برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فرشاد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بدون قند ، بدون شکر ١٣٩٩/٠٤/١١
|

2 سرو کردن غذا ( برای عده ای ) ١٣٩٩/٠٤/٠٢
|

3 انجام خرید خانه ، خرید مایحتاج منزل ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

4 سرپرست خانوار ١٣٩٩/٠٤/٠١
|

5 (از چیزی) آزرده خاطر یا خجالت زده نشدن
مثال
I took their comments in my stride
من اجازه ندادم نظراتشون منو آزرده خاطر کنه
١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

6 گرفتار بودن ، مشغله زیاد داشتن ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

7 برنامه داشتن ( منظور وقت آزاد نداشتن )

Have you got something on tonight ?1
امشب برنامه ای داری ؟ ( امشب تایمت آزاده ؟ )
I have too much ...
١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

8 به شکل عمومی و رسمی عذرخواهی کردن
Revolutionary Guard Corps issued an apology three days after they had struck an airplane full of passengers by m ...
١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

9 تمرینات قدرتی ، تمرینات تقویت عضله ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

10 حضور و غیاب کردن ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

11 سریال درام ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

12 وارد حرفه یا شرکتی شدن ، استارت ورود به شغلی رو زدن ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

13 از خنده روده بر شدن ، خیلی خندیدن ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

14 جذاب ، چشم نواز ، قابل توجه ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

15 با صدای بلند خندیدن
احتمالا شکل مخفف این اصطلاح را ( LOL ) تو کامنت ها و تکست ها شنیده باشید
١٣٩٩/٠٣/١٤
|

16 نادونی هم نعمتیه ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

17 ادامه تحصیل دادن ١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

18 تعمیم بدون تحقیق ، تعمیم افراطی ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

19 چرخه باطل استدلال ، مصادره به مطلوب ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

20 دوراهی کاذب ، تفکر سیاه و سفید ، قیاس دوحدی ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

21 دوراهی کاذب ، تفکر سیاه و سفید ، قیاس دوحدی ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

22 دوراهی کاذب ، تفکر سیاه و سفید ، قیاس دوحدی ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

23 دوراهی کاذب ، تفکر سیاه و سفید ، قیاس دوحدی ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

24 قیاس مع الفارق ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

25 مغالطه ، سفسطه ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

26 به طور دقیق ، بدون اشتباه ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

27 ا(مخصوصا بعد از کار زیاد) ریلکس کردن ، استراحت کردن ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

28 شعر
فرقش با poetry اینه که poem به یک قطعه شعر یا یک سروده اطلاق میشه ولی منظور از poetry ، مفهوم کلی دنیای شعر و شاعری هستش.
Poem اسم قابل شما ...
١٣٩٩/٠١/٠٨
|

29 امانت فروشی
فرقش با سمساری اینه که تو سمساری ( junk shop ) سمسار جنس رو از شما میخره ولی در (consignment store)، صاحب مغازه پیش از فروختن کالا به ...
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

30 جسم سخت غیربرنده ١٣٩٨/١١/١٦
|

31 دست از سر کسی برداشتن ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

32 ۱- خفیف شدن - فروکش کردن -ایستادن
The traffic in this city never lets up, even at night
۲-دست برداشتن از انجام کاری - بیخیال شدن
You’re doi ...
١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

33 زیست بوم شناس ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

34 اقلیم شناس ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

35 کظم غیظ کردن ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

36 از رده خارج ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

37 نقل به مضمون کردن ١٣٩٨/٠٦/٢٧
|

38 سوابق اینترنتی ، تمامی اطلاعات و عکس هایی که در نتیجه جستجوی یک شخص در موتورهای جستجو یا شبکه های اجتماعی قابل رویت هستند ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

39 آشخور ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

40 هر از گاهی ١٣٩٨/٠٤/٢٢
|

41 عملکرد عالی داشتن ، ترکوندن ١٣٩٨/٠٤/٠٢
|

42 ارتقا دادن ١٣٩٨/٠٣/١٩
|

43 سنگ صیقلی ( که معمولا در کف رودخانه یا کنار ساحل یافت می شود ) ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

44 به عبارت دیگر ، به بیانی دیگر ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

45 ۱ - قمر (جسمی آسمانی که گردجسم آسمانی بزرگتری بگردد) ، ماهواره طبیعی
۲-ماهواره ، قمر مصنوعی
١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

46 فراموش کردن ، از ذهن خارج کردن ١٣٩٨/٠٢/٢٥
|

47 مشکلات ، شرایط سخت ١٣٩٨/٠٢/٢٠
|

48 رو به رشد ، دارای آینده خوب ١٣٩٨/٠٢/١٤
|

49 اسم پرآوازه ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

50 نائب قهرمان ١٣٩٨/٠٢/١٠
|