انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

علیرضا سلیمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 چرم
چرمی
١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

2 باسن ١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

3 حساب کردن ١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

4 رود فرات ١٣٩٧/١٢/١٠
|

5 تفت دادن ١٣٩٧/١٢/١٠
|

6 Euphrates ١٣٩٧/١١/١٨
|

7 باوفا ١٣٩٧/١٠/٠٨
|

8 خنگ ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 cervix
• When a woman is in labour, her cervix opens up to allow the baby to be born.
• زمانی که زن در حال زایمان است دهانه‌ی رحم او باز می‌شود تا به کودک اجازه‌ی تولد بدهد
١٣٩٨/٠٢/١٦
|