انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

ایما محسنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Be full of hot air چرت و پرت گفتن! ١٣٩٧/١١/٢٦
|

2 It's about time الان وقتشه ١٣٩٧/١١/٢٦
|

3 as time goes by با گذشت زمان ١٣٩٧/١١/٢٦
|

4 I am in the red زیر بار قرض بودن ١٣٩٧/١١/٢٥
|

5 Bye بدرود ١٣٩٧/١١/٢٥
|

6 put it on you به تو میسپارمش
میذارم به عهده ی تو
١٣٩٧/١١/٢٥
|

7 No reason بی دلیل ١٣٩٧/١١/٢٥
|

8 Tip فوت و فن ! ١٣٩٧/١١/٢٣
|

9 monitoring ردیابی ١٣٩٧/١١/٢٣
|

10 right away فورا
بی درنگ
مستقیم
١٣٩٧/١١/٢١
|

11 turn ورق زدن صفحات ١٣٩٧/١١/٢٠
|

12 at once یک باره ١٣٩٧/١١/٢٠
|

13 Stop talking Shit چرت و پرت نگو ١٣٩٧/١١/٢٠
|

14 Shithole جاي خیلی کثیف و درهم برهم ١٣٩٧/١١/٢٠
|

15 Shitbox ماشین قراضه ١٣٩٧/١١/٢٠
|

16 Shit faced مست و پاتیل ١٣٩٧/١١/٢٠
|

17 I had a shitty day روز بدی، گندی داشتم ١٣٩٧/١١/٢٠
|

18 When shit hits the fan اوضاع ِ خر تو خو
وقتی اوضاع شیر تو شیر میشه
١٣٩٧/١١/٢٠
|

19 I dont give a shit واسم مهم نیست
به چپمم نیست
١٣٩٧/١١/٢٠
|

20 Here enough حالا بسته! ١٣٩٧/١١/١٩
|

21 Here she entered در همین لحظه او وارد شد ١٣٩٧/١١/١٩
|

22 Here i am اینم از من! ١٣٩٧/١١/١٩
|

23 Here He comes اون داره میاد ١٣٩٧/١١/١٩
|

24 Here we are بالاخره رسیدیم ١٣٩٧/١١/١٩
|

25 Here Here دقیقا همینطوره موافقم ١٣٩٧/١١/١٩
|

26 Choreography طراحی رقص ١٣٩٧/١١/١٣
|

27 go well جور در اومدن (مثلا دوتا غذا در کنار هم) ١٣٩٧/١١/١٢
|

28 ingredient اجزا و مواد غذا ١٣٩٧/١١/١٢
|

29 BGM بک گراند میوزیک
موزیک زمینه
١٣٩٧/١١/١٢
|

30 tray سینی فر ١٣٩٧/١١/١٢
|

31 loose شل شدن باز شدن گره ١٣٩٧/١١/١٢
|

32 Feeling Down احساس دپ و پکر بودن ١٣٩٧/١١/١٢
|

33 Spoil لو دادن افشا کردن ١٣٩٧/١١/٠٩
|

34 Freak out وحشت زده شدن ١٣٩٧/١١/٠٩
|

35 crowd جماعت ١٣٩٧/١١/٠٩
|

36 Give and take داد و ستد
ساخت و پاخت

مبادله ی افکار،گفت و شنود
١٣٩٧/١١/٠٨
|

37 Naked عاری و بی آلایش ١٣٩٧/١١/٠٥
|

38 Deep voice صدای بم و مردانه ١٣٩٧/١١/٠٥
|

39 Faces رو در رو یی ها ١٣٩٧/١١/٠٥
|

40 nana Nana is an amazing funny pretty girl. You'll love her once you meet her
She is normally dark skinned. She always has something to say. She is lou ...
١٣٩٧/١١/٠٣
|

41 Voila بفرما!
خدمت شما!
١٣٩٧/١١/٠١
|

42 Ace sth ترکوندن،کاری رو به نحو احسن انجام دادن ١٣٩٧/١١/٠١
|

43 Botch up خراب کاری،گند کاری ١٣٩٧/١١/٠١
|

44 Murphy's law بد شانسی ١٣٩٧/١١/٠١
|

45 Peer pressure فشار اطرافیان ١٣٩٧/١١/٠١
|

46 Gutted بد حال ١٣٩٧/١١/٠١
|

47 Chap رفیق ١٣٩٧/١١/٠١
|