برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محبت اله زارع

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نافرم شدن. درهم شدن. مچاله شدن. درخودفرورفتن . در ترکیب با واژه چپ: چپ و چووله ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

2 اسم مصدر به معنای برشته شدن است. در برخی نقاط فارس مرسوم است. صورتهای فعل آن:
برشیدم برشیدی برشید برشیدیم برشیدید برشیدند.
١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

3 اسم مصدر به معنای فرار کردن و رمیدن است. در برخی نقاط فارس هنوز هم مرسوم است ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

4 اصطلاحی محلی در برخی نقاط استان فارس است که اکنون متروک شده است. نام یک بازی است. بازی شامل مسابقه پرش از ارتفاع است. (از بالا به پایین و یا از پایین ... ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

5 اصطلاحی محلی در برخی نقاط استان فارس است که اکنون متروک شده است. نام یک بازی است. بازی شامل مسابقه پرش طول از روی گودال است.
این بازی شبیه بازی ...
١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

6 اصطلاحی محلی در برخی نقاط استان فارس است که اکنون متروک شده است. نام یک بازی است. بازی شامل مسابقه پرش طول است. چیزی شبیه پرش سه گام.
این نام از ...
١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

7 در برخی نقاط استان فارس به لقمه بزرگی از نان که شبیه ساندویچ پیچیده شده باشد، گفته می شود. ممکن است فقط نان باشد و ممکن است درون آن مواد غذایی دیگری ... ١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

8 از اصطلاحات رایج در برخی نقاط استان فارس است. بر وزن واژه "سقلمه"
افلیج شدن- درهم فروشدن- از ساختار درست خارج شدن- معادل دفرمه شدن.
معمولا در ...
١٣٩٨/٠٤/٢٤
|