برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فرهاد مولایی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 قمار کردن در فوتبال ١٣٩٨/١١/٢٧
|

2 آگاه شدن از ١٣٩٨/١١/٢٧
|

3 سر شیفت آمدن، شیفت را تحویل گرفتن ١٣٩٨/١١/٢٧
|

4 هدایت کردن ١٣٩٨/١١/٢٧
|

5 توجه کردن ١٣٩٨/١١/٢٧
|

6 بانو ، پرستار ١٣٩٨/١١/٢٦
|

7 با شوق دلگرم کننده ١٣٩٨/١١/٢٥
|

8 آه کشیدن از ته دل ١٣٩٨/١١/٢٥
|

9 طبق قرار ١٣٩٨/١١/٢٤
|

10 عرشه کشتی، اتاق فرماندهی ناو جنگی ١٣٩٨/١١/٢٣
|

11 تماشاچی، جایگاه تماشاچیان، حضار، مخاطب، شنوندگان ١٣٩٨/١١/٢٣
|

12 شکافتن ١٣٩٨/١١/٢٣
|

13 مسئول رسیدگی
Conference inqiry= مسئول رسیدگی کنفرانس
١٣٩٨/١١/٢٢
|

14 مسئول رسیدگی
Conference inquiries= مسئول رسیدگی کنفرانس
١٣٩٨/١١/٢٢
|

15 خراب شده ١٣٩٨/١١/٢٢
|

16 نزدیک شدن ١٣٩٨/١١/٢٠
|

17 در صخره نوردی به معنای محکم گرفتن ١٣٩٨/١١/٢٠
|

18 ضربه زدن ١٣٩٨/١١/١٨
|

19 اقامه دعوا (در دادگاه) ١٣٩٨/١١/١٧
|

20 توافق ١٣٩٨/١١/١٧
|

21 صدای برخورد ١٣٩٨/١١/١١
|

22 مدیر مسئول خوابگاه مدرسه شبانه روزی ١٣٩٨/١١/١٠
|

23 The boats float past carried along by the current. ١٣٩٨/١١/٠٨
|

24 بلند شدن ١٣٩٨/١١/٠٨
|

25 tobe in order
طبق روال بودن
١٣٩٨/١١/٠٧
|

26 قایقران مرا بر روی قایق(به روی عرشه) دعوت کرد ١٣٩٨/١١/٠٧
|

27 مطمئن ١٣٩٨/١١/٠٦
|

28 به معنی سفینه هم می باشد
Flying saucer به معنی بشقاب پرنده
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

29 واحد
The accounts department= واحد حسابداری
١٣٩٨/١٠/٢٥
|

30 تنقلات ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

31 بهانه جو، انتقادآمیز ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

32 با خوش رویی ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

33 شکار ١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

34 به نوعی زیردریایی که برای کاوش سریع و در عمق زیاد در دریاها و اقیانوس ها استفاده می شود می گویند و معمولا به شکل کامل "diving saucer" نوشته می شود. ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

35 بستر دریا ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

36 منطقه حفاظت شده ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

37 منطقه حفاظت شده شکار ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

38 مدت کوتاهی پس از آن ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

39 دون پایه ١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

40 با دست بالا گرفتن ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

41 مطمئناً ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

42 مراسم تدفین ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

43 خانم فریبا carry on میشه ادامه دادن ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

44 مشورت گرفتن، توصیه گرفتن ١٣٩٨/٠٧/١١
|

45 به کار انداختن ١٣٩٨/٠٧/٠٩
|