انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

خشایار نوروزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 خرشانس ١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

2 جاده آسفالته ; کوتاه شده : Bitumen Road ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

3 تهبندی کردن(یک غذای مختصر خوردن) ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

4 کسی که در زندگی برخلاف جریان شنا میکند ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

5 شورت زنانه ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

6 (E.T) فرا زمینی ١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

7 یک زبانزد(اصطلاح) کوچه بازاری برای تجارت غیرقانونی( business غیرقانونی) ١٣٩٨/٠٥/٠٤
|

8 شلوغ بازی درآوردن ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

9 زن ستیزی ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

10 گردآمدن گروهی در یک مکانی از شهر و اجرای یک حرکت(رقص ،قطعه موزیک و ...) و سپس همه ی آنها ناپدید میشوند ١٣٩٨/٠٤/٢٢
|

11 برنامه ریزی شده یا در آستانه رویدادن در آینده ای نزدیک ١٣٩٨/٠٤/٢١
|

12 همان got screwed;که میشود : دهن کسی سرویس شدن ١٣٩٨/٠٤/٢٠
|

13 گذشته forego - از نگر زمانی یا مکانی جلوتر بودن ١٣٩٨/٠٤/٢٠
|

14 پرهارت و پورت ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

15 چلم(آب دماغ) خشک شده یا آویزان ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

16 چلم
١٣٩٨/٠٤/١٦
|

17 شگردها(تکنیک ها)،روشها و فناوریهایی که در جاسوسی مدرن بکار میرود ١٣٩٨/٠٤/١٥
|

18
پا گذاشتن(در جایی)
١٣٩٨/٠٤/١٠
|

19 weather strip هم نوشته میشود : درزگیر در و پنجره ١٣٩٨/٠٤/١٠
|

20 تخت چرخدار ١٣٩٨/٠٤/٠٧
|

21 چرخ دستی ١٣٩٨/٠٤/٠٧
|

22 دل پیچه آور،بسیار ناراحت کننده ١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

23 ناهمتراز ١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

24 یک جانور استوره ای که بدنش از تکه های چند جانور دیگر پدید آمده ١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

25 بچه ننه،بگونه فعل: کسی را لوس کردن ١٣٩٨/٠٤/٠٥
|

26 کلانتر زن(کردی :کلانتر ژِن) ١٣٩٨/٠٤/٠٥
|

27 به این اندازه .
-برای نمونه yay tall :به این بلندی
١٣٩٨/٠٤/٠٣
|

28 همان precognition ;پیشاپیش از رخدادی آگاهی یافتن ١٣٩٨/٠٤/٠١
|

29 بازداشتگاه ١٣٩٨/٠٤/٠١
|

30 پس زدن (پیشنهاد) ١٣٩٨/٠٣/٢٥
|

31 نیست و نابود کردن ١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

32 بگونه ی flashmob هم نوشته میشود که یک گردهم آمدن بزرگ گروهی در مکانی است که با اینترنت یا رسانه آگاه شده اند که پس از انجام حرکاتی هم آهنگ پراکنده م ... ١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

33 اجازه ندادن به دیگران که زیاد خودمانی شوند ١٣٩٨/٠٣/٢٣
|

34 چیزی یا کاری بسیار نشدنی ١٣٩٨/٠٣/٢٣
|

35 بلای بزرگ و سهمگین ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

36 پولی که برا ی هدفهای غیرقانونی بکار میرود بویژه برای رشوه های سیاسی ١٣٩٨/٠٣/١٦
|

37 در رختخواب گذاشتن ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

38 کسی که با کس یا کسان دیگر بگونه اشتراکی کاری را اداره میکند ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

39 قاشق چنگالی ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

40 گاو ١٣٩٨/٠٣/١٤
|

41 آشکار کردن بخشهای زیادی از زندگی شخصی کسی ١٣٩٨/٠٣/١٢
|

42 (بگونه ی فعل): نخستین اجرا را به نمایش درآوردن ١٣٩٨/٠٣/١٢
|

43 درپی آمدن ١٣٩٨/٠٣/٠٨
|

44 کوکایین ١٣٩٨/٠٣/٠٨
|

45 کابین خلبان ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

46 برای کسی پاپوش دوختن ١٣٩٨/٠٣/٠٦
|

47 آتش گرفتن یکباره و همزمان مقدار زیادی مواد آتشگیر در یک فضای بسته ١٣٩٨/٠٣/٠٥
|

48 آتشزنه ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

49 امتحان کوچکی که از دانش آموزان گرفته میشود بی انکه از پیش به آنها گفته شده باشد ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

50 جایی برای تلپ شدن ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

51 فرصتی که چند فرد مشهور کنار هم میایستند و عکاسان از انها عکس میگیرند ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

52 بروز دادن ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

53 ریخت کاملش : bleed sb dry خون کسی را توی شیشه کردن(پول فراوانی را از کسی در یک دوره زمانی گرفتن) ١٣٩٨/٠٣/٠١
|

54 باد شدید ملخ هلیکوپتر (که آشفتگی جریان هوا در پیرامونش را پدید میاورد) ١٣٩٨/٠٣/٠١
|

55 ریسه ی گل ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

56 سبیلو ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

57 پول دادن یا قرض دادن به کسی ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

58 کلبه چوبی ١٣٩٨/٠٢/٢٨
|

59 جریان هوایی که در یک فضای بسته مانند اتاق که آتش گرفته و همه ی اکسیژن آن به پایان رسیده با باز کردن در به درون فضا کشیده شده و یک انفجار را پدید میاو ... ١٣٩٨/٠٢/٢٨
|

60 جمع hoof : سمها ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

61 نادیده گرفته شده ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

62 کله پوک ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

63 کیف دسته دار کاغذی کوچک ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

64 کوتاه شده : obviously ; به طور مشخص ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

65 همان سیبیل کسی را چرب کردن خودمان است(رشوه دادن) ١٣٩٨/٠٢/٢٤
|

66 جذاب (hot) ١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

67 سکس کردن ١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

68 تاریخ مصرف ١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

69 بی اعتبار
١٣٩٨/٠٢/٢٢
|

70 کمربندت رو ببند(آماده باش!) ١٣٩٨/٠٢/٢٢
|

71 نخستین بیمار یک بیماری فراگیر شده ١٣٩٨/٠٢/٢١
|

72 با مشت به سر کسی کوبیدن ١٣٩٨/٠٢/٢٠
|

73 عصبی ١٣٩٨/٠٢/٢٠
|

74 با کسی ارتباط برقرار کردن ١٣٩٨/٠٢/١٩
|

75 پرسه زدن ١٣٩٨/٠٢/١٩
|

76 همدردی کردن-
I feel Your pain :من با شما همدردی میکنم
١٣٩٨/٠٢/١٨
|

77 پودر شربت میوه ای ١٣٩٨/٠٢/١٧
|

78 فرد بسیار پولدار ١٣٩٨/٠٢/١٤
|

79 لوبیا سبز ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

80 لوبیا چیتی ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

81 همجنسگرا بودن کسی را فاش کردن ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

82 یک تکنیک آموزشی که در آن آموزگار از بچه میخواهد که یک چیز را برای موضوع کلاس انتخاب کنند و درباره آن برای بقیه دانش آموزان توضیح دهند ١٣٩٨/٠٢/٠٨
|

83 مبادله ١٣٩٨/٠٢/٠٧
|

84 کسی که شاد و سرزنده است ١٣٩٨/٠٢/٠٧
|

85 ریش و سبیل سه تیغه شده ١٣٩٨/٠٢/٠٧
|

86 بازرسی بدنی کردن ١٣٩٨/٠٢/٠٥
|

87 گوشه کنایه ١٣٩٨/٠٢/٠٢
|

88 زنی که شوهرش گاه بگاه یا برای مدت درازی او را ترک میکند ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

89 مهارت و کاری که با آموزش عملی یاد داده میشود و با کتاب و جزوه نمیتوان ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

90 بازیابی کردن یک گونه ی منقرض شده ١٣٩٨/٠١/٢١
|

91 باور یا تلاش برای چیزی که نمیدانیم وجود دارد یا نه و نتیجه چه خواهد شد
-چشم بسته چیز یا موضوعی را باور داشتن و پذیرفتن
١٣٩٨/٠١/٢٠
|

92 فیش حقوق ١٣٩٨/٠١/١٦
|

93 سیستم ضد دزدی خودرو ١٣٩٨/٠١/١٤
|

94 [کوتاه شده: air conditioner ] تهویه مطبوع ١٣٩٨/٠١/١٢
|

95 سنجه , شاخص ١٣٩٨/٠١/١٢
|

96 [واحدی برای داده ها در کامپیوتر] یک میلیون گیگا بایت ١٣٩٨/٠١/١٢
|

97 صدای جیرینگ جیرینگ (مانند صدای خوردن دو چیز فلزی به هم)بگونه ی فعل هم بکار میرود ١٣٩٨/٠١/١١
|

98 (بگونه ی meetup هم بکار میرود ) دیدار خودمانی و خصوصی با کسی داشتن ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

99 با عجله چیزی را فراهم و تهیه کردن ١٣٩٨/٠١/٠٨
|

100 هشدار ١٣٩٨/٠١/٠٧
|

101 بستر دریاچه ١٣٩٨/٠١/٠٧
|

102 خود- نابودکن ١٣٩٨/٠١/٠٤
|

103 گشادی رگها ١٣٩٨/٠١/٠٤
|

104 شانس دوباره انجام دادن یا آزمودن چیزی یا کاری ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

105 فشار درون وسیله یا ظرفی را کم کردن و آزاد کردن ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

106 صعود تنها و خطرناک بدون طناب و سازو برگ از دیواره کوه ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

107 به بیرون درز پیدا کردن ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

108 بجامانده ١٣٩٧/١٢/٢٢
|

109 تصادف کردن جلو ماشین با بغل ماشین دیگر ١٣٩٧/١٢/٢٢
|

110 عقب کشیدن نیروها ١٣٩٧/١٢/١٧
|

111 ناکافی بودن, نرسیدن به مقدار مورد نیاز ١٣٩٧/١٢/١٦
|

112 مرگ ناگهانی ١٣٩٧/١٢/١٠
|

113 توک ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

114 چشم رو هم گذاشتن ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

115 رنگ آبی آسمانی ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

116 محله های پست شهر ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

117 تراکنش ١٣٩٧/١١/٢٩
|

118 حمل و بردن بار یا مسافر به مقصدهای درو ١٣٩٧/١١/٢٨
|

119 پول یا چیزهای قیمتی را قایم کردن,مدام اینور و انور سرک کشیدن ١٣٩٧/١١/٢٦
|

120 سرنام واژهای :radio →detection← and ranging ١٣٩٧/١١/٢٥
|

121 شکارچی(از آلمانی -J�ger -گرفته شده) ١٣٩٧/١١/١٤
|

122 لی لی به لالای کسی گذاشتن,به کسی حال دادن ١٣٩٧/١١/١٣
|

123 بجز , جدا از ١٣٩٧/١١/٠٩
|

124 دوزاری ١٣٩٧/١١/٠٨
|

125 عملکرد بهتر ١٣٩٧/١١/٠٧
|

126 عقب کشیدن ١٣٩٧/١١/٠٦
|

127 مثلثات (کوتاه شده :"Trigonometry") ١٣٩٧/١١/٠٥
|

128 سبب شدن که کسی از تعجب و شگفتی دهانش باز بماند(صدای "واو" دربیاورد) ١٣٩٧/١١/٠٥
|

129 (خودمانی-آمریکایی)اشاره به people ,که بگونه جمع اشاره به دوستان و بچه ها دارد ١٣٩٧/١١/٠٢
|

130 پارچه چهارخانه(چارخانه) ١٣٩٧/١١/٠١
|

131 اجرای تکنواز ی یا تکخوانی در برنامه موسیقی ١٣٩٧/١٠/٣٠
|

132 بار اضافه(از جریان انرژی) کشیدن ١٣٩٧/١٠/٣٠
|

133 بازی سنگ- کاغذ- قیچی ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

134 همسان ١٣٩٧/١٠/٢٣
|

135 دامن طبیعت ١٣٩٧/١٠/١٩
|

136 کوتاه شده:
"Reconnaissance" ; شناسایی .
البته گاهی به شکل فعل هم بکار میرود : شناسایی کردن
١٣٩٧/١٠/١٩
|

137 الگو و روش رفتاری که از جامعه میگیریم ١٣٩٧/١٠/١٩
|

138 یک چیز یا کالای تقلبی که به کسی قالب کنند ١٣٩٧/١٠/١٨
|

139 توربولانس و آشفتگی که در هوای پشت موتور جت هواپیما پدید میاید ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

140 باروری آزمایشگاهی ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

141 کاراگاه خصوصی ١٣٩٧/١٠/٠٢
|

142 یکپارچه ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

143 چیز (گریزانی) که بسختی به چنگ آید ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

144 سرهم کردن ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

145 سه وعده غذای گرم و یک تخت ١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

146 کش رفتن ١٣٩٧/٠٩/٢١
|

147 من روحمم خبر نداره!(هیچ اگاهی و اطلاعی درباره موضوع ندارم) ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

148 (کوتاه شده ی :Mercenary ) ; سرباز مزدور ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

149 لب مطلب ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

150 منگ ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

151 کانتینز یخچالی ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

152 رایزن و مشاور سران جنایتکار ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

153 طناب کوتاهی که چترباز میکشد تا چترش باز شود ١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

154 پرت کردن ١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

155 پرت کردن ١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

156 گرانبها,باحال
-میتواند کوتاه شده ی "pressure" هم باشد
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

157 بازتعریف کردن ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

158 وسیله ای در زیر سینک آشپزخانه که تکه های درشت آشغال ریخته شده را ریزریز میکند ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

159 درهنگام ١٣٩٧/٠٨/١٢
|

160 یک نقشه جایگزین برای روز مبادا ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

161 خود را به قیافه کسی دیگری درآوردن ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

162 آدم پست ١٣٩٧/٠٨/٠٥
|

163 نیروی چترباز ١٣٩٧/٠٨/٠٤
|

164 سرک کشیدن ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

165 زپرتی ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

166 یک زبانزد(اصطلاح)آمریکایی : از آغاز تا پایان ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

167 انجام دادن کاری برای کسی به رایگان, بویژه انجام کارهای حقوقی برای کسی که درآمدش پایین است ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

168 زرنگ بازی درآوردن ١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

169 دررفتن ١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

170 پشتک وارو ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

171 کله خر ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

172 چلم,چلمو(کسی که همیشه آب بینی اش آویزان است) ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|

173 پولی که به گدا یا نیازمند میدی ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

174 بازیابی نیرو ١٣٩٧/٠٦/٣١
|

175 گذشته ها گذشته ١٣٩٧/٠٦/٣١
|

176 آوار ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

177 رویهمرفته ١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

178 باسن,کپل ١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

179 بیا دشمنی ها را کنار بگذاریم و آشتی کنیم ١٣٩٧/٠٦/٢٨
|

180 بارقه ١٣٩٧/٠٦/٢٨
|

181 گلویی تر میکنی؟ ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

182 {و نیز there you are (که برابر فرانسوی ان : te voila )} همون چیزی که میخواستی ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

183 خوراندن و افزودن لوازم و وسایل به یک وسیله که پیش از این نداشته تا برای یک هدف ویژه بکار گرفته شود ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

184 مشتری را واداشتن به اینکه بیشتر و یا گرانتر خرید کند(خودمانیش میشه انداختن به مشتری) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

185 پولی که از کسیه ات رفته (دیگه بدست نمیاد) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

186 دودوتا چهارتا کردن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

187 پخش کردن اطلاعات شخصی کسی در اینترنت ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

188 در آستانه انجام,نزدیک به رخدادن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

189 دسترسی گسترده تری داشتن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

190 مثال زدنی ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

191 جلو بردن,پیشبردن ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

192 همینو بگو ! ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

193 بچه محل(پسر)- برای دختر :homegirl ١٣٩٧/٠٦/١٢
|

194 فضای کوچکی که با بخشبندی(پارتیشن بندی) با دیواره های کوتاهی برای هر کارمند در سالن یا اتاق در نگر گرفته شده است ١٣٩٧/٠٦/١٢
|

195 (اسب ) رام و اماده سواری ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

196 ناخواسته ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

197 فرستادن پنهانی تروریستها یا جنایتکاران خارجی برای بازجویی به کشورهایی که قانون آنها برای این کار کمتر دست و پاگیر است ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

198 گونه ای کیف ورزشی که بیشتر لوله ای شکل و بلند است ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

199 آدم ور زن(کسی که زیاد ور میزنه) ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

200 پرهیز از انتخاب کردن یا تصمیم گرفتن ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

201 شرایط داره بحرانی میشه ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

202 به کسی رفتن ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

203 بی ارزش ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

204 خودنواز , کسی که خودش رو تحویل میگیره ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

205 وجهه بد (بویژه برای یک سیاستمدار) ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

206 اله بختکی ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

207 دست به دست کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

208 نخ کاموا ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

209 موی خرمایی ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

210 سوار شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

211 فرم یا شکل وسیله را بگونه ای آیرودینامیکی کردن که اصطکاک کمتری در برابر جریان گذرا پدید آورد ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

212 وجه بد (بویژه برای یک سیاستمدار) ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

213 گلچین,برگزیده ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

214 چگونگی یا وضعیتی که در یک درگیری یا مبارزه هیچ یک نتواند دیگری را شکست دهد ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

215 کسی که براستی احمق است ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

216 بی گمان, بی بروبرگرد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

217 چیزی که بشه روش کار کرد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

218 (در کوهنوردی) با طناب از یک دیواره پایین رفتن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

219 کسی که قاچاق انسان میکند ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

220 با کسی دوست صمیمی بودن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

221 برآورده کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

222 بزور وارد ساختمانی شدن ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

223 موفق باشید(کنایه آمیز) ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

224 کوتاه شده calculate ,محاسبه کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

225 بانگ یا آژیری که در کشتی بکار میرود برای اگاه کردن کارکنان که همه باید روی عرشه باشند ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

226 چه خبره؟ ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

227 برای نشان دادن هیجان هنگامی که شخص از بلندی میپرد یا با سرعت بالا حرکت میکند ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

228 نمایشگاه آرایی و نمایشگاه داری کردن ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

229 دوپهلو ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

230 آچار فرانسه ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

231 کامل تاریک ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

232 گفتگوی انگیزشی ١٣٩٧/٠٥/١١
|

233 کسی که آه در بساط ندارد ١٣٩٧/٠٥/١١
|

234 پیامدهای ادامه دار یک کار یا رخداد ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

235 آشکار کردن اطلاعات خصوصی یا محرمانه ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

236 زمین بایر ١٣٩٧/٠٥/٠٩
|

237 کامل برهنه ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

238 کمانه کردن ,منحرف شدن ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

239 آب شنگولی ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

240 دریافتن چیزی بگونه ی دلی یا ناخودآگاه ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

241 کسی که به میان یک مسابقه در حال انجام می دود و آنرا از جریان می اندازند ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

242 روی هم انباشتن ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

243 چاپلوسی کردن,پاچه خواری کردن ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

244 گزارش عملیات ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

245 نخستین بیمار شناسایی شده از یک بیماری فراگیر ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

246 خفن ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

247 جنگ رودروی دو هواپیمای جنگنده ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

248 بی اجازه مدرسه یا سرکار نرفتن ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

249 کسی را به عمد در شرایط ناخوشایند یا ناخواسته گذاشتن ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

250 خواهان,پیگرد قانونی کننده ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

251 انگلیسی:
nothing comes from nothing
هیچ چیز از هیچ چیز میاید
١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

252 یک سازه بلند پل مانند که تجهیزهایی مانند چرثقیل یا بالابر اسکله ها ,چراغها ,دوربین یا علامتهای راه آهن روی ان قرار میگیرد ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

253 یک جنگ افزار که با نیروی الکترومغناطیسی یک پرتابه را شلیک میکند ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

254 دیگر در خطر نبودن ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

255 کسی که همیشه دیر مسایل رو میگیره ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

256
تپه های ریگ روان
١٣٩٧/٠٤/١٧
|

257 ویژهکار ماهواره ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 plug
• He tripped over the wire and yanked the plug out.
• او پایش به سیم گیر کرد و دوشاخه را از برق کشید
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

2 scrambled
• The girl scrambled over the wall.
• دختر چاردست و پا روی دیوار حرکت کرد
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

3 divvy
• They decided to divvy the money they'd stolen.
• آنها بر آن شدند که پولی را که دزدیده بودند را بخش کنند
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|