برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آسا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Miss.Raya
ما کلمات خوب و بد نداریم. هر کلمه در دیکشنری باید معنای مشخصی داشته باشه. اینجا قرار هست بازتاب دهنده نظرات کاربران باشه در مورد کلماتی ...
١٣٩٨/١٠/٢١
|

2 متقاعد کردن
کنترل کردن
١٣٩٨/١٠/٢٠
|

3 وقتی کسی چیزی رو میگه که بهش باور داره و یا قبلا انجامش داده و شما هم (باورش دارید یا انجامش دادید) بکار می ره. ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

4 معادل go back
اشاره به فاصله زمانی یا مکانی
تا...
١٣٩٨/١٠/٢٠
|

5 مانع شدن ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

6 To be wise not to do something
بدانید که کاری را نباید انجام دهید.
١٣٩٨/١٠/١٩
|

7 برای تاکید بر چیز کوچکی که بر موضوعی مهم دلالت دارد.
(آن چیز) بیانگر همه چیز بود.
١٣٩٨/١٠/١٩
|

8 زمانی بکار می رود که می خواهیم تاکید کنیم، انتظار داریم کسی بیشتر از هر کس دیگری چیزی را بداند یا کاری را بکند.
You,�of all people, should know ...
١٣٩٨/١٠/١٤
|

9 بیشتر/ کمتر از هر جای دیگری ١٣٩٨/١٠/١٤
|

10 جلوتر/ سریعتر/فراتر از چیزی بودن ١٣٩٨/١٠/١٤
|

11 وقتی چیزی متفاوت از همیشه اش اتفاق می افتد.
محض تنوع هم که شده...
یک بار هم که شده...
١٣٩٨/١٠/١٢
|

12 اصرار به بحث/مطرح/حل کردن یک موضوع ١٣٩٨/١٠/١١
|

13 Trip over yourself
به معنای خیلی مشتاق (برای انجام کاری)
اشتیاقی همراه با عجله خیلی زیاد
١٣٩٨/١٠/١١
|

14 Warm up to somebody/something
معادل
To being to like/enjoy somebody/ or something
حال کردن با چیزی یا با کسی
١٣٩٨/١٠/١١
|

15 To not care at all ١٣٩٨/١٠/١١
|

16 و به علاوه ی ...
و... هم هست.
١٣٩٨/١٠/١٠
|

17 بگی نگی ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

18 کسی که اظهار فضل می کند، عقل کل ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

19 چیزی که متوقف میشود و دوباره شروع میشود. ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

20 by any chance
آیا ممکنه؟ ?Is Mr Sands awake by any chance
برای سوال مودبانه که آیا چیزی که شما فکر میکنید درست است، واقعا درست است یا خیر.
< ...
١٣٩٧/٠٧/٢١
|

21 روبرگرداندن ١٣٩٧/٠٧/٢١
|

22 سخت بودن، نیاز داشتن به تلاش و توجه و مراقبت بیشتر
tomorrow will take some doing
It’s going to take some doing to do the report on time, but w ...
١٣٩٧/٠٧/١٤
|

23 �ingratiate oneself to
خود را مورد توجه کسی قرار دادن،با احتیاط و به تدریج به کسی یا چیزی نزدیک شدن
١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

24 یک شئی خارجی که به جایی(خصوصا بدن) وارد میشود در حالیکه نباید آنجا باشد،
a foreign body in the eye
١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

25 give someone the creeps
ایجاد احساس ترس، اضطراب، عدم آرامش به دیگری به خاطر رفتاری عجیب و غریب
١٣٩٧/٠٧/٠٢
|

26 out in the open
۱. نمایان یا قابل مشاهده شدن در فضای باز
۲. برای مشاهده یا اطلاع عموم
١٣٩٧/٠٧/٠٢
|

27 اینکه به شخصی بگوئید نگران نباشد (اصلا بهش فکر نکن)بعد از اینکه از شما عذرخواهی کرده است.
".I'm sorry we had to cancel the party''
"!Oh, plea ...
١٣٩٧/٠٧/٠٢
|

28 اگر شما بگوئید کسی کاری را so much as انجام نداده. بدین معنی ست که آن شخص حتی این کار را انجام نداده در حالیکه انتظار داشتید بیش از حد معمول انجامش د ... ١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

29 Cast sb adrift
متوقف کردن حمایت از کسی یا ترک کردن کسی بدون هر گونه حمایت و هدفی
١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

30 Trip all over myself
انجام دادن کاری بسیار سریع و با اشتیاق
١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

31 Push the issue
اصرار داشتن برای حل/ رفع/بحث کردن در مورد یک مشکل.
١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

32 آن سوی ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

33 be in (someone's) shoes
جای کسی بودن، شریک بودن یک تجربه یا موقعیت خاص با کس دیگر
١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

34 مترادف با Flirting with ، لاس زدن، ١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

35 درگیر بودن با یک جرم، یا دانستن درباره فعالیتی نادرست یا کمک به رتکاب جرم ١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

36 Name a few
برای مثال
مثالهای زیادی وجود دارد.
گزینه های در دسترس زیادی برای فهرست کردن است ولی شما بهترینشان یا هر کدام را که دوست دارید فهر ...
١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

37 Stand between
جلوگیری کردن(از شخصی)در دستیابی به چیزی یا از انجام کاری. متوقف کردن.
١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

38 Be on in somting
درگیر بودن با، یا شرکت کردن در، یا دانستن درباره یک برنامه
١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

39 Draw out
تشویق کردن برای بروز احساسات یا تولید اطلاعات
١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

40 Let off
1. مترادف با get offبرای هواپیما و اتوبوس
2.اجازه دادن به کسی که به طرز غلط یا غیر قانونی کاری را انجام داده بدون بازخواست برود.
3. ...
١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

41 be after somebody/something
در جستجوی کسی یا چیزی بودن.
.That boy’s always in trouble – the police are after him again
خواستن چیزی که متعلق ...
١٣٩٧/٠٦/٢١
|

42 it hit me
ناگهان، بالاخره، (چیزی را) فهمیدم.
١٣٩٧/٠٦/٢١
|

43 شخصی که سوپ را به نام خیریه میدهد. شخص کاتولیک سابق که در دوران قحطی برای بدست آوردن غذا به پروتستان گرویده است. شخص که در دوران قحطی ایرلندی غذاها ... ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

44 آسا ٠٩:٢٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
In the wings
آماده و در دسترس بودن خصوصا برای آنکه جای کس دیگری را بگیرد
به حالت آماده باش بودن
آماده بودن برای ان ...
١٣٩٧/٠٦/١٩
|

45 go out of your way
سخت تلاش کردن برای انجام کاری خصوصا برای شخصی دیگر
.They really went out of their way to make us feel welcome
تلاش کردن ...
١٣٩٧/٠٦/١٧
|

46 اصطلاحی برای شخصی شگفت انگیز و زیبا. ١٣٩٧/٠٦/١٧
|

47 Slip out
به سرعت و به آرامی و با ظرافت لباسی را درآوردن. در این کاربرد به صورت
( slip out of somting) به کار میرود.
She slipped out of her ...
١٣٩٧/٠٦/١٥
|

48 go away
این عبارت وقتی به کار میرود که بخواهید کسی همین الان از زندگیتان خارج شود.برو گمشو.
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

49 آرام و خونسرد، جذاب و گیرا، شیک و عالی، دارای بدنی زیبا و جذاب ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

50 نگفتن یا بیان نکردن عقیده
انجام ندادن کاری به دلیل ترس یا به این دلیل که نمیخواهید وضعیت بد بدتر شود.
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

51 غرور، جدیت
Pride, seriouness
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

52 go for
۱. سخت تلاش کردن برای انجام یا بدست آوردن چیزی
۲. تشویق کردن دیگران برای انجام کاری
۳.عاشق کسی یا چیزی بودن، دوست داشتن
۴.انتخاب ...
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

53 win over
بدست آوردن حمایت یا رضایت از کسی

.It was still tough to win over friends and family
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

54 یک شخص از طبقه پایین اجتماع، فرد عادی و روستایی، آدم پست، بازنده، شخص فقیر.
Husband: Oh No I have no money to feed the kids, dear wife
Wife: O ...
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

55 یک درس مقدماتی برای چیزی.
.If he cant teach grilling 101, I don't know who can
مرور اولیه یا آموزشی، اصول اولیه
.I would like to get into ba ...
١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

56 leave well enough alone
ول کردن، اجتناب از تلاش برای اصلاح، تعمیر، بهبود آنچه که قبلا با اندازه کافی برایش تلاش شده است.
١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

57 of recent vintage
چیزی که اتفاق افتادن یا شروع شدن آن مربوط به خیلی وقت پیش نیست. جدید است.
مترادف با recent
١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

58 کاملا (بالغ، آماده، رشد کرده)، رسیده، کاملا (پیشرفت، ترقی، توسعه) پیدا کرده. ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

59 لب تا لب (برای لیوان آب و غیره) ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

60 trail off
تحلیل رفتن، محو شدن
١٣٩٧/٠٦/٠١
|

61 Trill off
کمتر یا کوچکتر یا بدون صدا شدن
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

62 مطمئن بودن از (موفقیت یا اتفاق افتادن) چیزی
یک چیز مطمئن (حتی میتواند منظور پول درون کیف باشد)
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

63 be set in your ways
برای انجام کارهای هر روزه و اینکه قصد تغییر عادتهایت را نداشته باشی.
As people get older, they often become set in their wa ...
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

64 ill-temper
به شخصی گفته می شود که خیلی زود عصبانی می شود.
در مورد یک موقعیت مثلا یک بازی، معنای اعصاب خورد کن دارد.
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

65 وقتی گفته می شود شخصی grow up است،
بدین معنی است که او بزرگسال یا شخصی مسئولیت پذیر است.
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

66 fancy footwork

گامهای ظریف در رقص.
.The old man was known for his fancy footwork when he was on Broadway
حرکات زیرکانه پا که به شخص ک ...
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

67 look up
تلاش برای یافتن اطلاعات از طریق جستجو در کتاب یا یک لیست یا با کامپیوتر،investigate, look into, follow up
بهتر شدن، improve, recover، < ...
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

68 مرز(حاشیه، لبه) اطراف یک حفاظ
a border around a shield
١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

69 حمام آفتاب گرفتن، ضدعفونی کردن و یا طراوت بخشیدن با قرار دادن در معرض آفتاب
مترادف با bask ، از کلمه لاتین apricus می آید.
aprication: The a ...
١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

70 work one's way
برای حرکت کردن به آرامی و به سختی به موقعیتی خاص
.I worked my way to the center of the crowd
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

71 در نظر گرفتن(کسی بعنوان یک شخصیت بد یا بعنوان کسی که کارهای بد انجام می دهد)
consider� or refer
They branded him as a man without� moral� c ...
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

72 ناگفته، مبهم، غیر شفاف ١٣٩٧/٠٥/٢٥
|

73 تحریک کردن، ایجاد احساس برانگیختگی
Turns on, Causes feelings of arousal
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

74 جلب توجه فوری کردن، بسیار قابل توجه بودن
That red lettering really leaps out from the page

برجسته یا مشخص شدن بواسطه تضاد کامل (با چیزی یا ...
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

75 اسم رمز برای استفاده در زمانی که می خواهید با کسی عشق بازی( یا مثلا made out, make out, French kiss) کنید.
در رده بندی شامل:
دست در دست بود ...
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

76 اینکه زنی اشاره کند به اینکه شب قبل با مردی رابطه داشته وقتی واقعا نمی خواهد به این موضوع اعتراف کند.
What did you do with that guy last night? Oh ...
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

77 دامن زدن به، تشویق احساسات بد در جمع کثیری از مردم ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

78 large and soft ١٣٩٧/٠٥/١٩
|