برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

درویش علی ادریساوی فیه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تصویری ست که آدمی نیز در پیشبرد آن نقش دارد. یعنی انتهایِ آن رویدادِ ذهنی را ما می سازیم. دقیقاً در مقابلِ خیال، که تصویری ست کلاً ناخودآگاه. پس گاه ... ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

2 وارَهانَد، رها کردن، آزاد کردن. در مصرعِ دومِ بیتِ پنجمِ غزلِ سومِ دیوانِ شمس، به این واژه بَحرُالعُرفا مولانا اشاره کرده اند؛
ــ از بد پشیمان می ...
١٣٩٩/٠١/٠٥
|

3 اصلاً واژه ای دو بندی و بسیار پارسی ست. بغ معنایش، خدا وَ ربّ وَ بُت می باشد. و رنج نیز پارسی و معنایش درد و اَلَم و داء است. پس دردی مضاعف. سختی و ... ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

4 اومید همان است که بشر را به تکاپوی شدن وا می دارد. همان که مرگ را در جولانگه بودنِ آدمی می پوشاند. اومید مجموع آمال و آرمان و احتمالات شدنی ست. اومی ... ١٣٩٨/١٢/٢٣
|

5 آن زیبایی که روح را شور دهد. ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

6 در هم کوبید، به شدّت بر زمین انداخت. بیشتر به رزم و نبرد اشاره دارد. ١٣٩٧/١٠/٢٣
|

7 فنا متضاد ممات است. ممات تنها بر تن نازل می گردد. و انتاجش مرگِ زمان و نشرِ تَن در عالم هستی می باشد. امّا فنا نیست گشتن در وقت حیات است. فنا حالتی س ... ١٣٩٧/٠٣/٢٦
|

8 ریشه سبب، دلیلِ موجودیّت، اساسِ بودن. ١٣٩٧/٠٣/٠٢
|

9 ابتدا آنکه این واژه پارسی ست. وجودش به قبل از اسلام باز می گردد. در نامهای اساطیری ایرانیان این واژه به کار رفته است، همچون هووخشتره و... . لاکن این ... ١٣٩٧/٠٢/٢٣
|

10 این واژه به معنای اختلاف است. آنکه واو می گیرد معنایش اختلاف نیست. سود کردن است. مشکل از سَرِ تو معروف می باشد. آن تو نمی تواند از برای زیباییِ جملات ... ١٣٩٦/١٢/٢٠
|

11 بُن مهر است. از نام های هوی جل جلاله می باشد. ١٣٩٦/٠٩/٠١
|

12 شادی ترجمان نشود. چون احوالی ست درونی. در کنار ما نشسته و با اندوه درهم است. حیّ بودن همان شادی ست، وَ ساکن در اندوه بسر می برد. ١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

13 معنای فهم را نیز تداعی می کند. یاد گرفتن همان فهمیدن است. ١٣٩٦/٠٨/٢٧
|

14 سنگین شده از احساسات. ١٣٩٦/٠٨/٢٤
|

15 آرمان معنایش هدف است. هدف بعد از آرزو و آمال است. پس آرمان آرزو نیست. ١٣٩٦/٠٨/٢٤
|

16 از بن و ریشه، نشاندن. همچون امیال که هوی جل جلاله در آدمی می نهاند. ١٣٩٦/٠٨/٢٣
|

17 ایجاد احساس کردن. ١٣٩٦/٠٨/١٢
|