برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فواد بهشتی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 توازن، مصالحه ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

2 دارای ١٣٩٨/٠١/٢٠
|

3 تغییر گسترده، تحول عظیم ١٣٩٨/٠١/٠٣
|

4 تفکرانگیز - تلنگرآمیز ١٣٩٧/١٢/١٠
|

5 آتی، برنامه ریزی شده ١٣٩٧/١٢/١٠
|

6 سوءاستفاده کننده، آزاردهنده، متجاوز ١٣٩٧/١٢/١٠
|

7 گستردگی، وسعت، بزرگی، بازه - سطح، پایه - نرخ ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

8 add-on = برافزا
plug-in = افزایه
extension = افزونه
add-in = درافزا
snap-in = اسنپین
theme = پوسته
١٣٩٧/١١/٢٩
|

9 جنبه منفی - روی بد - نیمه تاریک ١٣٩٧/١١/٢٥
|

10 مبحث، بحث، حوزه ١٣٩٧/١١/٢٤
|

11 قابل توجه دو کاربر بالایی عزیز: aynaz و Commander
این لغت یعنی crave را نباید با لغت carve که به معنی حک کردن، تراشیدن و سمباده زدن است، اشتباه گر ...
١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

12 احتمالی، محتمل ١٣٩٧/٠٩/٢١
|

13 اظهار کردن، گفتن، ادعا کردن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

14 دچار لغزش کردن، به اشتباه انداختن ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

15 زیر سوال بردن، به شبهه انداختن ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

16 سازماندهی شده، سامان یافته - هماهنگ، متناسب ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

17 (commit yourself (to sb)/(to (doing) sthذیرفتن ((انجام) چیزی)، موافقت کردن (با (انجام) چیزی)ا - تصمصیم (به رابطه با کسی) گرفتن - تصمیم گرفتن، اظهار ن ... ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

18 غافلگیر شدن، سورپرایز شدن، شوکه شدن ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

19 یکجانشین (در مقابل کوچ گر) ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

20 خنثایی، خنثا بودن ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

21 روشن گر، آگاهی دهنده، آموزنده ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

22 افت، کاهش، تنزل، نزول، تقلیل ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

23 شدید ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

24 با مسئولیت خودم ١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

25 رقیب، حریف، طرف مقابل ١٣٩٧/٠٨/١٢
|

26 تند، شدید - خروشان، مواج ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

27 تعیین کردن، گماشتن، منصوب کردن ١٣٩٧/٠٧/١٤
|

28 سریعا به دنبال چیزی رخ دادن، به سرعت بعد از چیزی اتفاق افتادن ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

29 بصورت شگفت انگیز، به طور خارق العاده، مرموزانه ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

30 از لحاظ آوایی ١٣٩٧/٠٦/٢٥
|

31 به کسی در یک زمینه (تخصصی ) آموزش دادن، کسی را در حوزه ای متخصص کردن ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

32 رویا مانند ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

33 محفظه فضایی، یک نوع فضاپیما است که بخش اصلی بدنه اش شکلی ساده و بدون هیچ بال و زائده ای دارد تا در ورود به جو ایجاد دریفت کند ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

34 حق به جانب ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

35 انتقاد توهین آمیز کردن، با بی احترامی انتقاد کردن ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

36 بازاریاب تلفنی ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

37 به هیچ عنوان، به هیچ نحوی، اصلا ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

38 خون گرمی ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

39 جلب توجه نکننده، غیر محسوس، ناپیدا ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

40 باور نادرست ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

41 دزدی آثار ادبی/هنری/علمی، استفاده غیر مجاز آثار ادبی/هنری/علمی (مانند کپی کردن کتاب و سی دی و غیره) ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

42 خالی از سکنه، متروکه ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

43 منزجر کردن/شدن ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

44 نقش (که شی با قرار گرفتن بر یک سطح از خود به جای میگذارد)، اثر، رد، نشان، علامت، مهر ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

45 ضبط کردن (صدا) بر روی نوار صوتی ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

46 (شخص) دردسرساز، مشکل آفرین، مایه دردسر ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

47 نور چشمی، آقا زاده ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

48 ورود، دخول ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

49 علاقه ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

50 بصورت همزمان ١٣٩٧/٠٦/١٧
|

51 تهاجمی ١٣٩٧/٠٦/١٧
|

52 به لحاظ استراتژیک، از نظر راهبردی ١٣٩٧/٠٦/١٧
|

53 متهاجم، حمله کننده، مهاجم، یورش برنده ١٣٩٧/٠٦/١٧
|

54 سرکوب گر ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

55 مظلوم ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

56 جاودان، ابدی، همیشگی، ادامه دار، خود ادامه پیدا کننده - ثابت، تغییر ناپذیر ١٣٩٧/٠٦/١٥
|

57 معتقد، پیرو ١٣٩٧/٠٦/١٥
|

58 بانداژ ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

59 اثر روحی بد باقی گذاشتن، آسیب روحی رساندن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

60 (زخم و جراحت و غیره) ترمیم شدن، بهبود یافتن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

61 از کار انداختن ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

62 کهنه، مخروبه ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

63 زمامداری ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

64 مصری، یکدندگی ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

65 کلیسایی، کشیشی ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

66 روح گرا، روح باور، مربوط به روح گرایی/باوری ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

67 تردید در وجود خدا ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

68 (پول و زمان و غیره) کاهش دادن، کم کردن - قطع کردن (حرف یا ارتباط یا اندیشه و غیره)، تداوم (چیزی را) را به هم زدن، مزاحم شدن ١٣٩٧/٠٦/١١
|

69 مکانیزه ١٣٩٧/٠٦/١١
|

70 مورد یا محل استفاده ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

71 همپوشانی داشتن، همپوشانی کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

72 ا(آزمون و امتحان و غیره) نمره دهی ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

73 بطور مرتب ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

74 کوهپیما، فرد اهل پیاده روی - فرد پیاده ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

75 از بیخ درآوردن ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

76 طغیان - سر ریز ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

77 فتوسنتز کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

78 (بهداشت و پزشکی) شستشو دادن ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

79 از پشت کوه آمده ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

80 کنترل ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

81 رسانه ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

82 مجاب کردن، (به انجام کاری) واداشتن، ترغیب و تشویق کردن - راضی کردن، قانع کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

83 به شدت ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

84 دست کشیدن، منصرف شدن، رها کردن، ول کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

85 گیرا، تاثیرگذار ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

86 در جای غیرمشخص قرار دادن، در محل مخفی گذاردن ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

87 کیفیت، چگونگی - قابلیت، توانایی ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

88 عزیز - ارزنده ١٣٩٧/٠٥/٣١
|

89 مشروعیت ١٣٩٧/٠٥/٣١
|

90 حامی، پشتیبان ١٣٩٧/٠٥/٣١
|

91 تعمیم مفرط دادن، بیش از حد فراگیر کردن، بیش از حد عمومیت دادن، تخصیص کلی دادن ١٣٩٧/٠٥/٣١
|

92 بارز، برجسته، چشمگیر - قاطع، غالب، چیره ١٣٩٧/٠٥/٣١
|

93 غلط پیش بینی شده ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

94 کمتر از حد برآورده شده، ناچیز در نظر گرفته شده ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

95 بصورت قابل تصور ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

96 وخیم‌تر کننده، تشدید کننده ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

97 برانگیزنده، محرک ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

98 ناخودآگاه - غیر منطقی - غیر قابل تصور ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

99 تفکر، خردورزی، اندیشیدن ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

100 چند ملیتی ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

101 پرتو افکن ١٣٩٧/٠٥/٢٥
|

102 رضایت بخش ١٣٩٧/٠٥/٢٥
|

103 عامل/فاکتور بودن ١٣٩٧/٠٥/٢٥
|

104 تصور از خود ١٣٩٧/٠٥/٢٥
|

105 دارا بودن، در برداشتن، شامل شدن، در خود داشتن ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

106 زبان مخلوط ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

107 impulsively ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

108 راه اندازی کردن ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

109 ریخته گر ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

110 هیجان انگیز، جالب توجه، شگفت آور، حیرت انگیز، معرکه، محشر ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

111 کم تراکم ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

112 تجربه کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

113 شکوفا شونده، رونق گیرنده ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

114 پیدا، مشخص ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

115 ناخالص کردن - سمی کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

116 آلوده، کثیف، سمی، عفونی، نجس، ناپاک، ناخالص ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

117 قابل دسترس، امکان پذیر ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

118 اساسا، از لحاظ بنیادی، بصورت اساسی ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

119 (موسیقی و آلبوم و کنسرت و غیره) اجرا، ارائه ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

120 (موسیقی و آلبوم و کنسرت و غیره) اجرا کردن، ارائه کردن ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

121 متمایز بودن، ممتاز بودن ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

122 سد سلولی ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

123 قابلیت تحرک ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

124 بصورت موثق و معتبر ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

125 از روی میل، خود خواسته ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

126 تحقق بخشیدن، جامه عمل پوشاندن ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

127 منکوب کننده، مقهور کننده، غافلگیر کننده، بسیار شدید، تاثیرگذار، (مجازی - به دلیل تاثیر شدید) در خود غرق کننده ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

128 تخمین زدن، بصورت تقریبی محاسبه کردن ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

129 حدودا - (بصورت) سرانگشتی ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

130 حق نویسندگی ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

131 کشت کننده، کشتگر، پرورش دهنده، پرورنده، (در ترکیب) -پرور یا -کار ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

132 میسر بودن، شدنی بودن، امکان ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

133 بی فعالیتی ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

134 (قانون) فسخ کردن، لغو کردن، منسوخ کردن، پایان دادن ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

135 احضار روح، فراخوانی (شیاطین و اجنه و غیره) - جادوگری، تردستی، شعبده بازی ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

136 منقرض شدن ١٣٩٧/٠٥/١١
|

137 سوزان، سوزنده، سوزاننده - در حال سوختن ١٣٩٧/٠٥/١١
|

138 ایزوله، ایزوله شده ١٣٩٧/٠٥/١١
|

139 محافظت شده، مصون، ایمن ١٣٩٧/٠٥/١١
|

140 کم عمقی، سطحی بودن - بی مایگی، ضعف ١٣٩٧/٠٥/١١
|

141 از لحاظ چشم اندازی ١٣٩٧/٠٥/١١
|

142 (مجازی) وزن ١٣٩٧/٠٥/١١
|

143 دارای ریتم، وزن دار، موزون ١٣٩٧/٠٥/١١
|

144 نیکو کار، نیکو کارانه ١٣٩٧/٠٥/١١
|

145 الگو برداری کردن ١٣٩٧/٠٥/١١
|

146 اصطکاک، زد و خورد، مبارزه ١٣٩٧/٠٥/١١
|

147 بروز شدید، درآمدن ١٣٩٧/٠٥/١١
|

148 تحکیم کردن ١٣٩٧/٠٥/١١
|

149 شراکتی ١٣٩٧/٠٥/١١
|

150 رمان، داستان بلند ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

151 [فوتبال] سوئیپر، (معادل دفاع آخر) ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

152 [فوتبال] ستاپر، جلوگیری کننده (معادل دفاع وسط) ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

153 پیش واکنشگر، پیش واکنشی، پیش کنشی، پیش کنش گرا ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

154 حرکات آکروباتیک ١٣٩٧/٠٥/٠٩
|

155 شگفت آور، نامانوس ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

156 فرسودگی ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

157 باز، هنوز، ضمنا ١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

158 تعیین کننده ١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

159 بر افروختن ١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

160 اهمیت ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

161 زایایی ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

162 بحبوحه، (مجازی) اوج، وسط (فعالیت و غیره) ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

163 فاجعه آمیز، فاجعه بار ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

164 مقبولیت ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

165 سنت گرا، پیرو سبک های قدیمی ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

166 خلاقیت، ابتکار ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

167 بازسازی کننده، باز تولید کننده ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

168 تبدیل شونده، تغییر کننده ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

169 مظنون، مشکوک، متهم ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

170 نسبت خویشاوندی، رابطه فامیلی ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

171 باغ انگور، باغ درخت مو/انگور ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

172 عادی سازی ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

173 تجسس کردن ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

174 تجسس ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

175 بصورت تپه/خاک ریز درآوردن ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

176 (با هم) تضاد/مغایرت پیدا کردن ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

177 منظم، مرتب ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

178 [برق و الکترونیک] جاروب کردن، پویش کردن، اسکن کردن ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

179 (پیشنهاد و طرح و غیره) در نظر گرفتن، مد نظر بودن ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

180 پایداری، استواری - استحکام، قدرت ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

181 استواری، استحکام ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

182 استوار، مستحکم ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

183 (ساختمان) بسیار بلند، مرتفع - ساختمان بلند، ساختمان دارای طبقات زیاد ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

184 به پایان رساندن/رسیدن ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

185 برابر، مساوی، متعادل، متوازن ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

186 شمارش کردن، شماردن، حساب کردن ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

187 افت ١٣٩٧/٠٥/٠١
|

188 (با دلیل و برهان در مورد چیزی) نظر دادن ١٣٩٧/٠٥/٠١
|

189 (مجازی) در پشت پرده قرار داشتن، پشت پرده چیزی بودن - دلیل (اصلی) چیزی بودن ١٣٩٧/٠٥/٠١
|

190 سنجشگر ١٣٩٧/٠٥/٠١
|

191 [روانشناسی] فرافکنی کردن، فاش کردن (جنبه های شخصیتی و ویژگیهای فردی) ١٣٩٧/٠٥/٠١
|

192 (بیماری و درد و غیره) مبتلا شدن - بوجود آوردن/آمدن، ایجاد کردن/شدن، ابداع کردن/شدن، تشکیل دادن/شدن، شکل دادن/گرفتن ١٣٩٧/٠٥/٠١
|

193 مفروض ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

194 متوسط، متعادل، معمولی ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

195 نهاد، بنیاد ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

196 مقدار یا تعداد سیل آسا ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

197 فطرتا ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

198 مثال، مورد ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

199 پسماند، فضولات ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

200 بی طرف، منصف ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

201 بی غرضی ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

202 سند دار، ثبتی، مستند ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

203 ملاحظه کارانه، با ملاحظه ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

204 شاد، خوشحال، شادمان، محظوظ ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

205 در فضای آزاد، در فضای باز ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

206 شناسایی کردن - پی بردن ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

207 درسته، یک تکه،به تمامی، کلا ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

208 (توصیف و غیره) به زیبایی، تماشایی، بصورت جالب توجه - بصورت رنگارنگ ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

209 مجددا استفاده کردن، مجددا به کار گرفتن ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

210 (پسماند) مدیریت، رسیدگی ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

211 (زباله های جامد) پالایش، (فاضلاب) تصفیه، (پسماند) پردازش ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

212 (زباله های جامد) پالایش کردن، (فاضلاب) تصفیه کردن، (پسماند) پردازش کردن ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

213 کار کردن، دایر بودن ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

214 غیر موجه، بی جا، بی مورد ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

215 بی مورد، ناجور، نا مناسب، غیر مقتضی ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

216 غیرمحتمل ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

217 با متد معین ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

218 به روز شده ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

219 از روی غفلت، نسنجیده، بی دقت، بی توجه ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

220 (در لیست و غیره) درج کردن، وارد کردن، قرار دادن ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

221 از روی غفلت، از روی بی مبالاتی یا بی فکری - با بی دقتی، با بی توجهی ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

222 با بی دقتی، با بی توجهی، از روی غفلت ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

223 دفترچه راهنما، کتابچه راهنما ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

224 شهروندی ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

225 غیر خشونت آمیز، غیر خشن ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

226 آلاینده، عامل آلودگی ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

227 کلی - سراسری ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

228 آمادگی جسمانی ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

229 تعیین کننده، مهم، اساسی، نقش پرداز - مشخص کننده، معلوم کننده، تصمیم گیرنده ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

230 با اهمیت ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

231 جای کوچک و تنگ ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

232 محدود، متناهی، کران دار، دارای حد و مرز - مقید، وابسته ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

233 ارتقا دهنده ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

234 خطرناک، زیان بار ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

235 سردرگم کننده، متحیر کننده - سری ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

236 اسرارآمیزی، رمز آلودگی ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

237 کم ارزش، بی ارزش ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

238 محافظت کردن، نگهداری کردن ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

239 برانگیختن، تهییج کردن ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

240 پایبندی ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

241 ساختاری، بنیانی، ترکیبی ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

242 بازگشت، ورود مجدد، دخول مجدد ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

243 گلایدر (هواپیمای بدون موتور)، بادپر ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

244 تامین کردن، فراهم کردن، مهیا کردن - تشکیل دادن، درست کردن ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

245 تمییز دهنده ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

246 چینش، چیدمان، آرایش، ترتیب، تنظیم ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

247 (سیرک) اجرا کننده، مجری - هنرمند ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

248 مانع شدن، جلوگیری کردن، بازداشتن ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

249 زیر آب روی، زیر سیل روی ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

250 تعامل، ارتباط ١٣٩٧/٠٤/٢٦
|

251 همه منظوره ١٣٩٧/٠٤/٢٦
|

252 در بر گرفتن، به خود اختصاص دادن ١٣٩٧/٠٤/٢٦
|

253 خالی شده، به ته رسیده ١٣٩٧/٠٤/٢٦
|

254 جلو زن، پیشی گیرنده ١٣٩٧/٠٤/٢٦
|

255 اهانت آمیز، زننده ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

256 بی توجهی، بی اعتنایی، بی خبری ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

257 شیفته، دلباخته ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

258 چند وجهی، چند جنبه ای ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

259 تقدیم کردن، ارائه دادن یا کردن ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

260 طفره، دوری، اجتناب، فرار، گریز ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

261 جاری، فعال ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

262 متجاوز، غاصب ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

263 نفوذ ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

264 مالاریا ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

265 قابلیت پذیرش ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

266 اثبات نشده، تصدیق نشده ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

267 ارزش ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

268 فرسایش یافتن، فرساییدن ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

269 سخنور، فصیح ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

270 در حال رشد - شکوفا - آباد ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

271 نگاره ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

272 گرداننده، چرخنده ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

273 تئاتر بین، بیننده تئاتر ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

274 از پس، از پشت ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

275 بهاری ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

276 محافظت کردن ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

277 هدایت، کنترل، اداره ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

278 دارای استعدا خدادادی - توانمند ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

279 ترکیب - نظام ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

280 ظرفیت ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

281 (شخصیت و موضوع و غیره) وجهه، زمینه ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

282 جای خود را دادن به، به نفع (کسی یا چیزی) کنار کشیدن، عرصه را (برای کسی یا چیزی) خالی کردن ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

283 فرار، گریز، در رفتن ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

284 بی اعتنا، خونسرد ١٣٩٧/٠٤/٢١
|

285 مردد ١٣٩٧/٠٤/٢١
|

286 حقانیت، راستی، درستی ١٣٩٧/٠٤/٢١
|

287 شرح و تفصیل، توضیح با جزئیات ١٣٩٧/٠٤/٢١
|

288 تنوع طلب ١٣٩٧/٠٤/٢١
|

289 هیجانی (در گیر کننده احساسات)، احساسی، عاطفی ١٣٩٧/٠٤/٢٠
|

290 خسته کنندگی - رنگ و رو رفتگی ١٣٩٧/٠٤/٢٠
|

291 ادراکی ١٣٩٧/٠٤/١٩
|

292 محقق ١٣٩٧/٠٤/١٩
|

293 سنتی، قدیمی ١٣٩٧/٠٤/١٨
|

294 مهیج ١٣٩٧/٠٤/١٨
|

295 ساده، سهل - سرراست ١٣٩٧/٠٤/١٨
|

296 شگفت انگیز ١٣٩٧/٠٤/١٨
|

297 هنگفت، کلان ١٣٩٧/٠٤/١٨
|

298 وجه رایج ١٣٩٧/٠٤/١٨
|

299 نگران بودن، دلواپس بودن ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

300 پیکربندی کردن، تشکیل دادن ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

301 دست یافتنی ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

302 نشان دادن، نمایش دادن ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

303 غول، خدا (کسی که در یک زمینه یا رشته بسیار برتر و بی رقیب است) ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

304 دارای نقص، کاستی دار - ناقص، معیوب ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

305 قابل توجه، قابل ملاحظه ١٣٩٧/٠٤/١٦
|

306 رشد کردن، نمو کردن ١٣٩٧/٠٤/١٥
|

307 اصل، اصول ١٣٩٧/٠٤/١٥
|

308 رویه، سطح ١٣٩٧/٠٤/١٤
|

309 (جمع) وسایلات،ابزارها، دستگاهها ١٣٩٧/٠٤/١٣
|

310 دست به کار شدن (در مورد چیزی)، به فکر افتادن (در مورد چیزی) ١٣٩٧/٠٤/١١
|

311 منشعب شده، شاخه شاخه شده ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

312 متمایز کردن، جدا کردن ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

313 (نتیجه و خلاصه و غیره) بیرون دادن، منتشر کردن ١٣٩٧/٠٤/٠٩
|

314 دور انداختن ١٣٩٧/٠٤/٠٩
|

315 تقویت کردن ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

316 (چیز) مبهم، (چیز) گنگ ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

317 در بر گرفتن، شامل شدن - وسعت داشتن، گستره داشتن، گسترده بودن، وسیع بودن - (دوره حکومت و زندگی و ...) طول کشیدن، به طول انجامیدن ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

318 [تکنولوژی] پیشرفته ترین (محصول) ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

319 تجمیع شده ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

320 اصولی، طبق معیار ١٣٩٧/٠٤/٠٧
|

321 جایگذاری، چینش ١٣٩٧/٠٤/٠٤
|

322 تا حدی، تا اندازه ای، تا درجه ای ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

323 بی دقت، بی نظم ١٣٩٧/٠٣/١٨
|

324 مخالف ١٣٩٧/٠٣/١٨
|

325 مرتبط، متصل ١٣٩٧/٠٣/١٨
|

326 تنگنا، دو راهی ١٣٩٧/٠٣/١١
|

327 عصبانی، خشن ١٣٩٧/٠٣/١١
|

328 دال بر اتهام، متهم کننده ١٣٩٧/٠٣/١١
|

329 بهت زده کردن، شگفت زده کردن ١٣٩٧/٠٣/١١
|

330 فریب، گول، کلاهبرداری ١٣٩٧/٠٣/١١
|

331 (مجازی) رخنه کردن ١٣٩٧/٠٣/٠٩
|

332 موتورسوار ١٣٩٧/٠٣/٠٨
|

333 تبرئه کردن ١٣٩٦/٠٨/٢٢
|

334 کهنه، قدیمی ١٣٩٦/٠٨/٢٢
|

335 (آگهی روزنامه و ...) گرفتن، رزرو کردن، به خود اختصاص دادن ١٣٩٦/٠٨/٢٠
|

336 طرح یا پیشنهاد (که مردم در سوییس یا برخی ایالتهای امریکا میتوانند خارج از قوه مقننه برای ایجاد قانون جدید ارائه و تصویب کنند) ١٣٩٦/٠٨/٠٧
|

337 دوست پسر ١٣٩٦/٠٥/١١
|