انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

علی هنرزاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 کُرِنج = در لهجه عرب خمسه استان فارس به معنای چین و چروک خوردن است.
ثوبک کرنج صار یعنی پیراهنت چین و چرک شد.
البته این کلمه" کرنج" عربی نیست ام ...
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

2 در لهجه عرب خمسه، گِرِه انداختن توی صورت که از روی ناراحتی باشد، حالتی که چهره انسان را غمگین و عصبانی نشان دهد را گویند.
لا کارمِش( لَدکارمِش) و ...
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

3 گفتار، کلام، قرار و وعده ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

4 گذشته از معانی مختلفی که در خصوص جبت در آبادیس و ... ذکر شده است، در لهجه شامی و نیز لهجه عرب خمسه استان فارس، " جِبت" به معنی "آوردن" استعمال می شود ... ١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

5 دغل کار، باهوش، زیرک ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

6 به لهجه عرب خمسه به معنی " می شود " به کار می رود ١٣٩٨/٠٦/٢٥
|

7 صار به عربی به معنی شُد نیز به کار می رود. ١٣٩٨/٠٦/٢٥
|

8 شون، اِشون
در لهجه ایل عرب خمسه استان فارس
عَین شون ماشوفه؟
نگاه کن ببین نمی بینی؟
شون اَو اِشون، ایش یَقول یعنی اجازه بده ببینم چه می گ ...
١٣٩٨/٠٦/٢٥
|

9 عش = لانه پرندگان
عَش(عَشِه) = شام
١٣٩٨/٠٦/٢٣
|

10 کَم اشتریته هذه الکتاب؟
این کتاب را به چه مبلغی خریدی؟
در عربی ( کَم ) به معنی چه اندازه، چه مقدار، چه تعداد است که معمولا در اول جمله قرار میگ ...
١٣٩٨/٠٦/١٧
|

11 به عربی کَم ١٣٩٨/٠٦/١٧
|

12 علاوه بر معانی ذکر شده "فی" به معنی "همراه " نیز مورد استفاده قرار می گیرد. ١٣٩٨/٠٥/٣١
|

13 در مواردی استثمار به زبان عربی به معنی سرمایه گذاری و بهره برداری است.
اما در زبان فارسی در مواردی به معنی بهره کشی مورد استفاده قرار می گیرد.
...
١٣٩٨/٠٥/٣٠
|

14 تَهَزَّأ
هـزأ، تَهَزَّأْتُ، أتَهَزَّأُ، تَهَزَّأْ، ( تَهَزُّؤٌ). "تَهَزّأَ بِهِ": سَخِرَ مِنْهُ، هَزَأ بِهِ.
یعنی استهزاء و به سخره گرفتن
١٣٩٨/٠٥/٢٩
|

15 یَدری = به زبان عربی به معنی دانستن است.
یَدری مترادف فطن در عربی است.
١٣٩٨/٠٥/٢٩
|

16 در لهجه ایل عرب خمسه استان فارس؛
لاعَفَِر فیهِ یعنی با دشواری و سختی با ایشان برخورد نکن.
یعفر یعنی با دشواری و سختی با ایشان درگیر است.
١٣٩٨/٠٥/٢٥
|

17 ضمن تایید مطالب دکتر فرزام
در لهجه عرب خمسه استان فارس هم کلمه عفریت کاربرد دارد.
برای تحقیر یک نفر از کلمه عِفریتِه یا عِفریتِ استفاده می کنن ...
١٣٩٨/٠٥/٢٥
|

18 شامل ایلات عرب که از دو ایل جباره و شیبانی و طوایف مستقل عرب تشکیل شده که اکثرا در استان فارس ( شیراز، خرامه، فسا، سروستان، داراب، مرودشت، جهرم، دهبی ... ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

19 آتش گرفتن چیزی را هَبّ گویند.
هَبّ اَمس سیارتی = دیروز ماشینم آتش گرفت.
١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

20 اضافه کردن هیزم در آتشی که در اجاق است و شعله ور کردن آتش را نیز ، لَهَبُ ، یَلهَبُ گویند. ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

21 (مصدر شَمَّ) إدراكُ الرَّوائح بحِسِّ الأنف ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

22 مُشَّ،یَمُشُّ در لهجه ایل عرب خمسه به معنی بو کردن چیزی است.
نزدیک بینی بردن چیزی و استشمام کردن آن.
بعضا هم در گویش عامه به شکل ماشَّ و یَامُش ...
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

23 دِمِّه = زیر خاک بکن، زیر خاک پنهان کن، به زیر خاک کردن،
دِمِّه فی تحت التراب یعنی زیر خاک مدعون کن.
به لهجه ایل عرب خمسه
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

24 یِلِمِّه= به معنی مخفی می کند، پنهان می کند.
در لهجه ایل عرب خمسه
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

25 لِمّ، لِمَّ، لِمَّه = در لهجه ایل عرب خمسه به معنای پنهان و مخفی کردن چیزی گویند. ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

26 در لهجه عرب خمسه به لغته العربی ؛ لِسَان العربی گفته می شود. ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

27 در ایل عرب خمسه به معنای ظرف مورد استفاده است و به ظروف موجود در منزل ماعون می گویند. ١٣٩٨/٠٥/١٨
|

28 باردان = ظرفی برای قرار دادن بار در داخل آن. محل نگهداری و حمل بار را گویند ١٣٩٨/٠٥/١٨
|

29 در گویش ایل عرب خمسه به معنای دیگر و دوباره بکار می رود.
لاخِه جِئت( جیت) دوباره آمدی؟
لاخِه ماریدک = دیگر تو را نمی خواهم، دیگر تو را دوست ندا ...
١٣٩٨/٠٥/١٧
|

30 دوغ به عربی لَبَن گویند ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

31 اَسِّه = به لهجه ایل عرب خمسه استان فارس به معنی اَلآن و هم اکنون است.
اَسِّه اَقول لَک = هم اکنون به تو می گویم.
١٣٩٨/٠٥/١٣
|

32 غُد = در برخی شهرستانهای استان فارس به معنای شخص پر رو و متکبر و خود رای گویند. ١٣٩٨/٠٥/١١
|

33 در لهجه عرب خمسه به معنای پایین آوردن وسایل منزل از الاغ و یا ماشین است.
هنگامی که عشایر کوچرو از منزلی حمل بار می کنند و در منزل جدید وارد می شون ...
١٣٩٨/٠٥/١١
|

34 در لهجه عرب خمسه به معنای آروغ کردن است.
داغِر یعنی آروغ کرد. یا باد گلویش بیرون آمد.
١٣٩٨/٠٥/١١
|

35 علاوه بر معانی ذکر شده، خَورِ با سکون (و) در لهجه ایل عرب خمسه به معنای حرکت دادن گوسفندان و شتران و ... است.
مثال ؛
خَورِ الغَنَم = یعنی گوسف ...
١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

36 ورطه کلمه ای عربی است و در زبان فارسی هم کاربرد دارد.
تعصب داشتن زبان فارسی پسندیده است اما نه این که لغات عربی که عربی بودن آن توسط بزرگان ادبیات ...
١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

37 داروخانه ١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

38 پوکید و پوکیدن لغتی فارسی است و در بین اهالی شیراز و استان فارس رواج دارد به معنی از هم گسیختن و ترکیدن.
بادکنک پوکید یعنی منفجر شد و از هم پاشید ...
١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

39 سَر علاوه بر معانی گفته شده به عربی به معنای راه رفتن و از سیر هست. ١٣٩٨/٠٥/٠٣
|

40 در لهجه عربهای خمسه " اَدمی" به معنای
" آدَمی " و انسان است.
١٣٩٨/٠٤/٣١
|

41 زیبا روی و عربی است ١٣٩٨/٠٤/٢٧
|

42 مَلِّه = در لهجه ایل عرب خمسه به معنی خاکستر و مختصر آتشی با جَمر( خُلگ) که در آخر اوجاق باقی می ماند گویند.
جُمِر، جَامِر = خلگ های درشتر از آتش ...
١٣٩٨/٠٤/٢٢
|

43 علاوه بر معانی که ثبت شده و دوستان مطرح کردند، در لهجه ایل عرب خمسه، بَلِّه به معنای تبدیل کردن و تعویض یک شیء به جای دیگری است.
مثال؛
بَلِّه ه ...
١٣٩٨/٠٤/٢١
|

44 در ایل عرب خمسه برای دویدن از کلمه عَدوُ استفاده می کنند.
اَیَعِد = می دوم
عِدیت = دویدم
عِدِّه= دوید
عِدو = دویدند
ِیِیَعِد = می دود ...
١٣٩٨/٠٤/١٧
|

45 کلمه قرض دارای معانی مختلف است بستگی به این دارد که حرکاتِ حروفِ این کلمه چه شکلی باشد( فتحه، ضمه و کسره) روی کدام حرف از این کلمه قرار گیرد؛
قَرض ...
١٣٩٨/٠٤/١٥
|

46 به زبان عربی به غَبِیر ، غبیراء معروف است و در لهجه ایل عرب خمسه استان فارس و ورامین، قرچک و عربخانه بیرجند نیز به همین نام معروف است و در بین عربها ... ١٣٩٨/٠٤/٠٥
|

47 ملح یعنی نمک
المملحه یعنی نمکدان
١٣٩٨/٠٤/٠٤
|

48 در لهجه عربهای فارس به معنای بر زمین افکندن به حالتی که با صورت به زمین برخورد کند.
١٣٩٨/٠٤/٠١
|

49 در لهجه عرب خمسه استان فارس، عربهای ورامین، دماوند، قرچک تهران و ... گاها به محلاج ، وسیله ای که نان را روی تابه می اندازد، مِصَندِر می گویند و اصالت ... ١٣٩٨/٠٣/٢٨
|

50 این لفظ هم اکنون هم در بین عربهای استان فارس کاربرد دارد و معنی داماد را می دهد.
داماد من یعنی شوهر دختر من می شود صهر من.صهری = یعنی دامادم ، دام ...
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

51 علاوه بر معانی که در اینجا از طریق دوستان و صفحات آبادیس برای رب بیان شده است؛ این که رُبِّ به معنای داخل کردن و نزدیک هم کردن بچه های گوسفندان به ما ... ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

52 سودا
سَوَدًا: صارَ أَسْوَدَ، صارَ لَهُ لَوْنُ الفَحْمِ، اِسْوَدَّ * إِذا سَوِدَتِ الغُيومُ أَنْذَرَتْ بالمَطَرِ.
سُودا دارای معانی مختلفی در تر ...
١٣٩٨/٠٣/٢١
|

53 جمع خَضَّ به معنی زدن مشک مورد استفاده قرار میکیرد و برای به هم زدن و تکان دادن و حرکت دادن هر چیز دیگری هم مثل به هم زدن شربت قبل از مصرف.
خُضوا ...
١٣٩٨/٠٣/١٩
|

54 مونث خَضَّ یا خُضَّ به معنی به هم زدن چیزی و برای مشک زدن هم از این کلمه استفاده می شود.
خُضّی = تو یک خانم مشک بزن
برای تبدیل ماست به دوغ و اس ...
١٣٩٨/٠٣/١٩
|

55 کلمه خُضَّ به معنی به هم زدن و زدن مشک هم کاربرد دارد.
خضَّ خضَضْتُ، يَخُضّ، اخْضُضْ/ خُضَّ، خضًّا، فهو خاضّ، والمفعول مخضوض
المعنى: • خضَّ الس ...
١٣٩٨/٠٣/١٩
|

56 مِرَکبین = در لهجه ایل عرب خمسه استان فارس به معنی پختن استفاده می کنند.
ایش مِرَکبین؟ چه پخته اند؟
الیوم رِز مِرَکبین یعنی امروز برنج پختند.
١٣٩٨/٠٣/١٦
|

57 در لهجه ایل عرب خمسه استان فارس، گاها به جای کلمه صَغیر ، از کلمه زَغیر، زِغیر به معنی کوچک و کوچکتر استفاده می کنند. ١٣٩٨/٠٣/١٦
|

58 علاوه بر معانی ذکر شده ، با وجود این که، علی رغم این که ١٣٩٨/٠٣/١٦
|

59 لَرد یا لَردی = به معنی بیرون ، بیرون از خانه ، در فضای بیرون ، توی خیابان ، توی صحرا و کلا معنی نبرون و خارج از یک مجموعه میدهد.
این کلمه فارسی ا ...
١٣٩٨/٠٢/٢٧
|

60 سلام
در خصوص کلمه اُرُسی که در برخی مناطق ایران به کار میرفته از جمله در مازندران و در استان فارس به معنی کفش ، آیا در خصوص ریشه و اصالت این کلمه ...
١٣٩٨/٠٢/٢٥
|

61 در یک مثل هست که میگن؛
وصلت با خودی ، سودا با غریب
یعنی ازدواج با اقوام و معامله و داد و ستد با غریبه ها
پس سودا به معنی معامله و داد و ستد ...
١٣٩٨/٠٢/١٩
|

62 هِلِیّ یا هِلِیّ کردن = در لهجه روستاهای شیراز و نیز در لهجه عرب خمسه به معنای کوبیدن چیزی با پا هست . مانند هِلِیّ کردن خرمن گندم و یا جو برای جدا ک ... ١٣٩٨/٠٢/١٠
|