برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

حسن بشیری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 خانهٔ کَژبام ١٣٩٩/٠٥/١٠
|

2 ته‌چک پرداخت ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

3 (زبان‌شناسی) تخصیص‌یافتگی ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

4 اسم‌سازی
In linguistics, nominalization or nominalisation is the use of a word which is not a noun (e.g., a verb, an adjective or an adverb) as a ...
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

5 کژفهمی؛ سوءتشخیص ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

6 غیرقابل‌تکوین ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

7 (فلسفه؛ مارکسیسم) تکین ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

8 صرفاً، تنها، فقط
/tuː ˈkʊə,French tu kuʀ/
adverb
with no addition or qualification; simply.
"he saw religion as an illusion, tout court"
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

9 لاینفک، غیرقابل‌تفکیک ١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

10 تجربه‌گر ، آزمایش‌گر ١٣٩٩/٠٤/١٩
|

11 دقت نظری ١٣٩٩/٠٤/١٩
|

12 وسیع، همه‌جانبه، دامنه‌دار، فراگیر، گسترده ١٣٩٩/٠٤/١٩
|

13 ریاضی‌ورزی ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

14 (روان‌شناسی) لذت‌گرایی ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

15 سنخ‌شناسی زیستی ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

16 وجود ذیروح ١٣٩٩/٠٤/١٨
|

17 دارایی غیرمنقول (به صورت زمین) ١٣٩٩/٠٤/١٧
|

18 غیرآوایی ١٣٩٩/٠٤/١٦
|

19 شمّ، حس ششم ١٣٩٩/٠٤/١٦
|

20 عروس نمی‌تونست برقصه می‌گفت اتاق کجِ ١٣٩٩/٠٤/١٦
|

21 پس‌آزمایی ١٣٩٩/٠٤/١٣
|

22 (علوم رایانه/ویژگی یک نرم‌افزار) قابل‌استفاده اما منسوخ که بهتر استدیگر از آن استفاده نشود، چون ویژگی جدید و اغلب بهتری جای آن را گرفته است. ١٣٩٩/٠٤/١٣
|

23 فاوستی (مربوط به فاوست: شخصیت اصلی یک افسانه آلمانی است. فاوست و صفت آن فاوستی، اغلب توصیف موقعیتی است که در آن فردی جاه‌طلب به منظور رسیدن به قدرت و ... ١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

24 (در بعضی موقعیت‌ها) با لحنی حاکی از رضایت(موافقت) ١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

25 (بیشتر در جمع، در بحث آموزش) اسباب‌بازی‌های آموزشی برای کودکان ١٣٩٩/٠٣/١٥
|

26 (واژه تخصصی روان‌شناسی): اتخاذ چشم‌انداز ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

27 مهد کودک
(در ایالات متحده) تفاوتش با kindergarten این که kindergarten یک پایه تحصیلیِ که بخشی از آموزش ابتدایی محسوب می‌شه، ولی daycare یک سطح پی ...
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

28 عدم به رسمیت شناسی ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

29 برای ترجمه آن باید جمله‌سازی کنید: �همه از آن آگاه‌اند اما کسی درباره آن حرفی نمی‌زند/آن را به چالش نمی‌کشد/کسی جرأت حرف زدن درباره آن را ندارد.� یا ... ١٣٩٩/٠١/١٧
|

30 filiarchy ١٣٩٩/٠١/١٥
|

31 به سبب فقدان جایگزینی بهتر
for want of a better alternative
"women often couldn't pay the fines, and sheriffs could end up imprisoning them fau ...
١٣٩٩/٠١/١٥
|

32 کارمند ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

33 وجوه عمومی، بیت‌المال؛ اوراق بهادار عمومی ١٣٩٨/١٢/٠٥
|

34 یأس‌ناپذیر ١٣٩٨/١١/٢٨
|

35 (فرهنگ لغت هزاره): ۱. (آدمِ) دنباله‌رو؛ سازگار، هم‌رنگ جماعت ۲. (مذهب) پیرو کلیسای انگلستان ١٣٩٨/١١/٢٧
|

36 سیطره‌زدایی کردن ١٣٩٨/١١/٢٤
|

37 سیطره‌زدایی ١٣٩٨/١١/٢٤
|

38 نقطهٔ آغاز ١٣٩٨/١١/٢٣
|

39 به ندای وجدانت گوش کن ١٣٩٨/١١/٢٣
|

40 روحانیت‌گرایی ١٣٩٨/١١/٢٣
|

41 بی‌تشویش، بی‌دغدغه، فارغ‌البال ١٣٩٨/١١/٢٢
|

42 تاریخ‌نگارانه، مربوط به تاریخ‌نگاری ١٣٩٨/١١/٢٢
|

43 نبرد قدرت ١٣٩٨/١١/٢٢
|

44 امپریوکریتیسیسم ١٣٩٨/١١/٢٢
|

45 (در بعضی بافت‌ها) والسلام! ١٣٩٨/١١/٢١
|

46 غیرهویتی ١٣٩٨/١١/١٩
|

47 سوء برداشت، سوء تعبیر ١٣٩٨/١١/١٦
|

48 دولت طرف (معاهده، قرارداد ...) ١٣٩٨/١١/١٥
|

49 تفسیر متن‌گرا ١٣٩٨/١١/١٥
|

50 اقتصادگرایی ١٣٩٨/١١/١٢
|