برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فرزاد زارع

We are watching you

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 در بر داشتن ١٣٩٨/٠٢/٠٨
|

2 و همچنین این معانی رو هم شامل میشه.
در حالت مفرد و جمع : مقاله ،ماده یا مواد طبیعی یا شیمیایی ،جنس یا کالا ولی نه به صورت تجاری ،اسباب واساس و بخش ...
١٣٩٧/١٢/٢١
|

3 در حالت مفرد و جمع : مقاله ،ماده یا مواد طبیعی یا شیمیایی ،جنس یا کالا ولی نه به صورت تجاری ،اسباب واساس و بخش نامه یا اساسنامه که بیشتر در حالات جمع ... ١٣٩٧/١٢/٢١
|

4 گذشته فعل can: توانش را داشتن،توانستن، که در سوال کردن معدبانه هم به کار میرود مثلا could you go که در بالا هم امده و معنی اشتباهی براش نوشتن در حالی ... ١٣٩٧/١١/٢٤
|

5 ممانعت کننده با شده، سرکوب کننده یا شده، کاملا متوقف کننده یا شده.(کننده یا شده هر دو رو میشه با جمله بندی مناسب به کار بردن و میشه نقش مستقیم فاعلی ... ١٣٩٧/١١/٢٤
|

6 سرشماری، آمار ١٣٩٧/١١/٢٣
|

7 عمل زنا، زنا کاری ١٣٩٧/١١/١٦
|

8 پیشوند ap باعث میشود که فعل یا مفعول تعریف ،(صفت مثبت یا، رو به رشد و والا)به خود بگیرد و در این کلمه میتوان به منظور زیل استفاده یا به کار گرفت،
...
١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

9 قطع ارتباط الکترونیکی یا مخابراتی کردن، ایجاد تداخل(مختل کردن)، و یا غیر قابل شنود کردن.(البته اگر در ان امواج صوتی به کار رفته شود و در اخر اینکه ای ... ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

10 چفت در هم گفته میشود ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

11 اند در واقع قطب منفی باتری یا جریان مستقیم هستش،. تو رشته برق ١٣٩٧/٠٨/٢٢
|

12 به نظر من هم اینی که گلشید اسماعیلی عرض کردن هم درست میباشد ولی اصلا اطلاع ندارم بلکه به خاطر اینکه همیشه اینجور بوده، جز زمانی که اسم عام و نام خانو ... ١٣٩٧/٠٨/١٤
|

13 مخفف کلمه euro union ، اتحادیه اروپا ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

14 و همینطور⬅کف، سر، منشاء، اساس و یا باسن و جایی که روش میشینن ١٣٩٧/٠٧/٢٧
|

15 ۱.به هم پیوسته و زنجیر وار مانند بند ساعت
۲.باند، گروه، گروهک
۳.جوخه( در ارگانهای نظامی)
١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

16 ۱.تماشاکردن(تلوزیون، نمایش و امثال اینها)
۲.توجه داشتن به کسی، چیزی و یا شخصی.
۳.ساعت مچی
۴.نگهبانی و پاسداری

در اصل یک اصطلاح بوده و ...
١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

17 در بعضی مواقع و جمله ها معنی همانا هم میدهد.
باید کلمات را به صورت جداگانعه ای درک کرد با حفظ ترجمه کلمات نمیتوان منظور فرد یا جمله را فهمید بلکه ...
١٣٩٧/٠٧/٢٢
|

18 همون کیف پاسپورن و یا کیف پول خودمون ولی یکمی بزرگتر که میتونی همراه با بند میاویزن(strap) در واقع نه اینکه که کیف پول جیبی باشد بلکه مانند گلاسور هم ... ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

19 نام خدای یونان باستاندر لاتین ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|

20 ✏📍دور و یا دورتر، دور شدن، به دور از،(زمان و یا فاصله)،

🎯در جملات عامیانه یعنی از دست دادن به طوری که مفت از دست ادم خارج شده باشد،(مخصوصا ...
١٣٩٧/٠٧/٠١
|

21 تقویت کردن ویا قویتر کردن، بدون ing باید معنی مقوی بده که با این پسوندing میشه مقوی کردن. تشدید معنی و مترادف خوبی نیست بلکه تشدید در کلمه قوی به ک ... ١٣٩٧/٠٦/٢٨
|

22 محیط زیستی،طبیعت و یا بی ضرر به ضرر به محیط زیست و طبیعت
یا در چیزها و جاهایی که از محیط زیست محافظت میکنند، و یا قابل بازگشت به طبیعت باشند هم ا ...
١٣٩٧/٠٦/٢٨
|

23 سفیده، در توصیف و یا جمله به کار میرود که اشاره به قسمتی از شی یا جسم دارد. ماننده سفیده ی چشم یا سفیده تخم مرغ و ... ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

24 بی ارزش هم میتوان گفت مگر انکه برای اسمی صفت بشود ولی در اصل پنی واحد کوچک و تشکیل دهنده پوند میباشد، هر ۱۰۰پنی یک پوند را تشکیل میدهد بنابراین ۱۰۰ پ ... ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

25 در کل، از کلمات اولیه ساختار زبان میباشد و اشاره به هر چیزی که به پایه و اساس مربوط میشود،زیر بنا،کاشتن،پروردن،نهادن،رسیدگی قبل از کشت کردن و یاساختن ... ١٣٩٧/٠٦/١٢
|

26 دقیقا معنیش میشه تلقین نه چیز دیگه بلکه اصلی همین تلقین خودمونه(البته به جز معانی اصلی و ترجمه های موجود، بلکه این معنی به ویژه از فیلم امریکایی برگر ... ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 outcast
• He was treated like an outcast by the other children.
• بچه ها با او همانند یک طردشده (یا فردی منفور) رفتار کردند.
١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

2 vowel
• The letter "a" represents two different vowels in the word "alligator."
• حرف "a" نشان دهنده دو حرف صدادار متفاوت در کلمه "تمساح"است
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

3 aught
• Let us see if aught can be done for her.
• بگذارین ما ببینیم اگه شد این کار رو براش انجام میدیم.
١٣٩٧/١١/٢٩
|

4 cognizance
• The judge took cognizance of the thief's previous record.
• قاضی، سوابق قبلی دزد را در نظر گرفت.
١٣٩٧/١١/١٨
|

5 attractively
• The house, a former barn, has been attractively converted.
• این خونه سابقا یه انبار(مخصوصا غلات) بود که به طور دوستداشتنی( یا جذابانه) تغییر یافته.(کلمه the همیشه به یک کلمه مذکور که مهم بوده و بعد از ان میاد اشاره میکند)،
١٣٩٧/١٠/١٩
|

6 whom
• the women with whom I work
• زنانی که با انها کار میکنم
١٣٩٧/٠٩/١٤
|

7 hover
• She was hovering between life and death.
• او در بین زندگی و مرگ، در حالت منتظر (دلواپس) و سرگردان بود. (به قول خودمون یه پاش این دنیا بود یه پاشم اونیکی دنیا.)
١٣٩٧/٠٩/١٤
|

8 blacksmith
• He brought his horse to the blacksmith to have one of its shoes repaired.
• او اسبش را نزد آهنگر برد، تا یکی از نعل هایش را تعمیر کند. (بازسازی کند، درست کند ) هر چیزی که در جمله بندی صحیح و مناسب باشد ان جمله ترجمه درستی دارد همانگونه که در به کار بردن جملات سایر زبان ها نیز ساختار استفاده کلمات و دستور زبانش صحیح به کار گرفته شود. پس بیایید در ترجمه جملات برای همدیگر بکوشیم تا معانی کاربردی تر را به همدیگر یاد بدهیم سپاس از همراهان و گروه عزیز و خردمند سایت آبادیس.
١٣٩٧/٠٨/١٢
|

9 tude
• pulchritude
• قشنگی، زیبایی، خوش هیکلی و خوش اندامی
١٣٩٧/٠٨/٠٤
|

10 tude
• longitude
• اگه اشتباه نکنم میشه طول جغرافیایی و latitude هم میشه عرض جغرافیایی
١٣٩٧/٠٨/٠٤
|

11 rind
• He stripped an orange of its rind for me.
• او یک پرتقال را برای من پوست کند.
١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

12 ravaged
• Bands of soldiers ravaged the countryside.
• (اگر band در ارگان های نظامی به کار رود به منظور جوخه مورد استفاده قرار میگیرد)جوخه های سربازان روستا (حومه شهر) را (غارت کردند) تخریب کردند.
١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

13 ravaged
• The forest was ravaged by fire.
• جنگل توسط آتش سوزی به فنا رفت
١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

14 whom
• Whom did you watch?
• چه کسی را داشتی میپاییدی؟( کلمه watch یه اصطلاح بوده و به ان ساعت مچی ، نگاه کردن به تلویزیون یا نمایش و نگهبانی دادن هم به کار میرود مانند watch tower که معنی آن برج نگهبانی و نگهبان برج هم گفته میشود و همان ساعت مچی در واقع یک نوع اصطلاح دیگر میباشد که نگهبان ساعت بوده و ان را به دست میبندند تا هر موقع زمان را فرا گرفته باشتند.)
١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

15 mundane
• Initially, the work was pretty mundane.
• در ابتدا (قبلا)، کار کردن همیشه همانگونه بود. ( منظور کار هر روز مثل قبل و بع همان شکل به صورت یکنواخت انجام میگرفت)
١٣٩٧/٠٧/٢٢
|

16 mundane
• Be willing to do even mundane tasks.
• میل داشته باشید که هر امور پیش پا افتاده ای(کارهایی که به نظر زیاد مهم نیستن یا جزئی هستن) را انجام بدهید.
١٣٩٧/٠٧/٢٢
|

17 ion
• demotion
• رکود، تنزّل ، تخفیف هم میشه گفت ولی تخفیفی که در کالا به کار میره معمولا off یاdiscount مورد استفاده قرار میگیره
١٣٩٧/٠٧/١٨
|

18 hover
• He hovers over his children.
• او بر روی فرزندانش خیلی حساس و یا نگران و دلواپسشان است (در کل گویی از نزدیک انها را میپاید و از انها نگهداری و محافظت مینماید.)
١٣٩٧/٠٧/٠١
|

19 flout
• He flouted authority while at school and no one was surprised when he was expelled.
• زمانی که او در مدرسه بود مجوز (قانون مدرسه) را نقض میکرد و هیچ کسی به اخراج شدنش متعجب نشد
١٣٩٧/٠٧/٠١
|

20 enclosed
• She enclosed a check for $ 50 with the letter.
• او یک چک ۵۰ دلاری را با پاکت نامه(یا به پیوست نامه) ارسال کرد
١٣٩٧/٠٧/٠١
|

21 lest
• Take time when time comes lest time steal away.
• (در خاطر نگه داشتن زمان، ساعت یا تاریخ برای انجام کاری یا چیزی)به موقعش یادت باشه تا اینکه وقتش رسید فورا انجامش بدی.(بدزدیش و یا هم مخفیانه بری بیای)
١٣٩٧/٠٧/٠١
|

22 shall
• We shall never forget your kindness.
• ما نباید هیچگاه مهربانی (خوبی، رئوفت) شما را فراموش کنیم.
١٣٩٧/٠٧/٠١
|

23 bangs
• My sister's bangs cover her eyebrows.
• گیسو های (موهای جلو و روی صورت)خواهرم پیشانی اش(ابروهایش) را پوشانده.
١٣٩٧/٠٦/٣١
|

24 crease
• a crease in a pair of trousers
• هر دو ساق شلوار اتو کشیده شده
١٣٩٧/٠٦/٣١
|

25 plus
• Three plus five is eight.
• سه علاوه پنج میشود هشت
١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

26 swollen
• He gently rubbed his swollen nose.
• او به آرامی بینی متورمش را مالش داد.
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|