برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

جلال نجاریزدی

جلال نجاریزدی مترجم زبان انگلیسی 1984
I fall in love with you too

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

101 نمک نشناس, ناسپاس ١٣٩٨/١٠/٠١
|

102 لطافت بخشیدن ١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

103 حرز (آویز دفع بلا) ١٣٩٨/٠٩/٢٩
|

104 ترتیل (قرآن) ١٣٩٨/٠٩/٢٩
|

105 زن زندگیه
(که تو ایران نایاب)
١٣٩٨/٠٩/٢٩
|

106 تابوت بدون سرپوش ١٣٩٨/٠٩/٢٨
|

107 حقیقت تلخ, غیر قابل باور ١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

108 SYN
not at all
خواهش می کنم
١٣٩٨/٠٩/٢٦
|

109 بهترین عدد دنیا
به معنای بزرگی و عظمت
١٣٩٨/٠٩/٢٦
|

110 ایول، کارت درسته، زنده باشی ١٣٩٨/٠٩/٢٦
|

111 SYN
merely
صرفاً، به راحتی
١٣٩٨/٠٩/٢٦
|

112 خود به خود ١٣٩٨/٠٩/٢٦
|

113 مشتریهای آینده ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

114 مشتریهای فعلی ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

115 ناخوشایند ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

116 خویش فرما ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

117 کارت گردون، رلودکس ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

118 قریب به یقین ١٣٩٨/٠٩/١٨
|

119 1
دوستی که هنگام نیاز همراهت باشد یک دوست واقعی است.
2
به هنگام نیاز، دوست واقعی شناخته می‌شود
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

120 که برنامه آنها اجازه می دهد ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

121 توضیح اول

قدیمی ترین نام مملکت ما همین کلمه ایران بوده یعنی نخست نام ایریا که نام نژاد بوده است نام مملکت را آبریان ساخته اند و سپس به مرور ز ...
١٣٩٨/٠٦/٠١
|

122 فرمایش شما درست ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

123 SYNS
By and large
On the whole
بطور کلی, در کل, روی هم رفته
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

124 SYNS
To a certain extent
In some ways
تا حدی, تا اندازه ای
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

125 INF
in my personal opinion
اگر نظر من بخوای
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

126 SYN
in the long term
در دراز مدت
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

127 اگر نظر من می خوای, اگر من باشم ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

128 کاملا موافقم ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

129 I strongly agree
کاملا موافقم
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

130 What's your impression of sb
نظرت راجب راجب فلانی چیه
١٣٩٨/٠٥/٢١
|

131 در همین نزدیکی ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

132 SYNS
drop by
call in
یه سری زدن
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

133 INF
what have you been doing
داری/داشتی چی کار می کنی/می کردی؟

به چی مشغولی؟

سرت به چی گرمه؟
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

134 خسته نباشید ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

135 SYN
Watch out
مراقب باش
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

136 بی صبر, بی تاب, بی حوصله. ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

137 ای داد و بیداد ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

138 خدا رو شکر ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

139 used to wish sb success with sth, e. g. an exam
SYN
best of luck
موفق باشی
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

140 SYN
Hard luck
اه چه بد شانسی, اه چه بد
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

141 SYN
It's all the same to me
برام مهم نیست
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

142 هر چی تو بگی ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

143 بیا خودت ببین ١٣٩٨/٠٥/١٢
|

144 SYN
see how things go
ببین چطور پیش میره
١٣٩٨/٠٥/١٢
|

145 صادقانه بگم ١٣٩٨/٠٥/١٢
|

146 INF
جواب سوالت رو نمی دونم
١٣٩٨/٠٥/١٢
|

147 SYN
I must say
INF
used for emphasizing an opinion
١٣٩٨/٠٥/١٢
|

148 INF
used to say you would like sth, or to accept sth you are offered
نمی تونم بگم نه, از این یکی دیگه نمی تونم بگذرم
١٣٩٨/٠٥/١٢
|

149 INF
I agree with you completely
کاملا باهات موافقم, گل گفتی
١٣٩٨/٠٥/١٢
|

150 منم باهت موافقم, منم با تو هم عقیده ام ١٣٩٨/٠٥/١٠
|