برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فرشته عاج

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 یاس آور ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

2 قناعت توانگر کند مرد را ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

3 امتناع کردن ١٣٩٨/١١/١٩
|

4 به جای very wide معمولا این صفت به کار می رود. ١٣٩٨/١١/١٩
|

5 ضد حال یا ناخوشایند ١٣٩٨/١١/١٧
|

6 دقیقا همان به عنوان مثال This is the very cellphone I want. این دقیقا همون گوشی تلفن همراه یه که می خواستم. ١٣٩٨/١١/١٥
|

7 ماموران مخفی یا ماموران لباس شخصی ١٣٩٨/١١/١٥
|

8 در زبان فارسی عامیانه معمولا از واژه ی صفرکیلومتر استفاده می کنیم. دقت کنید که این کلمه صفت نیست بلکه اسم است و قابل شمارش. ١٣٩٨/١١/١٥
|

9 تر و تمیز ١٣٩٨/١١/١٣
|

10 میتواند معادل اصطلاح بی خیال شدن باشد. برای مثال I wanted to tell her but then hung back. می خواستم بهش بگم ولی بعد بی خیال شدم یا منصرف شدم. ١٣٩٨/١١/١٣
|

11 کار بلد بودن ١٣٩٨/١١/١٣
|

12 یکی از معانی این فعل پخش شدن خبر است.If news or information gets round, it is told to a lot of people. ١٣٩٨/١١/١٣
|

13 خوب شدن و بیماری را پشت سر گذاشتن. بهبود یافتن معادل چندان مناسبی نیست چون خیلی است . ١٣٩٨/١١/١٣
|

14 تسلی دادن ١٣٩٨/١١/١٢
|

15 بیشتر زمانی به کار میرود که فقط چهره و صورت مدنظر باشد. ١٣٩٨/١١/١٢
|

16 این به اون در ١٣٩٨/١١/١٢
|

17 I don't hold with testing cosmetics on animals. ١٣٩٨/١١/١٢
|

18 موافق بودن ١٣٩٨/١١/١٢
|

19 دو سو گرا، دودل ١٣٩٨/١١/١١
|

20 بسیار قدیمی ١٣٩٨/١١/١١
|

21 تلفات برای حوادثی مثل زلزله ١٣٩٨/١١/٠٨
|

22 ناراحت و عصبی بودن ١٣٩٨/١١/٠٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 facially
• Facially the boys are similar.
• چهره ی پسرها شبیه به هم است.
١٣٩٨/١١/١٢
|