برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خشایار نوروزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 در کاربرد کوچه بازاری(اسلنگ) میتواند برای "عالی" یا "هیجان انگیز" بکار رود. ١٣٩٨/١٠/٢٥
|

2 پرداخت یه پول قلمبه ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

3 زورگیری ١٣٩٨/١٠/٠٢
|

4 بیگانه هراسی(صفت) ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

5 پولسازی،سودآری ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

6 دوست(دختر/پسر) ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

7 در راهسازی به طرح آغازین مسیرراه گفته میشود ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

8 ناوردا ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

9 طولش دادن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

10 فرد پرانرژی و پیش بینی ناپذیر ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

11 هم افزا ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

12 فعل :اخراج کردن کسی از کارش ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

13 خارج از کنترل ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

14 جلوگیری یا ازمیان بردن یک چیز بد. ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

15 ناله و صدای ضعیفی مانند زوزه که از سر ترس یا درد کشیده شود-بگونه ی فعل هم بکار میرود ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

16 مبارزه کردن تا هنگامیکه یکی از دو مبارز برنده شود ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

17 (در فوتبال یا تنیس)سرضرب و بی انکه تو پ به زمین بخورد توپ را شوت کردن یا زدن ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

18 راست شدگی آلت مرد ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

19 فرآورده و محصول جانبی (از یک پروژه اصلی و بزرگتر) ١٣٩٨/٠٧/١٤
|

20 فراری دادن(پراندن)،فرار کردن ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

21 خود را در دل کسی جا کردن ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

22 ظرف سفالی ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

23 کسی که به کار دیگران سرک میکشد ١٣٩٨/٠٦/١٥
|

24 (یک زبانزد)بیهوده برای یک چیز دست نیافتنی تلاش کردن و پی آن رفتن ١٣٩٨/٠٦/١٢
|

25 یک منطقه ساحلی با آب و هوا و پوشش گیاهی نیمه گرمسیری. ١٣٩٨/٠٦/١٢
|

26 به آبجو هم گفته میشود(مانند دلستر که در ایران به آبجو بی الکل گفته میشود) ١٣٩٨/٠٦/٠٧
|

27 خرشانس ١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

28 جاده آسفالته ; کوتاه شده : Bitumen Road ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

29 تهبندی کردن(یک غذای مختصر خوردن) ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

30 کسی که در زندگی برخلاف جریان شنا میکند ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

31 شورت زنانه ١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

32 (E.T) فرا زمینی ١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

33 یک زبانزد(اصطلاح) کوچه بازاری برای تجارت غیرقانونی( business غیرقانونی) ١٣٩٨/٠٥/٠٤
|

34 شلوغ بازی درآوردن ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

35 زن ستیزی ١٣٩٨/٠٤/٢٦
|

36 گردآمدن گروهی در یک مکانی از شهر و اجرای یک حرکت(رقص ،قطعه موزیک و ...) و سپس همه ی آنها ناپدید میشوند ١٣٩٨/٠٤/٢٢
|

37 برنامه ریزی شده یا در آستانه رویدادن در آینده ای نزدیک ١٣٩٨/٠٤/٢١
|

38 همان got screwed;که میشود : دهن کسی سرویس شدن ١٣٩٨/٠٤/٢٠
|

39 گذشته forego - از نگر زمانی یا مکانی جلوتر بودن ١٣٩٨/٠٤/٢٠
|

40 پرهارت و پورت ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

41 چلم(آب دماغ) خشک شده یا آویزان ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

42 چلم
١٣٩٨/٠٤/١٦
|

43 شگردها(تکنیک ها)،روشها و فناوریهایی که در جاسوسی مدرن بکار میرود ١٣٩٨/٠٤/١٥
|

44
پا گذاشتن(در جایی)
١٣٩٨/٠٤/١٠
|

45 weather strip هم نوشته میشود : درزگیر در و پنجره ١٣٩٨/٠٤/١٠
|

46 تخت چرخدار ١٣٩٨/٠٤/٠٧
|

47 چرخ دستی ١٣٩٨/٠٤/٠٧
|

48 دل پیچه آور،بسیار ناراحت کننده ١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

49 ناهمتراز ١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

50 یک جانور استوره ای که بدنش از تکه های چند جانور دیگر پدید آمده ١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

51 بچه ننه،بگونه فعل: کسی را لوس کردن ١٣٩٨/٠٤/٠٥
|

52 کلانتر زن(کردی :کلانتر ژِن) ١٣٩٨/٠٤/٠٥
|

53 به این اندازه .
-برای نمونه yay tall :به این بلندی
١٣٩٨/٠٤/٠٣
|

54 همان precognition ;پیشاپیش از رخدادی آگاهی یافتن ١٣٩٨/٠٤/٠١
|

55 بازداشتگاه ١٣٩٨/٠٤/٠١
|

56 پس زدن (پیشنهاد) ١٣٩٨/٠٣/٢٥
|

57 نیست و نابود کردن ١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

58 بگونه ی flashmob هم نوشته میشود که یک گردهم آمدن بزرگ گروهی در مکانی است که با اینترنت یا رسانه آگاه شده اند که پس از انجام حرکاتی هم آهنگ پراکنده م ... ١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

59 اجازه ندادن به دیگران که زیاد خودمانی شوند ١٣٩٨/٠٣/٢٣
|

60 چیزی یا کاری بسیار نشدنی ١٣٩٨/٠٣/٢٣
|

61 بلای بزرگ و سهمگین ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

62 پولی که برا ی هدفهای غیرقانونی بکار میرود بویژه برای رشوه های سیاسی ١٣٩٨/٠٣/١٦
|

63 در رختخواب گذاشتن ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

64 کسی که با کس یا کسان دیگر بگونه اشتراکی کاری را اداره میکند ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

65 قاشق چنگالی ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

66 گاو ١٣٩٨/٠٣/١٤
|

67 آشکار کردن بخشهای زیادی از زندگی شخصی کسی ١٣٩٨/٠٣/١٢
|

68 (بگونه ی فعل): نخستین اجرا را به نمایش درآوردن ١٣٩٨/٠٣/١٢
|

69 درپی آمدن ١٣٩٨/٠٣/٠٨
|

70 کوکایین ١٣٩٨/٠٣/٠٨
|

71 کابین خلبان ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

72 برای کسی پاپوش دوختن ١٣٩٨/٠٣/٠٦
|

73 آتش گرفتن یکباره و همزمان مقدار زیادی مواد آتشگیر در یک فضای بسته ١٣٩٨/٠٣/٠٥
|

74 آتشزنه ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

75 امتحان کوچکی که از دانش آموزان گرفته میشود بی انکه از پیش به آنها گفته شده باشد ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

76 جایی برای تلپ شدن ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

77 فرصتی که چند فرد مشهور کنار هم میایستند و عکاسان از انها عکس میگیرند ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

78 بروز دادن ١٣٩٨/٠٣/٠٢
|

79 ریخت کاملش : bleed sb dry خون کسی را توی شیشه کردن(پول فراوانی را از کسی در یک دوره زمانی گرفتن) ١٣٩٨/٠٣/٠١
|

80 باد شدید ملخ هلیکوپتر (که آشفتگی جریان هوا در پیرامونش را پدید میاورد) ١٣٩٨/٠٣/٠١
|

81 ریسه ی گل ١٣٩٨/٠٢/٣١
|

82 سبیلو ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

83 پول دادن یا قرض دادن به کسی ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

84 کلبه چوبی ١٣٩٨/٠٢/٢٨
|

85 جریان هوایی که در یک فضای بسته مانند اتاق که آتش گرفته و همه ی اکسیژن آن به پایان رسیده با باز کردن در به درون فضا کشیده شده و یک انفجار را پدید میاو ... ١٣٩٨/٠٢/٢٨
|

86 جمع hoof : سمها ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

87 نادیده گرفته شده ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

88 کله پوک ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

89 کیف دسته دار کاغذی کوچک ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

90 کوتاه شده : obviously ; به طور مشخص ١٣٩٨/٠٢/٢٦
|

91 همان سیبیل کسی را چرب کردن خودمان است(رشوه دادن) ١٣٩٨/٠٢/٢٤
|

92 جذاب (hot) ١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

93 سکس کردن ١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

94 تاریخ مصرف ١٣٩٨/٠٢/٢٣
|

95 بی اعتبار
١٣٩٨/٠٢/٢٢
|

96 کمربندت رو ببند(آماده باش!) ١٣٩٨/٠٢/٢٢
|

97 نخستین بیمار یک بیماری فراگیر شده ١٣٩٨/٠٢/٢١
|

98 با مشت به سر کسی کوبیدن ١٣٩٨/٠٢/٢٠
|

99 عصبی ١٣٩٨/٠٢/٢٠
|

100 با کسی ارتباط برقرار کردن ١٣٩٨/٠٢/١٩
|

101 پرسه زدن ١٣٩٨/٠٢/١٩
|

102 همدردی کردن-
I feel Your pain :من با شما همدردی میکنم
١٣٩٨/٠٢/١٨
|

103 پودر شربت میوه ای ١٣٩٨/٠٢/١٧
|

104 فرد بسیار پولدار ١٣٩٨/٠٢/١٤
|

105 لوبیا سبز ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

106 لوبیا چیتی ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

107 همجنسگرا بودن کسی را فاش کردن ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

108 یک تکنیک آموزشی که در آن آموزگار از بچه میخواهد که یک چیز را برای موضوع کلاس انتخاب کنند و درباره آن برای بقیه دانش آموزان توضیح دهند ١٣٩٨/٠٢/٠٨
|

109 مبادله ١٣٩٨/٠٢/٠٧
|

110 کسی که شاد و سرزنده است ١٣٩٨/٠٢/٠٧
|

111 ریش و سبیل سه تیغه شده ١٣٩٨/٠٢/٠٧
|

112 بازرسی بدنی کردن ١٣٩٨/٠٢/٠٥
|

113 گوشه کنایه ١٣٩٨/٠٢/٠٢
|

114 زنی که شوهرش گاه بگاه یا برای مدت درازی او را ترک میکند ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

115 مهارت و کاری که با آموزش عملی یاد داده میشود و با کتاب و جزوه نمیتوان ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

116 بازیابی کردن یک گونه ی منقرض شده ١٣٩٨/٠١/٢١
|

117 باور یا تلاش برای چیزی که نمیدانیم وجود دارد یا نه و نتیجه چه خواهد شد
-چشم بسته چیز یا موضوعی را باور داشتن و پذیرفتن
١٣٩٨/٠١/٢٠
|

118 فیش حقوق ١٣٩٨/٠١/١٦
|

119 سیستم ضد دزدی خودرو ١٣٩٨/٠١/١٤
|

120 [کوتاه شده: air conditioner ] تهویه مطبوع ١٣٩٨/٠١/١٢
|

121 سنجه , شاخص ١٣٩٨/٠١/١٢
|

122 [واحدی برای داده ها در کامپیوتر] یک میلیون گیگا بایت ١٣٩٨/٠١/١٢
|

123 صدای جیرینگ جیرینگ (مانند صدای خوردن دو چیز فلزی به هم)بگونه ی فعل هم بکار میرود ١٣٩٨/٠١/١١
|

124 (بگونه ی meetup هم بکار میرود ) دیدار خودمانی و خصوصی با کسی داشتن ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

125 با عجله چیزی را فراهم و تهیه کردن ١٣٩٨/٠١/٠٨
|

126 هشدار ١٣٩٨/٠١/٠٧
|

127 بستر دریاچه ١٣٩٨/٠١/٠٧
|

128 خود- نابودکن ١٣٩٨/٠١/٠٤
|

129 گشادی رگها ١٣٩٨/٠١/٠٤
|

130 شانس دوباره انجام دادن یا آزمودن چیزی یا کاری ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

131 فشار درون وسیله یا ظرفی را کم کردن و آزاد کردن ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

132 صعود تنها و خطرناک بدون طناب و سازو برگ از دیواره کوه ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

133 به بیرون درز پیدا کردن ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

134 بجامانده ١٣٩٧/١٢/٢٢
|

135 تصادف کردن جلو ماشین با بغل ماشین دیگر ١٣٩٧/١٢/٢٢
|

136 عقب کشیدن نیروها ١٣٩٧/١٢/١٧
|

137 ناکافی بودن, نرسیدن به مقدار مورد نیاز ١٣٩٧/١٢/١٦
|

138 مرگ ناگهانی ١٣٩٧/١٢/١٠
|

139 توک ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

140 چشم رو هم گذاشتن ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

141 رنگ آبی آسمانی ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

142 محله های پست شهر ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

143 تراکنش ١٣٩٧/١١/٢٩
|

144 حمل و بردن بار یا مسافر به مقصدهای درو ١٣٩٧/١١/٢٨
|

145 پول یا چیزهای قیمتی را قایم کردن,مدام اینور و انور سرک کشیدن ١٣٩٧/١١/٢٦
|

146 سرنام واژهای :radio →detection← and ranging ١٣٩٧/١١/٢٥
|

147 شکارچی(از آلمانی -J�ger -گرفته شده) ١٣٩٧/١١/١٤
|

148 لی لی به لالای کسی گذاشتن,به کسی حال دادن ١٣٩٧/١١/١٣
|

149 بجز , جدا از ١٣٩٧/١١/٠٩
|

150 دوزاری ١٣٩٧/١١/٠٨
|

151 عملکرد بهتر ١٣٩٧/١١/٠٧
|

152 عقب کشیدن ١٣٩٧/١١/٠٦
|

153 مثلثات (کوتاه شده :"Trigonometry") ١٣٩٧/١١/٠٥
|

154 سبب شدن که کسی از تعجب و شگفتی دهانش باز بماند(صدای "واو" دربیاورد) ١٣٩٧/١١/٠٥
|

155 (خودمانی-آمریکایی)اشاره به people ,که بگونه جمع اشاره به دوستان و بچه ها دارد ١٣٩٧/١١/٠٢
|

156 پارچه چهارخانه(چارخانه) ١٣٩٧/١١/٠١
|

157 اجرای تکنواز ی یا تکخوانی در برنامه موسیقی ١٣٩٧/١٠/٣٠
|

158 بار اضافه(از جریان انرژی) کشیدن ١٣٩٧/١٠/٣٠
|

159 بازی سنگ- کاغذ- قیچی ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

160 همسان ١٣٩٧/١٠/٢٣
|

161 دامن طبیعت ١٣٩٧/١٠/١٩
|

162 کوتاه شده:
"Reconnaissance" ; شناسایی .
البته گاهی به شکل فعل هم بکار میرود : شناسایی کردن
١٣٩٧/١٠/١٩
|

163 الگو و روش رفتاری که از جامعه میگیریم ١٣٩٧/١٠/١٩
|

164 یک چیز یا کالای تقلبی که به کسی قالب کنند ١٣٩٧/١٠/١٨
|

165 توربولانس و آشفتگی که در هوای پشت موتور جت هواپیما پدید میاید ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

166 باروری آزمایشگاهی ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

167 کاراگاه خصوصی ١٣٩٧/١٠/٠٢
|

168 یکپارچه ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

169 چیز (گریزانی) که بسختی به چنگ آید ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

170 سرهم کردن ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

171 سه وعده غذای گرم و یک تخت ١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

172 کش رفتن ١٣٩٧/٠٩/٢١
|

173 من روحمم خبر نداره!(هیچ اگاهی و اطلاعی درباره موضوع ندارم) ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

174 (کوتاه شده ی :Mercenary ) ; سرباز مزدور ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

175 لب مطلب ١٣٩٧/٠٩/١٧
|

176 منگ ١٣٩٧/٠٩/١٦
|

177 کانتینز یخچالی ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

178 رایزن و مشاور سران جنایتکار ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

179 طناب کوتاهی که چترباز میکشد تا چترش باز شود ١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

180 پرت کردن ١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

181 پرت کردن ١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

182 گرانبها,باحال
-میتواند کوتاه شده ی "pressure" هم باشد
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

183 بازتعریف کردن ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

184 وسیله ای در زیر سینک آشپزخانه که تکه های درشت آشغال ریخته شده را ریزریز میکند ١٣٩٧/٠٨/١٩
|

185 درهنگام ١٣٩٧/٠٨/١٢
|

186 یک نقشه جایگزین برای روز مبادا ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

187 خود را به قیافه کسی دیگری درآوردن ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

188 آدم پست ١٣٩٧/٠٨/٠٥
|

189 نیروی چترباز ١٣٩٧/٠٨/٠٤
|

190 سرک کشیدن ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

191 زپرتی ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

192 یک زبانزد(اصطلاح)آمریکایی : از آغاز تا پایان ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

193 انجام دادن کاری برای کسی به رایگان, بویژه انجام کارهای حقوقی برای کسی که درآمدش پایین است ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

194 زرنگ بازی درآوردن ١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

195 دررفتن ١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

196 پشتک وارو ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

197 کله خر ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

198 چلم,چلمو(کسی که همیشه آب بینی اش آویزان است) ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|

199 پولی که به گدا یا نیازمند میدی ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

200 بازیابی نیرو ١٣٩٧/٠٦/٣١
|

201 گذشته ها گذشته ١٣٩٧/٠٦/٣١
|

202 آوار ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

203 رویهمرفته ١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

204 باسن,کپل ١٣٩٧/٠٦/٢٩
|

205 بیا دشمنی ها را کنار بگذاریم و آشتی کنیم ١٣٩٧/٠٦/٢٨
|

206 بارقه ١٣٩٧/٠٦/٢٨
|

207 گلویی تر میکنی؟ ١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

208 {و نیز there you are (که برابر فرانسوی ان : te voila )} همون چیزی که میخواستی ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

209 خوراندن و افزودن لوازم و وسایل به یک وسیله که پیش از این نداشته تا برای یک هدف ویژه بکار گرفته شود ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

210 مشتری را واداشتن به اینکه بیشتر و یا گرانتر خرید کند(خودمانیش میشه انداختن به مشتری) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

211 پولی که از کسیه ات رفته (دیگه بدست نمیاد) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

212 دودوتا چهارتا کردن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

213 پخش کردن اطلاعات شخصی کسی در اینترنت ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

214 در آستانه انجام,نزدیک به رخدادن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

215 دسترسی گسترده تری داشتن ١٣٩٧/٠٦/١٤
|

216 مثال زدنی ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

217 جلو بردن,پیشبردن ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

218 همینو بگو ! ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

219 بچه محل(پسر)- برای دختر :homegirl ١٣٩٧/٠٦/١٢
|

220 فضای کوچکی که با بخشبندی(پارتیشن بندی) با دیواره های کوتاهی برای هر کارمند در سالن یا اتاق در نگر گرفته شده است ١٣٩٧/٠٦/١٢
|

221 (اسب ) رام و اماده سواری ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

222 ناخواسته ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

223 فرستادن پنهانی تروریستها یا جنایتکاران خارجی برای بازجویی به کشورهایی که قانون آنها برای این کار کمتر دست و پاگیر است ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

224 گونه ای کیف ورزشی که بیشتر لوله ای شکل و بلند است ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

225 آدم ور زن(کسی که زیاد ور میزنه) ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

226 پرهیز از انتخاب کردن یا تصمیم گرفتن ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

227 شرایط داره بحرانی میشه ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

228 به کسی رفتن ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

229 بی ارزش ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

230 خودنواز , کسی که خودش رو تحویل میگیره ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

231 وجهه بد (بویژه برای یک سیاستمدار) ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

232 اله بختکی ١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

233 دست به دست کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

234 نخ کاموا ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

235 موی خرمایی ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

236 سوار شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

237 فرم یا شکل وسیله را بگونه ای آیرودینامیکی کردن که اصطکاک کمتری در برابر جریان گذرا پدید آورد ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

238 وجه بد (بویژه برای یک سیاستمدار) ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

239 گلچین,برگزیده ١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

240 چگونگی یا وضعیتی که در یک درگیری یا مبارزه هیچ یک نتواند دیگری را شکست دهد ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

241 کسی که براستی احمق است ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

242 بی گمان, بی بروبرگرد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

243 چیزی که بشه روش کار کرد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

244 (در کوهنوردی) با طناب از یک دیواره پایین رفتن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

245 کسی که قاچاق انسان میکند ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

246 با کسی دوست صمیمی بودن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

247 برآورده کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

248 بزور وارد ساختمانی شدن ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

249 موفق باشید(کنایه آمیز) ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

250 کوتاه شده calculate ,محاسبه کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

251 بانگ یا آژیری که در کشتی بکار میرود برای اگاه کردن کارکنان که همه باید روی عرشه باشند ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

252 چه خبره؟ ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

253 برای نشان دادن هیجان هنگامی که شخص از بلندی میپرد یا با سرعت بالا حرکت میکند ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

254 نمایشگاه آرایی و نمایشگاه داری کردن ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

255 دوپهلو ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

256 آچار فرانسه ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

257 کامل تاریک ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

258 گفتگوی انگیزشی ١٣٩٧/٠٥/١١
|

259 کسی که آه در بساط ندارد ١٣٩٧/٠٥/١١
|

260 پیامدهای ادامه دار یک کار یا رخداد ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

261 آشکار کردن اطلاعات خصوصی یا محرمانه ١٣٩٧/٠٥/١٠
|

262 زمین بایر ١٣٩٧/٠٥/٠٩
|

263 کامل برهنه ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

264 کمانه کردن ,منحرف شدن ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

265 آب شنگولی ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

266 دریافتن چیزی بگونه ی دلی یا ناخودآگاه ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

267 کسی که به میان یک مسابقه در حال انجام می دود و آنرا از جریان می اندازند ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

268 روی هم انباشتن ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

269 چاپلوسی کردن,پاچه خواری کردن ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

270 گزارش عملیات ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

271 نخستین بیمار شناسایی شده از یک بیماری فراگیر ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

272 خفن ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

273 جنگ رودروی دو هواپیمای جنگنده ١٣٩٧/٠٥/٠٣
|

274 بی اجازه مدرسه یا سرکار نرفتن ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

275 کسی را به عمد در شرایط ناخوشایند یا ناخواسته گذاشتن ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

276 خواهان,پیگرد قانونی کننده ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

277 انگلیسی:
nothing comes from nothing
هیچ چیز از هیچ چیز میاید
١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

278 یک سازه بلند پل مانند که تجهیزهایی مانند چرثقیل یا بالابر اسکله ها ,چراغها ,دوربین یا علامتهای راه آهن روی ان قرار میگیرد ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

279 یک جنگ افزار که با نیروی الکترومغناطیسی یک پرتابه را شلیک میکند ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

280 دیگر در خطر نبودن ١٣٩٧/٠٤/٢٣
|

281 کسی که همیشه دیر مسایل رو میگیره ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

282
تپه های ریگ روان
١٣٩٧/٠٤/١٧
|

283 ویژهکار ماهواره ١٣٩٧/٠٤/١٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 plug
• He tripped over the wire and yanked the plug out.
• او پایش به سیم گیر کرد و دوشاخه را از برق کشید
١٣٩٨/٠٤/٠٦
|

2 scrambled
• The girl scrambled over the wall.
• دختر چاردست و پا روی دیوار حرکت کرد
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

3 divvy
• They decided to divvy the money they'd stolen.
• آنها بر آن شدند که پولی را که دزدیده بودند را بخش کنند
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|