انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

علیشاهی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 استاندارد شده ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

2 مقاله ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

3 اقتصادی بودن ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

4 یه ظرف پفیلا
١٣٩٨/٠١/٢٧
|

5 اعصاب خوردی راجب چیزی ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

6 خیلی زیاد ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

7 کلمه ای غیر مودبانه که برای نژادهای آسیایی به کار می رود. ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

8 خبر خوشی ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

9 با آروزی بهترین ها ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

10 آشنا شدن با... ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

11 i'll leave it to your discretion
اختیارش با خودت
١٣٩٨/٠١/٢٣
|

12 برایت فرستادم
i just shipped you something
١٣٩٨/٠١/٢٣
|

13 فرستادن ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

14 anything at all ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

15 استفاده از دست برای کندن چیزی، کندن و بریدن ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

16 چرت زدن ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 considerably
• His new film is considerably longer than his earlier ones.
• فیلم جدیدش به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر از فیلم های قبلی اش است.
١٣٩٨/٠١/٢٤
|