برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجید ترکستانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 هازمان ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

2 پُرینش،چَپیره،تن‌شمار، مردمگان ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

3 پَژاره(کُردی) ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

4 دادگو-دادگزار-دادپرداز-دادسپار(وکالت)

داد در وَتپار(عبارت)های بالا به چم قانون می باش.
گزار از کارواژه‌ی گزاردن به جم انجام دادن همچون نما ...
١٣٩٨/٠٨/٢٦
|

5 پشتواره ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

6 جنگ‌افزار،رزم‌افزار،جنگاچ،رزماچ،آیُود،جنگینه،رزمینه ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

7 درپناه خدا-به خدا سپردن ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

8 پیغان و پیمان ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

9 دیریاز

دراز، دیریاز. "دیریاز" از "دیر" و "یازنده" رویهم میشود "دیرنده" و "دیرکشنده". در ایوان شاهی شبی دیریاز / به خواب اندرون بود با اَرنَواز ...
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

10 "وَتپار"
دیسُول(فرمول)= دیسیده از دو بخش "وَت" رخسار دیگری از وات، واک، واج و واژ به معنی حرف "پار" به معنی بخش، پاره و تکه.
و روی هم به معن ...
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

11 وَگیز

دیسُول(فرمول): از تبری"وَگ" پسوند کِهِش(کوچک‌سازی) " ایز"
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

12 قورباغه واژه‌ای پارسی است و نیازی به برابرنهاده و هاوَند(معادل) ندارد.
همریشه است با لری و لکی " قُروا و کُرواخه" و کُردی بق، ژاژا بَق یا ژوژا بَه
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

13 نرماده ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

14 مِراچِن
دیسُول(فرمول)= واژ به واژ " مرد-زن" دیسیده از "مِرا"(در اردستانی،نایینی،نطنزی) به معنی مرد همریشه با پارسی "میر"( به معنی سرور و اقا)و په ...
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

15 فَرآشان ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

16 پَرتُوانِه ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

17 دایَن
داین‌نامه:تزنامه، رساله

شیوه‌ی ساخت: از پارسی‌کهن/اوستایی "دا"(to give,grant,put ) "ی" خودآوای میان‌هِشت پسوند صفت‌ساز "ن" که در وا ...
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

18 بَژنا(ممتاز)،خوب‌گون(هُوگُون،پهلوی)،برجسته،اَبَرمَند ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

19 تک و تاخت، پَتاک(از پتاکیدن)، بَرتمِش(از برتمیدن) ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

20 سازشگری، باهم ساختن
را نیز به برابرنهاده‌تان بیفزایید باسپاس
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

21 لگام ..... از لگامیدن(ترمز‌کردن) ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

22 کَندایی(=کهانت)
کَندا(کاهن)
سرچشمه:صحاح‌الفارس، بندهش(اوستا)
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

23 کَندا
سرچشمه:بن‌دهش( اوستا)، صحاح‌الفارس

پرژن(نقد): کدبان(اقای) علی سیریزی ازیز و ارجمند، مغ و آتروان و آخوند و کشیش هیچ‌پیوندی با کاهن ندا ...
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

24 پرماتیار=امپراتور، emperor
پرماتگان؛پرماتیاری=امپراطوری, impire

پیشنهاد‌های بالا از ستاک" پَرماتِه یا پرماتی" می باشد ... که رخسار دیگری از ...
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

25 اگر برای نوشتار و سخنی یا نژادی یا مورد‌هایی از این دسته می‌خواهیم سورسی معرفی نماییم‌می‌توانیم از واژگان

" بنمایه،بُنوان،سرچشمه،‌آبشخور،خا ...
١٣٩٨/٠٨/١٥
|