انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Arezou Mhn

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 latchkey child کودکی که مادرش کار می‌کند. ١٣٩٧/١٢/٠٤
|

2 sadomasochist آزارخواهی، آزارگری، سادومازوخیسم.
عبارت است از: آزار دادن، تحقیر دیگران، بی‌احترامی به آن‌ها یا آزار دیدن و یا مورد بی‌احترامی و تحقیر دیگران قرار ...
١٣٩٧/١١/١٣
|

3 set aside کنار گذاشتن، پس‌انداز کردن، (وقت) تخصیص دادن، فراموش کردن، درنظر نگرفتن، نادیده گرفتن، (حقوق) ابطال کردن، لغو کردن ١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

4 unflagging کاهش‌ناپذیر، خستگی‌ناپذیر، خلل‌ناپذیر، پایدار، مستمر، تمام‌نشدنی ١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

5 solipsistic (فلسفه) خودانگارانه، خودباورانه، خودمدارانه ١٣٩٧/٠٧/١٢
|

6 escapist واقعیت‌گریز، واقع‌گریزانه ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

7 adulthood بلوغ، کمال، بزرگسالی ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

8 bereft مأیوس، ناامید، غریب، ناتوان، عاجز.
bereft of: محروم از / فاقدِ...
١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

9 undifferentiated یکپارچه، یکدست، به‌هم‌پیوسته، تفکیک‌نپذیر، نامشخص ١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

10 self defeating (عمل و غیره) محکوم به شکست، چیزی که نتیجۀ عکس می‌دهد. ١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

11 reflexive عمل یا رفتار غیرارادی ١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

12 unfashionable قدیمی، از مُد افتاده، نامعمول، نامتداول، نامرسوم ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

13 compulsively ۱.از روی وسواس، بی‌اختیار، بی‌اراده ۲. به‌طور عالی، به‌طور جذاب ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

14 impoverishment تحلیل‌رفتگی، بی‌بنیگی، ضعف، بی‌قوتی ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

15 scapegoate سپرِ بلا، بلاگردان ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

16 supersed جایِ... را گرفتن، جایگزینِ... شدن، از دور خارج شدن ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

17 tongue put/ stick one's tongue out
زبان خود را نشان دادن، (برای تحقیر) زبان خود را درآوردن، دهن‌کجی کردن
١٣٩٧/٠٤/١٧
|

18 varigated (برگ، گیاه) رنگارنگ، چندرنگ، خال‌دار.
متنوع، گوناگون
١٣٩٧/٠٤/١٠
|

19 hubris تکبر، نخوت، تفرعن، خودبرتربینی. ١٣٩٧/٠٤/٠٦
|

20 fiendful شیطانی، اهریمنی، شریرانه، شیطان‌صفتانه. (هوا، تنبیه و غیره) بد، سخت، زشت. (مسئله) سخت، پیچیده، بغرنج. (خلق‌و‌خو) تند، بد، خشن. ١٣٩٧/٠٤/٠٦
|

21 ide‌ology مرام، مسلک، مکتب، نظریۀ غیرعلمی ١٣٩٧/٠٤/٠٥
|

22 victimization آزار، اذیت، شکنجه، تعدی. ١٣٩٧/٠٤/٠٥
|

23 rag and bone man کهنه‌خر، (در محاوره) کاسه‌بشقابی، کسانی که در گذشته در خیابان‌ها می‌چرخیدند و اجناس کهنه و مستعمل مثل پوشاک، مبلمان و ... را به قیمت ارزان می‌خریدند. ١٣٩٧/٠٤/٠٥
|

24 morally اخلاقی، مطابق اخلاق، طبق موازین اخلاقی، به احتمال قوق، به احتمال قریب به یقین. ١٣٩٧/٠٤/٠٥
|

25 aborginal بومی، (با حروف بزرگ) مربوط به بومیان استرالیا،بومی استرالیا، حیوان یا گیاه بومی. ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|