انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

asalfrd

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 barnet (اصطلاح) مو، کاکل ١٣٩٧/١٠/٠٦
|

2 autocue اتوکیو، دستگاه متن نما یا تله پرامپتر (teleprompter)
تجهیزی که متن خبر (یا غیره) رو به گوینده ی تلویزیون نشون میده
١٣٩٧/١٠/٠٥
|

3 yomp (مخصوصا در حوزه ی نظامی) پیاده روی با تجهیزات سنگین و در شرایط جغرافیایی نامساعد ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

4 bergan کوله پشتی (معمولا مورد استفاده برای سربازان و نیروهای نظامی)که یه زیربند چوبی و یه کمری برای استفاده به عنوان کمربند و بستن کوله به دور کمر داره ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

5 rekt نابود، منهدم، درهم کوبیده شده، با خاک یکسان شده
شکل دیگر wrecked از زبان مخصوص gaming
اشاره به بازیکن یا تیمی که مدام به یه حریف می بازه
هم ...
١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

6 perne (این واژه قدیمیه و به ندرت استفاده میشه)
۱. چرخیدن، گشتن، دور خوردن
مثال از شعر "سفری به بیزانس" از "ییتس":
Come from the holy fire, pern ...
١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

7 trackie لباس ورزشی (عامیانه)، گرمکن سرتاپا، همون tracksuit ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

8 walkover پیروزی راحت و بی دردسر، برد قاطع (ناشی از ضعف حریف) ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

9 SOLERO مارک خارجی بستنی محبوب و پرطرفدار ، یه چیزی تو مایه های �میهن� خودمون ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

10 dab رقص دب، حرکتی ساده با دو دست که بیشتر از بار رقص و حرکت، بار معنایی و فرهنگی داره
ヾ(-_- )ゞ
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

11 prat ۱. خل و چل، خل وضع، احمق
۲. کپل، ماتحت
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

12 gutted داغون، نابود، له

مثال:
I'm gutted Kem didn't make it to the final
(داغون شدم "کم" نرسید به فینال)
١٣٩٧/٠٩/٢١
|

13 ON POINT ۱) به جا، مناسب و مرتبط
۲) شیک و تمیز، جذاب
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

14 holding pattern اصطلاحی برای زمانی که پیشرفت کاری متوقف می شود.
حالت خوف و رجا
وضعیت انتظار برای ادامه ی کار
١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

15 sausage dog سگ نژاد داکسهوند (Dachshund) ١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

16 workup چکاپ کامل
معاینه ی تخصصی
١٣٩٧/٠٦/٢٧
|