برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فرهود

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نگران بودن، ترسیدن ١٣٩٩/٠٤/١٩
|

2 یواشکی خارج شدن، یواشکی بیرون رفتن ١٣٩٩/٠٤/١٧
|

3 غلبه کردن ١٣٩٩/٠٤/١٧
|

4 داروی بیهوشی ١٣٩٩/٠٤/١٦
|

5 (hear me? Are you heard?, the message has been received (used in wireless communication)
شنیدی
دریافت شد؟
پیاممو شنیدی و متوجه شدی؟
١٣٩٩/٠٤/١٦
|

6 Satellite navigation= ١٣٩٩/٠٤/١٢
|

7 (آمریکا) مشاور امنیت ملی ١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

8 کسب تجربه کردن ١٣٩٩/٠٣/٣١
|

9 آهنگِ اُفت و خیز صدا در تلفظ انگلیسی ١٣٩٩/٠٣/٣١
|

10 take volunteer work= ١٣٩٩/٠٣/٣١
|

11 جدا حيرت انگيزه.
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

12 نظم کارها (امور جایی یا چیزی) را حفظ کردن ١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

13 شب قشنگیه ١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

14 مفهوم شد (در جواب پیجر) ١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

15 از ناکجاآباد پیدا شدن ١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

16 دستور حمله رو بده. ١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

17 همین.
یا همش همینه.
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

18 میدونستم ١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

19 اون از پسش بر نمیاد
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

20 می خواستم تعارفت کنم که بشینی... ١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

21 تقریبا تمامه. ١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

22 آفرین، خودشه ١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

23 منظور من دقیقاً همینه.
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

24 طعم دار
for example; tastee wheat
Tastee Wheat. Did you ever eat Tastee Wheat?
گندم طعم دار * ، تا حالا گندم طعم داری خوردی؟
�یکی از غذا ...
١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

25 دو وجهی (یا چند وجهی) ١٣٩٩/٠٣/٢٨
|

26 =multiple meanings ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

27 بفرما! ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

28 بهت گفتم که من اونارو نمیدونم. ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

29 ابرکامپیوتر ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

30 من چیزی رو که میخوای بهت میدم. ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

31 =Do you understand?
(از اشتباهات متداول سماعی Native speakers)
١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

32 پس به توافق رسیدیم. ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

33 معامله قبوله؟ ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

34 خوابای خوش ببینی! ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

35 بابت نوشیدنی ممنون. ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

36 فرار بکن و خودت نجات بده. ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

37 (جمله تعجبی) بابا تو دیگه کی هستی! ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

38 وضعیت مون چطوره؟ ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

39 (عامیانه) بالا آوردن، قی کردن، استفراغ کردن ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

40 retake the exam
امتحان دادن دوباره
١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

41 نوعی ماده مخدر توهم زا است. ١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

42 باک بنزین ١٣٩٩/٠٣/٢٤
|

43 شدیدا ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

44 1) یاد گذشته و خاطرات افتادن
2) به عقب (گذشته یا خاطرات) نگاه کردن
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

45 صفت:
-بلند مدت، دراز مدت
e.g. long-lasting impact
مثلا تاثیر بلند مدت
-همیشگی، مادام العمر
=lifelong
-با دوام، دارای عمر زیاد
=d ...
١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

46 معرف های اسم (دستور زبان)
شامل هشت دسته اند:
1) a/an و the
2) Some و Any
3) many و much همچنین a lot of، lots of و plenty of
4) one ...
١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

47 جایگاه تماشاچی ١٣٩٩/٠٣/٢١
|

48 استنشاق و تحت تاثیر دود سیگار دیگران بودن،قرار گرفتن در معرض دود دست دوم افراد سیگاری
(در جاهایی مثل اماکن عمومی یا منزل)
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

49 دور نگه داشتن( کسی/چیزی) از (کسی/مکانی) ١٣٩٩/٠٣/١٨
|

50 هدف گذاری کردن ١٣٩٩/٠٣/١٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 yearn
• As long as you lack something, you yearn for it without cease.
• مادامی که چیزی کم نداشته باشید، حسرت آن را نمی خورید
١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

2 fork out
• We don't want to have to fork out for an expensive meal.
• ما نمی خواهیم که برای یک وعده غذایی گران قیمت جیب خودمون خالی کنیم
١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

3 thoughtful
• Nancy, who had been thoughtful for some time, suddenly spoke.
• نانسی که مدتی جدی بود ناگهان شروع به صحبت کرد.
١٣٩٩/٠٣/١٤
|

4 thoughtfulness
• Lieberman explores this sensitive topic with compassion and thoughtfulness.
• لیبرمن با مهربانی و توجه به بررسی این موضوع حساس می‌پردازد
١٣٩٩/٠٣/١٣
|

5 precious
• The way that child smiles is just precious.
• شیوه ای که کودک لبخند می زند بسیار عزیز (و دلنشین) است
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|