انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

هتاو نصیری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 حقه باز
حقه بازی
١٣٩٨/٠١/١٢
|

2 ظاهر سازی
ادا درآوردن
١٣٩٨/٠١/١٢
|

3 مظهر... بودن
نمونه اعلای... بودن
معرفِ.... بودن
حاکی از ... بودن
١٣٩٨/٠١/٠٨
|

4 تفویض کردن
واگذاری
سپردن
محول کردن
١٣٩٧/١٢/٢١
|

5 خودسامانی ١٣٩٧/١٢/١٥
|

6 از پای در آوردن
کشتن
قتل عام کردن
١٣٩٧/١٢/١٤
|

7 مغتنم ١٣٩٧/١٢/١٤
|

8 نادانسته افشا کردن
بند را به آب دادن
(از دهان) پراندن
بروز دادن
١٣٩٧/١٢/١٣
|

9 elaborate on ١٣٩٧/١٢/١٣
|

10 (شخص) سالم و قوی- خوش بنیه- قبراق
(دستگاه) محکم، مقاوم، مستحکم
(اشتها) زیاد
زمخت، خشن
مصممانه، قاطعانه
١٣٩٧/١٢/١٣
|

11 to develop from
elaborate on
بر پایه (چیزی) گسترش دادن، توسعه دادن.
١٣٩٧/١٢/١٣
|

12 تصدیق-قبول (کردن)
اعتراف- اقرار(کردن)
قدردانی-سپاسگزاری(کردن)
١٣٩٧/١٢/١٣
|

13 به درستی
با صحت
به طور موثقی
به طور قابل اعتمادی
صادقانه
١٣٩٧/١٢/١٣
|

14 نسنجیده
شتاب زده
١٣٩٧/١٢/١١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 played out
• The game was played out althongh the light was bad.
• اگرچه نور مناسب نبود، بازی ادامه پیدا کرد.
١٣٩٨/٠١/٢٣
|