برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علیرضا عسکری

علیرضا عسکری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 به معنی "واضح" , "دقیق" یا "روشن"
Definitive Conclusion - نتیجه واضح و روشن
١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

2 به معرض گذاشتن (بیرون کشیدن) ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

3 وقتی با یکی قید استفاده شود به معنای (به لحاظ - از نظر )
مانند : operationally speaking به لحاظ عملی
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

4 مناطق مسکونی
مجتمع های مسکونی نه لزوما آپارتمانی
١٣٩٨/٠٣/٣١
|

5 تمیز دادن - موارد مورد نیاز را جدا کردن ١٣٩٨/٠٣/٣٠
|

6 پایان دادن - از بین بردن - خاموش کردن - اختفا کردن- سرکوب کردن
١٣٩٨/٠٣/٣٠
|

7 به طور غیر یکنواخت ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

8 توجیه کردن - تشکیل دادن ١٣٩٨/٠٢/٠٣
|

9 ناجور - غیر متعارف ١٣٩٧/١١/٢٦
|

10 وارده - تحمیل شده(به لحاظ جراحت ، آسیب یا صدمه) ١٣٩٧/١١/٢٠
|

11 غیر قابل تصور ١٣٩٧/٠٨/٢٩
|

12 مرکز آموزشی
educational institute
١٣٩٧/٠٨/٢٤
|

13 ضبط کردن ویدئو بر روی نوار کاست ویدئوی (فعل) ١٣٩٧/٠٨/٢٤
|

14 بلوغ
coming of age ceremonies / جشنهای رسیدن به سن بلوغ
١٣٩٧/٠٨/١٨
|

15 در بر گرفته شدن
١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

16 به یاد ماندنی ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

17 وسیع ١٣٩٧/٠٧/١٣
|

18 استنباط می شود / برداشت می شود ١٣٩٧/٠٦/١٧
|

19 بهترین - زیباترین ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

20 موضوع / مورد
In Europe, the political pressure is similar regarding globalization
در اروپا، فشار سیاسی مشابه مورد(موضوع) جهانی‌سازی است.
١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

21 شخصی که اختیار و قدرت دارد. افراد پرنفوذ و قدرتمند مانند وکلا,پزشکان,مدیران,سیاستمداران ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

22 تکان دهنده ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

23 ارائه کردن / دارا بودن / داشتن
This restaurant features some kind of sandwiches
١٣٩٧/٠٥/٠٩
|

24 چه برسد به... ١٣٩٧/٠٥/٠٨
|

25 خوش خنده / اهل حال /با صفا ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

26 آزادی بخش ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

27 ترتیب تولد فرزندان ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

28 فرصت آشنایی پیدا کردن ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

29 چه حیف !
شرم‌آور است!
١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

30 تصویر گرفتن و فیلمبرداری کردن (سینما) ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

31 comprehensive school
مدرسه جامع
١٣٩٧/٠٤/٣١
|

32 امرار معاش کردن ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

33 پدرسالاری ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

34 مرتفع کردن - برآورده کردن
مورد توجه قرار دادن
I didn’t really address the problem directly.
١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

35 غیر ضروری
١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

36 میهمان - بازدید کننده ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

37 اتاق خوابی که(در خانه یا هتل) در آن سرویس حمام و دستشویی وجود دارد. ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

38 اتاق خوابی که(در خانه یا هتل) در آن سرویس حمام و دستشویی وجود دارد.
یا ensuite
١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

39 An extra payment or benefit that you get in your job ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

40 تمهیدات
تاًمینات
١٣٩٧/٠٤/٢١
|

41 درخشیدن - تابیدن ١٣٩٧/٠٤/١٩
|

42 جایگاه ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

43 بررسی و رسیدگی کردن ١٣٩٧/٠٤/٠١
|

44 رای کسی را زدن - منصرف کردن ١٣٩٧/٠٤/٠١
|

45 جدا شدن
١٣٩٧/٠٣/٣١
|

46 ملیجک دربار - جوکر ١٣٩٧/٠٣/٣٠
|

47 وزنه یا بار بزرگی برداشته شدن
a weight of my mind
باری روی ذهن
١٣٩٧/٠٣/٣٠
|

48 بنیادی ١٣٩٧/٠٣/٣٠
|

49 مقابله - مدارا ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

50 ناحیه ای کوچک در صحرا که منبع آب و پوشش گیاهی دارد. ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 account for
• Recent pressure at work may account for his behavior.
• فشار اخیر در کار ممکن است توجیه رفتار او باشد
١٣٩٨/٠٢/٠٣
|

2 account for
• Can you account for your movements on that night?
• آیا میتوانی حرکت خود را درآن شب توجیه کنی؟
١٣٩٨/٠٢/٠٣
|

3 defect
• The ballerina defected from the Soviet Union and took up residence in England.
• Ballerina اتحاد جماهیر شوروی را ترک کرد و در انگلستان اقامت گزید.
١٣٩٧/١٠/١٦
|

4 nor
• He is neither honest nor clever.
• او نه شرافتمند و نه باهوش است.
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|