انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

ایما محسنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تحمل کردنِ کسی ١٣٩٨/٠٥/٢٧
|

2 لباس شفاف ،بدن نما ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

3 واسه کسی پاپوش درست کردن ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

4 بعنوان فعل معنی لوس کردن میده ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

5 هوای کسی رو داشتن ١٣٩٨/٠٥/٠٤
|

6 درآمدی از شغلی داشتن ١٣٩٨/٠٥/٠٤
|

7 طاقتم طاق شد ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

8 دستش کجه (دزده) ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

9 کارش ساخته ست ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

10 حواست باشه ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

11 برو بابا ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

12 گرامی ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

13 گورتو گم کن ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

14 بی قید و بند ١٣٩٨/٠٢/٢٤
|

15 داشتن مهارت در چیزی ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

16 پارتی بازی کردن ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

17 امروز قاطی ام ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

18 وضعش خوبه ! ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

19 ایول !
دمت گرم !
١٣٩٨/٠٢/١٦
|

20 در ناز و نعمت ! ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

21 دخالت نکن ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

22 ماسماسک ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

23 اذیت کردن اشخاص
بخصوص وقتی که یکی میچسبه بهتون!
١٣٩٨/٠٢/١٦
|

24 ناراحت نباش
عصبی نباش
١٣٩٨/٠٢/١٦
|

25 آروم باش ١٣٩٨/٠٢/١٦
|

26 کم کردن زیر آتیش،گاز ١٣٩٨/٠٢/١٥
|

27 خلاصه کردن
جمع بندی
١٣٩٨/٠٢/١٣
|

28 یه اصطلاحه در مواقعی که طرف مقابل اشتباه میکنه،یا اشتباهیی گرفته،و یا حتی اظهار نظر بیخودی میکنه به کار میکنه...
همون داداچ داری اشتب میزنی ِ عا ...
١٣٩٨/٠٢/٠٧
|

29 اصطلاحی که در مورد فرد اعصاب خرد کن یا رو مخ بکار میره ١٣٩٨/٠٢/٠٧
|

30 الانه که دیگه... ١٣٩٨/٠١/٣١
|

31 امیدوارم
خداکنه
١٣٩٨/٠١/٢١
|

32 اسم برند کنسرو گوشت خوک ١٣٩٨/٠١/٢٠
|

33 خفن! ١٣٩٨/٠١/١٩
|

34 ازش بگذر(برو بعدی) ١٣٩٨/٠١/١٠
|

35 قاطی کردن ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

36 خوش هیکل بودن ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

37 رد داده، مخ ردی ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

38 نوعی سبک موزیک به آهنگی اشاره داره که ریتم گیرا و رقص آوری داره ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

39 زیر با مسئولیت یا فشار بودن ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

40 لغزنده مثلا icy road ١٣٩٧/١١/٣٠
|

41 اگه اینطوره ١٣٩٧/١١/٣٠
|

42 سفر بسلامت ١٣٩٧/١١/٣٠
|

43 در یک آن
در یک چشم برهم زدن
١٣٩٧/١١/٣٠
|

44 تا پای مرگ
تا پای جون
به معنای دوست صمیمی هم هست
١٣٩٧/١١/٢٧
|

45 چرت و پرت گفتن! ١٣٩٧/١١/٢٦
|

46 الان وقتشه ١٣٩٧/١١/٢٦
|

47 با گذشت زمان ١٣٩٧/١١/٢٦
|

48 زیر بار قرض بودن ١٣٩٧/١١/٢٥
|

49 بدرود ١٣٩٧/١١/٢٥
|

50 به تو میسپارمش
میذارم به عهده ی تو
١٣٩٧/١١/٢٥
|

51 بی دلیل ١٣٩٧/١١/٢٥
|

52 فوت و فن ! ١٣٩٧/١١/٢٣
|

53 ردیابی ١٣٩٧/١١/٢٣
|

54 فورا
بی درنگ
مستقیم
١٣٩٧/١١/٢١
|

55 ورق زدن صفحات ١٣٩٧/١١/٢٠
|

56 یک باره ١٣٩٧/١١/٢٠
|

57 چرت و پرت نگو ١٣٩٧/١١/٢٠
|

58 جاي خیلی کثیف و درهم برهم ١٣٩٧/١١/٢٠
|

59 ماشین قراضه ١٣٩٧/١١/٢٠
|

60 مست و پاتیل ١٣٩٧/١١/٢٠
|

61 روز بدی، گندی داشتم ١٣٩٧/١١/٢٠
|

62 اوضاع ِ خر تو خو
وقتی اوضاع شیر تو شیر میشه
١٣٩٧/١١/٢٠
|

63 واسم مهم نیست
به چپمم نیست
١٣٩٧/١١/٢٠
|

64 حالا بسته! ١٣٩٧/١١/١٩
|

65 در همین لحظه او وارد شد ١٣٩٧/١١/١٩
|

66 اینم از من! ١٣٩٧/١١/١٩
|

67 اون داره میاد ١٣٩٧/١١/١٩
|

68 بالاخره رسیدیم ١٣٩٧/١١/١٩
|

69 دقیقا همینطوره موافقم ١٣٩٧/١١/١٩
|

70 طراحی رقص ١٣٩٧/١١/١٣
|

71 جور در اومدن (مثلا دوتا غذا در کنار هم) ١٣٩٧/١١/١٢
|

72 اجزا و مواد غذا ١٣٩٧/١١/١٢
|

73 بک گراند میوزیک
موزیک زمینه
١٣٩٧/١١/١٢
|

74 سینی فر ١٣٩٧/١١/١٢
|

75 شل شدن باز شدن گره ١٣٩٧/١١/١٢
|

76 احساس دپ و پکر بودن ١٣٩٧/١١/١٢
|

77 لو دادن افشا کردن ١٣٩٧/١١/٠٩
|

78 وحشت زده شدن ١٣٩٧/١١/٠٩
|

79 جماعت ١٣٩٧/١١/٠٩
|

80 داد و ستد
ساخت و پاخت

مبادله ی افکار،گفت و شنود
١٣٩٧/١١/٠٨
|

81 عاری و بی آلایش ١٣٩٧/١١/٠٥
|

82 صدای بم و مردانه ١٣٩٧/١١/٠٥
|

83 رو در رو یی ها ١٣٩٧/١١/٠٥
|

84 Nana is an amazing funny pretty girl. You'll love her once you meet her
She is normally dark skinned. She always has something to say. She is lou ...
١٣٩٧/١١/٠٣
|

85 بفرما!
خدمت شما!
١٣٩٧/١١/٠١
|

86 ترکوندن،کاری رو به نحو احسن انجام دادن ١٣٩٧/١١/٠١
|

87 خراب کاری،گند کاری ١٣٩٧/١١/٠١
|

88 بد شانسی ١٣٩٧/١١/٠١
|

89 فشار اطرافیان ١٣٩٧/١١/٠١
|

90 بد حال ١٣٩٧/١١/٠١
|

91 رفیق ١٣٩٧/١١/٠١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 unflinching
• The war could not have been won without the help of their unflinching allies.
• این مبارزه نمیتوانست بدون کمکِ متحدانِ ثابت قدم آن ها پیروز میدان باشد
١٣٩٨/٠٣/٣٠
|