برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

هیمن حسین دوست

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 عدم مخالفت ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

2 پذیرفتن ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

3 ارتقای آگاهی ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

4 درشیمی به معنی اسید ،هنگام برخورد بادیگران به معنی بداخلاقی می باشد. ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

5 دستاوردیک کار بزرگ ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

6 رسیدن به هدف،رسیدن به آرزو،رسیدن به نتیجه دلخواه ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

7 درپس زمینه هر چیزی بک تلقی داده میشود باتوجه به آن معنی خاص ایجاد میکند. ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

8 ترش، تند ١٣٩٨/١٢/٢٩
|

9 جمع شده، متراکم ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

10 گرد آوری ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

11 انباشته شدن
پشت سرهم پرکردن
روی هم پرکردن
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

12 benefits accruing from
مزایای جمع آوری از
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

13 افزایش یافتن
جمع شدن
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

14 اثرات طبیعی،
افزایشی،
یکپارچگی،
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

15 نمای طبیعی ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

16 اعتبار نامه ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

17 اعطا کردن مدرک ١٣٩٨/١٢/٢٦
|

18 تجهیزات نظامی ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

19 تجهیزات نظامی ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

20 take no account of
اعتنا نکردن به
١٣٩٨/١٢/٢٥
|

21 نوعی ساز است به طور مخصوصی کار می کند وزیر شاخه های جداگانه ای دارد. ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

22 برخوردمتقابل با انجام شده ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

23 باهمین دلیل، برطبق همین دلیل ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

24 بنابر،به قول ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

25 دادن، تبدیل شدن، باب میل پیش رفتن، ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

26 به اتمام رسانده ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

27 تجربه ی قبلی ازپیش با کاری آشنا شده
داشتن مهارت انجام شده
١٣٩٨/١٢/٢٥
|

28 دو یا چند کس در جرمی شرکت کردن ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

29 ملایم ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

30 خوش برخورد ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

31 آفرین گفتن ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

32 غیر قابل پیش بینی ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 able bodied
• The remaining able-bodied men went on to fight.
• مردان سالم باقیمانده به جنگ ادامه دادند
١٣٩٨/١٢/٢٣
|