برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

ریحانه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دگرباره ١٣٩٨/٠٥/٢٥
|

2 آتشین ١٣٩٨/٠٤/٣١
|

3 رضایت

١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

4 شکست عشقی خوردن! ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

5 سوزان

مهرش به دل نشسته بود یعنی عاشق شده بود، محبتش او را به خود جذب کرده بود
١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

6 با فرهنگ، خوش پوش ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

7 بی ریاه، بی فکر ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

8 افسار گسیخته، رم کرده ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

9 جایی برای ماندن ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

10 لب مهر زدن، لب دوختن ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

11 لب باز کرد، لب زد، جواب داد، لب گشود،لب تکان داد، به زبان آورد، بر زبان جاری ساخت، زبان چرخاند ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

12 احترام، فروتنی،عبادت ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

13 به ریه کشیدن ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|