انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

مهر جان

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Husband's absence A married woman, in the absence of her husband, does not establish a relationship with other men who have virtual addiction

یک زن متاهل، در غ ...
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

2 virtual A woman that whith men chat in virtual mans chat
زنی که با مردان دیگران در مجازی چت میکند
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

3 Get lost گمشو ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

4 storytelling Think of your life so that you can imagine a storytelling with others
بفکر ر زندگیت باش تا داستان سرایی خیالاتی شدن با دیگران شدن
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

5 nerve racking I want to kill him because of his inability to manage his misfortune
من می خواهم او را به دلیل ناتوانی خود برای مدیریت بدبختی خودش بکشم
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

6 nerve racking نگران کننده ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

7 apart The husband and wife who have long lived apart
شوهر و همسر که مدت ها از هم جدا شده اند یا جدا از هم زندگی میکنند
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

8 slattern The woman is a slattern who lives like an animal
زن شلخته است که مانند یک حیوان زندگی می کند
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

9 problems she deals with others with his own problems
But for his life he does not love his love with the fruit of love
او با دیگران مشکلی دارد
اما بر ...
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

10 grouch بد خلقی لجاجت بخرج دادن ، آدم ناراحت
She thinks if she can slowly speed up her life, she will head over to the basket
But her husband is tired ...
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

11 opposed مخالفت
she fought against her husband's mother
and wanted to stay alone in the city
� Which was strongly opposed
او با مادر شوهرش مبارز ...
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

12 storyboarding Doing fantasies with others is not good at storyboarding at all
انجام دادن فانتزی با دیگران در داستان داستان خیلی خوب نیست
خیالاتی سرایی با دیگ ...
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

13 doubts Her husband has no love for him. She or he has doubts ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

14 not succeed She wanted to get her money from her husband in a fight that she did not succeed
او می خواست پولش را از شوهرش در جنگ بگیرد که او موفق نشد
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

15 Fights Fights do not care about things
دعوت به مسائل بی توجهی و خرجی ندادن
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

16 story book character Corrupted husband
خساست شوهر
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

17 uneducated She is an uneducated foolish village
husband
اویک شوهر روستایی احمق بیسوادی دارد
١٣٩٨/٠٢/٣١
|

18 افسانه دختر خيالاتي كه براي خود داستان پردازی رابطه ی انجام میدهد اغلب این نوع افکار را امروزه هرزگی فکری خیالاتی گویند ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

19 Rural woman زن روستایی ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

20 Rural woman زن دهاتی ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

21 trollop زن شلخته، زن بی بند و بار، زن هرزه، جنده
١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

22 loose raw هرزه فاسد ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

23 fictive fictionalافسانه
داستان پردازانه
حالت خیالاتی
ساختگی
١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

24 pock ابله شدن جوش چرک دار
smallpox ابله مرض
moron آدم سبک مغز و کم عقل، آدم احمق و ابله
١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

25 افسانه داستان
Close your hole
جا سوراخيتو ببند
١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

26 Close your hole جای سوراخیتو ببند ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

27 exhilarative جاذبه
euphoria وجد و شعف ،مشاط خوشي خوشحالي رضايت
١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

28 euphoric وجدآميز ، jouful ، lively ،exhilarated
وجد و شادي exultance
١٣٩٨/٠٢/٣٠
|