
|

22 درمان با خرید ( درمان برخی از افسردگی ها با توصیه به رفتن به خرید و خرید کردن ) ١٣٩٧/١١/١٩
|

23 برآورده و تامین کردن ( نیاز و خواسته ) ١٣٩٧/١١/١٩
|

24 دلبسته
مشتاق
متعهد
مشغول
deeply engaged
interested
١٣٩٧/١٠/٢٢
|

25 درک شده ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

26 میل و خواهش درونی ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

27 برداشت های درونی بر اساس الهام ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

28 عزت نفس
احترام به خود
ارزش به خود
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

29 نارو زدن
از پشت خنجر زدن
خیانت کردن
١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

30 خیانت کردن
مترادف :
betray
١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

31 بهار خواب پشت بام ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

32 تصور مطلوب ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

33 مساله بسیار مهم و حیاتی ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

34 مترادف gourmet
غذا شناس
خبره ی غذا
١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

35 اهل شیرینی خوردن بودن ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

36 if something you do pays off, it is successful or has a good result
جواب میده ...
مثال :
Teamwork paid off
کار تیمی ، جواب میده ( موثره )
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

37 غوغا می کنه
معجزه می کنه
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

38 جواب میده
اکیه
( یک اصطلاح هست که درواقع در جواب سوال دیگران می توان گفت : آره اکیه . جواب میده ، .... )
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

39 مراسم
آئین ها
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

40 وابسته به باستان شناسی ١٣٩٧/٠٩/١٥
|

41 نا امید کننده
غیر الهام بخش
مایوس کننده
١٣٩٧/٠٩/١٥
|

42 رشته ، فیلد
field
.....strand of
١٣٩٧/٠٨/٢٥
|

43 بچرخ تا بچرخیم ... ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

44 وسایل الکترونیکی سرگرم کننده خانگی ، از قبیل : تلویزیون ، کامپیوتر و ...

به WHITE GOODS مراجعه شود
١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

45 وسایل خانگی از قبیل ماشین لباسشویی ، یخچال ، ماشین ظرفشویی و ...
به BROWN GOODS نیز مراجعه کنید
١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

46 مناظر تماشایی ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

47 کمتر ناراحت شدن
باعث این شدن که کسی کمتر احساس ناراحتی کند
مکانی را جذابتر نشان دادن
١٣٩٧/٠٧/١٣
|

48 رنگ خشک نشده
( هشدار برای مردم در جاهایی که تازه رنگ زده شده تا مردم رنگی نشوند )
١٣٩٧/٠٧/١١
|

49 آنطرف ، آن سو
مثال :
There is a drugstore across the street from the movie theater
یک داروخانه ، آنطرف خیابان وجود دارد مقابل تِاتر فیلم
١٣٩٧/٠٧/١١
|

50 ناراحت بودن بخاطر نگرانی از اتفاق افتادن موضوعی در حال یا آینده ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

51 آفرین بر شما ، دمت گرم ، بابا ایول ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

52 be very expensive : خیلی گران بودن

١٣٩٧/٠٦/٢٧
|

53 hand out = give out = share = distribute ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

54 یا adj هست و یا noun
adj : اولیه ، نخستین ، اصلی ، مقدماتی
noun : انتخابات مقدماتی آمریکا را گویند
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

55 خیلی باارزش و گران قیمت ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

56 دیس اسپاگتی به همراه سس گوشت و گوجه فرنگی و ... ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

57 کم کردن مصرف مواد غذایی جهت کاهش وزن ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

58 چاق کننده
پرچرب
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

59 از عشق خود با بحث و جدل جدا شدن
کسی که باهاش go out کرده بودیم
١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

60 رابطه عاشقانه ( دوست دختری ، دوست پسری ) با کسی داشتن
که می توان متضادش ، کلمه fall out اشاره کرد که به معنی جدا شدن است
١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

61 هدایت کردن ، پشت سر خود به راه انداختن مردم ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

62 در جریان بودن ، اطلاع گرفتن ، مطلع و باخبر شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

63 پیش رو ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

64 مواجهه با مخالف
مترادف : encounter oposition
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

65 با مشکلات مواجه شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

66 مواجه شدن و رو در رو شدن
مترادف : encounter
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

67 تامین مایحتاج ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

68 آمار تلفات ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

69 جایی که زیاد معروف و شناخته شده نیست و خارج از محلهایی هست که معمولا مردم حضور دارند ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

70 در مغازه پرسه زدن و دیدن کالاها بدون اینکه قصد خرید کالای خاصی را داشته باشید ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

71 اتاق مناسب بی نظیر ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

72 سخت و غیر قابل فهم و انجام ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

73 پیرو حقیقی
مومن واقعی ( منظور دارنده ایمان واقعی به موضوعی یا چیزی ... )
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

74 به نظر می رسد ... ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

75 mover and shaker: ( informal ) : an important person who has power and influence over what happens in a situation
He’s one of the movers an ...
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

76 موج بزرگ در دریا
مترادف : tidal wave
١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

77 موج بزرگ
مترادف tsunami : سونامی
١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

78 گرسنگی منجر به مرگ
از شدت گرسنگی مردن
١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

79 جهت جستجو ( بخصوص در اینترنت ) ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

80 زمان خالی ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

81 توقف مهاجرت به خارج ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

82 دوره ای ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

83 چیز تکراری ، تکرار مکررات ، تعمیر کردن ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

84 منابع خالی ، تهی از منابع ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

85 مترادف symbolize ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

86 ترک کردن ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

87 منجمان ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

88 چه تدابیری ؟ چه راه حلهایی ؟ ١٣٩٧/٠٥/١١
|

89 چه میزان ، ١٣٩٧/٠٥/١١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 fattening
• For years the directors have been fattening on the efforts of the workers.
• در طول سالیان ، مدیران بواسطه تلاشها و زحمات کارگران ، چاق شده اند .
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|