انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

احسان جهروتی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اخلاف ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

2 اولیه ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

3 مادر سالار ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

4 زورگو ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

5 شوریدن
temperamental youths chafing against the dictates of society
جوانان یاغی که علیه استبداد اجتماعی می شوریدند
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

6 تصویر ذهنی شخصی

sb’s cast of mind
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

7 روشن کردن موتور

Three important revolutions shaped the course of history: the Cognitive Revolution kick-started history about 70,000 years ago ...
١٣٩٨/٠٧/٠٧
|

8 دفتر اشیای گمشده ١٣٩٨/٠٣/٠٥
|

9 ی جای کار میلنگه ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

10 سرویس مدرسه ١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

11 دخل مغازه ١٣٩٨/٠٢/١٤
|

12 to sing musical notes correctly

طبق ریتم خواندن
فالش نخواندن
١٣٩٨/٠٢/٠٦
|

13 (a decision (informal

تصمیم، انتخاب

It’s your call
تصیم خودته
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

14 به آتش کشیدن یا به آتش کشیده شدن ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

15 If you handle a particular area of work, you have responsibility for it

مدیریت کردن

The case is being handled by a top lawyer.
The f ...
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

16 as a result of something ١٣٩٨/٠١/٢١
|

17 someone in an organization who tells customers or people with questions which people in the organization should be able to help them
اطلاعات- از م ...
١٣٩٨/٠١/٢١
|

18 تو خوبی!

بیشتر این اصلاح این روزه به صورت طعنه دار(sarcastic) استفاده میشه که در فارسی معمولا از اصلاح: تو خوبی، تو صندلی جلو بشین میشه ازش اس ...
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

19 وادار شدن به ١٣٩٨/٠١/٠٤
|

20 a situation in which people no longer believe that a government or an economic system is working properly, and will no longer support it or work with ... ١٣٩٧/١٢/٢١
|

21 Straight fire is a slang term that refers to something really awesome or cool
خیلی باحال، خیلی عالی
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

22 informal: very attractive, good, impressive etc
خفن
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

23 پی پردن ١٣٩٧/٠٥/٠٨
|

24 If a place is swarming with people, it is full of people moving about in a busy way.
(Within minutes the area was swarming with officers who began ...
١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

25 If you elevate something to a higher status, you consider it to be better or more important than it really is.
(Don't elevate your superiors to su ...
١٣٩٧/٠٥/٠٦
|

26 ناخوشایند ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

27 مبتکرانه ١٣٩٧/٠٤/٠٦
|

28 رسیدن به کاری (to continue doing something)
برای مثال :
Be quiet and get on with your work!
ساکت باش و به کارت برس
Jane got on with her w ...
١٣٩٦/١٠/١٩
|

29 نظاره گر ١٣٩٦/١٠/١٧
|

30 نظاره گر بودن ١٣٩٦/١٠/١٧
|

31 بدبختی ١٣٩٦/١٠/١٧
|

32 (از ) اولش ١٣٩٦/١٠/١٦
|

33 معلوم کردن (هدف،برنامه)-در نظر داشتن ١٣٩٦/١٠/١٦
|

34 بازار محلی-بازار محله ١٣٩٦/١٠/١٣
|

35 موعد مقرر-موعد پرداخت ١٣٩٦/١٠/١٣
|

36 از دور رقابت خارج شدن ١٣٩٦/١٠/١٢
|

37 چپاول-تاراج ١٣٩٦/١٠/١١
|

38 سَر زدن ١٣٩٦/١٠/٠٥
|

39 برقراری تماس مجدد
١٣٩٦/١٠/٠٤
|

40 زنده کردن خاطرات ١٣٩٦/١٠/٠٤
|

41 ردیف شدن اوضاع ١٣٩٦/١٠/٠٣
|

42 تست های غربالگری ١٣٩٦/٠٩/٢٦
|

43 تجویز دارو کردن ١٣٩٦/٠٩/٢٠
|