برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

حسن پزشکی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تنها
١٣٩٨/٠٩/٢٤
|

2 نرمی
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

3 دست کاری کردن، به دست گرفتن، کنترل کردن زیرکانه ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

4 Follow ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

5 Spread,distribution ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

6 هم مرز؛ مجاور ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

7 Erratic و یا inconsistent ویا نامنظم غیر قابل پیش بینی ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 exceed
• He claimed that he was not exceeding the speed limit.
• او ادعا کرد که از حد سرعت مجاز تخطی نکرده است.
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

2 alter
• The dreadful illness greatly altered her appearance.
• بیماری وحشتناک به طور قابل ملاحظه ای، چهره او را تغییر داده بود .
١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

3 maverick
• Politically, she's a bit of a maverick.
• او به لحاظ سیاسی، تاحدودی مستقل بود.
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

4 comply with
• The commander said that the army would comply with the ceasefire.
• فرمانده گفت ارتش احتمالا با آتش بس موافقت کند
١٣٩٨/٠٩/٠٦
|