برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فواد بهشتی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 توازن، مصالحه ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

2 دارای ١٣٩٨/٠١/٢٠
|

3 تغییر گسترده، تحول عظیم ١٣٩٨/٠١/٠٣
|

4 تفکرانگیز - تلنگرآمیز ١٣٩٧/١٢/١٠
|

5 آتی، برنامه ریزی شده ١٣٩٧/١٢/١٠
|

6 سوءاستفاده کننده، آزاردهنده، متجاوز ١٣٩٧/١٢/١٠
|

7 گستردگی، وسعت، بزرگی، بازه - سطح، پایه - نرخ ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

8 add-on = برافزا
plug-in = افزایه
extension = افزونه
add-in = درافزا
snap-in = اسنپین
theme = پوسته
١٣٩٧/١١/٢٩
|

9 جنبه منفی - روی بد - نیمه تاریک ١٣٩٧/١١/٢٥
|

10 مبحث، بحث، حوزه ١٣٩٧/١١/٢٤
|

11 قابل توجه دو کاربر بالایی عزیز: aynaz و Commander
این لغت یعنی crave را نباید با لغت carve که به معنی حک کردن، تراشیدن و سمباده زدن است، اشتباه گر ...
١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

12 احتمالی، محتمل ١٣٩٧/٠٩/٢١
|

13 اظهار کردن، گفتن، ادعا کردن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

14 دچار لغزش کردن، به اشتباه انداختن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

15 زیر سوال بردن، به شبهه انداختن ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

16 سازماندهی شده، سامان یافته - هماهنگ، متناسب ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

17 (commit yourself (to sb)/(to (doing) sthذیرفتن ((انجام) چیزی)، موافقت کردن (با (انجام) چیزی)ا - تصمصیم (به رابطه با کسی) گرفتن - تصمیم گرفتن، اظهار ن ... ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

18 غافلگیر شدن، سورپرایز شدن، شوکه شدن ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

19 یکجانشین (در مقابل کوچ گر) ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

20 خنثایی، خنثا بودن ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

21 روشن گر، آگاهی دهنده، آموزنده ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

22 افت، کاهش، تنزل، نزول، تقلیل ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

23 شدید ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

24 با مسئولیت خودم ١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

25 رقیب، حریف، طرف مقابل ١٣٩٧/٠٨/١٢
|

26 تند، شدید - خروشان، مواج ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

27 تعیین کردن، گماشتن، منصوب کردن ١٣٩٧/٠٧/١٤
|

28 سریعا به دنبال چیزی رخ دادن، به سرعت بعد از چیزی اتفاق افتادن ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

29 بصورت شگفت انگیز، به طور خارق العاده، مرموزانه ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

30 از لحاظ آوایی ١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

31 به کسی در یک زمینه (تخصصی ) آموزش دادن، کسی را در حوزه ای متخصص کردن ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

32 رویا مانند ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

33 محفظه فضایی، یک نوع فضاپیما است که بخش اصلی بدنه اش شکلی ساده و بدون هیچ بال و زائده ای دارد تا در ورود به جو ایجاد دریفت کند ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

34 حق به جانب ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

35 انتقاد توهین آمیز کردن، با بی احترامی انتقاد کردن ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

36 بازاریاب تلفنی ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

37 به هیچ عنوان، به هیچ نحوی، اصلا ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

38 خون گرمی ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

39 جلب توجه نکننده، غیر محسوس، ناپیدا ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

40 باور نادرست ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

41 دزدی آثار ادبی/هنری/علمی، استفاده غیر مجاز آثار ادبی/هنری/علمی (مانند کپی کردن کتاب و سی دی و غیره) ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

42 خالی از سکنه، متروکه ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

43 منزجر کردن/شدن ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

44 نقش (که شی با قرار گرفتن بر یک سطح از خود به جای میگذارد)، اثر، رد، نشان، علامت، مهر ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

45 ضبط کردن (صدا) بر روی نوار صوتی ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

46 (شخص) دردسرساز، مشکل آفرین، مایه دردسر ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

47 نور چشمی، آقا زاده ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

48 ورود، دخول ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

49 علاقه ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

50 بصورت همزمان ١٣٩٧/٠٦/١٧
|